5 خرداد 1405

روش‌‌هاي تحليل حديثي آيت الله صافي گلپايگاني در كتاب «منتخب الاثر فِي الامام الثّاني عشر (عج)»

روش‌‌هاي تحليل حديثي آيت الله صافي گلپايگاني در كتاب «منتخب الاثر فِي الامام الثّاني عشر (عج)»
مجتبي ميري – علي جهاني فرد
چكيده

«آيت الله صافي گلپايگاني»، از مراجع تراز اول شيعي در دوران معاصر است. كتاب «منتخب الاثر في الامام الثاني عشر (عج)» يكي از آثار برجسته اين عالم شيعه است كه در آن، آراي حديثي ايشان اشراب شده است. تحقيق پيش‌‌رو به دنبال تبيين روش‌‌هاي تحليل حديثي آيت الله صافي در كتاب منتخب الاثر است. هدف اصلي در اين كتاب از جنبه علمي، اثبات تواتر آيات و استقلال اين احاديث از لحاظ سندي است. بررسي روش‌‌هاي ايشان در زمينه روايات مهدويت مي‌‌تواند در ساير احاديث كاربرد داشته باشد. مهم‌‌ترين روش‌‌هاي تحليل حديث ايشان در سه محور «تصحيح نسخه‌ها»، «اعتبار سنجي احاديث از لحاظ سند و محتوا» و «فقه الحديث» تبيين شده است. مهم‌‌ترين نتايج اين تحقيق، ارائه روش‌‌هاي تحليل حديث توسط آيت الله صافي گلپايگاني است كه مي‌‌تواند در تحليل همه روايات كاربرد داشته باشد. اين روش‌‌ها عبارتند از: توجه به نسخه بدل در تبيين روايات و نيز نقد حديث كه روش‌‌هاي بررسي سند روايات و محتواي روايات را شامل مي‌شود. از ديگر روش‌‌هاي ايشان در تحليل حديث در كتاب منتخب الاثر، روش‌‌هايي است كه ايشان در فهم و مراد جدي حديث به كار گرفته‌‌ است.

واژگان كليدي: منتخب الاثر، صافي گلپايگاني، آراي حديثي، اعتبار سنجي، فقه الحديث.

مقدمه

كتاب «منتخب الاثر في الامام الثاني عشر (عج)» كتابي روايي از آيت الله صافي گلپايگاني است. اين كتاب، به دليل برخورداري از ويژگي‌‌هاي ممتاز، يكي از آثار مرجع در حوزه مهدويت مي‌‌باشد. در اين كتاب، احاديث مربوط به امام مهدي (عج) از كتاب‌هاي شيعه و سني در يازده باب و يكصد فصل جمع آوري شده‌اند. يكي از ويژگي‌‌هاي ديگر اين كتاب، آن است كه تقريبا به همه ابعاد مرتبط با مهدويت پرداخته شده است و هيچ موضوع مهمي در اين زمينه نيست كه به آن پرداخته نشده باشد. رواياتي كه در اين كتاب آمده‌اند، با سلسله كامل سند همراه هستند.

آيت الله صافي در ذيل رواياتي كه آورده، نكاتي در مورد سند و متن روايات نيز مطرح كرده است كه بر ديدگاه حديثي ايشان مبتني مي‌‌باشد. هدف اصلي مولف از نظر علمي، اثبات تواتر آيات و استقلال اين احاديث از منظر سند است؛ يعني اگر احاديث با تواتر اثبات شدند، ما را از ارجاع به اسناد در اثبات صحت آن بي‎نياز مي‎كند.[1] لذا بررسي روش‌‌هاي ايشان در زمينه روايات مهدويت، مي‌‌تواند در ساير احاديث كاربرد داشته باشد. از اين رو مي‌‌توان آراي حديثي ايشان را در اين كتاب به خوبي مشاهده كرد. بنابراين، تبيين روش‌‌هاي تحليل حديث در اين كتاب داراي اهميت مي‌‌باشد.

در تحقيق پيش‌‌رو، روش‌‌هاي تحليل حديثي آيت الله صافي در سه محور كلي «تصحيح نسخه‌ها»، «اعتبار سنجي احاديث» و «فقه الحديث»، مورد بررسي قرار مي‌گيرند.

«فقه الحديث» دانشي است كه به بررسي متن حديث مي‌پردازد. در اين دانش براي نزديك شدن فهم مخاطب به معنا و منظور اصلي گوينده سخن، از شيوه‌هاي منطقي فهم و نقد حديث و همچنين قواعد گوناگون (ادبي، اصولي، كلامي و ديگر قوانين عقلي و عقلايي) استفاده مي‌شود (مسعودي، 1391: ص156). در واقع اين علم با بررسي متن احاديث و آموزش سير منطقي فهم آن، ما را ياري مي‌‌دهد تا بتوانيم معنايي را كه معصوم (ع) در نظر داشته است، درك كنيم و در نهايت به مقصودي كه او در نظر داشته است، برسيم همچنين با دانستن اين علم مي‌‌توان بين احاديث متعارض، به گونه‌‌اي برخورد كرد كه از تمامي آن‌‌ها معنايي واحد به‌دست آورد (همان، 1389: ص18 و 19).

يكي از راه‌‌هاي سنجش احاديث، بررسي سندي آن‌‌ها است. لذا در كتاب منتخب الاثر نيز به اين امر توجه ويژه‌‌اي شده و تلاش گرديده است، اسناد روايات يا تصحيح شوند (صافي گلپايگاني، 1422: ج‏1، ص 214) و يا با ارائه تواتر (همان، ص276)، روايت را اعتبار بخشد. علمي كه به بررسي اسناد روايات مي‌‌پردازد «علم رجال» است. علم رجال، صورت مختصر، تركيب سه جزئي «علم رجال الحديث» است و معناي آن، شناسايي راويان حديث است. واژه رجال به معناي جنسيت نيست و شامل راويان زن هم مي‌شود (مامقاني، 1349: ج۱، ص۳۶).

بنابراين، براي بررسي يك اثر حديثي بايد به جوانب مختلفي كه در شناخت و اعتبار سنجي احاديث دخيل هستند، پرداخته شود. لذا در اين تحقيق نيز تلاش شده است از ابعاد مختلفي كه ذكر شد، اين كتاب مورد تدقيق قرار گيرد.

در مورد كتاب منتخب الاثر، آثار گوناگون توليد شده‌اند. به جز ترجمه اين كتاب توسط محسن احمدي، مهم‌‌ترين مقاله‌‌اي كه در اين زمينه توليد شده است، مقاله «پيش‌فرض‌ها و مباني اعتبارسنجي روايات مهدوي در كتاب شريف منتخب‌الاثر»، اثر احمد كريمي است (دانشي و كريمي، 1400: ص157 تا 179). چنان كه از نام اين مقاله پيداست، مقاله مذكور، به پيش فرض‌‌ها و مباني اعتبار سنجي روايات مهدوي در كتاب منتخب‌الاثر پرداخته است؛ ولي روش‌‌هاي تحليل روايات كه در تحقيق حاضر به آن پرداخته شده، در اين مقاله كم‌‌تر مورد بحث قرار گرفته است. البته برخي مقالات نيز در معرفي كلي اين اثر گرانسنگ نوشته شده‌اند، مانند مقاله «منتخب الاثر، اثري ماندگار درباره حضرت مهدي (عج)» (صافي گلپايگاني، 1379: ص42- 43)؛ «معرفي اجمالي كتاب منتخب الاثر في الامام الثاني عشر (عج)» (ديدارپور، 1401: ص132- 134)؛ «كتابشناسي تحليلي منتخب الاثر في الامام الثاني عشر (عج)» (منصوري، 1401: ص176 – 206). اين مقالات نيز يا به صورت كلي به توصيف و تعريف اين كتاب پرداخته، يا منابع آن را مورد بررسي قرار داده‌اند. در تحقيق پيش‌رو؛ چنان كه از عنوانش پيداست، روش‌هاي بررسي و تحليل روايات در كتاب منتخب الاثر ارائه مي‌گردد.

با توجه به مسئله تحقيق، در اين مقاله به روش‌‌هاي مؤلف منتخب‌الاثر، در تحليل حديث پرداخته خواهد شد. همچنين در تبيين آراي حديثي توسط آيت الله صافي، براي هر مورد، به يك نمونه اشاره شده است؛ اگرچه موارد متعددي در اين كتاب وجود دارند.

1. توجه به نسخه بدل

يكي از اموري كه در كتاب منتخب الاثر، پُرشمار به آن پرداخته شده، توجه به نسخه‌‌هاي مختلف روايات است؛ يعني در هر مورد كه نسخه بدل وجود دارد، نسخه بدل در پرانتز آورده شده است تا خواننده بتواند به صورت وسيع‌‌تري در روايت تأمل كند. چنانچه، چه در سند و چه در متن حديث تصحيفي باشد، در كتاب منتخب الاثر به آن اشاره و نكات اصلاحي نيز مطرح شده است. اين رويكرد در سراسر اين كتاب قابل مشاهده است (صافي گلپايگاني، 1422: ج‏1، ص163).

همچنين در اين كتاب اشتباهاتي كه در سند يا متن روايت وجود دارند، با استناد و استدلال اصلاح شده‌اند. براي مثال واژه «تسبيحه»، به معناي «تسبيح او» را اشتباه مي‌‌داند و واژه صحيح را «كسيجه» عنوان مي‌كند، به معناي «طنابي كه اهل ذمه روي لباسشان مي‌‌بستند» (همان، ص56). اشكالاتي از اين دست كه در سند روايات وجود دارند نيز مورد توجه قرار گرفته و اصلاح شده‌اند. براي مثال، در سند روايت، «سعيد بن ابراهيم» آمده است كه مؤلف منتخب الاثر، «سعد بن ابراهيم زهري» را صحيح مي‌داند؛ زيرا يكي از راويان حديث به نام شعبه، از سعد بن ابراهيم، روايت كرده است، نه از سعيد بن ابراهيم (همان، ص179).

يكي ديگر از اموري كه در اين كتاب به چشم مي‌‌خورد، آن است كه ضمن تصريح بر اشتباه نساخ، واژه صحيح ارائه مي‌شود (همان، ص68). البته تشخيص برخي از اشتباهات نساخ، دشوار است و لذا آيت الله صافي مي‌‌فرمايد كه اشتباه نساخ باعث به اشتباه افتادن علما مي‌‌شود (همان، ص207). همچنين در كتاب منتخب الاثر، با مقايسه نسخه‌هاي مختلف، نسخه‌‌اي كه از صحت بالاتري برخوردار است، انتخاب شده است (همان، ج‏2، ص149).

از جمله اموري كه در تصحيح نسخه‌ها، در اين كتاب به چشم مي‌‌خورد، آن است كه نسخه‌‌هايي كه تحقيق شده‌‌اند نيز بررسي اشكالات اين نسخه‌ها بر طرف شده‌اند (همان، ص98). همچنين در برخي موارد، با مقايسه نسخه‌‌هاي مختلف، راهي براي جمع اين نسخه‌‌ها ارائه شده است (براي مثال: همان، ج‏1، ص207). در زمينه تصحيح نسخه‌ها، ديدگاه آيت الله صافي اين است كه بايد به نسخه‌‌ها اعتماد كنيم و اگر نسبت به متن يا سند احاديث با نكته‌اي مواجه شديم و ديدگاه خاصي داشتيم، نبايد نسخه اصلي را دستكاري كنيم، به گونه‌‌اي كه تغيير آن قابل رويت نباشد، بلكه ديدگاه‌هاي خود را بايد در حاشيه كتاب بياوريم، به شكلي كه اصل نسخه محفوظ بماند و ديدگاه محقق نيز مشخص باشد (همان، ج‏3، ص101).

2. نقد الحديث (تحليل سندي و تحليل محتوايي)

«اعتبار سنجي احاديث» يكي ديگر از اموري است كه در كتاب منتخب الاثر مورد توجه قرار گرفته است. در اين كتاب روايات مختلف، چه از نظر سند و چه از نظر محتوا بررسي و اعتبار سنجي شده‌‌اند. براي مثال، براي تبيين جعلي بودن برخي از روايات طبراني در كتاب معجمش، سند و محتوا مورد بررسي قرار گرفته‌اند كه در ادامه به يك مورد اشاره مي‌شود.

از مواردي كه اهل تتبع در احاديث ائمه دوازده گانه با آن مواجه مي‌شوند، روايتي است كه طبراني در معجم‌الكبير آورده است:

… شنيدم كه عبد الله بن عمرو مي‌‌گويد: از پيامبر اسلام (ص) چنين شنيدم: پس از من دوازده خليفه خواهند بود: ابوبكر كه پس از من مدت كوتاهي خواهد بود… مي‌‌گويم: بدان كه ما هيچ كسي را نيافتيم كه بر اين زيادتي كه به كذب به روايت اضافه شده است، استناد كرده باشد… و براي توضيح كذب بودن اين اضافه بر روايت از دو زاويه كلام را پي مي‌‌گيريم: از جنبه سند روايت و از جنبه متن روايت[2]… (همان، ج‏1، ص293).

2-1. اعتبار سنجي سندي احاديث

در اين كتاب، به سند روايات به صورتي ويژه و از جنبه‌هاي مختلف پرداخته شده است. مهم‌‌ترين بحث در اعتبار سنجي سندي احاديث، بيان اسناد مختلف روايات و همچنين تصحيح سند روايات از راه‌هاي مختلف است. در اين زمينه كتاب‌هاي حديثي و رجالي مختلفي نوشته شده‌اند كه هر كدام روش‌‌هاي مختلفي بيان كرده‌ است.[3] در كتاب منتخب الاثر، علاوه بر اين كه اين شيوه‌‌ها به صورت عملي به كار گرفته شده‌اند، تلاش شده است شيوه‌‌هاي اعتبار سنجي، به صورتي جامع و حداكثري مورد استفاده قرار گيرند.

2-1-1. رفع ضعف از رجال سند

مؤلف كتاب منتخب الاثر، با بررسي سند روايات، در مواردي كه برخي از رجال ثقه و جليل القدر به ضعف متصف شده‌‌اند؛ با بيان شرح حال و جايگاه آن‌‌ها، ضعف را منتفي مي‌‌داند. براي مثال، هشام بن محمد از طرف بعضي از عامه تضعيف شده است؛ آيت الله صافي با بيان علميت و جايگاه ويژه ايشان نزد امام صادق (ع)، ضعيف بودن ايشان را مردود مي‌‌داند و علت تضعيف او را محبت اهل بيت (ع) و شيعه بودنش مي‌داند (همان، ص153).

2-1-2. ريشه تصحيف و تحريف در روايات و روش تصحيح آن

در اين كتاب، با بررسي سند روايات، در مواردي كه در اسناد مختلف، تفاوتي وجود دارد، يا در سند تصيحفي صورت گرفته؛ سند صحيح ارائه شده است. يك مورد از ارائه سند صحيح كه در اين كتاب آمده است، عنوان مي‌شود:

در جلد اول اين كتاب، صفحه 240، سند روايتي را كه چنين است: «عن علي بن سنان، عن أحمد بن محمد، عن محمد بن صالح، عن سلمان بن أحمد، عن زياد بن مسلم و عبد الرحمن بن يزيد بن جابر، عن سلام بن أبي عميره…»؛ به صورت دقيق‌‌تر بيان كرده است؛ يعني مثلا براي روات، صفاتي را آورده است كه مشخص شوند؛ به‌عنوان نمونه، براي «علي بن سنان»، صفت «الموصلي المعدل» را آورده و همچنين در پايان سند، «سلام بن ابي عميره» را حذف كرده و به جاي او «ابي سلام الاسود» را به همراه دليل اين تغيير ذكر كرده است:

أقول: الظاهر أنّ السند هكذا: علي بن سنان الموصلي المعدل عن أحمد بن محمد الخليلي عن محمد بن صالح الهمداني عن سليمان بن أحمد عن زياد بن مسلم أو ريان ابن مسلم عن عبد الرحمن بن يزيد بن جابر عن أبي سلام الأسود عن أبي سلمى. أمّا سلام بن أبي عميرة الخراساني فهو يروي عن الإمام أبي جعفر و أبي عبد اللّه (ع) و يبعد روايته عن أبي سلمى، و اللّه هو العالم.

مي‌‌گويم: در ظاهر سند روايت اين گونه باشد:

علي بن سنان الموصلي المعدل، از أحمد بن محمد الخليلي، از محمد بن صالح الهمداني، از سليمان بن أحمد، از زياد بن مسلم أو ريان ابن مسلم، از عبد الرحمن بن يزيد، از جابر، از أبي سلام الأسود، از أبي سلمى روايت كرده‌اند؛ اما سلام بن ابي عميره خراساني كسي است كه از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) روايت مي‌‌كند و بعيد است كه از ابي سلمي روايت كند و خدا داناست (همان، ص240).

در مواردي نيز به تصحيفي كه در سند روايت اتفاق افتاده اشاره شده است و تصحيف و رفع مي‌‌گردد (همان، ج‏2، ص47). همچنين سهو نساخ در نوشتن سند احاديث، تبيين و لفظ صحيح بيان مي‌‌شود (همان، ج‏1، ص172).

2-1-3. رفع ضعف سند با تكيه بر اسناد ديگر

در برخي روايات كه از لحاظ سند دچار اشكال هستند، مؤلف منتخب الاثر از طريق يافتن سندهاي صحيح براي همان روايات، اعتبار روايات را تثبيت مي‌‌كند (همان، ص214). براي مثال:

أقول: الظاهر أنّ للحديث بقيّة، و لعلّها كانت نحو قوله (ص): «رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي» أو مثله، و إنّما لم يذكرها لأنّه ذكر الحديث بعد حديث عاصم عن زرّ، عن عبد اللّه، فكأنّه ظنّهما حديثا واحدا، و أنّ قوله (ص): «لو لم يبق من الدنيا إلّا يوم لطوّل اللّه ذلك اليوم حتّى يلي» (صدوق، 1404: ص11). كان في صدر الحديث الأوّل أو ذيله و لا يخفى ما فيه؛ لتعدّدهما، فأحدهما ينتهي سنده إلى ابن مسعود، و الآخر إلى أبي هريرة؛ «مردي از اهل بيت من مي‌‌آيد كه همنام من است»؛ يا مانند اين عبارت؛ و اين تتمه را نياورده است؛ چون اين روايت را پس از حديث عاصم بن زرّ از عبدالله آورده و گويا گمان كرده است كه هر دو روايت، يك روايت است و اين كه اين كلام پيامبر (ص): «اگر از دنيا فقط يك روز باقي بماند خداوند آن روز را طولاني مي‌‌كند تا او بيايد»؛ در ابتداي روايت اول يا انتهاي آن بوده است و مخفي نماند اشكالي كه به آن وارد است؛ زيرا آن‌‌ها دو روايت هستند كه سند يكي به ابن مسعود و سند ديگري به ابو هريره منتهي مي‌‌شود» (صافي گلپايگاني، 1422: ج‏2، ص55).

2-1-4. تأييد سند با ارجاع به نسخه اصلي

در مواردي كه در يك نسخه، سند روايات به دلايلي به صورت ناقص آمده‌اند، با مراجعه نسخه‌‌هاي كامل، سند روايت اصلاح و از ضعف خارج شده است؛ مانند اين روايت:

«شواهد التنزيل: فرات، قال: حدّثني الحسين بن عليّ ابن زريع، و إسماعيل بن أبان، عن فضيل بن الزبير، عن زيد بن عليّ، قال: إذا قام القائم من آل محمّد (ص) يقول:…» (حسكاني، 1411: ج1، ص401 و فرات كوفي، 1410: ص100). آيت الله صافي در ذيل اين روايت مي‌‌فرمايد:

إلّا أنّ فيه: قال الحسين بن علي بن بزيع؛ يعني در تفسير فرات به جاي حسين بن علي بن زريع، حسين بن علي بن بزيع آمده است. أقول: النسخة المطبوعة التي بأيدينا أصلها النسخة التي عمد ناسخها بإسقاط أسانيدها رعاية للاختصار، فتراه يقول في هذا الحديث: حدّثني الحسين بن علي بن بزيع معنعنا عن زيد بن علي عليه السلام، و يظهر من شواهد التنزيل أنّ النسخة الكاملة كانت موجودة عند الحاكم فروى ما روى عن تفسير فرات بإسناده؛ مي‌‌گويم: نسخه چاپ شده‌‌اي كه در دست ماست، اصل آن نسخه‌‌اي است كه ناسخ آن براي رعايت اختصار، سندهاي روايات را حذف كرده است. پس مي‌‌بينيد كه در اين حديث مي‌‌گويد: حديث كرد مرا حسين بن بزيع معنعنا از زيد بن علي (ع) و از شواهد التنزيل روشن مي‌‌شود كه نسخه كاملي كه نزد حاكم موجود بوده آنچه روايت كرده، از تفسير فرات با اسنادش روايت كرده است (صافي گلپايگاني، 1422: ج2، ص46).

همچنين مقايسه يك روايت در يك كتاب و كتابي كه از آن نقل كرده است، از ديگر روش‌‌هاي تأييد سند در كتاب منتخب الاثر است. براي مثال در مورد روايت زير چنين آمده است:

«كشف اليقين: عن مسند أحمد بن حنبل، قال النبي (ص) للحسين (ع): هذا ابني إمام أخو إمام أبو أئمّة تسعة تاسعهم قائمهم (علامه حلي، 1411: ص331). أقول: الظاهر إخراج الحديث في كشف اليقين عن المسند لأنّه روى قبله حديثا آخر عنه و قال: و من مسند أحمد بن حنبل ثمّ ذكر بعده هذا الحديث و لفظه: و قال النبي (ص) …، إلّا أنّا لم نجده في المسند فلعله كان فيه و وقع فيه السقط أو التصرف أو كان نقله عن العلامة من إرسال المسلمات. و على كل حال يكفي ذلك في اعتباره و الاعتماد به و أخرجه الديلمي في إرشاد القلوب (ج2، ص33) و قال: هذا ابني امام ابن امام … و أخرجه الديلمي في إرشاد القلوب (ج2، ص33) و قال: هذا ابني إمام ابن إمام …؛ درباره اين روايت آيت‌‌الله صافي‌‌گلپايگاني با بررسي كه انجام داده‌‌اند به اين نتيجه رسيده‌‌اند كه اگر چه اين روايت در مسند حنبل وجود ندارد همين كه در كشف اليقين آمده قابل اعتماد است (صافي گلپايگاني، 1422، ج1، ص166).

2-1-5. آوردن يك روايت با طرق و اسناد مختلف

آيت الله صافي در كتاب منتخب الاثر، برخي از رويات را از طرق مختلف نقل كرده است. براي مثال از كتاب معجم كبير براي روايت پيامبر اسلام (ص) كه فرمودند: «دوازده قيّم از قريش است»؛ پانزده طريق آورده كه در اين‌جا به عنوان نمونه پنج طريق بيان مي‌‌شوند:

يكم. المعجم الكبير: حدثنا عبدان بن أحمد، ثنا زيد بن الحريش، حدثنا روح بن عطاء بن أبي ميمونة، عن عطاء بن أبي ميمونة، عن جابر بن سمرة قال: سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه [و آله‏] و سلّم و هو يخطب على المنبر يقول: اثنا عشر قيّما من قريش لا يضرّهم عداوة من عاداهم؛

دوم. المعجم الكبير: حدثنا إبراهيم بن هاشم البغوي، ثنا محمد بن عبد الرحمن العلاف، ثنا محمد بن سواء، ثنا سعيد، عن قتادة، عن الشعبي، عن جابر بن سمرة… ؛

سوم. المعجم الكبير: حدثنا علي بن عبد العزيز و أبو مسلم الكشي، ثنا حجاج بن المنهال، و حدثنا الحسين بن إسحاق التستري، حدثنا أبو الربيع الزهراني قالا: ثنا حمّاد بن زيد، ثنا مجالد، عن الشعبي، عن جابر… ؛

چهارم. المعجم الكبير: حدثنا عبيد بن غنام، ثنا أبو بكر بن أبي شيبة، ثنا أبو اسامة، عن مجالد، عن الشعبي، عن جابر… ؛

پنجم. المعجم الكبير: حدثنا يوسف القاضي، ثنا ابو الربيع الزهراني، ثنا جرير، عن المغيرة، عن الشعبي، عن جابر… (همان، ص32 – 37).

2-2. اعتبار سنجي محتوايي احاديث

در كتاب منتخب الاثر، محتواي روايات نيز مورد توجه قرار گرفته و ارزيابي شده‌اند. از جمله محورهاي اصلي كه در اعتبارسنجي محتوايي در اين كتاب به چشم مي‌‌خورد، توجه به بحث تواتر، روايات مشابه، زمان صدور احاديث، غرابت محتوا و بخش‌‌هاي مختلف روايت است كه در ادامه به صورت مختصر تبيين مي‌‌شوند:

2-2-1. توجه به تواتر در اعتبار محتواي احاديث

«تواتر» يكي از راه‌‌هاي اعتباربخشي به احاديث است. در كتاب منتخب الاثر به اين شيوه اعتبار بخشي نيز توجه شده و در مواردي كه تواتر وجود دارد به آن اشاره و از همين طريق محتواي حديث معتبر دانسته شده است (همان، ج‏2، ص406). البته رواياتي را كه از نظر محتوايي، موضوع و مجعول بوده‌‌اند، در اين كتاب نيامده‌اند؛ ولي مواردي را كه داراي تواتر اجمالي يا معنوي بوده، از منظر آيت الله صافي قابل انكار نيستند. ايشان در اين زمينه مي‌‌فرمايد: ما بسياري از اين احاديث را به دليل اشكالي كه از نظر وضع در متن روايت داشتند و يا سندشان دچار ضعف بودند، در اين كتاب نياورديم؛ ولي نمي‌‌توان تواتر اجمالي يا تواتر معنوي اين احاديث را انكار كرد (همان، ج‏3، ص49).

2-2-2. توجه به روايات مشابه براي كشف تصحيف در متن احاديث

برخي از الفاظ رواياتي كه به دست ما رسيده‌اند، به دليل اشتباه در استنساخ، دچار تغيير و تصحيف شده‌‌اند. يكي از طرق شناسايي و رفع تصحيف در روايات، يافتن روايات مشابه و مقايسه آن‌‌ها با يكديگر است. در كتاب منتخب الاثر نيز محتواي برخي از روايات، از طريق مقايسه روايات مشابه تصحيح شده‌اند. براي مثال، آيت‌الله صافي گلپايگاني سند روايتي را بر مبناي نسخه‌اي از كتاب «اثبات الهداة» با كتاب «كمال الدين»، با كتاب «غيبت نعماني» و با كتاب «سليم بن قيس» مقايسه و در نهايت سند اصح را اختيار مي‌‌كند (همان، ج‏1، ص240).

2-2-3. توجه به زمان صدور حديث در اعتبار محتوا

يكي از اشكالاتي كه به برخي از روايات وارد شده، عدم تناسب زمان صدور حديث با محتوا و ناقل حديث است. اين، اشكالي است كه به تأمل فراوان نياز دارد؛ زيرا در صورت صحيح بودن اين اشكال، حديث نيز دچار ضعف و از اعتبار ساقط مي‌‌شود. در كتاب منتخب الاثر نيز اين امر مورد توجه قرار گرفته است؛ يعني با بررسي دقيق احاديثي كه اين اشكال در آن‌ها وجود داشته، به مواردي كه قابل جواب بوده است، پاسخ داده شده و اشكال آن‌ها بر طرف شده است.

براي مثال، در مورد روايت جابر بن عبد الله انصاري از امام صادق (ع)، با توجه به اين‌كه جابر پيش از امام صادق (ع) از دنيا رفته، اين اشكال وارد شده است كه چگونه جابر از امام صادق (ع) روايت كرده باشد؟ پاسخ اين است كه امام صادق (ع) از اتفاقات بين پدر بزرگوارشان و جابر به نقل از پدرشان خبر مي‌‌دهند، نه اين كه مطلبي از جابر شنيده باشند و آن را خبر بدهند (همان، ص228).

در واقع، ظاهر برخي از روايات آن است كه امام صادق (ع) به صورت مستقيم و بي واسطه از جابر بن عبد الله انصاري مطلبي را نقل كنند؛ در حالي كه اين امر ممكن نيست؛ زيرا جابر بن عبد الله انصاري پيش از اين كه امام صادق (ع) به دنيا بيايند، از دنيا رفته است. آيت الله صافي در كتاب منتخب الاثر، اين موارد را اصلاح و در واقع شبهه را برطرف كرده است. براي مثال، در همين موارد، آيت الله صافي چنين توضيحي آورده است كه در واقع امام صادق از جابر نقل قول مستقيم نكرده است؛ بلكه نقل قول از پدرشان امام باقر است. با اين توضيحات، اشكال برطرف مي‌شود و روايت معتبر خواهد بود.

2-2-4. معتبر ندانستن غرابت محتوا در ردّ حديث

برخي از روايات به دليل داشتن محتواي مشتمل بر امور غريبه كه عقل انسان در ابتداي امر نمي‌‌تواند به سادگي آن را تحليل كند؛ در معرض عدم اعتبار و رد قرار گرفته‌‌اند؛ زيرا اين گونه روايات در ظاهر و بر اساس عادت ممتنع هستند. براي مثال:

الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْمُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشَى عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ مَوْلًى لِبَنِي شَيْبَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: «إِذَا قَامَ‏ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَ كَمَلَتْ بِهِ أَحْلَامُهُمْ» (كليني، 1407: ج‏1، ص25).

در اين روايت، يكي از امور غريبه در زمان ظهور امام زمان (عج) بيان شده و آن، اين است كه با اشاره دست حضرت و يا قرار گرفتن دست ايشان بر سر مردم، عقل و فهم آن‌‌ها ارتقا مي‌يابد و تكميل مي‌‌شود. آيت الله صافي‌‌گلپايگاني غرابت محتوايي احاديث را در امور علمي، مخصوصا اموري كه بر اساس نقل هستند، براي رد احاديث معتبر نمي‌‌داند؛ زيرا در صورت معتبر دانستن اين ملاك، بسياري از روايات و عقايد حق و ثابت شده از طريق نقل، همچون كيفيت معاد و صراط و ميزان را بايد كنار بگذاريم. البته مشركان نيز اخباري را كه در قرآن آمده‌اند، بعيد مي‌‌دانستند. براي مثال آيات ابتدايي سوره تكوير: <إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انكَدَرَت> (تكوير: 1و2)؛ كه پيچيده شدن خورشيد و كدر شدن ستارگان امري بعيد است و به همين دليل با آن مخالفت مي‌‌كردند و پيامبر (ص) را مجنون مي‌‌ناميدند (دخان: 14).

همان گونه كه مشركان براي نفي آيات الاهي، به استبعاد محتوايي استناد مي‌‌كردند، در مورد محتواي برخي از روايات، مخصوصا رواياتي كه در زمينه مهدويت وارد شده‌اند، همين استبعاد مطرح شده است؛ ولي آيت الله صافي به دليل تواتر و كثرت رواياتي كه مشتمل بر امور غريبه هستند و نيز وثاقت راويان و عدم اعتبار استبعاد در اموري كه تنها از طريق نقل مي‌‌توان به آن‌‌ها دست يافت، اين گونه روايات را معتبر مي‌‌داند:

و أمّا استبعاد وقوع ما ذكر فيها من الامور الغريبة فجوابه: أنّه ليس للاستبعاد و الاستغراب قيمة في المسائل العلميّة سيّما النقليّة منها، و لو فتح هذا الباب لزم ردّ كثير من العقائد الحقّة الثابتة بأخبار الأنبياء ممّا ليس للعلم به أو بخصوصيّاته طريق إلّا من الشرع، مثل: بعض كيفيّات المعاد و الصراط و الميزان و الجنّة و النار و غيرها، و قد استبعد المشركون بشارات النبيّ (ص) بظهور دينه و غلبة كلمته في أوّل البعثة حيث كان الإسلام منحصرا بالنبيّ (ص) و عليّ و خديجة (ع)، بل يعد ذلك عندهم من المحالات العاديّة، و لذا قالوا: «يا أيّها الّذي نزّل عليه الذكر إنّك لمجنون»؛ لإخباره عن امور كانت عندهم من الممتنعات بحسب العادة و الأسباب الظاهرة، و لكن لم تمض إلّا أيّام معدودة حتّى جعل اللّه كلمته هي العليا، و كلمة الّذين كفروا السفلى (صافي گلپايگاني، 1422: ج‏2، ص7).

2-2-5. تفكيك و اعتبارسنجي صدر و ذيل روايات

از منظر مؤلف كتاب منتخب الاثر، روايت به صورت مطلق معتبر يا مردود نيست؛ زيرا ممكن است در محتواي روايت دخل و تصرفي صورت گرفته باشد. از اين رو، بخش‌‌هاي مختلف روايات مورد ارزيابي قرار گرفته و صحيح و مجعول مشخص مي‌‌شوند؛ يعني ممكن است صدر روايت صحيح باشد؛ ولي به انتهاي آن روايت، جمله يا جملاتي به صورت عمدي يا سهوي اضافه شده باشد؛ كه در اين كتاب تلاش شده اين موارد مشخص شود.

براي مثال در مورد روايتي كه از كتاب «اسد الغابه» و «استيعاب» نقل كرده، چنين آورده است كه صدر اين حديث غرابت دارد و شاذ است. لذا به صدر اين روايت نمي‌‌توان اعتماد كرد؛ ولي ذيل روايت، يعني «يخرج المهدي من أهل بيتي، أو رجل من أهل بيتي يملأ الأرض عدلا كما ملئت جورا»؛ قابل اعتماد است و شواهد بسيار و متواتري بر اين بخش از روايت وجود دارند (همان، ص82).

3. فقه الحديث (فهم مراد و مفهوم حديث)

پرداختن به «فقه الحديث» يكي از محورهاي مهم در ديدگاه حديثي آيت الله صافي در كتاب منتخب الاثر است. در اين محور نيز مباحث مختلفي مورد نظر قرار گرفته كه مهم‌‌ترين آن‌‌ها عبارتند از: ارائه مفهوم دقيق از روايات مجمل، توجه به مفهوم شناسي لغات، تطبيق محتواي روايات بر عقايد صحيح، تعيين تكليف روايات مشتمل بر امور خارق العاده، رفع ابهام روايات با روايات واضح و پرداختن به تعارض روايات.

3-1. ارائه مفهوم دقيق از روايات مجمل

با توجه به شرايط گوناگون و فراز و نشيبي كه در نقل حديث وجود داشته است، فهم دقيق برخي از روايات به دقت و تبحر در حديث نياز دارد. آيت الله صافي در كتاب منتخب الاثر به اين امر توجه كرده و در مواردي كه مفهوم روايات در ظاهر ابهام داشته، تلاش كرده است مفهوم دقيقي از روايت را ارائه كند. براي مثال در روايتي كه نام اهل بيت (ع) با شماره آمده است، ايشان براي هر شماره يك وجه قابل قبول مطرح كرده‌ است (همان، ج‏1، ص186).

همچنين از ديدگاه ايشان، اختلافاتي كه در واژگان احاديث وجود دارند، موجب ضعف اصل روايات نمي‌شوند؛ زيرا اولا، مي‌‌دانيم كه چه بسا راويان، نقل به مضمون مي‌‌كردند و ثانيا، اهل فن، با تشخيص اين موارد مي‌‌توانند قدر مشتركي را كه الفاظ حديث بر آن دلالت دارند، به دست آورند؛ يا اين كه به راويان احفظ و اضبط بايد رجوع كرد و يا بر اساس مرجحات عقلايي كه در كتاب‌هاي درايه الحديث ذكر شده‌اند، به اصل مطلب دست يافت. لذا نبايد با مواجهه با اختلافات فرعي، اصل روايت را كنار گذاشت (همان، ج‏2، ص403).

3-2. توجه به مفهوم‌شناسي لغات

با توجه به اين كه در زبان عربي، هر واژه‌‌اي معناي خاصي دارد و براي فهم دقيق معناي كلام عرب فصيح بايد مفهوم هر واژه‌‌اي را به صورت دقيق دانست؛ در مواردي كه به مفهوم شناسي دقيق نياز بوده؛ آيت‌الله صافي اين كار را انجام داده است. براي مثال، ايشان الفاظ خليفه، امير، امام و ولي را به دليل وجود نكات مهم، مفهوم شناسي كرده و به نتايج مهمي رسيده است كه در تبيين حقيقت نسبت به وقايع صدر اسلام بسيار راهگشا است. براي مثال با مفهوم شناسي واژگان مذكور، به اين نتيجه رسيده‌‌ است كه خلافت منصبي الاهي و نيابت از خداوند است و تنها با وضع الاهي محقق مي‌‌شود و هيچ كسي در آن نمي‌‌تواند دخالت داشته باشد (همان، ج‏1، ص262 ـ 272).

3-3. تطبيق محتواي روايات بر عقايد صحيح

برخي از رواياتي كه در شأن خاندان نبوت (ع) وارد شده‌اند، ممكن است موجب برخي تفاسير نادرست شود. براي مثال رواياتي كه بر تكلم ملائكه با اهل بيت (ع) دلالت دارند (كليني، 1407: ج1، ص531)، مي‌‌توانند اين شبهه را ايجاد كنند كه آيا مگر اهل بيت (ع) مانند پيامبر اسلام (ص) داراي مقام نبوت هستند كه بر ايشان وحي نازل مي‌شود؟ آيت الله صافي به تبيين محتواي اين گونه روايات نيز پرداخته است. ايشان بين عقيده به نزول ملائكه بر افراد مختلف و قائل شدن به اين كه هر كس بر وي ملائكه نازل شوند، او نيز پيامبر است؛ تفاوت قائل شده و مورد اول را مدلول روايات مي‌‌داند، نه مورد دوم را؛ زيرا نزول ملائكه بر غير نبي در قرآن، در آيات مختلفي به چشم مي‌‌خورد (صافي گلپايگاني، 1422: ج‏1، ص104).

3-4. تعيين تكليف روايات مشتمل بر امور خارق العاده

يكي ديگر از كارهايي كه در كتاب منتخب الاثر انجام شده، پرداختن به رواياتي است كه از جنبه محتوايي بر امور خارق العاده و دور از ذهن در امور طبيعي مشتمل است. براي مثال رواياتي را كه بر همزيستي مسالمت آميز گرگ و گوسفند در يك مكان دلالت دارند، مورد توجه قرار داده و پس از بررسي سندي، احتمالات مختلف را بيان مي‌‌كند. در نهايت نسبت به اين گونه روايات راه ميانه را پيشنهاد مي‌‌دهد و آن عدم وجوب التزام و اعتقاد به اين گونه روايات همراه با عدم جواز ردّ آن‌‌ها است (همان، ج‏3، ص144).

3-5. رفع ابهام روايات با روايات واضح

برخي از روايات، در ظاهر داراي ابهاماتي هستند كه همين امر زمينه‌‌اي براي طعنه زدن برخي از مخالفان شيعه به اين گونه روايات شده است؛ به ويژه روايات مرتبط با مهدويت كه مشتمل هستند بر امور مخفي و لذا محل اختلاف و ردّ بعضي از مخالفان قرار گرفته‌اند. آيت الله صافي در كتاب منتخب الاثر به اين اشكالات توجه و ابهاماتي را كه مخالفان مطرح كرده‌‌اند، با ارجاع به رواياتي كه مطلب را به صورت صريح مي‌‌رسانند، رفع ابهام كرده و پاسخ قاطعي به مخالفان مي‌‌دهد.

براي مثال در روايتي از پيامبر اسلام (ص)، مبني بر اين كه «در آخر الزمان خليفه‌‌اي خواهد بود كه مال را تقسيم مي‌‌كند، بدون اين كه آن را بشمارد» (مسلم، 1393: ج 4، ص624)، گفته شده است كه در اين روايت نامي از «مهدي (عج)» نيامده است و دليلي وجود ندارد كه منظور از اين خليفه، ايشان باشد. آيت الله صافي با اشاره به روايات ديگر كه صفات آخرين جانشين پيامبر اسلام (ص) را بيان كرده‌‌اند، اين احتمال را كه خليفه مذكور به جز «مهدي (عج)» باشد، رد مي‌كند (صافي گلپايگاني، 1422: ج‏2، ص74).

3-6. پرداختن به تعارض روايات

يكي از اموري كه در تمامي كتاب‌هاي روايي بايد مورد توجه قرار گيرد، پرداختن به بحث تعارض ظاهري روايات است؛ زيرا بر اثر امور مختلف در ظاهر تعارضاتي بين روايات مشاهده مي‌‌شوند كه نياز است اين تعارضات پاسخ داده شوند. در كتاب منتخب الاثر نيز به اين امر پرداخته شده است. مولف منتخب‌الاثر، روايات متعارض را آورده است و دليل آن را اين گونه بيان مي‌‌كند: 1. استناد به محتواهايي كه مورد اتفاق آن‌‌ها است؛ 2. وجود قرائني كه موجب قطع به صدور برخي از آن‌‌ها مي‌‌شود؛ 3. قرار گرفتن در فرايند تكميل تواتر معنوي يا اجمالي (همان، ج‏3، ص263).

ايشان دليل تعارض در روايات را چند چيز مي‌‌داند كه عبارتند از:

1. عدم دقت و ضبط دقيق روايات هنگام شنيدن و نگاشتن؛

2. نقل به مضمون روايات؛

3. منع نقل حديث در صدر اسلام و نقل حديث از حفظ، نه از روي نوشته؛

4. عدم نقل برخي از قراين حاليه و مقاميه كه در فهم مخاطب از مراد متكلم دخيل هستند؛

5. تقطيع حديث و نقل بخشي از حديث؛

6. وجود سوء نيت و اغراض فاسد در وضع حديث يا ايجاد زيادت و نقصان در متن حديث؛

7. عدم توجه و تبيين صدور روايت مانند مزاح، حذر، ضرر، وقوع فتنه و تقيه (همان، ص264 _ 267).

آيت الله صافي شيوه مواجهه با اخبار متعارض را نيز بيان كرده و آن، عمل به قواعد باب تعادل و تراجيح است، مانند مرجحات سندي، جهتي و دلالي. نكته‌‌اي كه به آن تصريح شده، محدوده عمل به اخبار متعارض است. ايشان مي‌‌فرمايد عمل به مرجحات و اخذ يكي از دو طرف تعارض در محدوده فروع دين است؛ ولي اصول دين، يعني اعتقادات خارج از اين بحث مي‌‌باشد (همان، ص267).

در كتاب منتخب الاثر، در عمل نيز به رفع تعارض روايات پرداخته است كه برخي از شيوه‌‌هاي رفع تعارض كه در اين كتاب مطرح شده‌اند، عبارتند از:

الف) رفع تعارض گاهي از طريق تبيين و توضيح معناي الفاظ (همان، ج‏2، ص132) و گاهي از طريق تبيين مفهوم روايت انجام مي‌‌شود (همان، ص213 و ص316). براي مثال در برخي از روايات عامه آمده است كه حضرت عيسي (ع)، دجّال را مي‌‌كُشد؛ امّا در روايات شيعه آمده است كه حضرت مهدي (عج) او را به قتل مي‌‌رساند. ايشان در جمع بين اين دو دسته روايات مي‌‌فرمايد: براي جمع بين اين روايات مي‌‌توانيم واژه «يقتل» را به صورت مجهول بخوانيم كه در اين صورت بدان معنا مي‌شود كه حضرت عيسي (ع)، حضرت مهدي (عج) را در كشتن دجّال ياري مي‌‌دهد يا اين كه به امر حضرت مهدي (عج)، دجّال را مي‌‌كشد (همان، ص356).

يكي ديگر از راه‌‌هاي رفع تعارض روايات، مقايسه نسخه‌هاي مختلف و ترجيح نسخه‌‌اي است كه به واقع نزديك‌‌تر و مورد تأييد محدثان مانند شيخ عباس‌‌قمي و شيخ صدوق مي‌‌باشد (همان، ص224). همچنين از طريق قواعد علم منطق و ادبيات عرب نيز تعارضات ظاهري برخي از روايات مرتفع مي‌‌گردد (همان، ج‏1، ص64 و ج‏3، ص71).

نتيجه‌‌گيري

با توجه به آنچه بيان شد، اين نتيجه ملاحظه مي‌شود كه كتاب منتخب الاثر، كتاب روايي صرف نيست، بلكه در آن، مسائل گوناگون مرتبط با احاديث، به صورت اجتهادي مورد بررسي قرار گرفته‌اند. همچنين آيت‌الله صافي در اين كتاب در تبيين حقايق مرتبط با مهدويت از طريق تحليل، نقد و تصحيح نسخه‌ها، اسناد و محتواي احاديث تلاش وافري داشته است. نكته ديگري كه مي‌‌توان به آن اشاره كرد، جامعيت اين كتاب از جنبه تعداد و نوع روايات و نيز بررسي و نقد همه جانبه احاديث و نوآوري در ارائه مباحث مي‌باشد.

در واقع مي‌‌توان نتيجه‌گيري كرد كه روش تحليل حديث در كتاب منتخب الاثر، در سه محور كلي انجام شده است: 1. توجه به نسخه بدل در تحليل حديث كه اين امر باعث فهم صحيح‌‌تر و دقيق‌‌تري از روايات مي‌‌شود؛ 2. توجه به تحليل سندي و محتوايي روايات؛ زيرا در تحليل اعتبار سنجي روايات، اعتبار سنجي سندي احاديث به تنهايي كفايت نمي‌‌كند و لذا علاوه بر، اعتبار سنجي سندي، اعتبار سنجي محتوايي نيز بايد انجام شود كه در اين كتاب به هر دو مورد پرداخته شده است؛ 3. توجه به مفهوم و مراد احاديث؛ در اين زمينه، برداشت‌‌هاي نادرست از روايات كنار گذاشته مي‌‌شود.

منابع

قرآن كريم.

1. احسانى‌‌فر لنگرودى، محمد (1432ق). اسباب اختلاف الحديث، بيروت، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث.

2. استادان دانشكده علوم حديث (1390). آشنايى با حديث، قم، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث.

3. حسكانى، عبيدالله بن احمد (1411ق). شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، محقق: محمدباقر محمودى‏، تهران، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامى‏.

4. دانشي، فاطمه و كريمي، احمد (تابستان1400) «پيش‌فرض‌ها و مباني اعتبارسنجي روايات مهدوي در كتاب شريف منتخب‌الاثر»، مجله تحقيقات علوم قرآن و حديث، ش50.

5. ديدارپور، محسن (اسفند1400 و فروردين1401). «معرفي اجمالي كتاب منتخب الاثر في الامام الثاني عشر (عج)»، مجله مبلغان، ، ش274.

6. ديلمى، حسن بن محمد (ق1412). إرشاد القلوب إلى الصواب(للديلمي)، قم، الشريف الرضي.

7. رحمان ستايش، محمد كاظم (1384). بازشناسى منابع اصلى رجال شيعه، قم، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث.

8. سند، محمد (1429). بحوث فى مبانى علم الرجال، قم، مدين.

9. صافي گلپايگاني، لطف الله (1422ق). منتخب الاثر في الامام الثاني عشر (عج)، قم، مكتبه آيت الله لطف الله صافي گلپايگاني.

10. ________________________ (آبان1379). «منتخب الاثر، اثري ماندگار درباره حضرت مهدي (عج)»، مجله گلستان قرآن، ش33.

11. صدوق، على بن حسين (1404ق)‏. الإمامة و التبصرة من الحيرة، محقق: مدرسه امام مهدى (عج) قم، مدرسة الإمام المهدى (عج).

12. صرامى، سيف الله (1391). مبانى حجيت آراى رجالى، قم، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث.

13. طباطبايى، محمد كاظم (1390). تاريخ حديث شيعه، قم، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث.

14. علامه حلى، حسن بن يوسف بن مطهر (1411ق). كشف اليقين في فضائل أمير المؤمنين (ع)،‏ محقق: حسين درگاهى، ‏تهران، وزارت ارشاد.

15. فرات كوفى، فرات بن ابراهيم (1410ق)‏. تفسير فرات الكوفى‏، محقق: محمد كاظم محمودى‏، تهران، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامى‏.

16. كلينى، محمد بن يعقوب‏ (1407ق‏). الكافي( ط- الإسلامية)، محققان: على اكبر غفارى و محمد آخوندى، تهران، دار الكتب الإسلامية.

17. مامقاني، عبدالله (بي‌‌تا). ‌تنقيح المقال في علم الرجال، نجف، چاپ سنگي، بي‌‌نا.

18. مسجدى، حيدر (1432ق). التصحيف في متن الحديث، قم، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث.

19. مسعودي، عبدالهادي (1391). دانش حديث (پژوهه‌‌اي كاربردي در شناخت دانش‌‌هاي حديثي)، قم، نشر جمال.

20. ____________________ (1389). درسنامه فهم حديث، قم، انتشارات زائر.

21. مسلم بن حجاج، ابوالحسين (1393). ترجمه فارسي صحيح مسلم، مترجم: خالد ايوبي نيا، اروميه، موسسه انتشاراتي حسين اصل.

22. منصوري، محمد هادي (بهارو تابستان1401). «كتابشناسي تحليلي منتخب الاثر في الامام الثاني عشر (عج)»، جامعه مهدوي، ش5.

23. مهريزى، مهدى (1390). حديث پژوهى، قم، موسسه علمى فرهنگى دار الحديث.

[1]. و ليس في المسائل النقليّة الّتي لا طريق لإثباتها إلّا السمع ما يكون الإيمان به أولى من الإيمان بظهور المهديّ (عج) لو لم نقل بكونه أولى من بعضها؛ لأنّ البشارات الواردة فيه قد تجاوزت عن مرتبة التواتر، مع أنّ الأحاديث المنقولة في كثير ممّا اعتقده المسلمون و غيرهم لم تبلغ تلك المرتبة، بل ربّما لا توجد لبعض ذلك إلّا رواية واحدة و مع ذلك‏ يعدّ عندهم من الأمور المسلّمة. فاذا كيف يصحّ للمسلم المؤمن بما جاء به الرسول (ص) و أخبر به أن يرتاب في ظهوره (عج) مع هذه الروايات الكثيرة؟! و لا تخدش هذه الأخبار بضعف السند في بعضها و غرابة المضامين و استبعاد وقوعها في بعض آخر منها، فإنّ ضعف السند في بعضها لا يضرّ بغيره ممّا هو في غاية الصحة و المتانة سندا و متنا، و إلّا يلزم رفع اليد عن جميع الأحاديث الصحيحة لمكان بعض الأخبار الضعيفة مع أنّ اشتهار مفادها بين كافّة المسلمين، و كون أكثر مخرجيها من أئمّة الإسلام، و أكابر العلماء، و أساتذة فنّ الحديث موجب للقطع بمضمونها، هذا، مضافا إلى أنّ ضعف السند إنّما يكون قادحا إذا لم يكن الخبر متواترا، و أمّا في المتواتر منه فليس ذلك شرطا في اعتباره‏ (صافي گلپايگاني، 1422: ج‏2، ص6).

[2] . «ممّا يقف عليه المتتبّع في أحاديث الاثني عشر ما أخرجه الطبراني في معجمه الكبير… سمعت عبد اللّه بن عمرو يقول: سمعت رسول اللّه (ص) يقول: يكون بعدي اثنا عشر خليفة أبو بكر الصدّيق، لا يلبث بعدي إلّا قليلا… . أقول: اعلم أنّنا لم نقف على أحد احتج بهذه الزيادة المكذوبة… و لأجل إيضاح زيادة هذه الزيادة على الخبر نجري الكلام فيها في موضعين: في سند الخبر، و في متنه… .»

[3] . احساني‌فر، محمد، كتاب «اسباب اختلاف الحديث»؛ استادان دانشكده علوم حديث، كتاب «آشنايي با علوم حديث»؛ حسني، حسين، كتاب «غريب‌الحديث في بحارالانوار»؛ رحمان ستايش، محمدكاظم، كتاب «بازشناسي منابع اصلي رجال شيعه»؛ سند، محمد، كتاب «بحوث في معاني علم الرجال»؛ صرامي، سيف‌الله، كتاب «مباني حجيت آراي رجالي»؛ طباطبايي، محمد كاظم، كتاب «تاريخ حديث شيعه»؛ مسجدي، حيدر، كتاب «التصحيف في متن الحديث» و مهريزي، مهدي، كتاب «حديث‌پژوهي».