5 خرداد 1405

ساختارشناسي تحليلي- انتقادي كتاب «منتخب الأثر في الإمام الثّاني عَشَر (عج)»

ساختارشناسي تحليلي- انتقادي كتاب «منتخب الأثر في الإمام الثّاني عَشَر (عج)» پ
كاوس روحي برندق
چكيده

كتاب «منتخب الأثر في الإمام الثّاني عَشَر (عج)»، نگاشته حضرت آيت‌الله‌ ‌العظمي لطف‌الله صافي گلپايگاني، از مراجع بزرگ تقليد شيعه؛ يكي از كتاب‌هاي روايي معاصر در موضوع احاديث مربوط به امام مهدي (عج) است كه مؤلف محترم با تتبع طاقت‌فرسا از كتاب‌هاي فريقين (شيعه و اهل سنت) گردآوري و آن را مبتكرانه ساختاربندي كرده در بخش‌هاي متعدد ملحقات و پانوشت‌هاي متعدد عالمانه، به تبيين و رفع شبهه و چالش از احاديث مهدويت اقدام كرده است. اين جستار كه روش آن در گردآوري، كتابخانه‌اي و در تجزيه‌ و تحليل ديدگاه‌ها و مستندات، توصيفي، تحليلي و انتقادي است؛ باهدف بازشناسي ساختار كتاب «منتخب الأثر في الامام الثاني عشر (عج)» در چهار محور: 1. توصيف و ذكر ويژگي‌ها؛ 2. محاسن و امتيازها؛ 3. كاستي‌ها و نقد و ارزيابي؛ 4. پيشنهادها، به نگارش درآمده و هر يك از ريزساختارهاي ده‌گانه كتاب را ساختارشناسي تحليلي- انتقادي كرده و به اين نتيجه كلي دست‌يافته است كه كتاب حاضر با وجود محاسن و ابتكارهاي غيرقابل ‌انكار ساختاري، در مواردي دچار كاستي است و بر اساس پيشنهادهاي داده‌ شده، به تدوين مجدد نياز دارد.

واژگان كليدي: احاديث امام مهدي (عج)، كتاب منتخب الأثر، آيت‌الله صافي گلپايگاني، ساختارشناسي.

مقدمه

تأليف آثار در مورد امام مهدي (عج) از پيشينه‌اي ديرينه برخوردار است و با تاريخ نگارش حديث در قالب اصول و سپس كتاب‌هاي مدون و سپس جوامع روايي و تك‌نگاري‌ها در خصوص روايات مهدويت گره‌خورده است و هر يك از اين نگاشته‌ها، داراي ساختاري خاص است. يكي از آثار مدون ابتكاري در عصر حاضر كه از نظر محتوايي و شكلي از ويژگي‌ها و امتيازهاي ويژه‌اي برخوردار است، كتاب «منتخب الأثر[1] في الإمام الثّاني عَشَر (عج)»، نگاشته حضرت آيت‌الله‌العظمي حاج شيخ لطف‌الله صافي گلپايگاني، از مراجع بزرگ تقليد شيعه است. همان‌گونه كه از عنوان آن پيداست، كتاب مذكور، يكي از جوامع روايي در موضوع احاديث مربوط به امام مهدي (عج) است كه مؤلف محترم با تتبع طاقت‌فرسا از كتاب‌هاي فريقين (شيعه و اهل سنت) آن را گردآوري و مبتكرانه ساختاربندي كرده است. اين كتاب داراي يازده باب و هر باب داراي فصل‌هاي متعددي است كه ابتدا به‌صورت تك‌جلدي و در اصلاح نهايي در سه جلد به چاپ رسيده است. جلد اول و دوم اين مجموعه داراي مقدمه و جلد اول و سوم داراي ضمايم و ملحقات‌اند كه مؤلف در اين ملحقات و نيز در پانوشت‌هاي متعدد علاوه بر ارجاع دهي‌‌هاي عالمانه، با نگارش مقاله‌هاي كوتاه و گاه بلند، فراخور مسئله مطرح ‌شده، به تبيين و شبهه زدايي و رفع برخي چالش‌ها در دفاع از روايات و آموزه‌هاي مهدويت پرداخته است.

از آن‌جا كه نقد هر اثر، در معناي واقعي آن كه عبارت است از بازشناساندن سره از ناسره (فراهيدي، بي‌تا: ج5، ص118؛ جوهري، 1407: ج2، ص544؛ ابن فارس، 1399: ج5، ص467؛ فيومي، 1414: ج2، ص20 و طريحي، 1375: ج3، ص152)؛ نقش كليدي در بازشناسي زواياي هر اثر علمي دارد؛ نقد و ارزيابي آثار سرآمد لازم و ضروري‌تر است و نخستين نوع نقد از انواع نقد يك اثر – شامل نقد شكلي، محتوايي و ساختاري- به‌‌منظور معرفي هر اثر، به‌ويژه كتابي چون كتاب «منتخب الأثر في الإمام الثّاني عَشَر (عج)[2]» كه نقطه عطفي در ميان نگاشته‌هاي حوزوي از نظر ساختاري به شمار مي‌آيد؛ اين جستار باهدف بازشناسي ساختار كتاب مذكور در صدد است اقدام به ساختارشناسي تحليلي- انتقادي كتاب نامبرده پرداخته و مشخصاً پاسخ گوي پرسش‌هاي پژوهشي در اين زمينه باشد.

تاكنون در مورد تحليل ساختاري كتاب «منتخب الأثر» پژوهه‌‌اي سامان نيافته است و لذا ضرورت نگارش اين جستار موجه خواهد بود و بر اين اساس، به گمان نگارنده، پژوهه حاضر تحقيقي نوآورانه است. هر چند مقاله‌‌هايي نه چندان فراوان در زمينه ساختارشناسي، به معناي اعم برخي كتاب‌‌هاي ديني – شامل ساختارشناسي شكلي و فني و ساختاري و محتوايي – مي‌‌توان با جست‌وجو در اينترنت يافت كه ماهيتا پيشينه اين پژوهش به شمار نمي‌‌آيند و فقط از جنبه روش پيشينه عام به شمار مي‌‌آيند؛ لذا از ذكر آن‌‌ها خودداري مي‌‌گردد.

روش پژوهش حاضر در مرحله گردآوري اطلاعات، كتابخانه‌اي است و در مرحله تجزيه‌ و تحليل ديدگاه‌ها و مستندات، روش اين پژوهش آميزه‌‌اي از روش‌‌هاي توصيفي، تحليلي و انتقادي است؛ اما مدل پژوهش حاضر براي ساختارشناسي كتاب، مدل نوآورانه به شمار مي‌‌آيد كه در آن سعي شده است كاستي‌‌هاي مدل‌‌هاي نانوشته ديگران برطرف گردد. اين مدل اگرچه ذيل عنوان آينده به صورت گذرا تبيين شده است؛ واقعيت آن است كه تبيين مبسوط آن به نگارش روش شناسانه نيازمند است كه نگارنده در حال تصنيف آن است و اين مقاله گنجايش آن را ندارد.

1. تبيين مفهوم ساختار و ساختار كتاب

«ساختار» عبارت است از چگونگي اتصال موضوعات بر اساس الگوهاي سازمان‌دهي منطقي (آرامبراستر، 1372: ص82) و يكي از عوامل مؤثر در يادگيري، ساختار متن كتاب است؛ زيرا متوني كه بهتر سازمان‌دهي شوند، فهم و درك و يادسپاري و به‌كارگيري اطلاعات خود را افزايش مي‌‌دهند (همان و آرمند، 1384: ص49)؛ اما در مورد معيارهاي ساختارمندي كتاب، داده‌هاي چنداني مدون نشده است. پاره‌اي از اين معيارها عبارتند از: فصل‌‌بندي منطقي كتاب (منصوريان، 1392: ص13)؛ تناسب عنوان با محتوا (ملكي، 1384: ص14)؛ طبقه‌‌بندي فصل‌‌هاي كتاب بر اساس نظام منطقي؛ نحوه چينش فصل‌‌هاي كتاب در ارتباط با موضوع اصلي؛ تناسب زير عنوان‌هاي هر فصل با موضوع آن فصل؛ هم‌‌خواني سازمان‌دهي مطالب بندهاي هر قسمت با كل آن قسمت (رضي، 1387: ص200) و عدم تداخل اجزاي كتاب (همداني، 1399: ص436).

به زعم نگارنده، هركدام از بخش‌هاي كتاب نيازمند ساختارمندي هستند و اين بخش‌ها عبارتند از: 1. ساختار عنوان؛ 2. ساختار ريزساختارهاي مقدماتي پيش از باب‌ها و مقدمه كتاب؛ 3. ساختار باب‌ها؛ 4. ساختار فصل‌هاي كتاب؛ 5. پيكربندي عناوين؛ 6. پيكربندي بندها؛ 7. ساختار شيوه ارجاع دهي و پاورقي‌ها؛ 8. ساختار ضمايم؛ 9. ساختار كتاب‌نامه؛ 1. ساختار نمايه‌ها. به‌منظور ساختارشناسي تحليلي – انتقادي هركدام از ريزساختارهاي نامبرده بايد مراحلي طي شود. اين مراحل از نگاه نگارنده به ترتيب شامل اين موارد مي‌شود: 1. وصف و ذكر ويژگي‌ها؛ 2. محاسن و امتيازها؛ 3. كاستي‌ها و نقد و ارزيابي؛ 4. پيشنهادها در جهت اصلاح. اما معيارهاي ساختارمندي در هر كدام از زير ساختارها به‌صورت بسيار گذرا عبارتند از: 1. جامع بودن و وجود تمامي مؤلفه‌ها در مجموعه مربوط به هر ريزساختار؛ 2. مانع بودن و عدم هم‌پوشاني و تكرار در مجموعه؛ 3. ارتباط دروني بين اجزاي مجموعه و رعايت ترتيب، تقدم و تأخر؛ 4. ارتباط بيروني و شبكه‌اي با ساير ريزساختارهاي مرتبط.

بر اين اساس، سعي خواهد شد الگوي تحليل انتقادي اين جستار، الگويي جامع و همه‌جانبه باشد؛ به اين معنا كه در تمامي زيرساختارهاي ده‌گانه نامبرده، چهار مرحله از وصف و ذكر امتيازها و كاستي‌ها تا پيشنهاد، مبتني بر معيارهاي چهارگانه جامع‌ و مانع بودن و ارتباط دروني و بيروني طي خواهد شد.

2. يافته‌هاي تحقيق و بحث و تحليل

يافته‌هاي تحقيق حاضر در زمينۀ ريزساختارهاي ده‌گانه بر اساس الگوي ارائه‌شده، بدين قرار است:

2-1. ارزيابي عنوان كتاب

عنوان «منتخب الأثر في الإمام الثّاني عَشَر (عج)»، عنواني است كوتاه، مسجع و سليس كه مطالب و محتواي كتاب را نشان مي‌دهد؛ ليكن با دقت در اين عنوان، درمي‌يابيم «في» به «الأثر» متعلق است و اين، در حالي است كه دو بخش شدن عنوان، يعني «منتخب الأثر» و «في الإمام الثّاني عَشَر»، به دليل رعايت سجع اين نكته را بازگو مي‌كند كه گويي «في» به «منتخب الأثر» متعلق است. لذا براي رفع اين كاستي پيشنهاد مي‌شود عنوان همان «منتخب الأثر» باشد و زير عنوان به «في أحاديث الإمام الثّاني عَشَر» تغيير يابد؛ هرچند اشكال مذكور با توجه به اين كه عنوان جا افتاده است، قابل مسامحه است.

2-2. ارزيابي ساختار صفحات آغازين و مقدمه كتاب

مشخصات صفحات آغازين پيش از مقدمه كتاب در 3 جلد و مقدمه جلد 1 و 2 عبارت است از:

2-2-1. صفحات آغازين پيش از مقدمه كتاب كه به مشخصات، بسم‌الله و … اختصاص‌يافته، دچار آشفتگي است و صفحه شناسنامه غير هنرمندانه در جاي نامناسب صفحه قرار گرفته و صفحه بسم‌الله در جلد نخست بعد از صفحه دعاي فرج قرار گرفته است.

2-2-2. مقدمه در جلد نخست كتاب بعد از آغاز سخن، با اشاره به موضوع كتاب (براعت استهلال) در بند آغازين مقدمه، بر سه محور متمركز است: 1. ضرورت اعتنا به احاديث؛ 2. نقد نگرش فلسفي به آموزه‌هاي ديني؛ 3. سخني اجمالي در سند و متن احاديث الخلفاء الإثني عشر. گويي اين سه، براي تبيين ضرورت تدوين كتاب حاضر، به‌ويژه ناظر به محتواي مجلد نخست آن (صافي، 1428: ج1، ص14-15) به نگارش در آمده‌اند.

2-2-3. مؤلف محترم در مقدمه جلد دوم كه در واقع درآمدي بر جلد دوم و سوم است، عمدتاً به بيان ويژگي ممتاز اين كتاب كه عبارت است از تبيين تواتر احاديث هر يك از فصول كتاب، پرداخته و در اين زمينه نكات سودمندي ذكر كرده است.

تمامي سه مطلب ذكرشده در مقدمه جلد اول و دوم، به بحث دراز دامن و طرح و تحليل ديدگاه‌ها نياز دارد و دلايل رقيب و نقد و ارزيابي آن‌ها را مي‌طلبد كه روشن است اين‌همه، نه در مقدمه مي‌گنجد و نه مقدمه جاي طرح آن است. البته ذكر ضرورت بازگشت به آموزه‌هاي احاديث معتبر اسلامي كه در مقدمه جلد يكم آمده است، يكي از دلايل نگارش اين كتاب مي‌تواند باشد؛ ليكن در اين زمينه نيز مقدمه همچنان طولاني است.

به نظر مي‌‌رسد، افزون بر ضرورت صفحه‌آرايي زيبا و هنرمندانه آغازين پيش از مقدمه كتاب، ذكر دليل نگارش كتاب به‌صورت واضح و كوتاه و نيز گزارش مختصر ابواب و فصول و محتواي كتاب؛ از اموري است كه بايد در مقدمه جلد اول يكجا ذكر مي‌شد و افزون بر اين، مي‌بايست در مقدمه جلد اول، به پيشينه تأليف و به‌ويژه گزارش كوتاهي از ويژگي‌هاي بارز كتاب كه در مقدمه جلد دوم آمده است و امتيازهاي تأليف حاضر بر ساير، بلكه تمامي كتاب‌هايي كه در اين زمينه نگاشته شده‌اند؛ پرداخته مي‌شد و مقدمه جلد دوم به‌كلي حذف مي‌گرديد.

2-3. ارزيابي ساختار باب‌هاي كتاب

كتاب منتخب الأثر داراي 11 باب است و امتيازهاي ساختاري ابواب يازده‌گانه كتاب حاضر را در نكات زير مي‌توان سامان داد:

2-3-1. ساختاربندي روايات در ابواب نامبرده و تقسيم موضوع عام هر باب به مسائل متعدد كه هريك مسئله خاصي از موضوع عام را دربر مي‌گيرد؛ شاخص‌ترين امتياز اين كتاب به شمار مي‌آيد. اين كار افزون بر اين كه از اتلاف وقت پژوهشگران جلوگيري مي‌كند، در هر مسئله استفاضه، بلكه به نظر مؤلف محترم در مواردي تواتر معنوي يا اجمالي احاديث را به ارمغان آورده است (همان، ج3، ص430).

2-3-2. ابواب 11 گانه كتاب حقيقتاً داراي چينش منطقي است؛ در دو باب اول و دوم با رويكرد كلامي براي ساير ابواب مقدمه سازي شده است. در ساير ابواب، از باب 3 تا 10، با رويكرد تاريخي به تبويب احاديث مربوط به شخص امام مهدي (عج) اقدام و فقط در باب 9 به حالات و ويژگي‌هاي ياران و ياوران امام مهدي (عج) پرداخته ‌شده است و در باب 11، به اموري كه با رويكرد تاريخي به شخص امام مهدي (عج) و ياران و ياوران او مربوط نمي‌شود، بلكه به تكذيب حضرت و نيز وظايف مردم در زمان غيبت ارتباط دارد؛ پرداخته شده است.

2-3-3. جدا از برخي نقدها كه در ادامه بدان اشاره خواهد شد، كتاب حاضر در بردارنده عمده روايات مربوط به امام مهدي (عج) است.

با بررسي ساختار ابواب كتاب، كاستي‌هاي زير نمايان است:

2-3-4. عنوان گذاري باب‌ها داراي كاستي‌هاي متعدد است:

يك. نامتناسب بودن عناوين از جنبه كوتاهي و بلندي عبارات؛

دو. نامشخص و ناگويا بودن، بلكه بي‌عنوان بودن باب 11 با درج عبارت «و فيه ستّة فصول‏» (همان، ص197)؛

سه. فقدان كلمات كليدي جامع و درنتيجه آشفتگي و تطويل عناوين، به‌جز در سه باب 7، 8 و 9؛

چهار. ناهمگوني در عبارات آغازين عناوين باب‌ها، به‌گونه‌اي كه دو باب نخست با عبارت «الأحاديث الناصّة على» آغاز و برخي ابواب با «فيما» آغاز شده‌اند كه با اختصار دقيقاً مفاد عبارت «الأحاديث الناصّة على» را مي‌رساند و برخي ابواب با «في»، بدون «ما»ي موصول كه اشاره به روايات و احاديث است، آمده‌اند.

2-3-5. مطالب ابواب در مقايسه با يكديگر ناموزون‌اند؛ به‌گونه‌اي كه برخي ابواب داراي فصل‌هاي بسيار بيش‌‌تر از ابواب ديگر هستند. اين كاستي در مواردي با توجه به رعايت چينش منطقي و كلامي و تاريخي پيش‌گفته بايد ناديده انگاشته شود؛ ليكن مواردي مانند باب 9 كه 5 صفحه (همان، ص175-180)، و باب 10 كه 10 صفحه (همان، ص181-196) را به خود اختصاص داده‌اند؛ واقعاً قابل چشم‌پوشي نيستند.

2-3-6. افزون بر اين، باب11 حقيقتاً دچار كمبود داده‌ها و روايات در زمينه وظايف مردم در زمان غيبت است؛ باوجود اين كه گردآوري و تدوين و تبويب و فصل‌بندي اين دسته از روايات از منابع روايي براي مؤلف فراهم بوده و مي‌توانسته است وظايف مردم در زمان غيبت را با تجزيه بيش‌‌تر به فصل‌هاي متعدد تقسيم كند و ذيل هركدام احاديث فراواني از جوامع روايي شيعي بنگارد؛ چنان كه نگارندگان متقدم شيعي به اين كار اقدام كرده‌اند. ليكن مؤلف محترم باوجود توجه به اين نكته (همان، ص219، پاورقي1)؛ به گزينش اقدام كرده است و در اين زمينه، اين عذر كه غالب منابع اين بخش شيعي است، ناموجه است و با اين پاسخ مواجه مي‌شود كه اتفاقاً در فصل‌هاي 6 گانه باب11، نگارنده به‌جز چند روايت انگشت ‌شمار عامه، روايات شيعه را ذكر كرده است.

با نگاه پيشنهاد محور، به نظر مي‌رسد به لحاظ اين كه عمده محتواي ابواب كتاب را احاديث تشكيل مي‌دهند، ذكر «ما» بعد از«في» در آغاز عناوين تمامي باب‌ها بايسته است و اين عبارت علاوه بر اين كه از «الأحاديث الناصّة على» كوتاه‌تر است، كاستي«في» بدون «ما» را ندارد. افزون بر اين، براي حل كاستي‌هاي گذشته، تجزيه باب‌هاي داراي فصول بسيار به ابواب متعدد و نيز تفكيك فصل 1 باب 11 از آن و گنجاندن امور مشابه با فصل 1 از باب 11 در ضمن باب جداگانه و نيز تكثير فصول مربوط به وظايف مردم در زمان غيبت در ضمن ابواب متعدد كه هركدام داراي چندين فصل خواهد بود؛ بر ارزش ساختاري كتاب خواهد افزود.

اما پيشنهاد اساسي و محتوايي نگارنده اين جستار بر تقسيم احاديث مهدويت، به 3 گروه عمده: احاديث غيبت، ظهور و رجعت، در يك طبقه‌بندي كلي احاديث است كه 3 باب را تشكيل مي‌دهند و هريك به اعتبار رويكرد تاريخي، كلامي و … داراي فصول متعدد با چينش منطقي خواهد بود، كه متأسفانه به احاديث باب رجعت و همان‌گونه كه اشاره شد، به احاديث غيبت، كم‌‌ترين عنايت شده است.

2-4. ارزيابي ساختار فصل‌هاي كتاب

در ادامه به لحاظ اين كه هركدام از باب‌ها، داراي فصول متعدد است و هر يك از باب‌ها از جنبه ساختارشناسي فصول، بحث جداگانه‌اي مي‌طلبد؛ بررسي ساختارشناسي هر فصل به‌طور جداگانه پيگيري خواهد شد.

2-4-1. ساختار فصل‌هاي باب 1 و 2

با توجه به نكته‌اي كه در ادامه خواهد آمد، باب 1 و 2 را يكجا مطرح مي‌كنيم. ساختارشناسي مربوط به ملحقات باب دوم در بخش جداگانه و يكجا با ملحقات جلد سوم مطرح خواهد شد؛ اما اين دو باب متأسفانه فاقد فصل‌بندي هستند. اتفاقاً نقص عمده اين دو باب، آن است كه در باب نخست، 148 حديث و در باب دوم، 162 حديث؛ يعني مجموعاً 310 حديث در دو باب بدون هيچ‌گونه فصل‌بندي داخلي، جاي ‌داده شده‌اند؛ گرچه مؤلف، خود متوجه اين كاستي شده و در بخشي از ملحقات باب دوم با عنوان «الفهرس للأحاديث الناصّة على أنّ الأئمّة و الخلفاء و النقباء و الأوصياء و … اثناعشر حسب مضامينها و مداليلها» (همان: ج1، ص304-306)؛ به تقسيم‌بندي محتوايي اين دو باب اقدام كرده است.

به نظر مي‌رسد با توجه به‌ عنوان‌هاي پيشنهادي نگارنده اين پژوهش و نيز با توجه به ارجاع‌هاي مؤلف كتاب (همان، ص304-306) – البته با رعايت عدم تكرار روايات و گنجاندن روايت در مناسب‌ترين فصل- مجموع روايات باب 1 و 2 فصل‌بندي و در ضمن چندين باب (نه 2 باب) عرضه شود. افزون بر زير سازه‌هايي كه مؤلف محترم گوشزد كرده است (همان)، بيانات مؤلف در چند مورد از كتاب نيز مي‌تواند راهنماي عملي تدوين مجدد به شمار آيد (همان، ص101، پاورقي1؛ ص 258-259؛260-261 و 275-276).

2-4-2. ساختار فصل‌هاي باب 3

ويژگي‌ها و امتيازهاي ساختار فصل‌هاي باب 3 را به‌صورت زير مي‌توان گزارش كرد:

2-4-2-1. يكي از محاسن اين باب، مانند بسياري از ابواب كتاب به‌جز باب 1 و 2؛ تقسيم‌بندي باب به فصل‌هاي متعدد است. دست‌كم برخي، بلكه بسياري از عناوين فصل‌ها ابتكار مؤلف به شمار مي‌آيند و تا زمان نگارش اين كتاب سابقه نداشته‌اند؛ به اين معنا كه احاديث مربوط به هر يك از عنوان‌هاي فصل‌ها، پيش از او در ضمن احاديث ديگر و ذيل عناوين كلي ذكر مي‌شد و تمركز بر عنوان جديد ابتكار نگارنده است.

2-4-2-2. از ديگر امتيازات اين باب، مانند بسياري از ابواب كتاب، به‌جز باب 1 و 2، ساختاربندي، چينش و ترتيب منطقي بين فصول داخلي هر باب است. البته اين امتياز، يك امتياز حداكثري و نه هميشگي است كه در موارد عدم رعايت اين نكته تذكر داده خواهد شد.

2-4-2-3. يكي از ويژگي‌هاي فصل‌هاي اين كتاب، آن است كه شماره احاديث مورد استفاده در هر فصل، بعد از عنوان فصل گذاشته ‌شده است و اين نكته جز در موارد اندك شمار (مانند فصل 1 از باب 3)، كه ظاهراً از ديد نگارنده خارج شده است، در تمامي فصل‌ها رعايت شده است. پشتوانه اين درج شماره به ابتكار ويژه اين كتاب برمي‌گردد كه درصدد است در هر فصل تعداد احاديث را به‌ اندازه‌اي برساند كه به معيار تواتر و حصول اطمينان از صدور و قطع و يقين به آن حاصل گردد.

به نظر مي‌رسد نكات زير را مي‌توان در مقام ارزيابي از كاستي‌هاي ساختاربندي فصول باب 3 اين كتاب برشمرد:

2-4-2-3-1. متأسفانه تعداد فصل‌هاي باب 3 بسيار است و از دو لحاظ اين فراواني كاستي به شمار مي‌آيد؛ هم از لحاظ ناسازگاري دروني بين فصل‌ها و گنجانده شدن با تكلف اين‌همه فصل در يك باب، و هم از جنبه مقايسه بيروني با ساير ابواب كه داراي فصل‌هاي اندك هستند و بر اثر آن، توازن بين فصل‌ها و درنتيجه توازن بين ابواب برقرار نشده است.

2-4-2-3-2. فصل 1، به‌طور مستقل يك باب است و همان‌گونه كه مؤلف محترم اشاره كرده است (همان: ج2، ص20)؛ پيش از مؤلف، برخي نويسندگان، كتاب‌هايي را كه صرفاً دربردارنده احاديث تفسيري مربوط به آيات مهدويت‌اند، در يك مجموعه گردآوري كرده و در اين زمينه به تأليف دست زده‌اند. افزون بر اين، مطالب اين روايات اگرچه در مورد اصل ظهور امام مهدي (عج) است؛ مناسب‌ترين جايابي براي بيش‌‌تر اين روايات، داده ويژه‌اي است كه روايت در مورد آن صادر شده و تمركز روايت بر آن است. بنابراين، نه آن بخش از عنوان باب كه به اين روايات مربوط است -و مؤلف با عبارت «ما يدلّ على ظهور المهديّ» بدان اشاره كرده است (همان، ص19)-؛ جامع افراد و مانع اغيار است، و نه عبارت عنوان باب، با عبارت عنوان فصل -«في ذكر بعض الآيات المبشّرة بظهوره (ع) أو المؤوّلة ببعض ما هو من علائم ظهوره، و ما يقع قبل ذلك و حينه و بعده» (همان، ص20)- سازگار است؛ بلكه بين عنوان باب و عنوان فصل نسبت «عموم و خصوص من وجه» برقرار است.

2-4-2-3-3. واژه «البشارة» و «المبشّرة» در عنوان باب 3 و باب 1 و 2، موضوعيت ندارد، بلكه طريق براي اصل ظهور است و لذا تأكيد بر اين دو واژه غيرموجه و لزوم ساخت بابي تحت عنوان روايات مربوط به اصل ظهور ضروري خواهد بود.

2-4-2-3-4. دو فصل 1 و 2 را نيز اگر ناموزون ندانيم و هم‌جنس بدانيم؛ روايات و عناوين فصل‌هاي 3 و 4 و فصل‌هاي 6 تا 25 داراي اتحاد موضوعي از جنبه گنجايش در يك باب هستند و همه زيرمجموعه نسب امام مهدي (عج) به شمار مي‌آيند و به‌روشني، هم از نظر تعداد و هم از نظر تعدد محتوا كه فصل‌بندي را هموار مي‌كند، توان گنجايش در باب مستقل را دارا هستند.

2-4-2-3-5. ادامه فصول اين باب نيز بسيار آشفته و پريشان است؛ فصل 5 در مورد شمايل امام مهدي (عج) و فصل 26 در زمينه ويژگي‌هاي امام مهدي (عج) پساظهور است؛ فصل‌هاي 27 تا 30 و نيز فصل 48 در مورد غيبت امام مهدي (عج) است؛ فصل‌هاي 31 تا 33 در مورد شمايل و خصوصيات و ويژگي‌هاي حضرت هستند؛ فصل‌هاي 34 تا 47 و دو فصل 49 و 50 در مورد ويژگي‌هاي پساظهور حضرت مي‌باشند و روايات فصل 51 به‌روشني در زمينه اواخر غيبت و از علائم پيشاظهورند.

2-4-2-3-6. اگر عنوان باب را با توضيحي كه از تجزيه ‌و تحليل فصل‌ها ارائه شد، مقايسه كنيم، درمي‌يابيم نه‌تنها عنوان، دربردارنده و جامع تمامي محتويات عناوين فصول نيست، بلكه عنوان خود از لحاظ چينش مطالب و جامع گيري دچار پريشاني است و دليل آن، ذكر واژه «البشارة به (ع)» در پايان عنوان است: «ما يدلّ على ظهور المهديّ و أسمائه و أوصافه و خصائصه و شمائله و البشارة به (ع)».

پيشنهاد نگارنده اين مقاله آن است كه باب 3 به چندين باب مستقل تفكيك شود؛ به‌گونه‌اي كه هر يك از عناوين، ابواب مطالب فصل‌هاي دربردارنده مطالب زير را پوشش دهد:

يك. روايات مربوط به اصل ظهور امام مهدي (ع)؛

دو. احاديث تفسيري مربوط به آيات مهدويت؛

سه. احاديث مربوط به نسب امام مهدي (ع)؛

چهار. روايات مربوط به شمايل و خصوصيات و ويژگي‌هاي شخصي امام مهدي (ع)؛

پنج. احاديث مربوط به غيبت امام مهدي (ع)؛

شش. روايات مربوط به علائم آخرالزمان؛ كه گويي اساساً در كتاب حاضر ذكر نشده‌اند؛ اما با توجه با تفاوت احاديث علائم آخرالزمان، و علائم پيشاظهور امام مهدي (ع) در روايات و خلط اكثر افراد ميان اين دو و نيز تشابه اين دودسته احاديث در برخي موارد؛ شايسته است بابي مستقل به روايات مربوط به علائم آخرالزمان اختصاص يابد؛

هفت. احاديث مربوط به علائم پيشاظهور امام مهدي (ع)؛

هشت. روايات مربوط به ويژگي‌هاي پساظهور امام مهدي (ع).

اين پيشنهاد در حد پيشنهاد ابتدايي و راجع به ساختارشناسي خصوص باب 3 است و لذا براي رفع تداخل و لزوم ادغام داده‌هاي هر يك از فصل‌هاي ابواب، به جمع بندي نهايي نياز است.

2-4-3. ساختار فصل‌هاي باب 4

مؤلفه قوت اين باب آن است كه عنوان باب، مطالب تمامي فصل‌هاي اين باب را در بردارد.

مقايسه فصل‌هاي اين باب با باب3، به‌وضوح گوياي تداخل موضوعي مجموع روايات سه فصل اين باب، حداقل با فصل 33 از باب 3 مي‌باشد و علاوه بر اين، مجموع سه فصل باب 4، به ‌اضافه فصل 33 باب3 و نيز فصل‌هاي مربوط به روايات مربوط به تاريخ ولادت و ماجراهاي مرتبط به آن از ابواب ديگر، قابليت گنجايش در باب 4 را دارد.

2-4-4. ساختار فصل‌هاي باب 5

عنوان اين باب همانند باب پيشين، به‌روشني دربردارنده مطالب تمامي فصل‌هاي اين باب است.

كاستي روشن باب، طولاني بودن آن است و پيشنهاد مشخص نگارنده، پي‌جويي عنواني جامع و كوتاه براي باب5، حداقل به اندازه عنوان باب 6 است.

2-4-5. ساختار فصل‌هاي باب 6

باب 6 نيز كوتاه و داراي 2 فصل است و عنوان باب همانند باب پيشين، به‌روشني دربردارنده مطالب تمامي فصل‌هاي اين باب است.

باوجود كوتاهي عنوان اين باب نسبت به باب پيشين، كاستي روشن باب طولاني بودن آن است و پيشنهاد مشخص نگارنده پي‌جويي عنواني جامع و كوتاه‌تر است.

2-4-6. ساختار فصل‌هاي باب 7

عنوان باب، بيش‌تر عناوين فصل‌ها را پوشش مي‌دهد.

با تأمل در عنوان و مقايسه با محتواي روايات فصل‌هاي زير مجموعه آن، روشن مي‌گردد كه اگر چه عنوان باب تمامي فصل‌هاي 2 تا 7 را پوشش مي‌دهد؛ فصل‌هاي 8 تا 11، به‌روشني از تحت پوشش عنوان باب «علائم ظهوره و ما يكون قبله» بيرون است؛ زيرا باب 8 اساساً نه در مورد مسئله تكويني خارجي كه در بردارنده حكم تكليفي شرعي است و فصل‌هاي 1، 9، 10 و 11، نه در مورد علائم و نشانه‌ها كه گوياي ويژگي‌هاي جغرافيايي، مكاني، زماني و چگونگي ظهور و… است.

پيشنهاد مشخص نگارنده تقسيم اين باب به دو باب، يكي با عنواني مشابه «علائم ظهوره و ما يكون قبله» با زيرمجموعه فصل‌هاي 2 تا 7 و باب ديگري با عنواني مانند «كيفية ظهوره (ع)» با زيرمجموعه فصل‌هاي 1 و 8 تا 11 مي‌باشد.

2-4-7. ساختار فصل‌هاي باب 8

عنوان باب «فيما يكون بعد خروجه»، تمامي عناوين فصل‌ها را بلااستثنا پوشش مي‌دهد.

ساختار اين باب را مي‌توان در نكات ذيل به نقد كشيد:

2-4-7-1. ترتيب دروني چينش فصل‌هاي 13 گانه اين باب را با هيچ منطقي نمي‌توان توجيه كرد؛ زيرا اگر قرار بر ذكر وقايع به ترتيب تاريخي و زمان وقوع پديده‌ها باشد؛ قطعاً مسئله سفياني و دجال بر تمام وقايع مقدم است؛ زيرا چنان كه در دو باب 6 و 7 از باب پيشين گذشت؛ امام مهدي (عج) از پيش از ظهور با اين دو شخص درگير است و از دو فصل 9 و 10 باب موردبحث مشخص مي‌گردد كه درگيري با آن دو، تا بعد از ظهور ادامه دارد و با كشته شدن آن‌ها مسئله خاتمه مي‌يابد.

2-4-7-2. نيز بر اساس روايات فصل 8، مسئله نزول حضرت عيسي (ع) و اقتدا به امام مهدي (عج) در نماز، جزو نخستين وقايع پساظهور مي‌باشد (همان، ج 3، ص 158).

2-4-7-3. افزون بر اين، مسائل مطرح‌ شده در فصل‌هاي 1، 2، 6 و 7 قطعاً به گذر زمان نياز دارد؛ چرا كه بر اساس روايات همين فصل‌ها، امام مهدي (عج) با گذر زمان و به ‌تدريج، تمامي كره خاكي را فتح مي‌كند و تمامي پيروان اديان ديگر و نيز مشركان، دين اسلام را مي‌پذيرند و همه ساكنان كره زمين از شرق و غرب به اسلام مي‌گرايند. مسئله پر شدن زمين از عدل و داد نيز طبيعتاً بعد از مرور زمان رخ مي‌دهد. بنابراين، اين فصل‌ها بايد جزو فصل‌هاي پاياني اين باب باشند.

2-4-7-4. نيز به‌روشني فصل 5 اين باب با باب 9 كه در ادامه خواهد آمد، تداخل موضوعي دارد و در مورد ياران و ياوران امام مهدي (عج) است.

2-4-7-5. به لحاظ تناسب موضوعي، برخي از فصل‌ها بايد در كنار هم ذكر مي‌شدند؛ مانند فصل‌هاي 1، 2 و 6 كه اشاره شد و فصل‌هاي 3، 4 و 11 كه همگي در زمينه بيان وفور نعمت‌هاي مادي زميني و آسماني اتحاد موضوعي دارند.

درج فصل 5 جزو فصل‌هاي باب آينده و رعايت چينش فصل‌ها به ترتيب تاريخي و نيز ترتيب از كلي به جزئي و يا اساساً تجزيه اين باب به دو باب كه يكي دربردارنده پديده‌هاي آغازين پساظهور و باب ديگر مشتمل بر پديده‌هاي زمان‌بر پساظهور باشد؛ پيشنهادهاي موجهي مي‌تواند تلقي شود.

2-4-8. ساختار فصل‌هاي باب 9

عنوان باب محتواي هر دو فصل را پوشش مي‌دهد.

با توجه به نكته پيش‌گفته در ساختارشناسي باب 8، بايسته است فصل 5 از باب پيشين در اين باب درج شود. گذشته از اين، به لحاظ اين كه بخشي از عنوان فصل 5 از باب 8 «بعض فضائلهم» است، از جنبه موضوعي، در فصل 1 باب حاضر كه عنوان آن «في فضائلهم» است، مي‌گنجد. لذا اگر محتواي روايات فصل 5 از باب 8 چيزي به‌جز تعداد ياران حضرت باشد، شايسته است آن دسته از روايات در فصل 1 باب 9 ادغام شوند. به‌خصوص در اين صورت، بلكه اساساً به‌طوركلي، به لحاظ اين كه عنوان باب 9 «في حالات أصحابه و أنصاره‏»، اساساً فضايل و تعداد ياران و ياوران امام مهدي (عج) را نشان نمي‌دهد، بلكه فقط در مورد حالات آنان است؛ بايد در پي عنواني جامع مناسب براي اين باب بود.

2-4-9. ساختار فصل‌هاي باب 10

عنوان باب، تمامي عناوين فصل‌ها را در يك عبارت طولاني در بر دارد.

فصل1، فصلي مستقل است؛ ولي مفاد روايات فصل 2 با فصل 43 از باب 3 تداخل آشكار دارند. نيز فصل 3 عنواني است بسيار عام كه گوياي مطابق با مضامين روايات اين فصل نيست و گذشته از اين، عبارت «ما يدعو إليه و يعمل به»؛ يعني مضمون آموزه‌هايي كه امام مهدي (عج) بدان دعوت و عمل مي‌كند، مصاديق فراواني را شامل مي‌شود كه در ضمن فصل بسياري از كتاب حاضر در ضمن باب 3 و غير آن ذكر شده است. بنابراين، پيشنهاد روشن، ادغام فصل 3 با فصل 43 از باب 3 و ادغام فصل 3 در باب‌هاي مناسب و گنجاندن فصل 1 در ضمن باب لازم التأسيس مستقل مي‌باشد.

2-4-10. ساختار فصل‌هاي باب 11

عنواني براي باب 11 ذكر نشده است.

فصل اول باب 11در مقايسه با ديگر فصول نامتجانس است و ناهماهنگي محتوايي دارد؛ زيرا فصل اول باب 11 در مورد تكذيب امام مهدي (عج) و فصل 2 الي 6 در زمينه وظايف مردم در زمان غيبت است كه هيچ ارتباطي با يكديگر ندارند. لذا همان‌گونه كه در ساختارشناسي ابواب گفته شد، پيشنهاد مي‌شود فصل مذكور از آن جدا شود و همراه با امور مشابه با فصل مذكور، در ضمن باب جداگانه گنجانده شود و نيز فصول مربوط به وظايف مردم در زمان غيبت در ضمن ابواب متعدد كه هركدام داراي چندين فصل خواهد بود، تكثير و به باب افزوده شود.

2-5. ارزيابي ساختار ملحقات

كتاب منتخب الأثر داراي دودسته ملحقات در انتهاي جلد 1 و 3 كتاب است كه در ادامه جداگانه به ساختارشناسي آن‌ها پرداخته مي‌شود.

2-5-1. ساختار ملحقات جلد 1 و باب 2

مؤلف محترم در پايان جلد 1و باب 2، به نگارش 4 ضميمه دست زده است:

2-5-1-1. نخست ضمن بحث علمي عالي به تبيين مفاد و مصداق و شبهه زدايي از احاديث خلفاي 12 گانه پرداخته است؛

2-5-1-2. سپس براي مضمون پاره‌اي از نكات كه در ضمن كتاب در پانوشت‌ها، بحث علمي كرده، ذيل عنوان «بعض المطالب المهمّة من المجلّد الأوّل من منتخب الأثر» فهرست كوتاهي فراهم كرده است؛

2-5-1-3. آن‌گاه، همان‌گونه كه پيش‌ازاين اشاره شد، ذيل عنوان «الفهرس للأحاديث الناصّة على أنّ الأئمّة و الخلفاء و النقباء و الأوصياء و … اثناعشر حسب مضامينها و مداليلها»، مضمون احاديث خلفاي 12 گانه را به ريز مضمون‌هاي متعدد تقسيم و با تعيين دقيق شمارگان احاديث مشخص كرده است؛

2-5-1-4. سرانجام، تحت عنوان «تنبيه مهم» به ويژگي و امتيازهاي چاپ 3 جلدي كتاب، افزون بر چاپ تك‌جلدي، به بحث علمي كوتاهي در زمينه شيوه اعتبار سندي احاديث كتاب، از طريق تحليل فهرستي و وثوق به كتاب‌هاي روايي درجه اول پرداخته است (همان، ج 2، ص307)؛ كه واقعاً نوآورانه است.

به نظر مي‌رسد اگر هركدام از اين مباحث علمي، در پايان فصل مربوط به احاديث مندرج در متن، نه در پانوشت و نه در ضمايم صورت مي‌گرفت؛ بهتر در دسترس خواننده بوده و فهم مباحث را تسهيل مي‌كرد. نيز شايسته است مطالب مربوط به‌كل روايات كه در واقع استدراكي بر مقدمه كتاب است؛ در مقدمه جلد آورده شود.

2-5-2. ساختار ملحقات جلد 3

مؤلف در پايان جلد 3، 6 ضميمه آورده است كه 4 ضميمه نخست، هر كدام يك رساله كوتاه مستقل در موضوع خود است كه آكنده از نكات علمي براي رفع چالش محتوايي و سندي از موضوعات خاص مهدويت است و ضميمه بعدي، در واقع يك ‌فصل جامانده است با عنوان «باب بعض القابه الشريفة» كه در پايان جلد 3 آورده شده است و ضميمه 5 استدراكي ديگر كه بخشي است جا افتاده از فصل 6 از باب 3 كه در اين‌‌جا افزوده‌ شده است.

لزوم گنجاندن دو ضميمه در جاي خود در ساختار كتاب در چاپ‌هاي بعدي ضروري است و همان‌گونه كه پيش ‌از اين اشاره شد، شايسته است هر كدام از مباحث علمي كه 3 ضميمه را تشكيل مي‌دهد، در پايان فصل مربوط به احاديث مندرج در متن، نه در پانوشت و نه در ضمايم قرار گيرد.

2-6. ارزيابي پيكربندي عناوين

يكي از محاسن كتاب مذكور، تعدد عناوين و دقت در تطابق عنوان و معنون در عناوين باب‌ها و فصل‌ها است؛ به‌گونه‌اي كه براي ريزترين آموزه از آموزه‌هاي مهدويت، فصلي اختصاص يافته و عنوان ريز براي آن ساخته شده است.

از آن‌جا كه از سويي در زمينه ساختار عنوان‌هاي باب‌ها و برخي فصل‌ها نكاتي پيش ‌از اين ذكر شد و از سوي ديگر تحليل انتقادي يكايك عنوان‌هاي فصل‌ها، نگاشته‌اي درازدامن و طولاني مي‌طلبد (كه اين جستار گنجايش آن را ندارد) به چند نكته بسنده مي‌شود.

2-6-1. حتي‌المقدور عناوين بايد جامع مطالب فصل‌ها باشند، نه اين كه اگر مطالب خود فصل‌ها، مثلاً داراي 3 آموزه است، هر سه در عنوان فصل ذكر شوند؛

2-6-2. در مواردي، ادغام برخي باب‌ها و فصل‌ها و يا تفكيك باب‌ها و فصل‌ها، ادغام و تفكيك عنوان‌ها را بايد به دنبال داشته باشد؛

2-6-3. ساختن عنوان براي باب‌ها و فصل‌هايي كه نگارنده اين جستار در ضمن اين مقاله آن‌ها را پيشنهاد داده است، به‌عنوان جديد نياز دارد.

2-7. ارزيابي پيكربندي بندها

متن كتاب به دو بخش تقسيم مي‌شود: اول، متن احاديث و دوم، بيانات و توضيحات علمي مؤلف محترم. لذا به ترتيب، توجه به دو نكته شايسته است:

2-7-1. در زمينه نخست، از آن‌‌جا كه بيش‌‌تر متن كتاب حاضر را احاديث تشكيل مي‌دهند، در مواردي كه روايات كوتاه هستند، مؤلف كتاب ناگزير و به‌درستي هر روايت را در يك‌بند مستقل آورده است و در مورد روايات نسبتاً طولاني، متن روايات در بيش از يك‌بند آورده شده‌اند و در اين بخش، گاه بندها بسيار طولاني هستند.

2-7-2. بخش خود نگاشته‌هاي مؤلف كتاب، خواه نگاشته‌هاي بعد از هر فصل براي ارجاع به روايات ديگر، و خواه بيانات علمي براي تبيين و شبهه زدايي‌‌ها و نيز خود نگاشته‌هاي مؤلف در پانوشت براي ارجاع و يا تبيين و نيز نگاشته‌هاي مؤلف در ضمايم و ملحقات، جز در موارد اندك كه به تجديدنظر در بندسازي و پاراگراف‌بندي نياز دارد، عمدتاً بسيار منطقي و عالمانه و فني عمل شده است.

2-8. ارزيابي ساختار ارجاع دهي و پاورقي‌ها

يكي از شاهكارهاي كتاب منتخب الأثر، اصالت در ارجاع به منابع دست‌اول فريقين است. نيز دقت و امانت‌داري در ارجاع و امتياز و همچنين تعدد در ارجاع مي‌باشد؛ خواه در پانوشت، خواه در پايان هر فصل، كه سخن در رعايت هر يك از اين 3 معيار فرصت نگارش ديگر را مي‌طلبد.

باوجود اين كه روال مؤلف محترم بهره‌گيري از روش ارجاع در پانوشت است؛ متأسفانه برخي ارجاع‌ها، خواه در متن روايات و خواه در بيانات مؤلف، در داخل متن و از نوع ارجاع داخلي است، كه شايسته است اين نوع ارجاع‌ها و نيز برخي از موارد، مانند نسخه‌بدل همچون ساير ارجاع‌ها به منابع در پانوشت درج و وحدت رويه رعايت گردد.

پيشنهاد مشخص ديگر نگارنده جستار حاضر اين است كه در هر فصل، بعد از ذكر متن روايات اصلي هر فصل، كه مؤلف براي پرهيز از تطويل متن روايات را نياورده و در روايات شاهد، به ارجاع دهي داخلي و درج شماره روايات در داخل كتاب از فصل‌هاي ديگر بسنده كرده است؛ تك يا چند جمله مورد استناد در كنار شماره‌ها در داخل گيومه درج شود. اين كار افزون بر اين كه مضرات تقطيع و نيز نقل تكراري و خسته كننده متن كل روايات را ندارد؛ به‌طور مختصر مضمون را در اختيار خواننده مي‌گذارد و زحمت مراجعه‌هاي مكرر به فصل‌هاي ديگر را مي‌كاهد و افزون بر اين، راهنماي خواننده در انتخاب متن مورد استشهاد خواهد بود؛ وگرنه با وضعيت موجود كتاب، بايد خواننده، با زحمت طاقت‌فرسا كل متن تمامي روايات مورد استشهاد را در فصل‌هاي ديگر ببيند تا چه‌بسا يك يا چند جمله را در داخل هر متن طولاني بيابد و سرانجام دقيقاً معلوم نگردد كه آيا همين جمله يا جملات مورد استناد و استشهاد مؤلف محترم بوده است يا نه.

در اين زمينه، ذكر نام كتاب‌ها در آغاز نقل روايات، نه‌تنها ضروري نيست، بلكه لزوم مالايلزم خواهد بود. نيز در اين مورد، درج شماره پانوشت براي ارجاع در پايان هر روايت به‌جاي آغاز روايت و درج علائم سجاوندي است. صحيح و طبق موازين نقطه‌گذاري براي ارجاعات (اعم از فاصله بين كتاب‌ها، صفحات و روايات) كاستي است كه تقريباً بر اساس هيچ معياري انجام نگرفته است.

2-9. ارزيابي ساختار كتاب‌نامه

تدوين دو كتابنامه در پايان جلد 1 و جلد 3، گوياي تتبع طاقت‌فرساي مؤلف محترم است. مؤلف در كتابنامه پايان جلد 1، با شماره‌گذاري، 170 منبع را به‌عنوان منابع و مآخذ جلد 1، و در كتاب‌نامه پايان جلد 3، با شماره‌گذاري، 390 منبع را به‌عنوان منابع و مآخذ جلد 2و 3 معرفي كرده است (همان، ج1، ص313 و ج3، ص449). عمدتاً منابع روايي فريقين هستند و مؤلف بزرگوار به‌طور همسان و حداكثري، از منابع فريقين بهره گرفته؛ اما در بيان مشخصات كتاب‌ها به‌جز در موارد خاص به داده‌هاي حداقلي بسنده كرده است؛ ليكن از همين دو فهرست به‌ظاهر قديمي و غير مدرن، افزون بر نكات متعدد، مانند كثرت منابع، دست‌اول بودن منابع، استفاده از منابع فريقين و بلكه تعدد منابع اهل تسنن از منابع شيعه؛ برمي‌آيد كه نگارنده به‌جز در چند مورد كه به نقل باواسطه تصريح دارد، همه منابع و تك‌تك روايات را مشاهده و همه را بدون واسطه از منبع اصلي نقل كرده است.

با مطالعه تطبيقي و مقايسه كامپيوتري دقيق دو كتابنامه مشخص گرديد:

2-9-1. تمامي منابع جلد1، به‌جز 4 منبع (كه عبارتند از: مسند ابي عوانة، فصل الخطاب لخواجه محمد پارسا، الفائق للزمخشرى، راموز الأحاديث للكمشخانويّ) در دو جلد 2 و 3 مورد بهره‌برداري قرار گرفته‌اند. بنابراين، مجموع منابع مجلدات 3 گانه، 394 منبع خواهند بود؛ ليكن اين شماره‌گذاري دقيق نيست؛ مثلاً در جلد3، دو منبع، دو بار آمده‌اند؛ زيرا منبع شماره 98 (تفسير القرطبى- جامع أحكام القرآن لمحمد بن أحمد بن أبى بكر الأنصاري القرطبى، 668 أو 671)؛ همان منبع شماره 122 (الجامع لأحكام القرآن لأبى عبد اللّه محمّد بن أحمد الأنصاري القرطبي، المتوفّى 671 أو 668) و منبع شماره 106 (غرائب القرآن، تفسير النيشابوريّ-غرائب القرآن)؛ همان منبع شماره 230 (غرائب القرآن للحسن بن محمد النيسابوريّ الشهير بالنظام، من علماء المائة التاسعة) است و موارد ديگر، كه شماره‌گذاري را دچار اختلال كرده‌اند.

2-9-2. متأسفانه در ذكر مشخصات منابع به كم‌‌ترين داده‌ها بسنده شده است؛ به‌جز اسم كتاب و نويسنده و تاريخ وفات نويسنده (در اكثر موارد) هيچ داده‌اي از تاريخ و زمان چاپ، تعداد مجلدات، ناشر و تعداد مجلدات و … ذكر نشده است و در مواردي حتي اسم نويسنده (مانند جلد1، منبع 2، منبع شماره 21، منبع شماره 35، منبع شماره 51 و منبع شماره 55) ذكر نشده است (همان، ج 1، ص 313، 316، 317 و 318)؛ يا اسم كامل نويسنده (منبع شماره 63 و… ) ذكر نشده است (همان، ص319). در معرفي برخي از منابع (جلد1، منبع 8) نيز قلم‌فرسايي شده است (همان، ص313)، و سرانجام باوجود اين كه قرآن كريم يكي از منابع نويسنده است، جزو منابع ذكر نشده است.

2-9-3. گاه مشخصات ذكرشده براي يك منبع در جلد 1 و جلد 3 متفاوت است.

پيشنهاد مشخص، تهيه فهرستي جامع ‌و مانع از منابع، با ذكر تمام ويژگي‌ها و مشخصات لازم منابع، بر اساس يكي از شيوه‌هاي ارجاع دهي بين‌المللي و استاندارد آثار علمي است.

2-10. ارزيابي ساختار نمايه‌ها

در اين بخش، نخست نمايه‌هاي موجود كتاب ساختارشناسي مي‌شوند و سپس به كمبودها اشاره مي‌شود:

2-10-1. نمايه‌هاي موجود

2-10-1-1. ساختار فهرست مطالب

فهرست مطالب جلدهاي 1 و 2 و 3 از مقبوليت متوسط برخوردار‌ند؛ هرچند در برخي موارد، شماره صفحات با كتاب تطبيق نمي‌كند؛ مانند شماره صفحات باب 6 از جلد 2 كه در فهرست از صفحه 533 آغاز مي‌شود؛ در حالي‌كه در متن از صفحه 523 آغاز شده است. همچنين شماره آغاز باب 10 در جلد 3 در فهرست، صفحه 181 است؛ درحالي كه در متن كتاب صفحه 183 و آغاز باب 11 در فهرست شماره 195 خورده؛ اما در متن كتاب، شماره صفحه 197 است. در هر حال، پيشنهاد مشخص، حذف كردن تعداد احاديث فصل‌ها از فهرست است؛ زيرا جز طولاني و سردرگم كردن فايده‌اي بر آن مترتب نمي‌گردد.

2-10-1-2. ساختار فهرست شماره احاديث منقول از هريك از معصومان (ع)

فهرست شمارگان احاديث منقول از هريك از معصومان (ع)، با عنوان «فهرس أرقام الأحاديث‏ المرويّة عن كلّ من النبي (ص) و الأئمة الاثنا عشر (ع) في المنتخب الأثر في مجلّداته عن النبي (ص)»؛ كه دربردارنده شمارگان احاديث منقول از هريك از معصومان (ع) به ترتيب در تمامي 3 جلد است؛ نمايه‌اي سودمند مي‌باشد كه بر حسن كتاب افزوده است.

2-10-1-3. ساختار فهرست القاب امام مهدي (عج)

فهرست شمارگان احاديث مربوط به القاب امام مهدي (عج) با عنوان «باب بعض القابه الشريفة»، نمايه‌اي سودمند است كه موجب بهره‌مندي بيش‌‌تر از كتاب است؛ ليكن گويي مقصود نويسنده محترم افزودن فصل ديگر به كتاب است، كه در اين صورت، بايد در جاي خود در يكي از ابواب و ترجيحاً در باب 3: « الباب الثالث فيما يدلّ على ظهور المهديّ و أسمائه و أوصافه و خصائصه و شمائله و البشارة به (ع)» گنجانده شود. درهرصورت، پيشنهاد نگارنده، اين جستار افزودن فصلي مستقل با همين عنوان به كتاب است.

2-10-2. عدم فصلي نمايه‌هاي بايسته

به‌جز نمايه‌هاي گذشته، نمايه‌اي براي اين اثر 3 جلدي گران‌سنگ تهيه نشده است و جاي خالي انواع نمايه‌ها احساس مي‌شود. لذا پيشنهاد مشخص نگارنده، تهيه نمايه‌هاي متعدد براي اين كتاب است: نمايه آيات قرآن، نمايه اعلام اشخاص، نمايه اعلام امكنه، نمايه اعلام ازمنه، نمايه اعلام قبايل، نمايه اعلام فرقه‌ها، نمايه نام كتاب‌ها، نمايه اصطلاحات و…

نتيجه‌‌گيري

مهم‌‌ترين دستاوردهاي پژوهه حاضر در مورد ساختارشناسي كتاب منتخب الأثر، در موارد ذيل خلاصه مي‌گردد:

1. ساختاربندي روايات در ابواب 11 گانه كتاب و تقسيم‌بندي ابتكاري هر باب به فصل‌هاي متعدد و ساختاربندي، چينش و ترتيب منطقي بين فصول داخلي هر باب؛ شاخص‌ترين امتياز اين كتاب به شمار مي‌آيد. بااين‌حال، عنوان گذاري باب‌ها داراي كاستي‌هاي متعدد و مطالب ابواب در مقايسه با يكديگر ناموزون است. نيز مشخصاً باب‌هاي 1 و 2 فاقد فصل‌بند‌ي‌اند. لذا پيشنهاد مي‌شود اين دو باب با توجه به‌عنوان‌هاي پيشنهادي مؤلف در بخشي از ملحقات باب دوم با عنوان «الفهرس للأحاديث الناصّة على أنّ الأئمّة و الخلفاء و النقباء و الأوصياء و … اثناعشر حسب مضامينها و مداليلها» و بيانات ديگر مؤلف در چند مورد از كتاب فصل‌بندي گردند. نيز مؤلف محترم در پايان جلد 1و باب 2، به نگارش 4 ضميمه علمي در زمينه تبيين مفاد و مصداق و شبهه زدايي از احاديث خلفاي 12 گانه پرداخته است. اگر هركدام از اين مباحث علمي در پايان فصل مربوط به احاديث مربوط در متن و نه در پانوشت و نه در ضمايم صورت مي‌گرفت؛ براي خواننده زود دسترس بود و در فهم مباحث بيش‌تر تسهيل مي‌كرد.

2. يكي از امتيازات ويژه كتاب منتخب الأثر، اصالت در ارجاع مي‌باشد؛ اما شايسته است اين نوع ارجاع‌ها و نيز برخي از موارد مانند نسخه‌بدل، همچون ساير ارجاع‌ها به منابع در پانوشت درج و وحدت رويه رعايت گردد. پيشنهاد ديگر اين است كه در هر فصل، بعد از ذكر متن روايات اصلي هر فصل، كه مؤلف كتاب براي پرهيز از تطويل متن روايات را نياورده و در روايات شاهد، به ارجاع دهي داخلي و درج شماره روايات در داخل كتاب از فصل‌هاي ديگر بسنده كرده است؛ تك يا چند جمله مورد استناد در كنار شماره‌ها در داخل گيومه درج شود.

3. فهرست مطالب جلد 1 و 2 و 3 داراي كاستي‌هاي مشخص است. پيشنهاد نگارنده فهرست‌گيري مجدد رايانه‌اي است. در اين زمينه، ديگر پيشنهاد نگارنده تهيه نمايه‌هاي متعدد براي كتاب است؛ مانند نمايه آيات قرآن، نمايه اعلام اشخاص، نمايه اعلام مكان‌ها، نمايه اعلام قبايل، نمايه اعلام فرقه‌ها، نمايه نام كتاب‌ها و نمايه اصطلاحات.

منابع

1. آرامبراستر بي. بي. تي. اچ . آندرسون (بهار1372). «تحليل كتاب درسي»، مترجم: هاشم فردانش، فصلنامه تعليم و تربيت، شماره 33، ص79-92.‌

2. آرمند، محمد (1384). ملاحظاتي در نگارش متون درسي، سخن سمت، شماره 14.

3. ابن فارس، أحمد بن فارس (1399ق). معجم مقاييس اللغة، المحقق: عبد السلام محمد هارون، بي‌جا، دار الفكر.

4. بحراني، يوسف (بي‌تا). الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة. قم، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين.

5. بهائي، محمد (بي‌تا). مشرق الشمسين وإكسير السعادتين (الملقب بمجمع النورين ومطلع النيرين)، افست از چاپ سنگي. قم، منشورات مكتبة بصيرتي.

6. جزائري، سيد نعمت‌الله (1413ق). كشف الأسرار في شرح الإستبصار، محقق: مؤسسۀ علوم آل محمد (ع). قم، مؤسسۀ دارالكتاب.

7. جوهري، إسماعيل بن حماد ( 1407ق). تاج اللغة و صحاح العربية، محقق: أحمد عبد الغفور عطار، بيروت، دار العلم للملايين.

8. حلي، حسن بن يوسف (1404ق). مبادئ الوصول إلي علم الأصول، محقق: عبد الحسين محمدعلي البقال. قم، مركز النشر مكتب الإعلام الإسلامي.

9. رضي، احمد (1387). كتاب درسي دانشگاهي (مجموعه مقالات همايش بين‌‌المللي كتاب درسي دانشگاهي) مقاله «شاخص‌‌هاي ارزيابي و نقد كتاب‌‌هاي درسي دانشگاهي»، تهران، سمت.

10. صاحب معالم، حسن بن زين‌الدين (1362). منتقي الجمان، مصحح: علي أكبر غفاري، قم، مؤسسۀ النشر الإسلامي.

11. صافي، لطف‌الله (1428ق). منتخب الأثر في الإمام الثّاني عَشَر (عج)، قم، دفتر حضرت آيت‌الله‌العظمي حاج شيخ لطف‌الله صافي گلپايگاني.

12. طباطبايي، سيد علي (1412ق). رياض المسائل، محقق: مؤسسۀ النشر الإسلامي، قم، مؤسسۀ النشر الإسلامي.

13. طريحى، فخرالدين بن محمد (1375). مجمع البحرين، تهران، مكتبة المرتضويه.

14. عليارى تبريزى، على بن عبدالله(1412ق). بهجة الآمال في شرح زبدة المقال، تهران، بنياد فرهنگ اسلامى كوشانپور.

15. عمادي حائري، محمد (۱۳۸۸ق). بازسازي متون كهن حديث شيعه، روش، تحليل، نمونه، تهران، كتابخانه موزه و مركز اسناد انقلاب.

16. فراهيدي، خليل (بي‌تا). كتاب العين، قم، هجرت.

17. فيومي، احمد بن محمد (۱۴۱۴ق). المصباح المنير في غريب الشرح الكبير للرافعي، قم، موسسه دار الهجرة.

18. فيض كاشاني، ملا محسن (۱۴۰۶ق). الوافي، اصفهان، مكتبة الإمام اميرالمؤمنين على (ع) العامة.

19. قمي، ابوالقاسم بن حسن (1375ق). قوانين الأصول، تهران، مكتبة العلمية اسلامية.

20. كلباسي، محمد (1422 ق- 1380). الرسائل الرجالية، محقق: محمدحسين الدرايتي. قم، دار الحديث.

21. ‏كنگره جهانى هزاره شيخ مفيد (1413ق). المقالات و الرسالات، قم، المؤتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد.

22. مجلسي، محمدتقي (1414ق). لوامع صاحبقراني، قم، كتاب‌فروشي اسماعيليان.

23. مرعى، حسين عبدالله (1417ق). منتهى المقال في الدراية و الرجال، بيروت، موسسة العروة الوثقى.

24. ملكي، حسن (پاييز1384). «مقاله نظريه‌ها و تجربه‌ها: شيوه طراحي و تأليف كتاب درسي (بخش پيكره و متن)»، پژوهش و نگارش كتب دانشگاهي، ش15، ص7-24.‌

25. منصوريان، يزدان (تابستان1392). «صد ويژگي كتاب‌هاي دانشگاهي كارآمد و اثربخش»، فصلنامه نگارش و پژوهش كتب دانشگاهي، ش 29، ص1-17.

26. نراقي، ميرزا ابوالقاسم (1422ق). شعب المقال في درجات الرجال، محقق: محسن الأحمدي، قم، المؤتمر المحقق النراقي.

27. نوري، حسين (1416ق). خاتمة المستدرك، محقق: مؤسسۀ آل البيت (ع) لإحياء التراث قم، مؤسسۀ آل البيت (ع) لإحياء التراث.

28. وحيد بهبهاني، محمدباقر (بي‌تا). الفوائد الرجالية، نسخه موجود در نرم‌افزار مكتبة أهل البيت.

29. همداني، مصصطفي (مرداد1399). «نقد كتاب روش تحقيق آميخته»، پژوهش‌نامه انتقادي متون و برنامه‌هاي علوم انساني، شماره پياپي 81، ص413-441.‌

[1] . واژه «اثر»، بنا بر ديدگاهي با «خبر»، «روايت»، «حديث» مترادف و هم‌معنا است؛ ليكن بنا بر ديدگاه ديگر، به آنچه از صحابيان پيامبر اكرم (ص) نقل‌شده است، گفته مي‌شود (ر.ك: عليارى تبريزى، 1412: ص2؛ مرعي، 1417: ص17 -21 و ‏شيخ مفيد، 1413: ص13-21). درهرحال، با توجه به اين كه در كتاب «منتخب الأثر»، از كتاب‌ها و جوامع روايي فريقين به‌صورت همگن حديث نقل مي‌شود، و پاره‌اي از احاديث اهل تسنن، از صحابه نقل‌شده‌اند و اين كه اين‌گونه احاديث، سخن رسول اكرم (ص) باشند، محل ترديد است، لذا مؤلف محترم در يك عنوان فراگير، واژه «اثر» را در عنوان انتخاب كرده است.

[2] . مشخصات نسخه مورد استفاده در اين بررسي انتقادي، بدين قرار است: چاپ 3 جلدي (جلد اول، 328 صفحه؛ جلد دوم، 568 صفحه و جلد سوم، 482 صفحه)، تاريخ چاپ 15 شعبان 1428 هجري، توسط دفتر حضرت آيت‌الله‌العظمي حاج شيخ لطف‌الله صافي گلپايگاني»، چاپخانه ثامن‌الحجج (ع)، توزيع توسط دائرة التوجيه و الإرشاد الديني في مكتب المرجع الديني آية الله العظمي الشيخ لطف‌الله الصافي الكلپايكاني. ترجمه فارسي اين كتاب توسط محسن احمدي در دوره شش‌جلدي صورت گرفته و نيز تلخيص و ترجمه آن با حذف متن عربي و ترجمه احاديث برگزيده، به چاپ رسيده است.