21 بهمن 1404

تحليلي بر «نيروسازي» براي ظهور، با تأكيد بر انديشه آيت‌الله عبدالله جوادي آملي

فهرست مطالب:

تحليلي بر «نيروسازي» براي ظهور، با تأكيد بر انديشه آيت‌الله عبدالله جوادي آملي
رضا مهديان‌‌فر
چكيده

انتظار ظهور امام عصر (عج) از برترين اعمال امت اسلامي است كه معارف گوناگوني در مورد آن مطرح است. از جمله مواردي كه در حوزه انتظار از اهميت فراواني برخوردار است، «نيروسازي براي ظهور» است كه اين امر در روايات نيز مورد توجه واقع شده است؛ زيرا از عوامل مؤثر بر تسريع ظهور و پشتيباني رهبري جامعه مهدوي در تشكيل حكومت عدل جهاني نيروي انساني آگاه، خودساخته و كارآمد است كه برپايه بعضي روايات، شرط تحقق ظهور نيز به شمار آمده است. تحقيق حاضر اين مؤلفه از انتظار را با تأكيد بر انديشه‌ آيت الله عبدالله جوادي آملي با روش توصيفي-تحليلي بررسي كرده است. آمادگي براي ظهور، تخلق به فضايل نفساني، عدالت‌گستري، باسواد شدن و شكوفاسازي انديشه‌ها؛ از جمله نتايجي هستند كه در انديشه‌ آيت الله جوادي آملي در تبيين مفهوم انتظار با تأكيد بر مسئله نيروسازي براي ظهور در تحقيق حاضر ملاحظه مي‌گردند.

واژگان كليدي: نيروسازي براي ظهور، ضرورت انتظار، آيت الله عبدالله جوادي آملي، مهدويت.

مقدمه

ظهور منجي آخرالزمان، انديشه‌اي است جهاني كه اين انديشه بشر را بر محور انتظار گرد مي‌آورد (جوادي آملي، 1387: ص164). عصر غيبت در فرهنگ اهل بيت (ع) با عنوان «عصر انتظار» شناخته مي‌شود. اين عصر با اين عنوان، اقتضائات و الزامات خاص خود را دارد. از اين‌‌رو، «انتظار» به عنوان يكي از مهم‌ترين آموزه‌هاي مكتب اهل بيت همواره مورد توجه جدي اهل بيت از عصر نبوي تا عصر غيبت بوده و افزون بر تبيين حقيقت انتظار، مباحث گوناگوني مانند فلسفه و ضرورت انتظار، آثار و دستاوردهاي انتظار، ويژگي منتظران و مانند اين‌‌ها را به خود اختصاص داده است. «نيروسازي براي ظهور امام عصر (عج)»، از مهم‌ترين اولويت‌هاي اين دوران است كه بر پايه روايات وظيفه‌اي بر دوش منتظران است (ر.ك: نعماني، 1383: ص210)؛ چنان‌‌كه روايتي از امام صادق (ع) بر اهميت و ضرورت چنين معنايي از انتظار تأكيد دارد: «هريك از شما بايد براي خروج قائم، ولو يك تير فراهم كند. پس اگر خداوند بلند مرتبه نيت او را در اين مورد بداند، اميد دارم كه عمرش را طولاني كند تا اين‌ كه از ياران و انصار او باشد» (نعماني، 1422: ص 335). فقدان يا تكميل نشدن ياران، از جمله عواملي است كه در غيبت و تاخير ظهور نقشي اساسي دارد و تكميل ياران از شرايط تحقق ظهور به شمار آمده است (ر.ك: شيخ مفيد، 1372: ج7، ص13 و نعماني، 1383: ص210)؛ چنان‌‌كه توجه به نقش انسان‌ها در تحقق ظهور، امري اساسي است. اگر نصاب صالحانِ منتظر به كمال خود نايل شود، زمينه ظهور انسان كامل فراهم مي‌گردد و خداي سبحان مشيت نفوذ ناپذير خود را اِعمال مي‌فرمايد (جوادي آملي، بي‌تا: ج2، ص 259-260). روشن است اين گفته به اين معنا نيست كه تكميل ياران علت تامه ظهور است، بلكه چنان‌كه اشاره شد، يكي از شرايط تحقق ظهور است كه البته نقش اساسي دارد؛ زيرا در روايات معصومان (ع) به اين نقش اساسي حتي در ياري ائمه پيشين اشاره شده و نبود ياران مخلص را دليلي بر اقدام نكردن به تشكيل حكومت دانسته‌اند (ر.ك: ابن شهر آشوب، 1379: ج4، ص237). از اين‌‌رو عصر انتظار فرصتي است براي آزموده شدن و تكميل ياران و زمينه‌سازي براي ظهور. مخالفت بني اسرائيل با حضرت موسي (ع) در ورود به سرزمين مقدس، بهترين گواه بر ضرورت نيروسازي پيش از ظهور است، كه گفتند: «<فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ‏>؛ پس تو و پروردگارت برويد بجنگيد كه ما در همين جا نشسته‏ايم»‏ (مائده: 24) (ر.ك: جوادي آملي، 1388: ص65). از منظر ايشان، منتظر واقعي كسي است كه افزون بر خودسازي در محور دگرسازي تلاش كند كه امور، معارف، مآثر و آثار اهل‌بيت (ع) را نشر دهد، به ديگران بياموزد و بدين طريق مكتب آن‌‌ها را احيا كند (همان، ص55). روايات ظهور، به‌روشني ياران امام مهدي (عج) را به لحاظ كمي و كيفي توصيف و تكليف منتظران را در اين زمينه مشخص كرده‌اند؛ ويژگي‌‌هايي مانند پارسايي، محاسن اخلاق، معرفت الاهي، اهل انتظار، نجيب، فقيه و دين شناس (ر.ك: نعماني، 1422: ص207؛ اربلي، 1381: ج2، ص478 و بحراني، 1415: ج1، ص350). اين ويژگي‌ها شاخص‌هايي هستند براي تربيت نيرو در عصر انتظار؛ زيرا تربيت چنين نيروهايي يكباره اتفاق نمي‌افتد و اين نيروها در گذر زمان ساخته مي‌شوند همان گونه كه از سخن امير مومنان- درمورد مراجعه مردم به آن حضرت به منظور پذيرش حكومت- ضرورت نيروسازي براي ظهور حجت خدا و به دست گرفتن امور از سوي ولي خدا روشن مي‌شود:

اگر آن اجتماع عظيم نبود و اگر تمام شدن حجت و بسته شدن راه عذر بر من‌ نبود و اگر پيمان خدا از دانشمندان نبود كه در مقابل پرخوري ستمگر و گرسنگي ستمكش ساكت ننشينند و دست روي دست نگذارند، همانا افسار خلافت را روي شانه‌اش مي‌انداختم و مانند روز اول كنار مي‌نشستم (نهج البلاغه، خطبه شقشقيه).

آمادگي جامعه براي ظهور حكومت مهدوي، نيازمند نيروهاي پرورش يافته و كارآمد است. بنابراين، آمادگي و پذيرش جامعه جهاني و فراهم بودن زمينه‌هاي مناسب اجتماعي به منظور پشتيباني از حكومت و تعداد كافي ياوران آگاه و كارآمد براي كمك رساني به رهبري و تشكيل و اداره هسته مركزي حكومت؛ از عوامل دخيل در ظهور است. اين امور مهم جز با تربيت نيرو و اشاعه فرهنگ مهدويت ممكن نخواهد بود. از اين‌‌رو آيات قرآن و روايات به تعليم و تربيت و نيروسازي توجه ويژه‌اي دارند. در عصر غيبت چگونه مي‌توان با نيروسازي براي امام عصر (عج) زمينه ظهور ايشان را فراهم كرد؟ مهم‌ترين سوالي است كه پژوهش حاضر به دنبال يافتن پاسخ آن با تأكيد بر انديشه‌ آيت الله عبدالله جوادي آملي است. ايشان از جمله عالمان فرهيخته‌اي است كه در معارف اسلامي، به ويژه در زمينه معارف مهدويت، صاحب انديشه‌ها و ديدگاه‌هاي ژرفي است كه براي منتظران راستين آن حضرت، راهگشا است. ايشان افزون بر تبيين مسائل ظهور در بيان، آثاري در موضوع مهدويت به گونه مكتوب دارد كه با مراجعه به اين آثار و گفته‌ها مي‌توان به خطوط كلي منظومه فكري ايشان در هر يك از موضوعات مهدويت دست يافت. تبيين مسائل كاربردي مهدويت، به ويژه موضوع انتظار از وجوه تمايز ديدگاه‌‍‌هاي اين عالم فرزانه با ساير دانشمندان است.

پيشينه پژوهش

موضوع «انتظار» و «ظهور امام عصر (عج)» همواره مورد توجه انديشمندان و محققان اسلامي و به‌ويژه محققان شيعي قرار گرفته و آثار فراواني در اين موضوع به تحرير آراسته‌اند. به‌رغم اين، غالب اين تحقيقات كه به طور خاص با موضوع پژوهش حاضر مي‌تواند مرتبط باشد، به موضوع «زمينه‌سازي ظهور» پرداخته‌اند. به بعضي از اين مقالات كه با موضوع اين پژوهش مرتبط هستند، اشاره مي‌شود:

سيد محمدرضي آصف آگاه در مقاله «بررسي شاخصه‌هاي جامعه زمينه‌ساز ظهور با تأكيد بر روايات نصرت» (آصف آگاه، 1391: ص79-104)؛ به بررسي روايات مشتمل بر مشتقات واژه «نصر» و مفهوم‌شناسي آن پرداخته و از اين رهگذر ارتباط نصرت با زمينه‌سازي را بررسي كرده است. قنبرعلي صمدي در مقاله «آموزه انتظار و زمينه‌سازي ظهور» (صمدي، 1388: ص117-136)؛ انتظار را به دو گونه «انتظار خاموش» و «انتظار زمينه ساز» تقسيم مي‌كند و در ضمن انتظار زمينه‌ساز به اين مطلب كه امام مهدي (عج) پس از ظهور، قبل از هر چيز به فراهم شدن نيرو و ياران ويژه نياز دارد، اشاره‌ كرده است. محمود ملكي راد در كتاب «خانواده و زمينه‌سازي براي ظهور» كه توسط پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامي منتشر شده، معتقد است براي تربيت زمينه‌سازان ظهور حضرت مهدي (عج) خانواده در عرصه‌‌هاي مختلفي مي‌تواند نقش‌آفريني كند (ملكي‌راد، 1395: ص1-336). در اين كتاب بيش‌‌تر به تربيت مهدوي فرزندان در گستره خانواده تأكيد شده است. همچنين در كتاب «مردم و زمينه‌سازي ظهور»، نوشته حسين الهي‌نژاد، به دلايل عقلي و فلسفي، قرآني و روايي زمينه‌سازي ظهور اشاره شده است (الهي‌نژاد، 1397: ص1-327). حاصل اين كه بررسي آموزه انتظار با مفهوم «نيروسازي»، در آثار نويسندگان اين حوزه كم‌‌تر مورد توجه واقع شده است و اين مهم با تأكيد بر انديشه‌ آيت الله جوادي آملي، دو وجه امتياز مقاله حاضر از ساير پژوهش‌هاست.

مفاهيم

الف) انتظار

واژه «انتظار» و مشتقات آن در منابع لغت، به معناي چشم دوختن، با تأمل نگاه كردن (جوهري، 1407: ج2، ص830)؛ نظاره‌گر بودن، توقع امري را داشتن و مراقب بودن (زبيدي، 1414: ج 7، ص539)؛ آمده است. انتظار به معناي اميدوار بودن و مترصد بودن وقوع امري و يا دست‌يابي به خواسته‌اي قلبي است. انتظار در اصطلاح روايات مهدويت به معناي اميد به گشايش و آينده‌اي روشن با ظهور منجي آخر الزمان و وليّ خدا است (ر.ك: قمي، 1363: ج2، ص77؛ صدوق، 1395: ج1، ص320؛ بحراني، 1415: ج4، ص91). انتظار به دو گونه قابل تصور است: «انتظار خاموش» و «انتظار زمينه‌ساز». انتظار مطلوب روايات مهدويت گونه دوم انتظار است. منظور از انتظار زمينه‌ساز، نگاه جامع و كاربردي به مقوله انتظار است. در اين نگاه، نه‌تنها اراده، تلاش و خواست جمعي، نقش مؤثر و تعيين‌كننده در تسريع ظهور دارد، بلكه اساساً انتظار بدون توجه به سازكارها و اقدامات زمينه‌ساز، امري نامعقول و بي‌معنا است (ر.ك: صمدي، 1388: ص123). بر اين اساس، معناي مورد نظر تحقيق حاضر نيز انتظار زمينه‌ساز است كه از جمله مولفه‌هاي آن نيروسازي براي ظهور است.

ب) نيروسازي براي ظهور

مقصود از «نيروسازي براي ظهور امام عصر (عج)»، تربيت افرادي است كه از لحاظ روحي، فكري، جسمي و ساير مواردي كه براي برطرف كردن موانع ظهور بايسته است؛ توانمند باشند؛ به‌طوري كه وقتي امام ظهور كردند احساس هيچ‌گونه خطري از طرف افراد جامعه نداشته و به اندازه كافي نيرو براي اصلاح جامعه داشته باشند. اين نيروسازي در ابعاد گوناگوني مانند فرهنگي، علمي و نظامي ظهور پيدا مي‌كند. از منظر آيت الله جوادي در بخش فرهنگي، كسي منتظر واقعي آن حضرت است كه علاوه بر خودسازي، به دگرسازي بپردازد تا از اين طريق زمينه ظهور آن حضرت را فراهم كند (جوادي آملي، 1388: ص53). ايشان با اشاره به روايت امام صادق (ع) (ر.ك: نعماني، 1383: ص210)؛ مي‌فرمايد: «منتظِر واقعي آن حضرت كسي است كه اهل رزم، جنگ، مبارزه، نبرد و خلاصه بسيجي وار آماده باشد. … چون آن حضرت با نبرد مسلحانه نفس‏گير جهان را اصلاح مي‏كند» (جوادي آملي، 1388: ص63). از اين‌‌رو در ادامه به شاخصه‌هاي نيروسازي اشاره مي‌شود:

1. آمادگي براي ظهور

دوران غيبت، فرصتي است براي زمينه‌سازي ظهور مهدي موعود (عج)، و زمينه‌سازي به معناي به وجود آوردن مقدمات انجام دادن امري است. بر اين اساس، زمينه‌سازي ظهور در نگاه اوليه، به معناي مقدمه‌چيني و آمادگي براي ظهور است (آيتي، 1390: ص20). ظهور حجت خداوند همچون ساير پديده‌ها به اراده الاهي وابسته است؛ اما نقش مردم نيز در تحقق آن بسيار تأثيرگذار است. در بستر حضور مردم بود كه اميرمومنان حكومت را به دست گرفتند.

آيت الله جوادي آملي مي‌فرمايد:

مجموعه آثار تحرّك آفرين، اميدبخش و اصلاحگر انتظار راستين، منتظر صادق را بدان سوي رهنمون مي‌شود كه چون وقت ظهور ناپيداست، مي‌بايد همواره واجد شرايط و لوازم ظهور مهدي موجود موعود (عج) باشد و همين آمادگي و پرهيز از تسويف و تأخير، در اصلاح فرد يا جامعه، در بارور شدن فكر فردي و عقل جمعي سهم بسزايي خواهد داشت (جوادي آملي، 1387: ص 185-186 و همان، بي‌تا: ص259).

وقتي از زمينه‌سازي ظهور سخن مي‌گوييم، مقصودمان آمادگي براي ظهور از لحاظ معرفتي، اخلاقي، رفتاري و مهيا بودن براي پذيرش امر معصوم است؛ به‌گونه‌اي كه اگر امام ظهور كنند، از ناحيۀ افراد يا جامعۀ زمينه‌ساز، هيچ خطر يا كاستي براي آن حضرت وجود نداشته باشد و زمينه‌سازان، پذيراي ولايت معصوم شوند (آيتي، 1390: ص20). بر اين اساس، مفهوم آمادگي براي ظهور، تربيت نيروهايي است كه با حضور خود در جامعه، پذيراي ظهور امام (عج) خواهند بود. اصطلاح «انتظار» در فرهنگ شيعي، همواره با پسوند «قيام»، «فرج»، «ظهور» و… همراه است (صمدي، 1388: ص120) و از آن‌جا كه اين قيام حركتي جهاني عليه تمام مستكبران و ستمگران جهان است؛ منتظران ظهور نيز بايد خود را در اين گستره آماده كنند.

سربازيِ منجي بزرگي كه مي‌خواهد با تمام مراكز قدرت و فساد بين‌المللي مبارزه كند، احتياج به خودسازي و آگاهي و روشن‌بيني دارد… بزرگ‌‌ترين وظيفه منتظران امام زمان اين است كه از لحاظ معنوي و اخلاقي و عملي و پيوندهاي ديني و اعتقادي و عاطفي با مؤمنين و همچنين براي پنجه درافكندن با زورگويان، خود را آماده كنند… كسي كه در انتظار آن مُصلحِ بزرگ است، بايد در خود زمينه‌هاي صلاح را آماده سازد و كاري كند كه بتواند براي تحقّق صلاح بايستد…(بيانات مقام معظم رهبري ۲۵/۰۹/۱۳۷۶).

«بصيرت» از لوازم آماده شدن و آماده ساختن جامعه براي ظهور است كه آيت الله جوادي در اين زمينه مي‌فرمايد:

كسي كه وظيفه خود را در راستاي تحقق حكومت امام معصوم عصرش به‌روشني دريابد، تلاش مي‌كند تا امر آن حضرت را در درون و برون احيا سازد و خويش و جامعه‌اش را مهياي ظهور وجود مبارك امام زمانش كند؛ آن‌گاه چنين فردي شايستگي مي‌يابد تا براساس «يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا» (انبياء: 73) مجراي فيض عنايات وليّ خود شود و قلبش به نور معرفت و فروغ ايمان روشن گردد و چون قلب هدايت شد، قالب نيز دنباله‌رو آن خواهد بود (جوادي آملي، 1387: ص178).

براين اساس، منتظران راستين امام عصر (عج) در سايه بصيرت از هيچ تلاشي براي نيروسازي و آماده ساختن جامعه براي ظهور و فرج امام خويش فروگذاري نمي‌كنند.

فرج امام عصر (عج) از بزرگ‌ترين آرزوهاي مكتب اهل بيت (ع) است كه سبب اميد به آينده و حركت و پويايي در جامعه اسلامي است (همان، ص 163). رسول خدا (ص) بهترين عمل امت را انتظار فرج از جانب خداي سبحان مي‌دانند: «أَفْضَلُ‏ أَعْمَالِ‏ أُمَّتِي انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏» (صدوق، 1395: ج2، ص644). براساس اين روايت، انتظار در زمره «رفتار»هاي انسان جا مي‌گيرد كه شخص منتظر بايد اقدامي مناسب با امر مورد انتظار انجام دهد.

منتظران راستين فرج مهدي موعود (عج) در آماده‌سازي عدّه و عُدّه در تمامي زمينه‌ها از جمله مسائل نظامي و جهاد در راه خدا كوشا هستند. به قطع، پس از ظهور، آن حضرت با جنگ روبه‌رو خواهد بود. پس كساني توان ياري‌اش را خواهند داشت كه كارآزموده اين ميدان باشند و اگر كسي اهل كارزار نباشد، كار او زار خواهد بود (جوادي آملي، 1387: ص166).

دوران انتظار، فرصت آمادگي و زمينه‌سازي براي ظهور است و لازمه اين آمادگي و زمينه‌سازي، تلاش و پويايي و مسئوليت‌پذيري در مسير ظهور و نيروسازي براي آن است. همين مسئوليت‌پذيري و تلاش، معيار تمايز منتظران راستين از مدعيان دروغين است. انتظار در اصطلاح روايات، به معناي بي‌كاري و بي‌مسئوليتي نيست، بلكه به معناي آمادگي و مهيابودن است: «من انتظر امراً تهيأ له؛ كسي كه منتظر امري باشد خودش را براي آن آماده مي­كند» امام صادق (ع) در اين زمينه مي‌فرمايند:

كسي كه دوست دارد از اصحاب قائم باشد، پس منتظر و اهل ورع باشد و خود را به محاسن اخلاقي بيارايد؛ در حالي كه منتظر است. پس اگر بعد از آن‌كه از دنيا رفت قائم قيام كرد، اجر او مانند كسي است كه قائم را درك كرده است (نعماني، 1422: ص207).

آيت الله جوادي در مقام مقايسه ميان مسئوليت‌پذيري منتظران و فرار از مسئوليت مدعيان انتظار از گروه نخست به «دوستداران امام قائم» و از گروه دوم به «دوستداران امام غايب» تعبير مي‌كند (ر.ك: جوادي آملي، 1387: ص181). دسته دوم به غلط مي‏پندارند هنگام ظهور، آن حضرت شخصاً كار را بر عهده مي‏گيرند و بدون جهاد و مبارزه و اعزام افراد به جبهه‏هاي نبرد، با معجزه‏اي مشكل را حل مي‏كنند (همان، 1389: ج22، ص264). منتظر امام قائم كسي است كه امام را همواره در حال قيام مي‌بيند و خود نيز در اين زمينه به اجراي وظايف، قيام دارد؛ اما آن كه به دنبال انجام دادن وظيفه نبوده و مسئوليت‌پذير نيست و تنها مدعي انتظار است؛ امام را غايب مي‌بيند؛ گويي امام حضور ندارند تا از منتظران تكليفي مطالبه كنند. در حقيقت، انتظارِ زمينه‌ساز است كه در روايات مهدويت و آيات قرآن مورد توجه قرار گرفته است؛ اما انتظار خاموش، پديده ظهور را تنها معلول اراده و مشيت الاهي مي‌داند و براي عوامل انساني و طبيعي نقش چنداني قائل نيست (ر.ك: صمدي، 1388: ص120). در واقع، چنين تعابيري به استخراج و استكشاف درونمايه‌هاي افراد ناظر است كه بدون اين كه از بيرون چيزي بر آنان تحميل شود، از درون آنان را شكوفا مي‌كند.

در عصر غيبت، كساني منتظر حقيقي آن حضرت هستند كه از سويي بر اساس <اَلَّذينَ يَذكُرونَ اللهَ قِيمًا وقُعودًا وعَلي جُنوبِهِم ويَتَفَكَّرونَ في خَلقِ السَّموتِ والاَرض> (آل عمران: 191)؛ اهل معرفت و فكر و ذكرند و با دعا و نيايش، خواست و انديشه و راز و نياز انسي دارند و از سويي ديگر، بر اساس «ليعدنّ أحدكم لخروج القائم ولو سهماً» (نعماني، 1422: ص 335)؛ همواره آماده جهاد، شهادت، حماسه، ايثار و نثارند (جوادي آملي، 1387: ص181). بر اين اساس منتظران بايد از آمادگي فكري، روحي و نظامي برخوردار باشند. هر يك از اين موارد نيز به اندازه ديگري داراي اهميت است. از اين‌رو، زاهدان و عابداني كه پيوندي با جهاد و شهادت و مبارزه ندارند، خواسته يا ناخواسته دوستدار امام غايب‏اند، نه امام قائم؛ و چون آن حضرت ظهور كند، چنين افرادي اولين كساني‏اند كه از او رخ برتابيده و دستورهاي مبارزه‏آموز و سيرت‏هاي مخاطره‏آميزش را نادرست خواهند دانست. مطلوب اينان، «غايب آل محمد (ص)» است، نه «قائم آل محمد (ص)» (همان).

البته اين سخن بدين معنا نيست كه اگر كسي در عرصه علمي و عبادي آمادگي داشته باشد، ولي در حوزه نظامي آمادگي لازم را نداشته باشد در زمره منتظران نيست؛ بلكه كمال انتظار در كسب آمادگي در تمام حوزه‌هاي فكري، روحي، عبادي و نظامي است و تكميل تعداد چنين ياراني، تسريع در ظهور را به دنبال خواهد داشت؛ چنان‌‌كه وجود آنان در جامعه عصر ظهور كه گستره‌اي به پهناي جهان را شامل خواهد شد، براي پيشبرد امور حكومت جهاني بسيار ضروري است.

از ديدگاه آيت الله جوادي منتظران راستين در كنار زهد و پارسايي در عرصه‏هاي علمي و عملي نيز اهل ميدان جهاد، مبارزه و شهادت‏اند و خود را براي ياري و حمايت امامشان (هرچند به آماده ساختن يك تير) مهيا كرده‏اند (همان). بنابراين منتظران راستين بايد همواره خود را بيازمايند كه منتظر امام غائب هستند كه امام مسئوليتي را از آنان طلب نمي‌كنند يا در انتظار امام قائم­اند كه بايد مسئوليت‌پذير باشند و همواره براي آماده‌سازي زمينه ظهور تلاش ورزند.

2. اصلاحگرايي در عرصه‌‌هاي فردي و اجتماعي

بي گمان سربازان و ياران مهدي موعود از عناصر اصلي ظهور هستند؛ ياراني كه هر بامداد از خداي سبحان، شتاب در برآوردن حاجات امام عصر (عج) و فرمانبرداري از دستورهاي آن حضرت را طلب مي‌كنند (مجلسي، 1423: ص302-303). ترديدي نيست كه چنين جايگاهي در پرتو خودسازي و اصلاح درون و نزديك شدن به امام عصر (عج) به دست مي‌آيد. از اين‌رو، منتظران راستين، افزون بر اين كه خود را به اين فضيلت آراسته مي‌كنند، با رفتار و گفتار خويش به اصلاح جامعه و تربيت نيرو براي امام عصر (عج) تلاش مي‌ورزند. احياي امت اسلامي تنها در پرتو علم محقق نمي‌شود، بلكه افزون بر علم، احياي عملي امت هم لازم است.

روح ديني را در مردم زنده كردن، مردم را دين‌باور كردن، مردم را به دين علاقه‌مند كردن كه حلال و حرام را ياد بگيرند، واجب و مستحب را ياد بگيرند، مكروه و مباح را بدانند و با دين حركت كنند؛ اين يك احياي عملي است. اين كار به عهده مصلحان جوامع اسلامي است (جوادي آملي، 1373: سلسله سخنراني‌هاي احياي تفكر ديني).

منتظر واقعي امام عصر (عج)، خود صالح است و نسبت به جامعه اصلاح‌گر. چنين كسي با اقتدا به دعاي مولاي خويش از خداي سبحان چنين مي‌خواهد: «اللَّهُمَ‏ إِنَّا نَرْغَبُ‏ إِلَيْكَ‏ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ فِي سَبِيلِكَ» (كليني، 1407: ج3، ص424). اين همان معناي بلندي است كه امام معصوم (ع) بدان اشاره كرده و در بيان وظيفه شيعيان در عصر غيبت مي‌فرمايند: «عَلَيْكُمْ‏ بِالدُّعَاءِ وَ انْتِظَارِ الْفَرَج‏!» (ابن طاووس، 1411: ص 332 و جوادي آملي، 1387: ص184). سفارش به دعا و انتظار فرج در سخن امام (ع) اشاره به دو وظيفه فردي و اجتماعي در عصر غيبت دارد؛ «چرا كه اگر دعا ناظر به جنبه فردي و خودسازي تنها باشد، انتظار فرج قطعاً ناظر به هر دو جنبه فردي و اجتماعي يا به سخن ديگر، خودسازي و ديگرسازي است» (جوادي آملي، همان). منتظران راستين با خودسازي، در حوزه اخلاق فردي و تلاش در تربيت ديگران، در حوزه اصلاحگرايي اجتماعي؛ افزون بر اين كه خود در زمره نيروهاي ظهور قرار مي‌گيرند، به نيروسازي براي ظهور اقدام و زمينه تشكيل دولت كريمه را فراهم مي‌كنند.

1-2. نيروسازي در حوزه اخلاق فردي

اخلاق فردى، ارزش‌هاى اخلاقى مربوط به زندگي فردى انسان‌ها است. اخلاق فردي، انسان را جدا از رابطه با ديگران در نظر مي‌گيرد؛ فضيلت‌هايي نظير صبر، حكمت، توكل، اخلاص و عزّت نفس؛ و رذيلت‌هايي نظير پُرخورى، شتاب‌زدگى و سَبُك‌مغزى. آراسته شدن به فضايل اخلاقي و پرهيز از رذايل اخلاقي، از ويژگي‌هاي اساسي منتظران راستين ظهور است كه در روايات باب انتظار نيز بر آن‌ها تأكيد شده است (ويكي پرسش، تفاوت اخلاق فردي و اجتماعي).

1-1-2. تخلق به فضايل نفساني

كسي كه مي‌خواهد براي امام عصر نيروسازي كند، ابتدا بايد خود نيروي آن امام شود و سپس در پي نيروسازي باشد؛ چنان‌‌كه حبيب بن مظاهر، خود در اردوگاه امام بود و به منظور جذب نيرو به ميان قوم بني اسد رفت (ر.ك: ابن اعثم، 1411: ج 5، ص90-91 و بلاذري، 1417: ج 3، ص180). امير مومنان (ع) مي‌فرمايند: «هركس خويشتن را پيشواي مردم قرار دهد، بايد پيش از ديگران به تعليم خودش بپردازد و تربيتش به وسيله سيره و كردارش قبل از تربيتش به وسيله زبانش باشد» (شريف رضي، 1414: ص480). براساس اين سخن نوراني، كسي كه به دنبال نيروسازي براي ظهور است، خود بايد از نيروهاي ظهور باشد و لازمه آن، تخلق به فضايل نفساني است تا بيان و بنانش بر دل‌ها تاثير بگذارد و نيروهاي شايسته تربيت كند.

درك حضور امام عصر (عج)، از مهم‌ترين عوامل تهذيب نفس در عصر غيبت است. اهميت اين درك حضور با تأمل در روايات عرض اعمال بر امام (ع) روشن‌تر مي‌شود (كليني، 1407: ج1، ص219-220).

كسي كه به راستي امام خويش را موجود حيّ و حاضر مي‌داند و او را مظهر <هُوَ بِكُلِّ شي ءٍ عَليم> (بقره: 29)، <هُوَ السَّميعُ البَصير> (اسراء: 1) و <هُوَ عَلي كُلِّ شي ءٍ شَهيد> (سبأ: 47) مي‌شناسد، هماره خويش را در محضر خليفه الاهي و امام معصوم خود مي‌داند، همان گونه كه حضور خداي والا را در مرتبه‌اي بالاتر ادراك مي‌كند و آن گاه بر اساس آموزه‌هاي اساسي قرآن در محضر خداي سبحان و خليفه او حيا پيشه مي‌كند و از درون و برون، خود را در مشهد حق و امام خويش ديده و از زشتي‌ها و معاصي دوري مي‌كند و چنين انتظاري موجب تنزيه روح او شده، قلبش را نوراني مي‌سازد (جوادي آملي، 1387: ص185).

در روايات باب انتظار نيز، ائمه معصوم (ع) به ورع و تقوا و آراسته شدن به فضايل اخلاقي در زمان انتظار سفارش كرده‌اند.

2-1-2. باسواد شدن

با تأمل در آيات اول سوره علق -كه از آغازين آيات نازل شده بر رسول خدا هستند- جايگاه علم مشخص مي‌شود. اين سوره در وصف پروردگار متعال، سخن را از ابتداي خلقت بشر آغاز مي‌كند و سپس از علم و تعليم، و به گفته دانشوران، از آغاز و فرجام متعالي انسان سخن مي‌گويد؛ خصوصاً تكرار لفظ «اقرأ» شايد بدين معنا باشد كه انسانِ «متعلم»، ديگر آن انسان «علق» نيست (مددي، 1393: ج1، ص37). در اسلام هر جا سخن از مسئوليت و تكليف در ميان است، علم نيز دوشادوش آن مطرح است (همان، ص41). علم از ابزار قدرت است و كسي كه داراي اين فضليت باشد، در حوزه‌هاي مربوط به آن، از توانمندي بيش‌‌تري برخوردار است. سخن نوراني اميرمومنان (ع) به همين نكته اشاره دارد: «اَلعِلمُ سُلطان» (ابن ابي الحديد، 1404: ج 20، ص 319). عصر انتظار فرصتي است براي اندوختن دانش و مجهز شدن منتظران به سلاح دانش. امامان معصوم (ع) به تناسب شرايط هر فرد يا به اقتضاي هر زمان، وظايف منتظران را در قالب‌هاي گوناگون تبيين كرده‌اند؛ از جمله در قالب دعا به شرح وظايف منتظران پرداخته‌اند. بنابراين، دعاهاي مأثور، افزون بر اين كه به منظور ايجاد ارتباط ميان منتظران با امام عصر (عج) صادر شده‌اند؛ بر وظايف آنان در عصر غيبت تأكيد دارند. تدبر در اين دعاها نشان مي‌دهد يكي از وظايف منتظران تحصيل علم و باسواد شدن است. آيت الله جوادي در مورد ضرورت دانش‌اندوزي در زمان غيبت مي‌فرمايد:

اين دعاهاي نوراني امام زمان (عج) درس باسواد شدن عصر غيبت را نشان مي‌دهد. ما كه در حوزه يا دانشگاه هستيم، يك وظيفه داريم، توده مردم كه مشغول كشاورزي و دامداري‌ هستند يك حساب ديگري دارند؛ حالا شايد در قيامت آن‌‌ها جلوتر از ما باشند …؛ اما ما وظيفه‌اي داريم و وظيفه ما باسواد شدن است و عملِ باسوادي است (جوادي آملي، 24/03/1393: درس اخلاق).

محتواي دانشي كه وظيفه منتظران در آراسته شدن به آن است، نيز در روايات معصومان (ع) بيان شده است. آيت الله جوادي آملي با بيان اين كه وظيفه حوزه و دانشگاه در دعاها، انتخاب دعاهايي است كه درس علم مي‌آموزند؛ مي‌فرمايد:

اگر به عنوان يك محقّق و پژوهشگر به دعاي «اللَّهُمَ‏ ارْزُقْنَا تَوْفِيقَ‏ الطَّاعَةِ» (كفعمي، ١٤١٨: ص٣٤٩)، مراجعه كنيد؛ مي‌بينيد كه اين دعاي باسوادي است؛ دعاي درس‌آموزي است؛ وظيفه علما را مشخص مي‌كند؛ وظيفه جوان‌ها را مشخص مي‌كند؛ وظيفه مسئولين را مشخص مي‌كند، وظيفه اغنيا را مشخص مي‌كند (همان).

همچنين شناخت امام از جمله اين وظايف است كه منتظران در مسير دانش‌اندوزي، بايد به شناخت امام توجهي ويژه داشته باشند.

وقتي زراره از وجود مبارك امام صادق (ع) سؤال كرد كه وظيفه ما در عصر غيبت چيست؛ امام فرمودند: اين دعاي نوراني را بخوان: «اَللّهُمَّ عَرِّفْني‏ نَفْسَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني‏ نَفْسَكَ لَمْ اَعْرِفْ رَسُولَكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْني‏ رَسُولَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني‏ رَسُولَكَ لَمْ اَعْرِفْ حُجَّتَكَ اَللّهُمَّ عَرِّفْني‏حُجَّتَكَ فَاِنَّكَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني‏ حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ ديني‏» اين دعايي است كه زراره از وجود مبارك حضرت نقل مي‌كند و روايت معتبري است. اين عميق‌ترين درس امامت‌شناسي را به ما مي‌دهد (همان).

بر اساس اين دعاي نوراني، شناخت امام در گرو شناخت پيامبر و آن هم در پرتو توحيد و خداشناسي حاصل خواهد شد؛ چنان‌‌كه منصب امامت از مناصبي است كه با عقل دريافتني نيست و بايد از مسير وحي شناخته شود؛ زيرا امامت از سنخ «وكالت» نيست تا مردم با رأي خويش او را انتخاب كنند، بلكه از سنخ «ولايت» است كه با نصب الاهي انجام مي‌شود؛ زيرا مهم‌ترين شرط امام، عصمت است كه شناخت آن در حوزه تجربه و دانش بشري نيست. از اين‌رو آيت الله جوادي مي‌فرمايد:

پيامبر را بدون امام نمي‌شود شناخت؛ براي اين كه امام، رهبر كه نيست تا بگوييم جامعه را مي‌خواهد اداره كند، خليفةالرسول است. اين با غدير حل مي‌شود، با سقيفه كه حل نمي‌شود. پيامبر، خليفةالله است وجود مبارك امام، خليفةالرسول است و كسي كه رسول را نشناسد، امام را نمي‌شناسد؛ يعني علت را نشناسد، معلول را نمي‌شناسد؛ مستخلف‌عنه را نشناسد خليفه را نمي‌شناسد و همه اين‌‌ها به الله مرتبط است؛ كسي كه الله را نشناسد، خليفةالله را نمي‌شناسد (همان).

در روايات مربوط به ظهور نيز از مهم‌ترين ويژگي‌هاي ياران امام عصر (عج) خداشناسي آنان است (اربلي، 1381: ج2، ص 478).

2-2. نيروسازي در حوزه اخلاق اجتماعي

«اخلاق اجتماعي»، مجموعه‌اي است از عقايـد، ارزش‌هـا و هنجارهـايي كه نسبت به فرد، اموري بيروني و مستقل تلقي مي‌شوند كه در جريان جامعه‌پذيري براي او دروني شده و بـه صورت جزئي از شخصيت او در مي‌‌آيند و در نهايت رفتار فـرد را در جامعه تعيين مي‌كنند و بـه عنوان اخلاق اجتماعي به شمار مي‌آيند؛ مانند معاشرت نيكو، عدالت، احسان، احترام به ديگران و رعايت حقوق انسان‌ها. اخلاق اجتماعي از مهم‌ترين موضوعاتي است كه ارتباط آدميان را با خود، با جامعه و تاريخ مطرح مي‌كند و از رهگذر همين ارتباط، تمدن ساخته مي‌شود. عدالت را مي‌توان مهم‌ترين و اساسي‌ترين فرد از مصاديق اخلاق اجتماعي به شمار آورد؛ چنان‌‌كه گفته شده است، عدل، اساس برپا بودن آسمان‌ها و زمين است (كليني، 1407: ج5، ص266 و ابن ابي جمهور، 1405: ج4، ص103). از اين‌‌رو آيت الله جوادي، «قيام به عدل» را از اساسي‌ترين ويژگي منتظران راستين به حساب آورده است كه در زير به آن اشاره مي‌شود:

1-2-2. قيام به عدل

«عدالت» آرماني است انساني و پيشينه‌اي به درازاي عمر بشر دارد. از سپيده‌دم آفرينش، بشر به آن، گرايش باطني داشته و به آن روي آورده و آن را مبناي قوانين و قضاوت قرار داده است. هيچ چيز به اندازه پايمال شدن حق ضعيف و مظلوم براي فطرت بشر زجرآور و نفرت‌انگيز نيست و هيچ چيز به اندازه بي‌عدالتي، كينه و دشمني را در قلب‌ها پديد نمي‌آورد. فراتر از اين، عدالت آرماني ديني و الاهي است كه تمام پيامبران براي تحقق آن رسالت يافته و بسياري نيز در راه تحقق عدالت جان خود را فدا كرده‌اند (محمدي، 1397: ص45-46). آيه 25 سوره حديد نيز ارسال رسولان را زمينه‌ساز اقامه قسط در جامعه مي‌داند. امام عصر (عج) رسالتي به گستره جهان و تاريخ بشر در اقامه عدل و قسط دارد و بر پايه روايات، عدالتي فراگير را به پهنه گيتي اقامه خواهد كرد (كليني، 1407: ج1، ص341). اين رسالت نام آن حضرت را در اذهان منتظران، قرين عدالت‌گستري قرار داده است. از اين‌‌رو بايد عدالت در رفتار و كردار منتظران به روشني مشهود باشد تا اشتياق مردم براي ظهور امام را دوچندان كند. از همين‌رو آيت الله جوادي از ميان اخلاق اجتماعي منتظران راستين، به برپايي عدالت تأكيد مي‌ورزد:

خصيصه نظام مهدوي اين است كه انسان آنچه را وجود مبارك رسول گرامي و سيزده معصوم ديگر فرمودند عملي مي‌كند و «قائم بالعدل» مي‌شود … فردي كه در زندگي شخصي خود به بيراهه نمي‌رود و از خطا دوري مي‌كند، عادل است؛ اما اين شخص مهدوي نمي‌انديشد و نمي‌توان وي را منتظر امامي دانست كه براي عدالت قيام خواهد كرد. بر اساس آموزه‌هاي ديني كسي مهدوي است كه قيام به عدل داشته باشد. دين نگفت عادل، مهدوي است؛ دين گفت «قائم بالعدل»، مهدوي است. در سوره حديد(آيه 25) فرمود: ما به اين‌ها گفتيم شما بايستيد؛ تنها روي عدل بايستيد، تنها روي قسط بايستيد. قائم بالعدل نه تنها اجازه نمي‌دهد كسي به او ستم بكند و نه تنها به خود اجازه نمي‌دهد كه به ديگري ستم بكند، بلكه اجازه نمي‌دهد ثالثي به رابعي ستم بكند. اين «قائم بالقسط» است. اگر كسي قيام به قسط كرد ديگر اهل قعود نيست (جوادي آملي، 29/09/1397 همايش ملي فرهنگ دفاعي ـ امنيتي بر اساس آموزه‌هاي مهدوي).

بر اين اساس، آنچه در نيروسازي براي ظهور مهم است، فقط عادل بودن نيست، بلكه قيام براي عدالت است؛ زيرا سبب گسترش عدل و داد است. در پرتو اين قيام مي‌توان به تربيت نيروهاي عادل كه زمينه‌ساز ظهور امام عدل‌گستر هستند، دست يافت.

2-2-2. نيروسازي در حوزه فرهنگ، علم و انديشه

«فرهنگ» هسته اصلي جامعه است كه هويت جامعه را تشكيل مي‌دهد. تأثير عميق فرهنگ بر ابعاد گوناگون جامعه، نقش فرهنگ در رشد و شكوفايي جامعه را نمايان مي‌كند. از اين‌رو تعالي فرهنگ جامعه، مردم را براي پذيرش امام معصوم و ايفاي نقش وي در مديريت جامعه آماده مي‌كند.

آيت الله جوادي آملي، تعالي فرهنگ را لازمه ظهور امام عصر (عج) مي‌داند؛ زيرا برپايه روايات، عقول مردم در جامعه مهدوي با عنايت الاهي كامل مي‌شود و آن‌ها بردبار مي‌شوند و اين رشد و بالندگي يكباره و اتفاقي رخ نمي‌دهد:

تعالي سطح فرهنگ، تعقل و فهم عمومي، نخستين زمينه لازم جهت ادراك پيام انسان كامل و ظهور ولي مطلق خداست و اين مهم از گرانمايه‏ترين وظايف منتظران آن حضرت است؛ زيرا جامعه‏اي كه از سطح فرهنگ والاتر و بالاتري برخوردار باشد، معارف الاهي را كه امام (ع) عرضه خواهد كرد، بهتر ادراك و در برابر هجوم امواج جهل و كينه بهتر ايستادگي و دفاع مي‏كند؛ نه خود گرفتار جهل و تجاهل مي‏گردد و نه اجازه مي‏دهد از جهل ديگران سوء استفاده شود (جوادي آملي، 1387: ص192-193).

بنابراين، تعالي سطح فرهنگ، علم و انديشه از لوازم ظهور مهدي موعود (عج) است و بدون فراهم شدن آن‌‌ها، تحقق ظهور با دشواري روبه‌رو خواهد شد. موارد زير را مي‌توان از مولفه‌هاي اين قسمت از نيروسازي در انديشه‌ آيت الله جوادي به شمار آورد:

1-2-2-2. شكوفاسازي انديشه‌ها

تكامل و پيشرفت بشر، محصول خردورزي و انديشيدن اوست. از اين‌‌رو، در آيات قرآن و روايات اهل بيت (ع) نيز بر عنصر تعقل و تفكر تاكيد فراواني شده است؛ چنان‌‌كه در سخنان امام علي (ع) يكي از برجسته‌ترين رسالت پيامبران (ع) برانگيختن و بيدار كردن گنجينه‌هاي پنهان عقل انسان معرفي شده است: «خداوند فرستادگانش را در ميان مردم برانگيخت و پيامبرانش را پي‌درپي به‌سوي آن‌ها روانه كرد… تا گنجينه خردهاي آنان را به جنبش و شكوفايي درآورند» (نهج البلاغه، خ۱). عقلانيت و خردورزي فضيلتي در كنار ديگر فضايل نيست، بلكه اين فضيلت از ويژگي خاصي برخوردار است و آن نقش محوري و مبنايي خردورزي در انتخابِ نوع منش‌ها، روش‌ها و كنش‌ها در طول زندگي فردي و جمعي است؛ چه اگر انسان در اجراي اعمال و افعال كوچك يا كلانِ زندگي از تعقل بهره‌مند باشد، آن اعمال ارج و ارزش پيدا مي‌كنند و برتري مي‌يابند و بركات بسياري در پي خواهند داشت؛ اما اگر اين‌گونه نباشد، آن اعمال نه تنها بي‌ارزش‌اند، بلكه خسارت‌هايي به بار خواهند آورد؛ چنان‌كه در روايتي تنبه‌آموز از امام علي (ع) چنين نقل شده است: «جبرئيل حضرت آدم را به گزينش يك مورد از ميان عقل و حيا و دين دعوت كرد و آدم (ع) عقل را برگزيد و سپس حيا و دين نيز خود را همراه عقل معرفي كردند» (محمودي، ۱۳۷۶: ج7، ‏ص۱۸۶- ۱۸۷).

مفهوم بلند اين سخن عرشي امام علي (ع) آن است كه حتي تحقق تدين و آبروداري در گروِ خردورزي است و اين‌گونه نيست كه فرد بدون آراستگي به خردورزي بتواند از دين و ايمان صحيحي برخوردار باشد. بر اين اساس، در سايه خردورزي به مسئوليت‌هاي خويش آگاه مي‌شويم و پيامدهاي ترك مسئوليت را مي‌شناسيم. لذا امام علي (ع) مي‌فرمايند: «هيچ ثروتي سودمندتر از عقل نيست» (نهج البلاغه، حكمت ۱۱۳) و «هيچ پشتوانه‌اي سودمندتر از عقل و هيچ دشمني زيان‌بارتر از جهل نيست» (كراجكي، ۱۴۱۰: ج۱۱، ص۱۰۰-۱۹۹ و سياوشي و فاضليان، 1394).

حاكميت جامعه بر اساس نهاد امامت به رشد عقلي بشر نياز دارد. جامعه بشري به اين نكته نياز دارد كه عقل بشر رشد كند و به اين بلوغ برسد كه ضروري است براي اداره هرچه بهتر جامعه، رهبر آسماني از جانب حق تعالي به مهندسي اجتماع بپردازد.

غيبت از جايي شروع مي‌‌شود كه عقل بشر توانايي و تشخيص بيش‌‌تر را ندارد و بايد تاريخ بشر به ناتواني خود اعتراف كند و با توجه به فراز و نشيب‌‌هايي كه در جامعه در طول تاريخ پيش مي‌آيد، به اين حقيقت برسد.

در روايات، توصيفات گوناگوني از حكومت حضرت ولي عصر (عج) به چشم مي‌خورد؛ به عنوان مثال ظهور، نتيجه رشد عقلانيت بشر است؛ يعني جامعه مهدوي بيش از هر جامعه‌اي عقلاني است و عقلانيت در آن جامعه حاكم مي‌شود (قائمي­نيا، خبرگزاري ميزان، 1397). امام باقر (ع) مي‌فرمايند: «زماني كه قائم ما ظهور كند، خداوند به او قدرتي مي‌دهد كه با آن، عقل‌هاي مردم را از تحيّر و سرگرداني بيرون مي‌آورد و افكار، شعور و درك آنان را كامل مي‌گرداند» (كليني، 1407: ج1، ص25). جامعه‌اي كه رهآورد آن رشد عقلانيت است، نمي‌تواند در بستر جهالت تحقق يابد. بنابراين، رشد عقلانيت و شكوفايي عقل بشر از زمينه‌هاي تسريع ظهور است. چنان‌‌كه امام سجاد (ع) منتظران ظهور را به سبب برخورداري از فهم و عقل بهترين اهل زمان مي‌داند:

اي ابا خالد! مردم زمان غيبت آن امام كه به امامت و انتظار ظهور او معتقد هستند؛ از مردم هر زماني برترند؛ زيرا خداوند تبارك و تعالي، عقل و فهم و معرفتي به آن‌ها عطا فرموده كه غيبت نزد آنان به منزله مشاهده است و ايشان را در آن زمان به منزله مجاهداني قرار داده است كه در خدمت رسول خدا (ص) با شمشير جهاد مي‌كنند. آنان مخلصان حقيقي و شيعيان راستين ما و دعوت كنندگان به دين خداي عزوجل در نهان و آشكارند.» نيز فرمود: «انتظار فرج خود بزرگ‌‌تر‌‌ين فرج است» (صدوق، 1395: ج1، ص320).

بر اين اساس، عقلانيت انتظار فرج را پديد مي‌آورد و انتظار عاقلانه همراه با تلاش و پويايي در مسير ظهور است.

آيت الله جوادي در برشماري آثار انتظار به شكوفاسازي انديشه‌ها اشاره مي‌فرمايد و آغاز رشد انديشه‌ها در دوران ظهور را از عصر انتظار مي‌داند. از منظر ايشان شكوفايي انديشه‌ها در دوران ظهور داراي سير طبيعي است و از زمان انتظار شروع مي‌شود و در عصر ظهور به اوج مي‌رسد (جوادي آملي، 1387: ص186-187). بر اين اساس، تربيت نيروهاي فرهيخته از عصر غيبت آغاز مي‌شود و تربيت يافتگان آن، هم در عصر غيبت و هم در عصر ظهور، از نيروهاي امام عصر (عج) خواهند بود.

2-2-2-2. تدبير امور

ضرورت مديريت در زندگي اجتماعي، از بديهيات است و به استدلال و برهان هيچ نيازي ندارد. در سايه مديريت صحيح، سرمايه‌هاي اجتماعي در مسير درست هدايت مي‌شوند و امور جامعه سامان مي‌يابد. در غير اين صورت، نظام جامعه از هم فرو مي‌پاشد. در آيات و روايات به اين موضوع توجه جدي شده است؛ هم به لحاظ توصيفي به ويژگي‌هاي مديران اشاره شده و هم در حوزه عمل با به كارگيري مديران توانمند بر اهميت و نقش مديريت تأكيد شده است.

آيت الله جوادي در زمينه اهميت مديريت صحيح در نيروسازي براي ظهور مي‌فرمايد:

وظيفه ديگر اهل انتظار، رشد و تعالي بخشيدن به تدبير امور، مديريت‏هاي اجتماعي و اكمال ملكات شهامت و شجاعت است؛ زيرا دين و اجراي احكام حيات‏بخش آن همواره به اين چهار عنصر محتاج است و به فرموده امام باقر (ع) شجاعت، صلابت و نفوذ در اجراي احكام الاهي از ويژگي‏هاي ياران وجود مبارك امام زمان (عج) است: «اجري من ليث و أمضي من سنان» (صفار، 1404: ج1، ص24 و جوادي آملي، 1387: ص192-193).

خردورزي و تدبير صحيح امور بستر ظهور امام را فراهم مي‌آورده جامعه را در تراز جامعه موعود صالحان (ر.ك: نور:55) قرار مي‌دهد. «چون جامعه اسلامي در رشد و تعالي فرهنگ و خردورزي از سويي و بالندگي شجاعت، شهامت و مديريت از سوي ديگر به نصاب خود رسيد؛ زمينه ظهور حجت مطلق الاهي فراهم مي‌گردد» (همان).

در پرتو تعالي سطح فرهنگ، جامعه فرهيختگان شكل مي‌گيرد و مسلّما فرهيختگان جز به حاكميت فرزانگان رضايت نخواهند داد. از اين‌‌رو، چنين جامعه‌اي بستر ظهور مهدي موعود (عج) خواهد بود. انسجام، همبستگي، اشتراك در باورها و گرايش‌ها و جامعه‌پذيري از رهاوردهاي تعالي سطح فرهنگ است كه جامعه را آماده ظهور مي‌كند.

آيت الله جوادي تلاش و تكاپو را از ويژگي‌هاي منتظران واقعي برمي‌شمارد؛ ولي انتظار فرهيختگان را داراي امتياز ويژه‌اي مي‌داند: «اينان [=فرهيختگان] منتظرند تا با ظهور آن حضرت خويش را در اختيار امام و اهداف الاهي او بگذارند، تا تحول عظيم مهدوي به دست آن‏ها اجرا شود» (جوادي آملي، 1387: ص177). اينان در پرتو انديشه‌ورزي مدام در مسير پيشرفت و تعالي گام برداشته و زمينه‌ساز ظهورند.

چنين كساني در علم و عمل به امام خويش اقتدا مي‏كنند و هر لحظه انديشه‏هاي علمي و انگيزه‏هاي عملي‏شان را در روندي تكاملي به سوي آمادگي تامّ براي عصر ظهور تعالي مي‏بخشند؛ به گونه‏اي كه روش و منش همگي به سمت قسط و عدل از يك‌سو و روح بي‏نيازي از سوي ديگر و تكامل علم و عقل از سوي سوم باشد (همان).

روشن است دست‌يابي به چنين موقعيتي جز با عنايت ويژه امام عصر (عج) ممكن نخواهد بود. «اين عالمان منتظر، شاگردان وجود مبارك ولي عصر (عج) هستند كه از مكتب مقتداي خويش درس آموخته‏اند» (همان).

3-2-2-2. تلاش و پويايي

باورمندان به مبدأ و معاد، در سايه اين اعتقاد عميق و تأسي به رسول خدا (ص) همواره در پيشبرد اهداف الاهي سعي و تلاش دارند. تلاش آنان جز با معيار خلوص و ايثار قابل سنجش نيست و همين معيار سبب فزوني اعمال آنان در دو سطح كمّي و كيفي است. از اين‌رو مومنان راستين بدون محدوديت زماني و مكاني كه ويژگي كوشيدن براي امر دنيا است، بي وقفه در تلاش هستند.

آيت الله جوادي مي‌فرمايد:

آن كسي كه منتظر راستين حجت خداست، هماره در تلاش و تكاپوست تا فرهنگ ناب مهدوي از «علم» به «عين» آيد و از گوش به آغوش. از اين روست كه هر متخصص فن آوري كه در مكتب انتظار آموخته گرديده است؛ در ارائه صحيح تخصّص متعهدانه، هيچ قصوري روا نمي‌دارد (همان، ص184-185).

از منظر روايات نيز تلاش در مسير ظهور، حتي با كوچك‌ترين اقدام داراي ارزش فراواني است. آيت الله جوادي براي روايت «ليعدنّ أحدكم لخروج القائم و لو سهماً…»؛ معناي وسيعي در نظر مي‌گيرد؛ زيرا از ديدگاه ايشان تعبير به «تير» (سهم) نه از باب تعيين كه از باب تمثيل است:

متخصص نظامي، آمادگي رزمي وظيفه اوست و كارشناس اقتصادي، رسالتش تلاش براي حلّ تورم، رفع بيكاري، تعديل تقاضا و عرضه، تقليل فاصله رنج‌آور طبقاتي و تعطيل اسراف و اتراف و ترفّه است و مجتهد فقهي يا حقوقي يا سياسي، عهده دار جهل‌زدايي و ايستادگي در برابر هجوم فرهنگي و در نهايت، تبيين و تعليل و حمايت عالمانه از مباني اعتقادي است (همان).

ادراك صحيح و روشن معناي انتظار اقتضا مي‏كند كه انسانِ منتظر حركتي دائم و تلاشي پويا داشته باشد، تا بر اثر آن خود و جامعه خويش را براي ظهور امام منتظَر (عج) مهيّا كند.

مشخص نبودن زمان ظهور سبب مي‌شود منتظران واقعي ظهور همواره از آمادگي لازم برخوردار باشند. آيت الله جوادي تلاش مداوم در مسير استعداديابي و زمينه‌سازي ظهور را از آثار انتظار عاقلانه مي‌داند. تعبير امام صادق (ع) از اين تلاش، به آماده كردن حتي يك تير، گوياي اهميت اين تلاش است. خاطر نشان مي‌شود واژه تير در كلام امام (ع)، به معناي نظامي آن محدود نيست و مي‌تواند در حوزه سخن و بيان باشد يا در عرصه‌هاي علمي و نظامي؛ زيرا اين تعبير از باب تمثيل، است نه تعيين:

آنچه هست اين تير، گاه تير بيان و بنان است و گاه تيري درخور ساير عرصه‏هاي علمي و نظامي؛ يا بايد توانمند باشيم كه معارف الاهي را شرح و تفسير كنيم و توسعه دهيم و نشر و ابلاغ كنيم و با تمييز عقل از حسّ و قياس و وهم و استحسان و خيال و مغالطه؛ در صيانت اين چراغ نوراني بكوشيم؛ يا با تسلط به فناوري‏هاي گوناگون در عرصه‏هاي مختلف، به ويژه در زمينه دفاع نظامي مهياي رويارويي با آناني باشيم كه زعم خاموشي شعله فروزان وحي را در سر مي‏پرورانند، گرچه داشتن هر دو سلاح، مطلوب‏تر است (همان، ص190).

از اين‌رو انتظار سازنده بايد با تلاش و سعي هميشگي همراه باشد؛ در غير اين صورت، انتظار مفهوم واقعي خود را از دست خواهد داد. «آن كه به انتظاري تهي از رزم‏آوري و مجاهده دل خوش مي‏دارد و گمان مي‏كند بي‏آمادگي براي جهاد و شهادت مي‏توان منتظر موعود موجود بود؛ خيالي باطل دارد و كار انتظارش به سامان نخواهد رسيد» (همان).

3. وظايف علما

در متون ديني علم و عالم از جايگاه فرازمندي برخوردار بوده و علما (فقها) مادامي كه به دنياگرايي آلوده نشده‌اند، امناي رسولان الاهي به شمار آمده‌اند (كليني، 1407: ج1، ص46). براين اساس، علما وظيفه‌ خطيري دارند، همچون رسالت انبيا تا جامعه بشري را از گمراهي‌ها نجات دهند و به سوي نور هدايت كنند: «اگر خداوند از علما پيمان نگرفته بود كه با پرخورى ظالم و گرسنگى مظلوم آرام نگيرند، زمام خلافت را به حال خود رها مى‌‌كردم» (نهج البلاغه، خ3). از اين‌‌رو، علما در نيروسازي براي ظهور نيز داراي وظيفه‌اي بس خطير مي‌باشند كه بايد اصلاحگرايي در دو عرصه فردي و اجتماعي نيز زير نظر عالمان دين كه به مباني ديني و حوادث زمان آگاه هستند، انجام شود تا نتيجه مطلوبي ملاحظه گردد.

آيت الله جوادي علما را داراي وظيفه‌اي ويژه در زمينه‌سازي براي ظهور و تربيت نيرو براي آن مي‌داند. اين دو وظيفه عمده عبارتند از:

أ) زهد: دنياطلبي و رغبت باطني به آنچه رنگ و بوي دنيا دارد؛ بزرگ‏ترين آفت دانشمندان است (مجلسي، 1403: ج2، ص52). ناظر بر اين فراز از دعا: «و تفضّل علي علمائنا بالزهد» (قمي، مفاتيح الجنان: دعاي امام زمان)؛ بايسته است دانشمندان بكوشند ملكه زهد و بي‏رغبتي به زينت‏هاي اعتباري دنيا را در خويش تقويت كنند؛ به گونه‏اي كه در باطن به دنيا و متعلقاتش بي‏ميل شوند و زندگي دنيا را جز براي آباد ساختن آخرت نخواهند و بدين وسيله زمينه‏ساز اصلاح خويش و تصحيح رفتار امّت منتظر گردند.

ب) نصيحت: واژه «نُصح» به معناي خلوص تمام و نزاهت از هر شائبه و ناخالصي است. لذا دانشمندان بايد هم در انديشه و قول و فعل خويش از هر شائبه آلوده كننده‏اي پيراسته باشند و هم با يك‌‌رنگي و خلوص خيرخواه امّت باشند و جز به خير و صلاح آنان نينديشند، سخن نگويند و كار نكنند. چنين عالماني از انتظار راستين برخوردارند؛ زيرا امام منتظر آنان در زهد و نصيحت برترين انسان عصر خويش است و آن كه با امامش سنخيت ندارد، منتظر او نيست (جوادي آملي، 1387: ص206-207).

علما به عنوان ميراث‌داران انبياي الاهي، با اين دو ويژگي عمده كه شامل رفتار و گفتار آنان مي‌شود نقش عمده‌اي را در نيروسازي براي ظهور ايفا مي‌كنند كه غفلت از آن، چه بسا سبب تأخير در فرايند ظهور خواهد شد.

نتيجه‌گيري

از بررسي مفهوم انتظار در انديشه‌ آيت الله جوادي به اين نتايج رسيديم كه انتظار به معناي آمادگي و زمينه‌سازي براي ظهور است و منتظر راستين همواره براي نيروسازي براي ظهور در تلاش است. اين مهم كه از تامل در روايات حاصل مي‌شود، در قالب آمادگي براي ظهور و اصلاحگرايي در عرصه‌هاي فردي و اجتماعي نمايان مي‌گردد. تخلق به فضايل نفساني و با سواد شدن در حوزه اخلاق فردي، دانش‌اندوزي، عدالت‌گستري، تعالي فرهنگ، تدبير امور، شكوفا كردن انديشه‌ها در حوزه اخلاق اجتماعي و وظيفه بزرگ علما در اصلاحگرايي در دوران انتظار در جهت نيروسازي؛ از مهم‌ترين دستاوردهاي تحقيق حاضر در انديشه‌هاي آيت الله جوادي، به منظور نيروسازي براي ظهور است. در واقع، توجه به شاخصه‌هاي ياران امام عصر (عج) در روايات، ما را به اين قالب‌ها هدايت مي‌كند كه نتيجه آن‌‌ها، تربيت نيرو براي ظهور و پذيرش امام عصر از سوي افراد جامعه خواهد بود.

منابع

قرآن كريم.

1. آيتي، نصرت الله (پاييز 1390). «زمينه‌سازي ظهور: چيستي و چگونگي»، مشرق موعود، ش 19.

2. ابن ابي جمهور، محمد بن زين الدين (1405ق). عوالي اللئالي، قم، دار سيد الشهداء.

3. ابن ابي الحديد، عبدالحميد بن هبه الله (1404ق). شرح نهج البلاغه، قم، دارالذخائر.

4. ابن اعثم كوفي، احمد (1411ق). الفتوح، محقق: علي شيري، بيروت، دارالاضواء.

5. ابن شهر آشوب، محمد بن علي (1379ق). مناقب آل ابي طالب، قم، علامه.

6. ابن طاووس، علي بن موسي (1411ق). مهج الدعوات، قم، دار الذخائر.

7. ابن مشهدي، جعفر بن محمد (1419ق). المزار الكبير، قم، انتشارات اسلامي.

8. اربلي، علي بن عيسي (1381ق). كشف الغمه في معرفة الائمه، تبريز، انتشارات بني هاشمي.

9. انوري، حسن (1381). فرهنگ بزرگ سخن، تهران، انتشارات سخن.

10. بحراني، هاشم بن سليمان (1415ق). البرهان في تفسير القرآن، قم، بنياد بعثت.

11. بلاذري، احمد بن يحيي (1417ق). انساب الاشراف، محقق: سهيل زكار، رياض زركلي، بيروت، دارالفكر.

12. جوادي آملي، عبدالله (1393). سخنراني در درس اخلاق، بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء، .www.rasanews.ir

13. ____________ (1387). امام مهدي موجود موعود، قم، نشر اسراء.

14. ____________ (بي‌تا). سروش هدايت، قم، نشر اسراء.

15. ____________ (1373). سلسله سخنراني‌هاي احياي تفكر ديني.

16. ____________ (1389). تسنيم، قم، نشر اسراء.

17. ____________ (1388). عصاره خلقت، قم، نشر اسراء.

18. جوهري، اسماعيل (1407ق). الصحاح، بيروت، دارالعلم للملايين.

19. دهخدا، علي اكبر و ديگران (1373). لغت نامه، تهران، مؤسسه لغت نامه و دانشگاه تهران.

20. زبيدي، سيد محمد مرتضي (1414ق). تاج العروس، بيروت، دار الفكر.

21. سياوشي، كرم و فاضليان، سيد جواد (زمستان1394). «دعوت به تعقل و نشانه‌هاي عقل‌گرايي در نهج البلاغه»، پژوهشنامه نهج البلاغه، ش12.

22. سيدرضي، محمد بن حسين (1414ق). نهج البلاغه، محقق: صبحي صالح، قم، انتشارات هجرت.

23. صفار، محمد بن حسن (1404ق). بصائر الدرجات، قم، مكتبه آيت الله مرعشي.

24. صدوق، محمد بن بابويه (1395ق). كمال الدين و تمام النعمه، تهران، اسلاميه.

25. صمدي، قنبر علي (پاييز1388). «آموزه انتظار و زمينه‌سازي ظهور»، مشرق موعود، ش11.

26. فيض كاشاني، محمد محسن (1415ق). الصافي، تهران، مكتبه الصدر.

27. قائمي‌نيا، عليرضا (1397). مصاحبه، خبرگزاري ميزان.

28. قمي، علي بن ابراهيم (1363). تفسير قمي، قم، دارالكتاب.

29. كراجكى، محمد بن على (1410ق). كنز الفوائد، قم، دارالذخائر.

30. كفعمي، ابراهيم بن علي (1418ق). البلد الامين، بيروت، موسسة الاعلمي.

31. كليني، محمد (1407ق). الكافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه.

32. مجلسي، محمدباقر (1403ق). بحار الانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي.

33. ___________ (1423ق). زاد المعاد، بيروت، موسسه الاعلمي للمطبوعات.

34. محمدي، محمد حسين (1397). تفسير موضوعي (امامت و نبوت در قرآن)، قم، نشر المصطفي.

35. محمودي، محمدباقر (1376). نهج السعاده في مستدرك نهج البلاغه، مصحح: عزيز آل طالب، تهران، انتشارات وزارت ارشاد.

36. مددي، سيد احمد (1393). نگاهي به دريا، قم، موسسه كتاب‌شناسي شيعه.

37. مفيد، محمدبن محمد (1372). مصنفات الشيخ المفيد رسالات في الغيبه (الرساله الثالثه)، قم، الموتمر العالمي لألفية الشيخ المفيد.

38. نعماني، محمد بن ابراهيم (1422ق). الغيبة، قم، انوار الهدى.

39. ______________ (1383ق). الغيبه، قم، المكتب الصابري.

40. سايت ويكي پرسش، تفاوت اخلاق فردي و اجتماعي. https://wikiporsesh.ir