عوامل قدرت در تشكلهاي مهدوي مبتني بر انديشه مهدويت
رضا ابروش
چكيده
«قدرت» ظرفيتي است براي مديريت كنشهاي اجتماعي؛ لذا به منظور هرگونه تأثيرگذاري بر جامعه هدف و مخاطبان، بايد قدرت آن نيز مهيا باشد. تشكلهاي مهدوي براي تحقق تمدن مهدوي به ايجاد و تقويت اين ظرفيت اجتماعي نيازمند هستند. هدف اين پژوهش شناسايي عوامل ايجاد و تقويت قدرت در تشكلهاي مهدوي ميباشد. در اين پژوهش، با استفاده از روش تحليل مضامين، عوامل قدرت در تشكلهاي مهدوي مورد شناسايي قرار ميگيرند. يافتههاي اين پژوهش نشان ميدهد عواملي كه موجب افزايش و تقويت قدرت در تشكلهاي مهدوي ميشوند، عبارتند از: ايمان و اعتماد به خدا، گفتمانسازي، اتحاد و همبستگي گروهي، توسعه روابط و حسن تعامل و دانش و تخصص.
واژگان كليدي: قدرت، تشكلهاي مهدوي، عوامل قدرتزا، فرايند دوراني قدرت، مؤلفههاي قدرت.
مقدمه
«قدرت»، بهعنوان يكي از مفاهيم بنيادي در مديريت، در حوزههاي مختلف اجتماعي، سياسي و فرهنگي نقشي محوري ايفا ميكند. يكي از عرصههاي برجستهاي كه مفهوم قدرت در آن جلوهاي خاص مييابد، تشكلهاي ديني و مذهبي است. تشكلهاي مهدوي، بهعنوان نهادهايي كه با محوريت انتظار و ظهور امام مهدي (عج) شكل گرفتهاند، در هدايت جامعه و تقويت فرهنگ انتظار نقشي اساسي دارند. اين تشكلها با بهرهگيري از آموزههاي ديني، تلاش ميكنند جامعه را بهسوي عدالتخواهي و آمادگي براي ظهور هدايت و بستر مناسبي براي تحقق اين اهداف فراهم كنند. از اينرو، قدرت در اين تشكلها تأثير چشمگيري بر اثربخشي و كارآمدي آنها در جامعه دارد.
در حالي كه قدرت در سازمانهاي معمول، عمدتاً ساختاري و سلسلهمراتبي است، تشكلهاي مهدوي به دليل ماهيت اجتماعي و مذهبي خود، از اين الگو پيروي نميكنند. قدرت در اين تشكلها نه صرفاً مديريتي يا سياسي، بلكه بر ارزشهاي ديني و معنوي مبتني است. اين نوع قدرت علاوه بر هدايت و پيشبرد اهداف ديني، معياري براي سنجش مشروعيت و كارآمدي اين نهادها به شمار ميرود.
مسئله اصلي در اين پژوهش، شناسايي عوامل قدرت در تشكلهاي مهدوي بر اساس آموزههاي مهدوي ميباشد. فهم نادرست از عوامل قدرت ميتواند تشكلهاي مهدوي را به رفتارهاي ناهنجار و غيراخلاقي به منظور ايجاد و تقويت قدرت درگير كند. به همين دليل، پژوهشي مبتني بر تعاليم مهدوي كه ميتوان از آنها عوامل قدرت را احصا كرد، ضروري است. هدف اين پژوهش نيز شناسايي عوامل قدرت در تشكلهاي مهدوي است. از اينرو، اين سئوال در اين پژوهش مطرح ميشود كه عوامل قدرت در تشكلهاي مهدوي چيست؟ هدف نهايي شناسايي و ارائه عوامل قدرت در تشكلهاي مهدوي و افزايش كارآمدي آنها در تمدن سازي مهدوي است.
مفهومشناسي
- قدرت
«قدرت»، به معناي توانايي يا استعداد وادار كردن ديگران به رفتار كردن به شيوه مطلوب در تعاملات انساني است (پورتر و ديگران، 1393: ص63). توانايي بالقوه فرد يا گروه براي نفوذ در فرد يا گروه ديگر را قدرت گويند (مورهد و گريفين، 1392: ص381). در واقع قدرت فرايندي است كه از طريق آن ميتوان رفتار و نگرش ديگران را تغيير داد (پورتر و ديگران، 1393: ص61). بنابراين، قدرت، ظرفيتي است كه در افراد و گروهها براي اعمال نفوذ و تأثيرگذراي بر جامعه هدف و مخاطبان نهفته است (همان، ص61). استفاده از قدرت به تشكلهاي مهدوي اجازه ميدهد تا بر رفتار و نگرش مخاطبان از طريق كنشهايي كه انجام ميدهند، تأثيرگذار باشند.
- تشكلهاي مهدوي
«تشكل» به معناي صورت گرفتن و شكل گرفتن چيزي است (معين، 1388: ج4، ص114). در اصطلاح به معناي تشكيل دادن يك جمع براي دستيابي به اهداف خاص ميباشد. تشكلها از جمله اركان ساختاري مدرن امروزي هستند كه زمينه دخالت شهروندان و مردم را در كنشهاي اجتماعي و فرهنگي مهيا ميسازند. تشكلها به وسيله مشاركت مردم به وجود ميآيند و تمام فعاليتهايشان داوطلبانه و از روي عشق و علاقه شكل ميگيرد. تشكل، مصداق سازمانهاي غيررسمي است (فيوضات و مهدوي، 1385: ص84). امروزه براي تحقق اهداف مهم اجتماعي، نميتوان به صورت انفرادي اقدام كرد. كنشهاي انفرادي در مقايسه با كنشهاي جمعي كه در قالب تشكلها بروز و ظهور مييابند، ناكارآمد و فاقد اثربخشيهاي لازم هستند. بنابراين، امروزه كنشگري در عرصههاي مختلف به ايجاد و تقويت تشكلها نيازمند ميباشد. تشكل مهدوي به آن دسته از مجموعههايي اطلاق ميشود كه داوطلبانه و برمبناي علاقه وارد كنشهاي فرهنگي و اجتماعي ميشوند و از اين طريق زمينه ايجاد جامعه مهدوي را مهيا ميسازند. به استناد روايتي از امام علي (ع) كه فرمودند: «وَ هـُمْ اَنْصارُ المَهْدِيِّ في آخِرِ الزَّمانِ» (مجلسي، 1403: ج57، ص229)؛ اعضاي تشكلهاي مهدوي كنشگراني هستند كه در زمان غيبت ايشان در جامعه نقشآفريني و زمينه تحقق يك جامعه آرماني منتظِر را ايجاد ميكنند.
پيشينه پژوهشهاي مرتبط با قدرت
«قدرت» از مفاهيم پركاربرد در عرصههاي اجتماعي، به ويژه حوزه مديريت و سازمان است. اهميت آن باعث شده تا پژوهشگران به تحليل و بررسي اين مفهوم بپردازند. با بررسيهاي انجام شده، مطالعه قدرت به اولين تلاشها براي تعريف بخشي از علوم اجتماعي برميگردد. اما دهه 1930 آغاز بخش اعظم مطالعات جديد در مورد قدرت در محيطهاي سازماني بوده است. از آن پس، كانون تمركز پژوهشها به طور گستردهاي تغيير كرد. برخي بر شالوده جامعه شناختي تمركز دارند؛ مانند راسل: 1938،كارترايت: 1965، فالت: 1942، مي: 1972 و كروزير: 1964. برخي قدرت را از منظر سياسي مورد بررسي قرار دادند. مانند ميلز: 1957، دال: 1957و هانتر: 1959. برخي ديگر رويكردي رفتاري به قدرت دارند. مانند: وبر: 1968، هومانز:1950، فرنچ و ريون: 1959، كارترايت: 1965، تيبات و كلي: 1959. برخي رويكردي رواني به قدرت دارند مانند: مك كلهلند: 1975 و وينتر: 1973. و برخي قدرت را با نگرش ساختاري و سازماني مورد بررسي قرار دادهاند؛ مانند: اتزيوني: 1961، اسميت و تاننبام: 1963، كروزير: 1964، مك كيني و هاروارد: 1979 و ففر1981.
با بررسيهاي انجام شده در مطالعات مرتبط با قدرت، پژوهشي كه به طور خاص به موضوع قدرت و عوامل آن در تشكلهاي مهدوي پرداخته باشد، مشاهده نگرديد.
تفاوت قدرت از ديدگاه اسلام و غرب
قدرت، در طول تاريخ و در جوامع گوناگون، تعاريف و كاربردهاي متنوعي يافته است. اسلام و غرب، به عنوان دو تمدن با ريشههاي فرهنگي و تاريخي متفاوت، ديدگاههاي متمايزي نسبت به ماهيت و كاركرد قدرت ارائه ميكنند. در حالي كه در غرب نيز تنوع ديدگاهها درباره قدرت وجود دارد، پارادايم پوزيتيويستي به طور غالب بر ساختارهاي اجتماعي و نهادهاي غربي سايه افكنده و نگرش غالب غرب را شكل داده است. جدول شماره (2) برخي از مهمترين تفاوتهاي مفهوم قدرت در اسلام و جوامع غربي را به صورت خلاصه نشان ميدهد.
جدول شماره2. جدول مقايسه و تفاوت قدرت از ديدگاه اسلام و غرب
اسلام
غرب
منبع قدرت
خداوند منبع اصلي قدرت است
منبع قدرت اراده و خواست انسان است
هدف از كسب قدرت
اجراي عدالت و خدمت به خلق و تقرب به خداوند
نفوذ برديگران، كسب ثروت و حفظ نظم اجتماعي هدف از كسب قدرت در مكاتب غربي است
نوع قدرت
معنوي و مادي توأمان استفاده ميشود
تمركز بر قدرت مادي است
محدوديتها
قوانين الاهي و اخلاق محدودكننده قدرت هستند
قوانين و توافقات بين المللي محدوديت براي قدرت محسوب ميشود
رويكرد
قدرت امانت است براي خدمت و تقرب
ابزاري براي دستيابي به اهداف
تفاوت ديدگاه اسلام و غرب در مفهوم قدرت، فراتر از تعاريف نظري است و در ساختارها، سازمانها و حتي تشكلهاي اجتماعي نيز نمود پيدا ميكند و به ويژه در بحث تشكلهاي مهدوي، كه در انديشه اسلامي ريشه دارند، مفهوم قدرت بايد با توجه به ماهيت و اهداف اين تشكلها بازتعريف و مورد بررسي قرار گيرد.
عوامل و منابع قدرت
يكي از موضوعات مورد توجه در مطالعات قدرت، عواملي است كه منشأ ايجاد و ازدياد قدرت ميباشد. عمده مطالعات انجام شده در عوامل قدرت، به قدرت در سازمانها و ساختارهاي اداري معطوف است. در برخي از مطالعات دو دسته كلي از عوامل قدرتآفرين در سازكارهاي سازماني مطرح ميشود: قدرت مقام كه بر جايگاه سازماني افراد مبتني است و قدرت شخصي كه به ويژگيهاي شخصي افراد وابسته است (پورتر و ديگران، 1393: ص16). جدول شماره(3) هر يك از عوامل قدرت و منبع آن را نشان ميدهد:
جدول شماره3. منابع قدرت
منبع قدرت
عوامل قدرت
توضيح و تعريف قدرت
قدرت مقام
قدرت پاداش
قدرتي است كه فرد توانايي پيشنهاد و ارائه پاداش در قبال اطاعت و فرمانبرداري شخص ديگر را دارد.
قدرت اجبار
قدرتي كه فرد با استفاده از ابزارهاي سازماني ميتواند فرد خاطي را تنبيه كند.
قدرت مشروع
قدرتي كه سازكارهاي رسمي و سازماني به افراد ميدهد؛ مانند قانون كه به مدير اجازه ميدهد بر عملكرد كاركنانش نظارت كند.
قدرت شخصي
قدرت مرجعيت
وقتي فردي از ظرفيتي برخوردار ميشود كه ديگران براي حل مسائل و مشكلات خود به او روي ميآورند، «قدرت مرجعيت» گفته ميشود.
قدرت تخصص
افرادي كه داراي دانش و تجربه هستند و موجب وابستگي ديگران به آنها ميشود داراي «قدرت تخصص» هستند.
روش پژوهش
اين پژوهش در زمره پژوهشهاي كيفي محسوب ميشود. يافتههاي مطالعات كيفي دستاورد نگرش عميق به حوزه مورد مطالعه است (خنيفر و مسلمي، 1396: ص13). در اين پژوهش، براي تبيين ماهيت قدرت در اسلام و عوامل قدرتآفرين در تشكلهاي مهدوي، با مراجعه به تعاليم اسلامي، بهويژه مفاهيم مرتبط با انديشه مهدويت، دادههايي كه دربردارنده مفهوم قدرت و مرتبط با آن است، احصا گرديد. براي يافتن دادههاي مورد نياز ميتوان با تمركز بر «مفاهيم حساس» مطالعات خود را در زمينه موضوع پژوهش آغاز كرد. اين مفاهيم در كنار حساسيت نظري پژوهشگر، مسير گردآوري دادهها را مشخص مينمايد (محمد پور، 1392: ص323). توجه به مفاهيم حساس و «حساسيت نظري»[1] ميتواند مرحله آغاز براي جستوجو در بين دادهها را فراهم سازد (چارماز، 2006: ص68). منظور از «حساسيت نظري» توجه ويژهاي است كه پژوهشگر همزمان به وجوه مختلف موضوع پژوهش دارد. به همين دليل به توانايي پژوهشگر در يافتن سرنخها و جزئيات در دادهها برميگردد. به عبارت ديگر، حساسيت نظري باعث ميشود تا پژوهشگر از لحظه ورود به مرحله دادهيابي و مطالعه منابع و حتي تحليل و كدبندي دادهها همواره حساس باشد. به همين دليل از زواياي گوناگون به دادهها، تحليل، مفاهيم و مقولهها مينگرد. در اينصورت است كه ايدههاي اوليه شكل ميگيرند (محمدپور، 1392: ص324). برخي از مهمترين مفاهيميكه به عنوان مفاهيم حساس در اين پژوهش مورد توجه قرار گرفت، عبارتند از:«قدرت»، «علو»، «عزت»، «قوت»، «سلطه»، «ملك»، «استقامت»، «ايمان» و «قوي» و البته حساسيت نظري موجب شد تا برخي از مفاهيم و تعاليم اسلاميديگر كه به نوعي با موضوع قدرت در اين پژوهش مربوط بود؛ مورد استفاده قرار گيرند. همچنين رواياتي كه به ويژگيهاي ياران حضرت ناظر ميباشد در اين پژوهش مورد توجه قرار گرفته و در فرايند كدگذاري مورد استفاده قرار ميگيرند.
پس از گردآوري اطلاعات، دادهها با روش تحليل مضامين، مورد تحليل قرار ميگيرند. در گام نخست، مضامين پايه از گزارههاي ديني ايجاد ميشوند و سپس بر اساس قاعده مقايسه و مشابهت (محمدپور، 1392: ص333) از چندين مضمون پايه مشابه، يك مضمون سازمان دهنده ايجاد ميشود. در ادامه كدها و مفاهيم متداخل (چارماز، 2006: ص57)؛ در قالب مضامين فراگير ظاهر ميشوند. در اين پژوهش، با بررسي گزارههاي گرداوري شده از تعاليم اسلامي، و سه مرحله كدگذاري، در نهايت سه مضمون عقل، اراده و ايمان به عنوان عناصر قدرت در اسلام مورد شناسايي قرار گرفت و مضامين فراگير: ايمان و اعتماد به خدا، گفتمانسازي، اتحاد و همبستگي گروهي، توسعه روابط و حسن تعامل و دانش و تخصص به عنوان عوامل قدرت در تشكلهاي مهدوي شناسايي شد. در جدول شماره(4) فرايند احصا عناصر قدرت در اسلام و عوامل قدرت در تشكلهاي مهدوي نمايش داده ميشود.
جدول شماره 4. مضامين پايه، سازماندهنده و فراگير
گزارهها
مضامين پايه
مضامين سازماندهنده
مضامين فراگير
يافتهها
<إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ و إِنْ ِ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً>
صبوري موجب غلبه ميشود
تأثير عوامل معنوي
ايمان و اعتماد به خدا
عوامل قدرت در تشكلهاي مهدوي
«رِجَالٌ…لَا يَشُوبُهَا شَكٌّ فِي ذَاتِ اللَّهِ أَشَدُّ مِنَ الْحَجَر»
تأثير دلهاي مستحكم بر قدرتمندي
<أَلَا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ>
يادخدا مايه آرامش است
يادخدا و اعتماد به او
<مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ>
توكل بر خدا كفايت امور مينمايد
«إِنَ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِي»
گفتمان موعودگرائي
تبيين مهدويت و موعود
گفتمانسازي
«وَ اسْتَنْقِذْ بِهِ عِبَادَكَ الْمُؤْمِنِينَ مِنَ الذُّلِّ وَ انْعَشْ بِهِ الْبِلَاد»
ترسيم آينده و موعود
«طُوبَى لِلْمُتَّقِينَ عَلَى مَحَجَّتِهِمْ أُولَئِكَ وَصَفَهُمْ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ وَ قَالَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْب»
هواخواهان مهدوي
همراهسازي افراد جامعه
«وَ هـُمْ اَنْصارُ المَهْدِيِّ في آخِرِ الزَّمانِ»
ياوران مهدوي
«يَجْمَعُهُمُ اللَّهُ عَلَى أَمْرٍ وَاحِد»
اجتماع بر حول يك محور
اتحاد و انسجام
اتحاد و همبستگي گروهي
«يَدْعُو النَّاسَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ وَ الْوَلَايَةِ لِعَلِيِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ»
دعوت مردم بر محور قرآن و سنت نبوي و ولايت علوي
«طُوبَى…وَ يَتَوَلَّى أَوْلِيَاءَهُ وَ يُعَادِي أَعْدَاءَهُ؛ خوشا بر احوال كسي كه دوستان قائم را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد.»
دوستي با ياوران حضرت
همبستگي
«وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ عَدُوِّهِ حَتَّى إِذَا بَلَغَ إِلَى الثَّعْلَبِيَّةِ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ صُلْبِ أَبِيه»
بيزاري از دشمن
«وَ إِيَّاكُمْ وَ الْفُرْقَةَ»
اجتناب از تفرقه
«اَكمَلَ بِه اَخلاقَهُم»
حسن رفتار
حسن تعامل
توسعه روابط و حسن تعامل
«لَو قَد قَامَ قائمُنا لأَنْزَلَتِ السَّماءُ قَطْرَها، و لأخْرَجَتِ الأرضُ نَباتَها ، و لَذَهَبتِ الشَّحْناءُ مِن قلوبِ العِبادِ؛ كينه و دشمنى از دلهاى بندگان رخت برمى بندد.»
از بين رفتن دشمني در روابط
«مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ»
حسن خلق در رفتار
«عَلَيْكُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ»
گسترش روابط
توسعه تعاملات
«فَالْقَوْهُمْ بِطَلَاقَه الْوَجْهِ وَ حُسْنِ الْبِشْرِ»
تعامل سازنده
«سَلَكَ بِكُمْ مَنَاهِجَ الرَّسُولِ (ص) فَتَدَاوَيْتُمْ مِنَ الْعَمَى وَ الصَّمَمِ وَ الْبَكَم»
روشني بينش و درك
رفع گمراهي و ايجاد روشني بينش
دانش و تخصص
«يَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ وَ قُلُوباً غُفْلا»
از بين رفتن گمراهي
«العِلمُ سُلطان مَن وَجَدَهُ صالَ بِه»
علم مظهر قدرت است
برتري علم و دانش
«لَيُرْفَعُ عَنِ الْمِلَلِ وَ الْأَدْيَانِ الِاخْتِلَافُ وَ يَكُونُ الدِّينُ كُلُّهُ وَاحِدا»
فهم و علم مشترك
عوامل قدرت در تشكلهاي مهدوي
«تشكلهاي مهدوي» به عنوان يكي از ساختارهاي كنشگر فعال در حوزه مهدويت به منظور دستيابي به اهداف خود به آشنايي با سازكار قدرت و استفاده از ظرفيت عوامل قدرتآفرين نيازمند هستند. نقش قدرت را نميتوان در كنشگريهاي اجتماعي ناديده انگاشت و البته نبايد آن را به قدرتهاي سازماني نيز منحصر كرد. اين عبارت معروف است: «قدرت چيزي است كه همه ميخواهند از آن برخوردار باشند؛ ولي نميدانند دقيقا چيست.» به همين دليل، هر فرد يا گروهي ممكن است درك خاصي از قدرت و منابع قدرت و عوامل قدرتآفرين داشته باشد.
اگر تبيين درستي از قدرت ارائه نشود، به دليل كاركردهاي غيرعادلانه ميتواند پديدهاي شوم و نادرست از آن تلقي شود. قدرت وقتي در مسير عدالت و تعالي قرار نگيرد، امكان سوء استفاده از آن توسط افراد و گروهها وجود دارد. اين رويكرد ناصواب و نادرست به قدرت ميتواند زمينه ساز انزجار و استبعاد تشكلهاي مهدوي از قدرت و عوامل قدرتآفرين باشد؛ در حاليكه تشكلهاي مهدوي براي تحقق جامعه تمدني مبتني بر انديشههاي مهدوي نقش مهمي ايفا ميكنند و در اين بين به ايجاد و توسعه قدرت در خود نيازمند هستند. لذا اگر درك درستي از عوامل قدرت ارائه نشود، ممكن است اين عوامل هيچگاه شناخته نشوند و مورد استفاده تشكلهاي مهدوي قرار نگيرند و بالتبع زمينه شكست آنها را فراهم ميسازد. در واقع تشكلهاي مهدوي به منظور تحقق عدالت به بسط تمدن مهدوي در جامعه نيازمند هستند و اين جز از طريق كنشهاي مبتني بر قدرت محقق نخواهد شد. همانطور كه معتقدان به ظهور و عدالت اجتماعي خود را خدمتگذار مردم ميدانند (شالچي، 1388: ص317)؛ بايد براي ارائه خدمات اجتماعي نيز داراي قدرت متناسب با انديشههاي مهدوي باشند. لذا تبيين عوامل قدرت مورد نياز در تشكلهاي مهدوي ميتواند زمينه بكارگيري آنها را براي تشكلها مهيا سازد؛ در غير اينصورت به صرف الگوگيري از نظريهها و تجربيات قدرتهاي ساختاري مطرح در علوم انساني غربي، نه تنها زمينه توسعه و تعالي تشكلهاي مهدوي را مهيا نميسازد، بلكه ميتواند عامل انزوا و شكست آنها در فعاليتهاي تمدن مهدوي گردد. درك درست از ماهيت قدرت براي تشكلهاي مهدوي مبتني بر تعاليم اسلامي؛ ضرورتي انكارناپذير است. با بررسيهاي انجام شده، مطالعات قدرت صرفا رويكردي جامعه شناختي، سياسي، رفتاري-رواني و ساختاري دارند. برآيند اين مطالعات تمركز برقدرت جنبه ابزاري دارد كه مسير پيشبرد اهداف را هموار ميسازد. از سوي ديگر با توجه به برخي از مطالعات انجام شده در مورد انديشه مهدويت، موضوع قدرت به صراحت مورد توجه قرار نگرفته است، بلكه به طور ضمني ميتوان مواردي را مشاهده كرد كه حكايت از قدرتمندسازي رهروان و ياوران مهدوي است و البته تمركز آنها بر قدرت فردي از طريق پالايش روح و طهارت نفساني است. با بررسيهاي انجام شده در تعاليم اسلامي، عواملي براي ايجاد و تقويت قدرت در تشكلهاي مهدوي وجود دارد كه استفاده از آنها ميتواند تشكلها را در ارائه خدمات براي تحقق تمدن مهدوي ياري رساند. تشكلهاي مهدوي ميتوانند از پنج عامل براي ايجاد قدرت در فعاليتهاي خود بهره جويند. دانش و تخصص زمينه حضور عالمانه تشكلها را در جامعه مهيا ميسازد. اين عامل ميتواند زمينه تقويت ماهيت قدرت در تشكلهاي مهدوي شود. عامل ديگر كه ايمان و اعتماد به خداوند متعال است؛ زيرساختهاي لازم را براي قدرت فراهم ميسازد. اعتماد و ايمان به خدا باعث آرامش قلبي براي تشكلهاي مهدوي در رويارويي با شرايط سخت و پرچالش است. گفتمانسازي نيز به عنوان يكي از عوامل ايجاد قدرت در تشكلهاي مهدوي زيرساختهاي لازم براي تحرك، تلاش و تكاپو را مهيا ميسازد. گفتمانها، مشاركت و همراهي مخاطبان و افراد را با تشكلها به همراه دارند و اين همراهي مقدمات تقويت اراده و فرايند تكاپو و تلاش جمعي را رقم خواهد زد. عامل ديگر از عوامل قدرت در تشكلهاي مهدوي، اتحاد و همبستگي اعضاي تشكل است. وقتي اتحاد و همبستگي در بين اعضاي تشكل تبلور يابد، اراده جمعي شكل ميگيرد و قدرت جمعي را به دنبال خواهد داشت. تشكلهاي مهدوي در مسير تعالي و جامعه تمدني نيازمند اراده جمعي هستند كه اين اراده جمعي به همبستگي و اتحاد و همبستگي اعضاي تشكل و جامعه مخاطب نيازمند است. عامل ديگري كه در قدرتآفريني تشكلهاي مهدوي ايفاي نقش ميكند، توسعه روابط و حسن تعامل است. همانطور كه بيان شد، اراده به عنوان يكي از عناصر قدرت در تشكلهاي مهدوي ميتواند از گفتمانها آغاز شود و با اتحاد و همبستگي شدت يابد؛ اما آنچه نبايد مغفول واقع شود، در فضاي جمعي و اجتماعي توسعه روابط و حسن تعامل رمز همبستگي و اتحاد است. تشكلها از طريق توسعه و بهبود روابط اجتماعي و حسن تعامل دروني با اعضا و حسن تعامل بيروني با مخاطبان و جامعه هدف، زمينههاي همبستگي و مشاركت و همراهي را فراهم ميسازند. به همين دليل، توسعه روابط و حسن تعامل ميتواند به عنوان يك عامل قدرتزا براي تشكلهاي مهدوي محسوب گردد.
در اين پژوهش پس از تبيين ماهيت قدرت و عناصر آن، عوامل قدرتآفرين از منظر قرآن مورد شناسايي و تبيين قرار ميگيرد. با بررسيهاي انجام شده در تعاليم قرآني، برخي از عوامل مؤثر بر قدرت تشكلهاي مهدوي ارائه ميشود:
- ايمان و اعتماد به خدا
برخي از عوامل قدرت در تشكلهاي مهدوي در زمره عوامل معنوي قرار ميگيرند. متأسفانه در بسياري از مطالعات انجام شده در مورد قدرت، اهميت عوامل معنوي را ناديده گرفته و به آن توجه ندارند. در واقع بحث در زمينه عوامل ماوراي طبيعي در قدرت را ناچيز و بيارزش تلقي ميكنند. علت اين بيتوجهي آن است كه عوامل ماورائي را به جادو، سحر و از اين قبيل موارد اطلاق ميكنند (نبوي، 1379: ص158)؛ در حاليكه عوامل ماوراي طبيعي، عوامل معنوي را نيز شامل ميشوند. براي كسب اين عوامل معنوي ميتوان از تعاليم وحياني بهره جست و با ايجاد بسترهاي لازم، زمينه ايجاد و اين عوامل و استفاده از آنها را در قدرت براي تشكلهاي مهدوي مهيا كرد. يكي از اين عوامل معنوي ايمان و اعتماد به خداوند متعال است. در اين خصوص خداوند متعال در قرآن ميفرمايند:
<يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُون*الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فيكُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرين>. اى پيامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشويق كن! هر گاه بيست نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر غلبه مىكنند و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از كسانى كه كافر شدند، پيروز مىگردند چرا كه آنها گروهى هستند كه نمىفهمند*هم اكنون خداوند از شما كم كرد، و دانست كه در شما ضعفى است بنا بر اين، هر گاه يكصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر پيروز مىشوند و اگر يكهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند كرد! و خدا با صابران است (انفال: 65-66).
به استناد آيات شريفه، اعتماد و ايمان به خداوند از عوامل ايجاد قدرت محسوب ميشود. بنابراين، تشكلهاي مهدوي با تقويت ايمان و اعتماد به خدا در كنشهاي خود، ظرفيت بهرهمندي از اين قدرت معنوي را مهيا ميسازند. به استناد رواياتي كه ويژگي ياوران مهدوي را بيان ميكند، افرادي كه در جهت مأموريت مهدوي فعاليت ميكنند، داراي ايماني راسخ هستند كه موجب قوت قلب و پيراستگي از انحرافات در آنان ميشود. «رِجَالٌ…لَا يَشُوبُهَا شَكٌّ فِي ذَاتِ اللَّهِ أَشَدُّ مِنَ الْحَجَر» (مجلسي، 1403: ج ۵۲، ص ۳۰۸). اين ويژگي منبعث از ايمان و اعتقاد آنها است كه موجب ميشود در رويارويي با مسائل ثابت قدم و از گزند پلشتيها در امان بمانند. تجلي ايمان و اعتماد به خداوند متعال در كنشهاي جمعي كه توسط تشكلهاي مهدوي صورت ميگيرد، زمينه بروز و ظهور همافزايي را در آنها مهيا ميسازد.
- گفتمانسازي
«گفتمانسازي» موجب شكلدهي به افكار عمومي، نهادينهسازي ارزشهاي مهدوي، و ترويج هنجارهاي اجتماعي در انديشه مهدويت ميشود. گفتمانها در زمره قدرت نرم قرار ميگيرند و زمينه هدايت افكار و انديشههاي مخاطبان ميشوند. تشكلهاي مهدوي در صورتي كه از قدرت گفتمانسازي برخوردار باشند، به سهولت امكان مقابله با تهديدها و موانع را خواهند داشت. گفتمانسازي در تشكلهاي مهدوي علاوه بر اينكه موجب افزايش قدرت آنها در كنشهاي فرهنگي و اجتماعي آنان ميشود، مشروعيت و اعتبار آنها در جوامع را به دنبال خواهد داشت. آيه شريفه <وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبين> (نور: 54)؛ اشاره به توليد گفتمان دارد. اين آيه وظيفه پيامبر را رساندن پيام آشكار به مردم برميشمارد. ايصال پيام همان گفتمان است. در تعاليم اسلامي، دعا به عنوان يك سازكار مهم براي گفتمانسازي محسوب ميشود. در همين زمينه در برخي از دعاها چنين بيان ميشود: «وَاسْتَنْقِذْ بِهِ عِبَادَكَ الْمُؤْمِنِينَ مِنَ الذُّلِّ وَ انْعَشْ بِهِ الْبِلَاد» (ابن بابويه، 1395: ج2، ص514). در برخي روايات نيز به وجود قائم اشاره شده است: «إِنَ الْقَائِمَ مِنَّا هُوَ الْمَهْدِي» (مجلسي، 1403: ج51، ص156). بيان اين عبارتها زمينه توسعه گفتمانهاي مهدوي را در جامعه شكل ميدهد. تشكلهاي مهدوي نقش مهمي در توليد و توسعه گفتمانهاي مهدوي در جامعه دارند. آن دسته از تشكلهايي كه قدرت گفتمانسازي بيشتري دارند، به مراتب از قدرت بيشتري در جامعه برخوردارند. اهميت موضوع و نقش گفتمان در اعمال نفوذ و تأثيرگذاري بر كسي پوشيده نيست و امروزه به عرصه رقابتي بين گروههاي مختلف تبديل شده است. در اين زمينه نقش ابزارها و رسانهها را نميتوان در توليد و توسعه گفتمان ناديده گرفت. گفتمانهاي غالب، زمينه مشاركت و همراهي بيشتري از آحاد افراد جامعه را به همراه خواهند داشت. بنابراين، تشكلهاي مهدوي از طريق گفتمان سازي ميتوانند بستر مشاركت و همراهي بيشتري براي خود فراهم سازند. از سوي ديگر، توسعه گفتمانهاي مهدوي كه توسط تشكلهاي مهدوي صورت ميگيرند، از قدرت بيشتري براي ترويج فرهنگ و معارف مهدوي در جامعه برخوردارند. تشكلهاي مهدوي به عنوان ياوران حضرت در عصر غيبت و مهياسازي زمينههاي ظهر بايد جامعه را آماده سازند. آمادگي جامعه در صورتي محقق ميشود كه آحاد جامعه با امام زمان (عج) آشنا شوند و نوعي ارتباط قلبي و دروني با ايشان برقرار كنند. لازمه اين آشنايي و ارتباط، ايجاد گفتمان مهدوي در جامعه است. به عبارتي ديگر، به منظور تبديل افراد جامعه به انصارالمهدي (عج) كه در روايات به آن اشاره شده است (همان، ج57، ص229)؛ بايد گفتمان مهدوي را ايجاد كرد. اين گفتمانسازي عاملي براي قدرت در تشكلها محسوب ميشود.
- اتحاد و همبستگي گروهي
يكي از عواملي كه موجب قدرت آفريني ميشود؛ ايجاد همبستگي و اتحاد بين اعضاي يك تشكل و گروه ميباشد. تشكلهاي مهدوي نيز به عنوان يك گروه از اين قاعده مستثنا نيستند. وقتي اعضاي تشكلهاي مهدوي با هم متحد ميشوند، از قدرت جمعي برخوردار ميشوند. قدرتي كه داراي پشتوانه گروه باشد، به مراتب تأثير بيشتري دارد. اميرمؤمنان، امام علي (ع) ميفرمايند: «يَدُ اللهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ، وَ إِيَّاكُمْ وَ الْفُرْقَةَ؛ دست خداوند با جماعت است و از تفرقه برحذر باشيد» (نهج البلاغه، خطبه 127). در اين بيان، جماعت گروهي از افراد هستند كه براي تحقق هدفي معين با هم تشريك مساعي دارند. گروه زماني از قدرت برخوردار ميشود كه بين اعضاي آن اتحاد و همبستگي وجود داشته باشد. در روايتي از امام علي (ع) به مالك چنين نقل شده است: « يَجْمَعُهُمُ اللَّهُ عَلَى أَمْرٍ وَاحِد» (مجلسي، 1403: ج52، ص115). اجتماع و همبستگي از مهمترين و بارزترين ويژگيهاي ياوران حضرت ميباشد. محور اين اجتماع و همبستگي بر اساس روايات، قرآن، سنت نبي مكرم اسلام و ولايت اميرالمؤمنين، امام علي (ع) ميباشد. چنانكه نقل شده است: «يَدْعُو النَّاسَ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ وَ الْوَلَايَةِ لِعَلِيِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ» (بحراني، 1374: ج2، ص676). در واقع تشكلهاي مهدوي به پيروي از فرهنگ مهدوي با همبستگي و الفت ميان افراد، زمينه قدرتمندي تشكلهاي مهدوي را فراهم ميسازند. در اين خصوص اميرالمؤمنين، امام علي (ع) در توصيف ويژگيهاي حضور حضرت ميفرمايند: «يَجْمَعُهُمُ اللَّهُ عَلَى أَمْرٍ وَاحِد؛ خداوند، ياران ايشان را بر محور يك امر قرار ميدهد» (ابنابي زينت، 1397: ص206). اين اجتماع بر حول يك محور و امر واحد موجب همبستگي و الفت بين اعضاي تشكلهاي مهدوي ميشود و در نتيجه باعث تأثيرگذاري بيشتر بر افراد و نگرش مخاطبان ميشود. در مقابل، اختلاف و تشتت موجب اضمحلال قدرت در تشكلهاي مهدوي ميشود. در آيه شريفه در زمينه تأثير اختلاف و تشتت ميفرمايد: <وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُم>؛ «با هم نزاع و كشمكش نكنيد؛ زيرا سست ميشويد و قدرت و شوكت شما از ميان ميرود» (انفال: 46). اختلاف و افتراق عامل افول و زوال قدرت در تمام مجموعههاي منسجم و متحد ميباشد و بالتبع بروز اختلافات و تشتتهاي ميان گروهي موجب زوال و ناكارآمدي و تضعيف قدرت در تشكلهاي مهدوي ميگردد. اجراي هرگونه سياست و اقدام به منظور توسعه فرهنگ مهدوي در جامعه به كنشگري جمعي نيازمند است. كنشهاي جمعي وقتي در قالب تشكل بروز مييابند، به فضايي آكنده از همبستگي و اتحاد نيازمند هستند؛ زيرا ماهيت اجتماعي آنها مرهون همين همبستگي و اتحاد است.
- توسعه روابط و حسن تعامل
يكي از مظاهر قدرت در عرصههاي اجتماعي، توسعه روابط و حسن تعامل است. بستر فعاليت تشكلهاي مهدوي، اجتماعات انساني است و اساس و بنيان شكلگيري جوامع ارتباط و تعامل است. امير مؤمنان، امام علي (ع) ميفرمايند:
عَلَيْكُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّقَاطُع؛ برشما باد به پيوند و ارتباط با هم و بخشش مال و از پشت كردن به همديگر و قطع ارتباط پرهيز كنيد (نهج البلاغه، نامه 47).
محور بسياري از تعاليم اسلامي به بهبود تعاملات و روابط انساني ناظر است. به همين دليل بر حسن تعامل در ارتباطات تأكيد ميورزد. چنانچه از رسول خدا (ص) چنين روايت شده است: «فَالْقَوْهُمْ بِطَلَاقَه الْوَجْهِ وَ حُسْنِ الْبِشْرِ؛ با رويي گشاده و نيكو مردم را ملاقات كنيد» (كليني، 1407: ج2، ص104). گشادهرويي و خلق نيكو نوعي سياست كلان و كاربردي در سيره معصومان (ع) است كه رهروان مكتب آنان نيز به اين سيره پايبند بوده و همواره از ظرفيتهاي آن در تعاملات و روابط اجتماعي بهره ميجستند. حسن تعامل با مخاطب زمينه نفوذ بر اعماق جان و دل را مهيا ميسازد و اعتماد مخاطب را به همراه دارد. ارتباطي كه با حسن تعامل توأم باشد، زمينههاي اثربخشي ارتباطات را فراهم ميسازد. امام صادق (ع) در خصوص ويژگي دولت مهدوي ميفرمايند:
إِنَ لَنَا دَوْلَةً يَجِيءُ اللَّهُ بِهَا إِذَا شَاءَ ثُمَّ قَالَ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِر؛ به راستي براي ما دولتي است كه هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق ميسازد و آنگاه فرمودند: هر كس دوست ميدارد از ياران حضرت قائم باشد، بايد منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكاري و اخلاق نيكو رفتار كند؛ در حاليكه منتظر است (حرعاملي، 1425: ج5، ص159).
حسن خلق و تعامل نيكو ويژگي ممتاز دولت منتظران مهدوي است و اين ويژگي نه تنها به عنوان يك صفت ويژه براي دولت مهدوي، بلكه به عنوان يك عامل در توسعه و تقويت روابط اجتماعي تأثيرگذار است. توسعه روابط و حسن تعامل نقش محوري در مديريت اذهان و افكار عموميدارد. تشكلهايي كه روابط اجتماعيشان مبتني بر حسن تعامل و توسعه روابط شكل ميگيرد؛ داراي قدرت و نفوذ اجتماعي بيشتري هستند. تشكلهاي مهدوي از طريق توسعه روابط و حسن تعامل با مخاطبان و جامعه هدف زمينه استقبال و پذيرش عموميدر جامعه را براي خود مهيا ميسازند. اعضاي تشكلهاي مهدوي وقتي با خوشرفتاري و حسن تعامل به فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي مبادرت ميورزند، آرامشي براي مخاطبان خود به همراه دارند كه همان موجب پذيرش و همراهي مخاطبان با نگرشها و بينشهاي تشكلهاي مهدوي ميشود. در مقابل، هرگونه رفتارهاي نامناسب ميتواند زمينههاي انزجار و دوري از تشكلهاي مهدوي را موجب شود. چنان كه در قرآن، خطاب به پيامبر خدا (ص) ميفرمايد: <وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك> (آل عمران: 159). استفاده از ظرفيت روابط حسنه نقش مهمي در ايجاد و توسعه قدرت اجرا ميكند.
توسعه روابط و حسن تعامل، علاوه بر اينكه زمينه پذيرش عمومي را براي تشكلهاي مهدوي مهيا ميسازد؛ موجب انسجام و اتحاد اعضاي تشكلهاي مهدوي ميشود. وجود روابط حسنه در بين اعضاي گروه موجب ميشود تا تشكلهاي مهدوي از انسجام دروني برخوردار شوند و اين انسجام همچون دژي مستحكم در برابر مشكلات و رفع آن عمل ميكند. بنابراين، توسعه روابط و حسن تعامل در تشكلهاي مهدوي هم كاركرد بيروني براي آنها دارد و هم كاركرد دروني.
- دانش و تخصص
برخي براين پندارند كه رمز موفقيت تشكلها در تأمين منابع مالي براي اجراي فعاليتها ميباشد. به همين دليل، ويژگي تشكلهاي موفق را در تأمين و دستيابي به منابع مالي برميشمارند. براساس تعاليم وحياني؛ آنچه موجب قدرت و موفقيت است، برخورداري از دانش و تخصص ميباشد. در اين خصوص خدواند با اشاره به داستان طالوت و ويژگي آن براي مقابله با دشمن چنين ميفرمايند:
<وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ>؛ و پيامبرشان به آنها گفت: خداوند (طالوت) را براى زمامدارى شما مبعوث (و انتخاب) كرده است. گفتند: چگونه او بر ما حكومت كند، با اينكه ما از او شايستهتريم، و او ثروت زيادى ندارد؟! گفت: خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، ملكش را به هر كس بخواهد، مىبخشد و احسان خداوند، وسيع است و (از لياقت افراد براى منصبها) آگاه است (بقره: 247).
در آيه شريفه يكي از عوامل قدرتمندي در طالوت را، بهرهمندي وي از علم برميشمارد. در روايتي از امام علي (ع) در خصوص منش علميدر انديشه و تفكر مهدوي ميفرمايند: «فَتَدَاوَيْتُمْ مِنَ الْعَمَى وَ الصَّمَمِ وَ الْبَكَم؛ شما را از كوري، كري و گنگي نجات ميدهد» (مجلسي، 1404: ج25، ص150). اين محقق نخواهد شد، مگر از طريق اتصاف به دانش و تخصص. در بسياري از احاديث به اين واقعيت اشاره ميشود كه امام زمان (عج) با قدرتهاي علمي مغزها را متوجه خود ميكند و علما و دانشمندان جهان به او ايمان ميآورند (بينام، 1385: ص234). امام صادق (ع) در اين مورد ميفرمايند:
كَأَنِّي بِأَصْحَابِ الْقَائِمِ وَ قَدْ أَحَاطُوا بِمَا بَيْنَ الْخَافِقَيْنِ لَيْسَ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا وَ هُوَ مُطِيعٌ لَهُم؛ گويي ميبينم كه ياران امام عصر (عج) جهان را محاصره كردهاند و همه موجودات مطيع و فرمانبردار آنها هستند (مجلسي، 1403: ج52، ص327).
تشكلهاي مهدوي نيز به عنوان ياوران موعود در زمان غيبت كه رسالت آمادهسازي جامعه براي ظهور و حمايت از حضرت را برعهده دارند؛ به دانش و تخصصي نيازمند هستند كه براساس آن آحاد افراد جامعه را بر حول محور انديشههاي مهدوي گردآورند. امروزه با رشد گروهها و تشكلهاي مختلف و متعدد، آن دسته از تشكلهايي كه توان فعاليتهاي تخصصي و حرفهاي را دارند، بيشتر مورد توجه قرار ميگيرند. ارائه خدمات تخصصي موجب شكلگيري فضاي رقابت در فعاليت تشكلها و گروههاي مختلف ميشود. از اينرو، آن دسته از تشكلهاي مهدوي كه از دانش و تخصص لازم براي ارائه خدمات فرهنگي و اجتماعي برخوردارند، از مزيت رقابتي بهرهمند گشته و براي كارآمدي در حوزههاي تخصصي قدرت بيشتري دارند. از سوي ديگر، تحولات محيط فرهنگي و اجتماعي موجب ميشود تا تشكلها از حالت يكنواختي و ايستا بودن رها گشته و زمينه بروز تغييرات عمده در خود را مهيا سازند. لازمه اين تغييرات برخورداري از دانش و تخصص لازم براي انطباق با محيط فرهنگي و اجتماعي است.
«علم» عامل موفقيت و كسب مزيت رقابتي است. تشكلهاي مهدوي با كسب علم و دانش زمينه بروز فعاليتهاي تخصصي در حوزه مأموريتي خويش را مهيا ميسازند. از اينرو، كسب علم و دانش يكي از عوامل قدرتآفرين در تشكلهاي مهدوي محسوب ميشود. تأثير علم و دانش در قدرت را ميتوان در سخنان اميرالمؤمنين، امام علي (ع) نيز ملاحظه كرد:
العِلمُ سُلطان مَن وَجَدَهُ صالَ بِه وَ مَن لَم يَجِده صيلَ عليه؛ علم قدرت و دست برتر است، كسيكه آن را به دست آورد، قدرتمند ميشود و كسيكه آن را از دست بدهد بر او تفوق مييابند (ابن ابيالحديد، 1404: ج20، ص319).
با توجه به اين حديث، تشكلهاي مهدوي به منظور كسب قدرت و افزايش توان تأثيرگذاري در حوزه مأموريتي خويش، به افزايش سطح دانش و تخصص خود نيازمند ميباشند. در روايتي از پيامبر خدا (ص) چنين نقل شده است:
يَفْتَحُ حُصُونَ الضَّلَالَةِ وَ قُلُوباً غُفْلا؛ حصارهاي گمراهي را ميگشايد و دل هاي غفلت زده را بيدار ميكند (خزاز رازي، 1401: ص64).
زدودن گمراهي و بيدارسازي زماني ميسر است كه دانش در جامعه رواج يابد. تشكلهاي مهدوي با توسعه دانش و تخصص زمينههاي غفلتزدايي و آگاهسازي را در جامعه مهيا ميسازند. تشكلهاي مهدوي به منظور توسعه كنشهاي فرهنگي و اجتماعي نيازمند توسعه دانش و تخصص ميباشند. برايند آن، ايجاد قدرت براي تشكلهاي مهدوي خواهد بود.
نتيجهگيري
پس از بررسيهاي انجام شده در اين پژوهش، قدرت در تشكلهاي مهدوي در چهار بُعد قرار ميگيرد كه هر يك از اين ابعاد نقش و تأثير قابل توجهي در موفقيت تشكلهاي مهدوي دارند. اين ابعاد چهارگانه عبارتند از:
- قدرت معنوي: «قدرت معنوي» در تشكلهاي مهدوي به ايمان و اعتقادات اعضا اشاره دارد. اين قدرت بيانگر ايمان راسخ و عميق اعضاي تشكلهاي مهدوي به وعده الاهي و زمينهسازي براي ظهور حضرت و ايجاد انگيزه و تكاپو در فعاليتهاي تشكلهاي مهدوي باشد. به همين دليل، اين بُعد از قدرت تشكلهاي مهدوي با ارتباط وثيق با خدا از طريق دعا و نيايش آميخته ميباشد. اين قدرت ميتواند تحت تأثير بعد ديگري از قدرت در تشكلهاي مهدوي، يعني قدرت علميباشد؛ زيرا قدرت علميزمينه تقويت باورهاي معنوي در تشكلهاي مهدوي را مهيا ميسازد. قدرت معنوي در تشكلهاي مهدوي ميتواند زمينهساز افزايش روحيه كنشگري جمعي و اطمينان خاطر در مصاف ناملايمات و سختيهاي فراروي فعاليتهاي تشكلهاي مهدوي باشد. قدرت معنوي كه بر پايه اعتقادات و ايمان اعضاي تشكل شكل ميگيرد، ميتواند موجب همافزايي در تشكلهاي مهدوي گردد.
- قدرت اجتماعي: «قدرت اجتماعي» به توانايي تشكلهاي مهدوي در تأثيرگذاري بر جامعه و جذب افراد و استقبال از كنشگريهاي مهدوي در عرصههاي اجتماعي اشاره دارد. قدرت اجتماعي تشكلهاي مهدوي ظرفيت فوقالعادهاي براي ايجاد شبكههاي مهدوي دارد. امروزه نقش و كاركرد شبكهها در عرصههاي مختلف اجتماعي غير قابل انكار است. شبكههاي مهدوي ظرفيت كنشگري فراواني براي توسعه و گسترش فرهنگ مهدوي در جامعه دارند. قدرت اجتماعي تشكلهاي مهدوي حكايت از توسعه روابط و همبستگي بين افراد و اعضاي تشكل دارد. برآيند اين قدرت را ميتوان در همدليها، همبستگيها و مشاركتهاي اجتماعي و كنشگريهاي جمعي مشاهده كرد. قدرت اجتماعي را ميتوان از سرمايههاي اجتماعي براي تشكلهاي مهدوي برشمرد؛ زيرا موجب تسهيل همكاريهاي مشترك در جامعه ميشود. تبلور قدرت اجتماعي در تشكلهاي مهدوي موجب تقويت قدرت سياسي در تشكلهاي مهدوي ميشود.
- قدرت سياسي: «قدرت سياسي» به توانمنديهاي تشكلهاي مهدوي در تأثيرگذاري بر سياستها و تصميمگيريهاي عمومياشاره دارد. قدرت سياسي زمينه تأثيرگذاري بر فعاليتهاي سياسي، تصميمگيريها و مشاركتهاي مدني را مهيا ميسازد. تشكلهاي مهدوي با استفاده از قدرت سياسي ميتوانند بستر مشاركت مدني در جامعه را افزايش دهند و همچنين ارزشهاي مهدوي را در جامعه ترويج كنند.
- قدرت علمي: «قدرت علمي» به دانش و تخصص تشكلهاي مهدوي براي كنشهاي حرفهاي اشاره دارد. اين قدرت موجب پويايي تشكلها و ارائه خدمات حرفهاي ميشود. دانش و تخصص مهمترين منبع راهبردي در جوامع امروزي محسوب ميشود. تشكلهاي مهدوي در جهت انطباق پذيري با جامعه و نيازهاي آن نيازمند كسب قدرت علمي ميباشند.
قدرت در گروههاي مهدويت به نوعي در گرو ابعاد معنوي، اجتماعي، سياسي و علمياست. همپيوندي اين ابعاد چهارگانه قدرت در تشكلهاي مهدوي ميتواند آثار عميقي بر جامعه و افراد ايجاد كند. تشكلهاي مهدوي با تكيه بر اين قدرتها ميتوانند به ايجاد تغييرات مثبت و فرهنگسازي در راستاي مهدويت كمك كنند.
منابع
قرآن كريم.
- ابن بابويه، محمد بن على (1398ق). التوحيد (للصدوق)، قم، جامعه مدرسين.
- __________________ (1395ق).كمال الدين و تمام النعمه، تهران، دارالكتب اسلاميه.
- ابن فارس، أحمد بن فارس (1404ق). معجم مقاييس اللغه، قم، مكتب الاعلام الاسلامي.
- ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبة الله (1404ق). شرح نهج البلاغه لابن أبي الحديد، قم، مكتبه آيت الله المرعشي النجفي.
- ابن ابيزينب، محمدبن ابراهيم (1397ق). الغيبه نعماني، تهران، نشر صدوق.
- بحراني، سيدهاشم بن سليمان (1374). البرهان في تفسير القرآن، قم، مؤسسه بعثه.
- بينام (1385). معارف مهدوي، قم، مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه قم.
- پورتر، ليمن دبليو، انگل، هارولد ال، الن، روبرت دبليو(1393). قدرت، سياست و نفوذ رو به بالا در سازمان، تهران، صفار.
- حر عاملي، محمدبن حسن (1425ق). اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، بيروت، اعلمي.
- خزازرازي، علي بن محمد (1401ق). كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر، قم، بيدار.
- خنيفر، حسين، مسلمي (1396). اصول و مباني روشهاي پژوهش كيفي رويكردي نو و كاربردي، تهران، نگاه دانش.
- راغب اصفهاني، حسين بن محمد (1412ق). مفردات الفاظ القرآن، بيروت، دارالقلم.
- شريف الرضي، محمد بن حسين (1414ق). نهج البلاغة (للصبحي صالح)، قم، هجرت.
- شعيري، محمد بن محمد (بيتا). جامع الأخبار(للشعيري)، نجف، مطبعه حيدريه.
- فيوضات، ابراهيم، مهدوي، مهدي (پاييز و زمستان1385). دولت و تشكلهاي مردمي (با مروري بر دو تجربه تعاوني ها و صنوق هاي قرض الحسنه)، مجله علوم اجتماعي، شماره8، ص83-104.
- كلينى، محمد بن يعقوب (1407ق). الكافي، تهران، دارالكتب الإسلاميه.
- مجلسي، محمدباقر (1403ق). بحارالانوار، بيروت، احياء التراث العربي.
- _____________ (1404ق). مرءآةالعقول في شرح اخبار الرسول، تهران، دارالكتب الاسلاميه.
- محمد پور، احمد (1392). روش تحقيق كيفي ضد روش، تهران، انتشارات جامعه شناسان.
- معين، محمد (1388). فرهنگ فارسي، تهران، اميركبير.
- مورهد، گريگوري، گرفين، ريكي (1392). رفتارسازماني، مترجم: سيد مهدي الواني، غلامرضا معمارزاده، تهران، مرواريد.
- نبوي، عباس (1379). فلسفه قدرت، تهران، سمت.
- Charmaz, Kathy (2006). Constructing Grounded Theory A Practical Guide Through Qualitative Analysis, London, SAGE Publications.
[1] . Theoretical sensitivity
