| پژوهشي در روش عقلي و نقلي مهدويت در انديشه آيتالله صافي گلپايگاني | ||
| محمود ملكي راد | ||
![]() |
||
| چكيده:
معرفت به پديدهها و شناخت آنها بر اصول و مبنايي استوار است كه از نوع نگرش انسان به جهان هستي و انسان نشأت ميگيرد. آموزه مهدويت به عنوان مسئله و موضوعي كه لازم است مورد شناخت قرار گيرد؛ از روشهاي مختلف قابل شناخت است. فرضيه اين پژوهش آن استكه در انديشه آيت الله صافي گلپايگاني، مهدويت و انتظار از روشها و فنون مختلف فطري، عقلي و نقلي قابل شناخت است. اين پژوهش، با رويكرد كيفي و روش توصيفي _ تحليلي، روش عقلي و نقلي مهدويت را با تأكيد بر انديشه آيتالله صافي گلپايگاني مورد بررسي قرار داده؛ و به اين سوال اصلي كه مهمترين روشهاي عقلي و نقلي اثبات آموزه مهدويت از ديدگاه آيتالله صافي گلپايگاني كدام است؛ پاسخ داده است. تبيين چگونگي شناخت مهدويت به روش عقل و نقل از منظر آيتالله صافي گلپايگاني، مانند ظهور منجي موعود و هدفمندي تاريخ، محال بودن غلبه هميشگي يا اكثري ظلم و ستم و باور به مهدويت مصداقي از مصاديق ايمان به غيب؛ از مهمترين دستاوردها و يافتههاي اين مقاله است. واژگان كليدي: روش، روشعقلي، روشنقلي، مهدويت، عقل، نقل. مقدمه آموزه مهدويت، بر نوع نگرش انسان به جهان و انسان و دين مبتني و بر روشهاي عقلي و نقلي استوار است. اين پژوهش در صدد است روش عقلي و نقلي مهدويت از منظر آيتالله صافي گلپايگاني را مورد بررسي قرار دهد؛ زيرا بحث در مورد امكان شاخت مهدويت و توجيهپذيري آن، يكي از مباحث مهم موعودشناسي بهشمار ميرود. اين بحث از جنبه رتبه بر ساير مباحث مربوط به منجي موعود مقدم است؛ يعني اولين مسئلهاي كه لازم است در مطالعات مهدوي بررسي شود، همين مسئله است. در اين بحث روشن ميشود كه آموزه مهدويت، شناختپذير و واقع نماست و با جهان واقع مطابقت دارد؛ زيرا از يك طرف بر عقل، و از طرف ديگر بر مباني نقلي متقن مبتني است؛ يعني دليل عقلي و نقلي بر اثبات آموزه مهدويت از ظرفيتهايي برخوردار است كه ميتواند اين آموزه را مستدل و قابل دفاع كند. در واقع، بررسي روش عقلي و نقلي مهدويت و تبيين ظرفيتهاي عقل و نقل در اين حوزه موجب خواهد شد كه نظام معرفتي مستحكم و منظمي در مورد آن شكل بگيرد. آيتالله صافيگلپايگاني با تأكيد بر اين مطلب، عقلي بودن را در بررسى و شناخت هر فكر، اصل و آغاز كار ميداند (صافي گلپايگاني، 1393: ص 19-21)؛ به اين معنا كه عقل، امكان آن را بپذيرد. اين قانون در تمام مسائل علمى و غيرعلمى جاري و ساري است؛ يعني ابتدا لازم است عقل، امكان چيزي را بپذيرد و احتمال واقعيت داشتن يا واقعيت يافتنش از منظر عقل مقبول باشد. پس از اين كه عقل امكان چيزي را پذيرفت و احتمال آنرا ردّ نكرد، اثبات آن، اگر چه از راه اخبار اشخاص موثّق، امري عقلايى و صحيح است. اعتقاد به مهدويت نيز چنين است؛ زيرا هر عاقلى امكان آنرا تصديق مىكند و شك و ترديد را در آن جايز نمىداند؛ و هيچ انديشمندى نمىتواند در اصالت مهدويت از اين لحاظ ايرادى بگيرد. از اينرو، ظهور مصلح آخرالزمان، در بين ملل و امتهاي مختلف امري مسلّم و ثابت است (همان). از آن جا كه اعتقاد به منجي موعود، از خاستگاهي چون فطرت و عقل برخوردار است؛ اين آموزه برون ديني است و به دين، آيين و فرهنگ خاصي اختصاص ندارد؛ چون فطرت و عقل، بين همه انسانها مشترك است و مختص دين خاصي نيست. بدين رو ميتوان گفت باور به منجي موعود (مهدويت) فصل مهمى از خواستههاى بشر استكه انسانها به رغم داشتن اديان و مذاهب مختلف، رو سوى آن دارند؛ زيرا اين باور تبلور الهام فطرى استكه مردم از دريچه آن، با وجود ديدگاههاى مختلف و نگرشهاى متفاوت عقيدتى، روز موعود را مىبينند. اين تحقيق در صدد است روش عقلي و نقلي آموزه مهدويت را با تأكيد بر انديشه آيتالله صافيگلپايگاني با رويكرد كيفي و روش توصيفي – تحليلي مورد بررسي قرار دهد و از اين رهگذر، به اين سوال اصلي كه مهمترين روشهاي عقلي و نقلي اثبات آموزه مهدويت از ديدگاه آيتالله صافي گلپايگاني كدام است؛ پاسخ داده شود. از لحاظ پيشينهشناسي، مهمترين اثري كه در اين خصوص و با ملاحظه مباحث مهدويت به سامان رسيده كتاب «روششناسي مهدويت پژوهي» استكه توسط آقاي حسين الهينژاد نوشته شده است. گرچه اين كتاب به مباحث روششناسي به عنوان علم درجه دوم نظر دارد؛ اما به مناسبتهايي به روش فطري، عقلي و نقلي نيز پرداخته است (الهي نژاد، 1398: ص56). گفتني است كه تاكنون كاري پژوهشي در مورد روش عقلي و نقلي آموزه مهدويت و انتظار با تأكيد بر انديشه آيتالله صافي گلپايگاني صورت نگرفته است. اين نوشتار بعد از تبيين مفاهيم و اصطلاحات، در دو گفتار سامان يافته است. مهمترين مسئله پژوهش پيشرو تبيين روشها و ظرفيتهاي عقل و نقل براي اثبات آموزه مهدويت از منظر آيتالله صافي گلپايگاني است و هدف از آن، تبيين مستدل آموزه مهدويت و انتظار و دفاع منطقي از آن و تبيين ظرفيتهاي عقلي و نقلي اين آموزه از منظر ايشان است. مفاهيم و اصطلاحات الف) روش واژه «روش» در لغت به معاني مختلفي چون راه، شيوه و سبك آمده (دهخدا، 1373: ج8، ص10904)؛ به رفتن نيز معنا شده است (عميد، 1379: ج2، ص1690). در اصطلاح، روش هرگونه ابزار مناسب براي رسيدن به مقصود است. روش ممكن است به مجموعه راههايي كه انسان را به كشف مجهولات هدايت ميكند؛ مجموعه قواعدي كه هنگام بررسي و پژوهش بهكار ميروند و مجموعه ابزار و فنوني كه آدمي را از مجهولات به معلومات راهبري ميكند؛ اطلاق شود (ساروخاني، 1375: ج1، ص24). به عبارت ديگر، روش «مسيري استكه براي تحصيل معرفت طي ميشود» (پارسانيا؛ 1389: ص141). بنابراين، به راهها و اسلوبهايي كه براي اثبات چيزي بهكار ميروند، روش ميگويند و حسب موارد داراي اختلاف است؛ مانند روش عقلي، روش شهودي و روش نقلي. بهكار گرفتن روش براي اثبات و توجيه چيزي دانش درجه اول است؛ اما اگر خود روشها را بخواهيم بررسي كنيم، در اينصورت آن دانش درجه دوم استكه از آن به «روششناسي» تعبير ميشود. «روش عقلي را روش استدلالي و قياسي و برهاني نيز ميگويند و به علومي كه اغلب با اين روش سركار دارند، علوم عقلي گفته ميشود» (الهينژاد، 1398: ص43-44). در روش نقلي با علومي چون تاريخ و حديث سر و كار داريم. «روش اصلي اينگونه از علوم، سماع از گذشتگان و اعتماد بر اسناد تاريخي است» (همان، ص44). بنابر اين، منظور از روش عقلي، اثبات مهدويت و انتظار، عبارت است از راهها و اسلوبهايي كه به طريق عقلي براي اثبات مهدويت از آنها بتوان كمك گرفت؛ بهگونهاي كه آن راهها و اسلوبها در شناخت و توجيهپذيري مهدويت با واقع، و به جنبه حكايتگري آن با واقع تأكيد دارند. از منظر آيتالله صافيگلپايگاني اعتقاد به مهدويت بر مباني صحيح و معقول و مستحكمي مبتني استكه اين عقيده را از هرگونه تشكيك مصون و آن را غير قابل خدشه كرده است (صافي گلپايگاني، 1393: ص 23). منظور از روش نقلي مهدويت، اعتماد بر علوم نقلي استكه به علت وحي بودن و يا به دليل اين كه سخن معصوم است؛ براي ما حجيت دارد. بنابراين، آياتي از قرآن كريم كه با كمك روايات به مهدويت تأويل برده شدهاند و رواياتي كه در منابع و متون اسلامي در مورد مهدويت آمدهاند و نيز استدلال به آنها را «روش نقلي» ميگويند. ب) مهدويت «مهدويت» از واژه مهدي گرفته شده و از نظر لغت يا مصدر صناعي است و يا صفتي منسوب از مهدي است (دهخدا، 1373: ج46، ص176). يعني اين واژه دو گونه استعمال ميشود: يكي به صورت مصدر صناعي با اين توضيح كه هر وصفي كه «ياي» مشدد و «تا» (يّت) به آن اضافه شود، به مصدر تبديل ميشود؛ مانند عالميّت و حاكميّت. مهدويت همان كلمه «مهدي» استكه «ياي مشدد» و«تا» به آن اضافه شده و بهصورت مصدر صناعي درآمده است؛ يعني مهدوي بودن. «مهدي» در لغت به هدايت كرده شده، معنا شده است (همان، ص 177). «مهدويت» در اصطلاح يعني اعتقاد به وجود حضرت مهدي (عج) و ظهور آنحضرت. اين باور از جمله معتقدات اصولي مذهب شيعه اثنا عشري است. اعتقاد به مهدويت و انتظار در فرهنگ تشيع از جايگاه ويژهاي برخوردار است. از منظر حضرت آيت الله صافي گلپايگاني «مهدى» لقب موعود آخرالزمان است، كه در احاديث معتبر، نسب و اوصاف او مورد اشاره قرار گرفته است. لقب «مهدي» به اين معنا استكه او مورد هدايت خدا قرار گرفته و با ظهورش زمين را از عدل و داد لبريز خواهد كرد. اين لقب، اوّلين بار در مورد امام مهدي (عج) توسط حضرت رسول (ص) عنوان شده است (صافي گلپايگاني، 1391: ج4، ص 94-95). در واقع: خلاصه و حقيقت مهدويت، اين استكه جوامع مختلف در جهان بهسوي جامعه واحد در حركتاند كه با تحقق آن، حكومت حق و عدل تشكيل خواهد شد و باطل و جنود شيطان و مستكبران نابود ميشوند و مستضعفان نجات پيدا ميكنند و با رهبري يك انسان الاهي مؤمنان و شايستگان به خلافت ميرسند و در نتيجه سعادت، امنيت و رفاه عمومي فراگير ميشود (همان،1393: ص 25). ج) انتظار «انتظار» در لغت به معناي ترقب و توقع چيزي داشتن (ابن منظور، 1414: ج1، ص424) و چشم به راه بودن چيزي است؛ و در تعريف اصطلاحي، انتظار عبارت است از حالت قلبي و روحي كه موجب آمادگي فرد براي چيزي كه در انتظارش است، حكايت ميكند (موسوي اصفهاني، 1428: ج2، ص152). يعني انتظار حالت روحي و از سنخ معرفت وجداني استكه از آمادگي شخص منتظر براي امري كه چشم بهراهش است؛ حكايت ميكند. «منتظِر» كسي استكه در خود آمادگي لازم را براي ظهور امام زمان (عج) ايجاد ميكند. اين آمادگي باعث ميشود تا وي از حالت روحي مناسبي برخوردار باشد و با تلاش و مجاهدت خود را براي رسيدن به آيندهاي روشن آماده نگه دارد. در واقع بشر در زندگى اجتماعى و فردى، مرهون نعمت انتظار است؛ و اگر از انتظار بيرون بيايد و اميدى به آينده نداشته باشد، زندگى برايش مفهومى نخواهد داشت و بىهدف و بىمقصد مىشود. حركت و انتظار قرين يكديگرند و از هم جدا نمىشوند. انتظار علّت حركت و تحرك بخش است. آنچه مورد انتظار است، هرچه مقدّستر و عالىتر باشد، انتظارش نيز ارزندهتر و مقدّستر خواهد بود (صافي گلپايگاني، 1391: ج2، ص52). بر اين اساس، نشستن و تسليم بودن و كنارهگيرى كردن و تماشاگر صحنههاى تباهى و فساد و فقر و انحطاط اخلاقى شدن، هرگز در اسلام جايز نيست و بر مسلمان منتظر و مؤمن و متعهد روا نمىباشد و با انتظار ظهور حضرت ولى عصر (عج) و فلسفه انتظار موافقت ندارد (همان، ص31). از اينرو «انتظار مصلح آخرالزمان و مهدى موعود، علاوه بر ريشههاى استوار مذهبى و اسلامى، داراى عالىترين فلسفه اجتماعى است» (همان، 1392: ج2، ص44). در نتيجه «اسلام كه تعليمات و هدايتهايش بر اساس فلسفههاى عميق و صحيح اجتماعى و واقعى قرار دارد؛ اصل انتظار و نگاه بهسوى آينده را، پشتوانه بقاى جامعه مسلمان و محرك احساسات و مهيّج روح فعاليّت و اقدام قرار داده است؛ و انتظار آينده بهتر و عصر فتح و گشايش و فرج را برترين اعمال شمرده است» (همان، ص54). بر اين اساس، «انتظار، از سنخ لفظ و گفتار صرف نيست؛ بلكه عمل است، حركت است، نهضت و مبارزه و جهاد است، صبر و شكيبايى و مقاومت است» (همان، ص64). گفته شد كه آموزه مهدويت داراي ظرفيتهايي استكه هم از راه عقل قابليت دفاع را دارد و هم از راه نقل ميتوان آنرا اثبات كرد. از اينرو مقاله حاضر در صدد تبيين روش عقلي و نقلي آموزه مهدويت در آثار آيتالله صافي گلپايگاني است. براي تحقق اين مطلب: 1. ظرفيتهاي عقل براي اثبات مهدويت و تبيين روش عقلي آموزه مهدويت؛ 2. ظرفيتهاي دليل نقلي بر اثبات مهدويت و تبيين روش نقلي؛ دو گفتاري استكه در اين مقاله به آنها پرداخته خواهد شد. گفتار اول: روشعقلي آموزه مهدويت «عقل» يكي از منابع مهم معرفت بهشمار ميرود. از اينرو، در معرفت بشري از جايگاه مهمي برخوردار است و يكي از ابزارهاي مهم آن به حساب ميآيد. عقل در واقع نيروي ادراكي استكه با كمك قواي ديگر يا بدون كمك آنها مفاهيم كلي ميسازد و آنها را درك ميكند و به تحليل يا تجزيه مفاهيم ميپردازد. طبق اين تعريف، عقل قوهاي از قواي نفس است. «عقل قوّه يا نيرويي ادراكي استكه با آن ميتوان حقايق را بهنحو كلي درك كرد و به شناخت آنها دست يافت» (حسين زاده، 1386: ص13-14). شناخت عقلي آموزه مهدويت و انتظار در منظومه فكري اماميه داراي اهميت بسياري است. در واقع «معقول بودن» و «خردپسند بودن» براي شناخت هر فكر، اصل و آغاز كار است؛ به اين معنا كه عقل، امكان آن را بپذيرد و نتواند آن را بهطور جزم انكار كند و امكان آن را غير عقلايى بداند. اين قانون در تمام مسائل علمى و غيرعلمى جريان دارد كه اوّل بايد از منظر عقل امكان آن پذيرفته شود و احتمال واقعيت داشتن يا واقعيت يافتن آن مردود نباشد (صافي گلپايگاني، 1397: ج1، ص32). بر اين اساس، عقل نيز يكي از روشهاي اثبات منجي موعود (مهدويت) بهشمار ميرود؛ يعني از راه عقل نيز ميتوان بر ضرورت وجود منجي موعود و مهدويت، استدلال كرد. مبناي عقل وابسته به دين خاصي نيست و در همه اديان و مذاهب مختلف قابل طرح و گفتوگو است؛ زيرا «انسان بما هو انسان» با عقل خويش ميتواند بدان دسترسي داشته باشد. از اينرو بايد گفت «اصالت عقيده به مهدويت بهگونهاي استكه هر عاقلى امكان آن را تصديق مىكند و هيچ خردمندى آنرا رد نميكند و شك و ترديد را در آن جايز نمىداند. هيچكس نمىتواند در اصالت مهدويت از اين لحاظ ايرادى بگيرد. اين اصالت براى مسئله مهدويت و ظهور مصلح آخرالزمان، در بين ملتها و امتها و مسلمين، مسلّم و ثابت است (همان، ج4، ص34). پس از اين كه ثابت شد وجود منجي موعود (مهدويت) از منظر عقل، امري ممكن است؛ حال بايد ديد كه آيا منجي مذكور ميتواند در دنياي خارج واقعيت هم پيدا كند يا نه؛ زيرا ممكن است يك موضوع، امكان وجود داشته باشد و عقل هم امكان آنرا رد نكند؛ امّا نتواند واقعيت پيدا كند. بنابراين، لازم است امكان واقعيت يافتن منجي موعود با كمك عقل مورد بررسي قرار داده شود. در واقع عقل به عنوان مبنا و اصل و پايهاي استكه انديشه منجي موعود ميتواند بر آن استوار باشد. گفتني است كه عقل به عنوان يكي از روشهاي معرفت آموزه مهدويت، همانند فطرت اصل وجود منجي را ميتواند اثبات كند؛ امّا مصداق و فرد مشخص آن را بايد از راه نقل شناخت. حال بايد ديد كه عقل از چه ظرفيتهايي براي باور به منجي موعود (مهدويت) برخوردار است؟ در پاسخ به اين پرسش، در ادامه به مهمترين ظرفيتهاي عقل در انديشه آيت الله صافي گلپايگاني بر ضرورت وجود منجي اشاره ميشود: 1. ظهور منجي موعود و هدفمندي تاريخ «هدفمندي تاريخ» يكي از مباحث مهم فلسفه تاريخ محسوب ميشود و مباحث مرتبط با فلسفه تاريخ از راه عقل قابل دفاع است. از اينرو هدفمند دانستن تاريخ را ميتوان از روشهاي عقلي بر اثبات چيزي دانست كه مورد توجه است. بر اساس آن، تاريخ داراى هدف، غايت و معناى مشخصى استكه در پرتو آن، بشر بايد به اوج سعادت و كمال مادى و معنوى خود برسد. طبق وعدهاي كه اديان به ظهور «منجى موعود» دادهاند، در حقيقت ظهور منجي موعود موجب كمال مادي و معنوي بشر خواهد بود. بنابراين، هدفمندي تاريخ را ميتوان توجيه كننده وجود منجي موعود دانست و دليلي بر آن بهحساب آورد. از اينرو، اعتقاد به ظهور منجى موعود، اعتقادي جهاني است و تنها در شعاع زندگى قوم و ملّت و منطقه و نژاد مخصوصي نيست؛ بلكه شعاع زندگى تمام بشر مورد نظر است و «مربوط به اين استكه يك منجى و مصلح ظهور كند و تمام اوضاع زندگى بشر را در جهت صلاح و سعادت دگرگون نمايد» (مطهري، 1388: ج3، ص356). در واقع اعتقاد به مهدويت گوياي فلسفه بزرگ جهانى است. بر اساس اين تلقي، با ظهور منجي موعود، دورهاى فرا ميرسد كه واقعاً در آن دوره معرفت، عدالت، صلح، انسانيت و معنويت حكومت خواهد كرد و اگر چنين دورهاى در سير حركت تاريخي بشر پيش نيايد، با حكمت الاهي ناسازگار خواهد بود؛ زيرا بر اساس حكمت الاهي، انسان به عنوان اشرف مخلوقات آفريده شده و لذا لازم است در سير حركت خويش به دوره بلوغ و تعالي خودش برسد كه از آن دوره، به دوران ظهور تعبير ميشود. از اين لحاظ همه اديان راجع به منجي موعود (مهدويت) پيش بينى مىكنند كه با ظهورش عدل كامل، صلح كامل، رفاه كامل، سلامت كامل و امنيت كامل برقرار خواهد شد. اين همان پيشبينى تكامل تاريخ و تكامل بشر است؛ يعنى بر اساس آن، زندگى بشر در آينده به عاليترين و كاملترين زندگيها منتهى خواهد شد (همان، ج15، ص178). با توجه به اين تلقي از تاريخ، از منظر آيت الله صافي گلپايگاني: خلاصه و حقيقت مهدويت اين استكه جوامع مختلف بهسوي جامعهاي واحد در سير و حركت هستند كه در آن جامعه سعادت عمومى، امنيت و رفاه، تعاون و همكارى، همبستگى همگانى، حكومت حقّ و عدل جهانى استقرار مييابد و با پيروزي حق بر باطل، و جنود «الله» بر جنود «شيطان» مستكبران نابود ميشوند و مستضعفان به پيروزي ميرسند و با رهبري يك انسان الاهي مؤمنان و شايستگان به خلافت ميرسند. اين محتوا و اين هدف و اين پايان و عاقبت، مطلوب هر فطرت و خواسته وجدان هر انسان است (صافي گلپايگاني، 1397: ج4، ص37). طبق اين بيان، چون با پيروزي حق بر باطل و جنود الاهي بر جنود شيطان زمينههاي سعادت و كمال براي بشر فراهم ميآيد، از اينرو به تعبير آيت الله صافي گلپايگاني باور به ظهور امام مهدي (عج) موجب استقرار حكومت حق در زمين ميشود و در سايه آن انسانها به سعادت خواهند رسيد و اين، در واقع بيانگر هدفمندي براي تاريخ است. بر پايه اين تلقي، آيت الله صافي گلپايگاني معتقد است: ملل و امم مختلف اجماع دارند بر اين كه پايان جهان قرين با پيروزي حق و سعادت عمومى خواهد بود و ظلمتها و تاريكىها به روشنايى مبدل خواهند شد (همان، ج4، ص40). بر اساس اين باور «تمام اديان آسمانى به پيروان خود عصر درخشان، سعادت عمومى، آينده مشعشع، صلح جهانى و دوران پرخير و بركتى را نويد دادهاند كه در آن، نگرانىها و دلهرهها و هراسها، مرتفع ميشوند و به يمن ظهور شخص بزرگ و مردى خدايى كه به تأييدات الاهى مؤيد است، در روى زمين، منطقهاي باقى نميماند، مگر آن كه بانگ دلنواز توحيد در آن بلند شود و روشنايى يكتاپرستى، تاريكى شرك را نابود ميسازد و علم و عدل و راستى و امانت همهجا را فرا خواهد گرفت (همان، ص43). در نتيجه بر اساس هدفمندي تاريخ و تكامل آن، با تحقق ظهور، حكومت جهانى تشكيل ميشود و با برقراري عدالت، زمينههاي لازم براي سعادت عمومى نيز فراهم خواهد آمد. از اينرو هدفمندي تاريخ يكي از دلايل اثبات انديشه منجي موعود است كه در اسلام از آن به آموزه «مهدويت» تعبير شده است. بنابراين: الف) تاريخ هدفمند است؛ ب) هدفمندي تاريخ در گرو تأمين سعادت و كمال براي بشر تحقق مييابد؛ ج) با ظهور منجي موعود، سعادت و كمال واقعي براي بشر رقم خواهد خورد. در نتيجه هدفمندي تاريخ مقتضي ظهور منجي خواهد بود. پس هدفمندي تاريخ را ميتوان يكي از دلايل عقلي بر عقيده منجي موعود برشمرد كه تأييدي بر مبناي عقلي بودن انديشه منجي موعود است. 2. محال بودن غلبه هميشگي يا اكثري ظلم و ستم در جهان مطالعه حيات بشر و زندگي انسانها نشان ميدهد كه تاكنون ظلم و ستم در جوامع بشري حكمفرما بوده و انسانها تحت ظلم و ستم بودهاند. از طرفي بر اساس دليل عقلي، غلبه هميشگي ظلم و ستم امري است محال؛ زيرا حاكميت هميشگي ظلم و ستم بر خلاف مسير جهان هستي و بر خلاف مشيت الاهي است؛ چه اينكه بر اساس دليل عقليِ محال بودن «قسر[1]» دائم، خواست خداوند بر اين استكه در سايه وجود عوامل لازم، زمينههاي ظهور و بروز استعدادهاي انساني و كمال براي انسان فراهم شود و اين با حاكميت مطلق و هميشگي ظلم وستم بر زمين ناسازگار خواهد بود. بنابراين، ظلم و ستم نميتواند براي هميشه در جهان حاكم و بر آن غلبه داشته باشد؛ زيرا بر اساس حكم عقلي محال بودن قسر دائم و يا قسر اكثري؛ قسر انسانيت در تمام عمر يا در اكثريت عمرش تحت ظلم و ستم، محال خواهد بود. بنابراين، طبق حكم عقل، روزگاري بايد فرا برسد كه ظلم و ستم ديگر بر جامعه بشري غلبه نداشته باشد و اين ديدگاه با ظهور منجي موعود تحقق پيدا خواهد كرد كه در روايات اسلامي از آن به حكومت جهاني امام مهدي (عج) تعبير شده است. بر اساس اين ديدگاه خط سير اين عالم و جامعه بشرى بهگونهاي ترسيم شده است كه دادگستر عالم و رهبر حكومت عدل جهانى بايد قيام كند و جهان را از ظلم و ستم ظالمان و ستمگران نجات دهد. «تا اين دادگستر بزرگ و رهبر حكومت عدل جهانى قيام نكرده است، بشر بايد منتظر ظهور او باشد و بداند كه جهان محكوم ظلم ستمگران و فساد اهريمنان نيست و سرانجام همه تباهىها و نگرانىها به راحتى و امنيت و آسايش مبدّل مىشود و مستكبران و مفسدان ريشهكن مىگردند. همه چشم به راهند و همه منتظرند» (همان، ص69). بر پايه اين تصوير، مردم زمان حضرت مهدي (عج) در پذيرش دعوت آن حضرت آمادگي لازم را خواهند داشت؛ زيرا مردمي كه از ظلم و ستم و خود خواهي ستمكاران بهستوه آمده باشند؛ بهطور قطع دعوت خدايي و بانگ گوشنواز توحيدي را كه بر اساس عدالت و الغاي امتيازات است قبول ميكنند و دنياي منقلب و ناآرام آن روز را آرام و مردم را چنان به آينده درخشان و پر از خير و رحمت و بركت اميدوار ميكند كه در سريعترين فرصت، همه به دين اسلام خواهند گرويد و آمادگي خود را براي قبول سازمان الاهي اسلامي محكم و پايدار، تحت سرپرستي امام عصر (عج) اعلان خواهند كرد (همان، ج2، ص393). بنابراين: الف) غلبه هميشگي و يا اكثري ظلم و ستم بر خلاف مسير طبيعت جهان هستي است؛ ب) قسر دائم يا حد اكثري محال است. در نتيجه بايد روزي فرا برسد كه جهان از ظلم و ستم نجات پيدا كند. منجي موعود در اديان و مهدويت در اسلام تحقق بخش آنروز استكه با ظهور منجي موعود حضرت مهدي (عج) ظلم و ستم از جهان برچيده خواهد شد. پس محال بودن غلبه هميشگي و اكثري ظلم و ستم در جهان را ميتوان يكي از دلايل عقلي بر عقيده منجي موعود برشمرد كه تأييدي بر مبناي عقلي بودن انديشه منجي موعود است. 3. محال بودن غلبه هميشگي يا اكثري شهوات بر عقل مطالعه زندگي انسان، گوياي آن است كه تا كنون انسانها همواره مقهور شهوات و قواي نفساني بودهاند و از حكومت عقل در جوامع بشري خبري نيست. قواي شهواني و نفساني نيز انسان را بهسوي تجاوزگري و خود كامگي و بديها سوق ميدهد و به تعبير قرآن كريم: <وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ>؛ نفس انسان همواره او را به بديها امر ميكند» (يوسف:53). از طرفي بر اساس دليل عقلي، غلبه هميشگي شهوات امري محال است؛ زيرا حاكميت شهوات بر خلاف مسير جهان هستي و بر خلاف مشيت الاهي است. طبق اين ادعا، حاكميت هميشگي شهوات بر خلاف مسير جهان هستي و بر خلاف مشيت الاهي است؛ زيرا بر اساس دليل عقلي محال بودن قسر دائم، خواست خداوند بر اين استكه در سايه وجود زمينههاي لازم، استعدادهاي انساني بروز يابد و اين با حاكميت مطلق و هميشگي شهوات بر زندگي انسان ناسازگار خواهد بود. بنابراين، شهوات نميتوانند براي هميشه در جهان حاكم و بر آن غلبه داشته باشند. بنابراين، شهوات و بديها نميتوانند براي هميشه در جهان حاكم و بر آن غلبه داشته باشند؛ و اين، در واقع، به اقتضاي طبيعي عقل در وجود انسان ميباشد. از طرف ديگر، قسر دائم و يا اكثري عقلا محال است. پس بايد روزي فرا برسد تا عقل بشر از اسارت و بردگي قواي نفساني نجات يابد و رسالت خويش را به نحو اتم و اكمل به انجام رساند. اديان الاهي، ظهور منجي موعود را براي چنين روزي وعده دادهاند. اين وعده در اسلام در قالب آموزه مهدويت و ظهور حضرت مهدي (عج) داده شده است. انسان هنوز دوره جوانى و ناپختگى را طى مىكند و خشم و شهوت بر او و عقل او حاكم است. انسان در راه تكامل فكرى و اخلاقى و معنوى پيش مىرود. آيندهاى بس روشن و سعادت بخش در انتظار بشريت است. اين نظريه الهامى است كه از دين برمىخيزد. نويد مقدس قيام و انقلاب مهدى موعود (عج) در اسلام در زمينه اين الهام است (مطهري، 1389: ج24، ص435). از منظر آيت الله صافي گلپايگاني با قيام و انقلاب حضرت مهدي (عج) بساط هرگونه جهل، ناداني و خودسري از جامعه بشري برچيده ميشود و با تشكيل حكومت عدل جهاني، علم و دانش، عدالتگستري، حقپروري و برادري بر جامعه بشري حكمفرما خواهد شد (صافي گلپايگاني، 1397: ج4، ص358). از اينرو، خلاصۀ بشارت ظهور آن است كه در زماني كه جهان از ظلم و جور، جهل و خودسري، زورگويي، استكبار، استعلا و استضعاف پر شده باشد؛ به امر خدا صالحترين بندگان خداوند، ظاهر ميشود و عالم را از عدل و داد پر ميكند(همان). بنابر اين، عصر ظهور، عصر عقلانيت و حاكميت ارزشهاي عقلاني و انساني است. مردم در سايه رشد و كمال عقلاني به سعادت خواهند رسيد و شايد كمال عقل بشري كه در عصر ظهور رخ ميدهد و در روايتي[2] بدان اشاره شده است؛ ناظر به اين نكته بوده باشد و لذا: الف) غلبه هميشگي يا اكثري شهوات بر عقل بر خلاف مسير طبيعت جهان هستي است؛ ب) قسر دائم يا حد اكثري محال است. در نتيجه بايد روزي فرا برسد كه عقل از قيود شهوات نجات پيدا كند. منجي موعود در اديان و مهدويت در اسلام، تحقق بخش آن روز استكه با ظهور منجي موعود حضرت مهدي (عج) سلطه و غلبه شهوات از گردن عقل برداشته خواهد شد. گفتاردوم: روش نقلي آموزه مهدويت «نقل» در كنار عقل، يكي ديگر از منابع معرفت بهشمار ميرود؛ و يكي از ابزارهاي شناخت بهحساب ميآيد. منظور از دليل نقلي، گفتهها يا نوشتههاي ديگران استكه به آنها استناد ميكنيم. «در واقع بسياري از افعال، تصميمها، معرفتها و باورهاي ما بر خبرهايي مبتني استكه از ديگران كسب ميكنيم» (حسينزاده، 1390: ص407-408). در معرفت نقلي براي تأييد خبر، مؤلفههايي چون اعتبار راوي از لحاظ ثقه بودن و ضابط بودن شرط است. شناخت نقلي آموزه مهدويت و انتظار در منظومه فكري اماميه از اهميت بسياري برخوردار است و بسياري از ويژگيها و خصوصيات اين آموزه با دليل نقلي به اثبات ميرسد. گفته شد با دليل عقلي اصل وجود منجي موعود اثبات ميشود و از اين دو راه نميتوان مصداق آن را به اثبات رساند؛ اما با دليل نقلي مصداق و فرد مشخص منجي موعود به اثبات ميرسد؛ زيرا «وقتى عقل امكان وجود چيزى را تصديق كرد يا بر اثبات امتناع آن راهى نيافت، با دليل نقلى معتبر، باور آن جايز، بلكه به حكم عقل لازم است» (صافي گلپايگاني، 1391: ج3، ص18). با اين كه اصل ضرورت وجود امام با دليل عقلي قابل اثبات است؛ برخي از آثار و فوايد وجود امام و امتيازات او، فقط با دليل نقلى به اثبات ميرسد؛ همانگونه كه اين آثار و خواص براى پيامبر نيز از راه دليل نقلى اثبات مىشود (همان، ج4، ص73). بر اين اساس، ايمان به ظهور حضرت مهدى (عج)، از جمله مطالب غيبى استكه پيامبر گرامى اسلام (ص) از آن خبر داده و تصديق آنحضرت نيز واجب است. از اين رو وقتى كه آن حضرت از چيزي خبر مىداد، هيچيك از مسلمانان در راستى گفتار و درستى اخبار ايشان شك و ترديد نمىكرد و همه، آن را مىپذيرفتند (همان، ج3، ص19). بنابراين، بر اساس آموزههاي اسلامي و روايات منقول از معصومان (ع)، حضرت مهدي (عج) بهعنوان مصداق و فرد مشخص منجي موعود معرفي شده است. مؤيد اين سخن، روايات بسياري هستند كه مذاهب اسلامي، از پيامبر (ص) در اين زمينه نقل كردهاند. در واقع، دليل نقلي به عنوان مبنا و اصل و پايهاي است كه باور به مهدويت ميتواند بر آن استوار باشد. در ادامه به مهمترين ظرفيتهاي دليل نقلي در انديشه حضرت آيت الله صافي گلپايگاني براي اثبات مهدويت و انتظار اشاره ميشود: 1. باور به مهدويت مصداقي از مصاديق ايمان به غيب بعد از اين كه وجود خداي متعال با دليل فطري و عقلي اثبات شد، همه متعلقات مربوط به اين مقوله را ميتوان با دليل نقلي معتبر پذيرفت. ايمان به غيب يكي از آن امور استكه با دليل نقلي قابل اثبات است. طبق اين اصل، آيت الله صافي گلپايگاني معتقد است كه اديان آسمانى شرط قبول اعمال صالح را ايمان به غيب دانسته و ايجاد تعادل اخلاقي و تكامل فضايل انسانى را به آن وابسته ميداند. بر اين اساس، در قرآن كريم، اخبار از امور غيبي به وفور ديده ميشود. علاوه بر آن، از سوي پيغمبر و ائمه طاهرين (ع) اخبار غيبى متعددي در مورد آينده مطرح شده كه از حدّ تواتر گذشته و معتبرترين مدارك و اسناد تاريخى بر آن دلالت دارند. در واقع لازمه ايمان به نبوّت پيغمبر و صحّت و درستى خبرهاى غيبى آنحضرت و باور به عصمت معصومان؛ موجب ميشود اخبار آن بزرگواران را قبول كنيم و در آنها شك و ترديد نداشته باشيم. در اين زمينه ايمان به ظهور حضرت مهدى (عج) و مصلح آخرالزمان، از جمله اخبار غيبى استكه پيامبر گرامى اسلام (ص) از آن خبر داده است. اين اخبار در منابع و متون اسلامي، اعم از منابع شيعه و اهل سنت ملاحظه ميشوند. در اين زمينه از رسول خدا (ص) چنين نقل شده است: وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً لَوْ لَمْ يَبْقَ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا يَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ ذَلِكَ الْيَوْمَ حَتَّى يَخْرُجَ فِيهِ وَلَدِيَ الْمَهْدِيُّ … وَ تُشْرِقَ الْأَرْضُ بِنُورِهِ وَ يَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ؛ به خدايي كه من را به حق مبعوث كرده است، قسم كه اگر از عمر دنيا يك روز بيشتر نماند؛ خداوند آن روز را آنقدر طولانى ميكند تا فرزندم مهدي خروج كند و … با خروج او زمين به واسطه نورش روشن ميشود و حاكميت و سلطنت او مشرق تا مغرب را فرا خواهد گرفت» (صدوق، 1395: ج1، ص280 و ابن حنبل، 1416: ج 17، ص416). خصوصيات و نشانههاى اين ظهور را نيز شرح دادهاند (صافي گلپايگاني، 1391: ص19-25). بنابراين، از منظر آيت الله صافي گلپايگاني باور به ظهور حضرت مهدي (عج) بهعنوان خبر غيبي كه در روايات اسلامي بدان اشاره و تأكيد شده است؛ از مظاهر ايمان به غيب استكه به عنوان دليل نقلي ميتواند در توجيه و تفسير آموزه مهدويت و انتظار دخيل باشد. از اينرو ايمان به غيب را كه در منابع و متون ديني آمده است، ميتوان از جمله دلايل نقلي بر مهدويت و انتظار بهشمار آورد و بر آن تطبيق كرد. 2. باور به مهدويت مصداقي از مصاديق اخبار از آينده پيشگويى و اخبار از حوادث آينده به عنوان دليل نقلي، يكي ديگر از اموري استكه ميتواند در معرفتبخشي نسبت به آموزه مهدويت و انتظار نقش داشته باشد. در قرآن كريم از حوادث آينده به عنوان امور غيبي، بسيار سخن گفته شده است؛ مانند خاموش شدن خورشيد، فوران درياها، صاف شدن كوهها و خروج دابة الارض. يعني روزى خواهد آمد كه اين حوادث كه قرآن كريم از آنها خبر داده است؛ واقع خواهند شد. ظهور منجي و مصلح جهاني كه با ظهورش اسلام دين فراگير جهاني خواهد شد، نيز از اخباري استكه از آينده خبر دادهاند. اين اخبار از لحاظ سند و دلالت قابل خدشه نيستند؛ زيرا بهصورت متواتر نقل شده و در معتبرترين مدارك و اسناد تاريخى آمدهاند و دلالت روشن و واضحي بر ظهور دارند. طبق اين اصل، آيت الله صافي گلپايگاني معتقد است بر حسب بشارت قرآن و رواياتي كه از آينده خبر دادهاند، جهان بهسوي دوران ظهور حجّت الاهي و حكومت عدل جهاني در حركت است (همان، 1397: ج4، ص363). از ديدگاه ايشان، باور به ظهور از باورهايي استكه در تاريخ اسلامي ريشه دارد. بر اين اساس: يكي از اسلاميترين مقبولات و باورهاي مسلمين كه از عصر رسالت تاكنون مسلمانان به آن دل بسته و ايمان داشته و دارند، ظهور شخصي الاهي در آخرالزّمان است؛ شخصي كه جهان را پر از علم و قسط و عدل نمايد؛ چنانكه از جهل و جور و ظلم پر شده باشد؛ شخصي كه از بركت ظهورش … قانون و نظام واحد در همهجا گسترش مييابد (همان، ص 396-397). با توجه به اهميت اصل آيندهنگري در ارتباط با ظهور، آيت الله صافي گلپايگاني بحثي را با عنوان «آينده جهان در قرآن كريم» مطرح و به چند آيه استشهاد كرده است؛ مانند اين آيه: <يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ>؛ مىخواهند نور خدا را با دهانشان خاموش كنند و خدا تمام كننده نور خويش است؛ هرچند كافران را خوش نيايد» (صف: 8). موضوع انتظار حضرت مهدي (عج) و ايمان به ظهور ايشان، مبناى اين وعده الاهى است و با سنّت الاهى و با وعدهاي كه در كتابهاي آسمانى آمده، منطبق است. در قرآن مجيد ميفرمايد: <وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ>؛ همانا در زبور، پس از ذكر- تورات نگاشتيم- كه زمين را بندگان شايسته من به ارث مىبرند» (انبيا: 105). شيعه و تمام مسلمانان بر اساس اين عقيده سازنده و تحولآور، ايمان دارند كه تاريخ در مسير عدالت و بهسوى عدالت جلو مىرود و توقّف نمىكند و زمين را بندگان صالح و شايسته خدا به ارث مىبرند. و سرانجام حقّ در همه جا حاكم و پيروز مىشود، و اين سنّت و قانون خدا و خواست او استكه مىفرمايد: <وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ …>؛ ما خواستهايم كه منّت گذاريم بر آنان كه در زمين استضعاف شدهاند …» (قصص: 5). خدا چنين اراده كرده استكه قدرت خود را بهدست طبقه ضعيف آشكار كند و طبقه استثمارگر قوى و غالب و ظالم را بهدست آنان كه استضعاف شدهاند، مغلوب كند. بر اين اساس با انقلاب مستضعفان شايسته و پرهيزكاران مجاهد، نظام و عدالت، حاكم و برقرار مىشود. اين عقيده از نظر اجتماعى، بسيار مهم و انقلابى و مترقّى است و مردم را به كار و تلاش، قيام و فعاليت تشويق مىكند و از سستى و ترك وظايف و تسليم و زبونى و ذليل شدن باز مىدارد (صافي گلپايگاني، 1391: ج2، ص35-36). در نتيجه چنين اعتقاد و باوري به آينده، علاوه بر آن كه خوشبيني و اميدواري را بهدنبال دارد؛ موجب ميشود جامعه منتظر الزامات اخلاقي و تعهدات ديني را در خود تقويت كند (همان، 1393: ص116). در نتيجه انتظار پويا در جامعه منتظر شكل ميگيرد و عامل بقا و پايدارى طرفداران حقّ و عدالت و اسلام خواهان حقيقى را در برابر تمام دستگاههاى فشار، استعباد، جهل و شرك، پايدار نگه مىدارد و همواره بر روشنى چراغ اميدوارى منتظران و ثبات قدم و مقاومت آنها مىافزايد و آنان را در اجراي وظايف، شور و شوق و نشاط مىدهد (همان، 1391: ج2، ص47). بنابراين، از منظر آيتالله صافي گلپايگاني در منابع و متون ديني، اعم از قرآن كريم و روايات به آينده درخشان وعده داده شده است. اين وعده از جمله دلايل نقلي بر آموزه مهدويت و ظهور است. 3. باور به مهدويت و اصلاح جهان طبق وعدهاي كه كتابهاي آسماني، بهخصوص قرآن كريم و احاديث معصومان (ع) دادهاند، با برقراري عدل جهاني، حق بر باطل پيروز خواهد شد و اصلاح حقيقي جهان با حاكميت مؤمنان و صالحان در آينده تاريخ اتفاق خواهد افتاد. اين وعده از جمله دلايل نقلي بر مهدويت و ظهور است. طبق اين اصل، وعده داده شده كه بساط ظلم و فساد كه بر بشر تحميل شده است؛ برچيده ميشود و آينده براى پرهيزكاران و زمين از آن شايستگان است: <إِنَّ الأْرْضَ للَّهِ يُورِثُها مَن يَشآءُ مِنْ عِبادِهِ وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ>؛ همانا زمين از آنِ خدا است و به هركس از بندگانش كه بخواهد، به ارث مىدهد و عاقبت از آن پرهيزكاران است» (اعراف: 128). روشن است با حاكميت پرهيزكاران در زمين، اصلاح واقعي صورت خواهد گرفت. بر اين اساس، وعده حتمي و قطعي پيروزي حق و غلبه نهايي اهل حق بر اهل باطل و برقراري حكومت عدل جهاني كه در كتابهاي آسماني، بهخصوص قرآنكريم و احاديث رسول خدا و معصومان (ع) داده شده است، تحقق خواهد يافت (صافي گلپايگاني، 1397: ج4، ص402). با توجه به اين نكته، آيت الله صافي گلپايگاني معتقد است حوادث و وقايعي كه پيش ميآيند، ناكاميهايي كه نصيب بشر ميشود و ظلم و ستمها و جنايتهايي كه بروز ميكنند و جاهليّتي كه بهسوي فراگيري پيش ميرود و نظامها و حكومتهاي فاسدي كه بر بشر مسلط ميشوند؛ همه آن روز موعود را نويد ميدهند (همان، ص363). كه با ظهور منجي موعود در آن روز اصلاح نهايي صورت خواهد گرفت و بشر از ظلم و ستم و تاريكيها، نجات خواهد يافت. پس ما امروز وظيفه داريم كه خصوصيات و امتيازات جامعه مهدوي و دولت كريمه الاهي را به جهان معرّفي كنيم؛ تا جهان تشنه عدل و مواسات و جهانِ خسته از ظلم، جنايات و قتل و خونريزي؛ خود را براي روز رهايي آماده كند و اميدوار و منتظر وعده الاهي براي برپايي حكومت عدل جهاني باشد (همان، ص461). بنابراين، «يكي از اسلاميترين مقبولات و باورهاي مسلمين كه از عصر رسالت تاكنون مسلمانان به آن دل بسته و بدان ايمان دارند؛ اين استكه شخصي الاهي در آخرالزّمان ظهور خواهد كرد و جهان را پر از عدل و قسط ميكند؛ همان طوركه از جهل و جور و ظلم پر شده باشد» (همان، ص463-464). از ديدگاه آيت الله صافي گلپايگاني، سرخوردگي مردم از وضع موجودشان موجب خواهد شد گرايش مردم به امام زمان (عج) افزون گردد. يعني غير از عوامل غيبي كه در پيروزي ايشان دخيل است؛ «از لحاظ اسباب، و علل ظاهري هم اگر موضوع را بررسي كنيم، فتح و غلبه و تشكيل آن حكومت الاهي ممكن و عملي خواهد بود؛ زيرا آنحضرت در موقعي ظهور ميكند كه اوضاع و احوال اجتماعي و اخلاقي و سياسي كاملاً مساعد باشد» (همان، ج2، ص390)؛ زيرا مردم از مكاتب و ايدئولوژيها و نظامهاي سياسي مدعي نجات بشر خسته و سرخورده شدهاند و آمادگي لازم را براي پذيرش دعوت حق پيدا كرده و تشنه اصلاحات واقعي هستند. از اين رو از منظر آيت الله صافي گلپايگاني نارضايتي بشر از اوضاع زمانه و سرخوردگي بشر از مكاتب مختلف، زمينه را براي پذيرش دعوت امام مهدي (عج) كه براي اصلاحات واقعي قيام ميكند؛ به خوبي آماده ميكند؛ زيرا در آن زمان همه ملل از مدنيت معنوي و اخلاقي محروم ميشوند و دشمني و كينه و ظلم و تجاوز، همه را نسبت به يكديگر بدبين و از هم جدا ميكند و اتّحاد، وحدت، همفكري و همكاري، بهكلّي از ميان بشر رخت بر ميبندد و از اين كه كسي بتواند بدون مدد غيبي جامعه را رهبري كند، همه نااميد ميگردند و خلاصه، همه با هم در مبارزه و جنگ و ستيز و همه از وضع خود ناراضي، و از مكتبهاي مختلف كه عرضه ميشوند، نااميد ميگردند و منتظرند تا اوضاعشان عوض شود. در چنين موقعيتي، حضرت و اصحابشان، با نيروي ايمان و اخلاق حسنه و با نجاتبخشترين برنامههاي عمراني و اقتصادي و عدالت اجتماعي، براي انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام، قدم به ميدان ميگذارند و آن نهضت و دعوت الاهي را شروع ميكنند و مردم را بهسوي خدا و احكام خدا و زندگي برابري و برادري، عدل و امنيت، صفا و وفا، راستي و درستي و نظم صحيح، ميخوانند و خود و اصحابش، نمونه همه فضايل بشري ميباشند و با نيروي ايمان و استقامت و پشتكار و همّتي كه مخصوص مؤمنان ثابتقدم است، هدف و مقصد خود را تعقيب ميكنند و فاتح و پيروز و موفّق ميشوند (همان، ص390-391). در اين زمينه آيت الله صافي گلپايگاني ظهور حضرت مهدي (عج) را كه موجب ميشود تا اصلاحات لازم در زمين صورت بگيرد و به تشنگان جام حقيقت و عدالت، آب زلال معرفت و سعادت داده شود؛ به زنده شدن مجدد زمين تشبيه كرده و براي اثبات ادعاي خود به آيه <اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْىِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها> (حديد: 17) استشهاد كرده است. بنابراين، از منظر آيتالله صافي گلپايگاني در منابع و متون ديني، اعم از قرآن كريم و روايات وعده داده شده كه اصلاحات اساسي در زندگي بشر در عصر ظهور اتفاق خواهد افتاد؛ اين وعده از جمله دلايل نقلي بر آموزه مهدويت و ظهور است. 4. باور به مهدويت و غلبه و پيروزي دين حق غلبه دين اسلام در آخرالزمان، يكي از مظاهر اخبار غيبي است كه در منابع و متون ديني به آن تصريح شده است. اين مطلب به عنوان دليل نقلي، بر عصر ظهور تطبيق داده شده و از اموري است كه ميتواند در معرفت بخشي به آموزه مهدويت و انتظار نقش داشته باشد. در قرآنكريم در زمينه غلبه دين اسلام بر ساير اديان بسيار سخن گفته شده است. آيتالله صافي گلپايگاني از اين آيات به عنوان دليل نقلي متقن بر مهدويت و انتظار، استدلال كرده و با كمك از روايات و احاديث، آنها را بر مهدويت تطبيق داده است. از منظر ايشان، اسلام از آغاز، اين آينده درخشان را براى دنيا پيشبينى كرده و صريحاً در آيات و روايات وعده قطعى داده است و بشر را به انتظار چنين عصر و زمانى كه همه در زير پرچم اسلام درآيند و اهل يك دين و ملّت و حكومت شوند، و به ظهور آن رهبر عالى قدرى كه جهان آينده را بايد اداره و عالم را از عدل و داد پر كند؛ بشارت داده و او را به همگان معرفى كرده است (صافي گلپايگاني، 1391: ج3، ص108). اين مطلب را از دلالت مطابقي و يا دلالت التزامي آيات قرآن كريم ميتوان استنباط كرد. در مواردي با تصريح به اين مطلب ميفرمايد: <هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَدِينِ الْحَقّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلّهِ>؛ آن خدا كسى است كه رسول خود را با هدايت و راهنمايى و دين حق [=دين اسلام] فرستاد، تا آن دين را بر همه دينها غالب گرداند» (توبه،33؛ فتح:28 و صف: 29). دلالت اين آيات بر وعده غلبه دين اسلام بر تمام اديان، واضح است. طبق احاديث، اين غلبه با ظهور حضرت مهدى (عج) تحقق خواهد يافت و اين وعده تخلّفناپذير است (صافي گلپايگاني، 1391: ج4، ص84). در مواردي نيز با استفاده از دلالت التزامي ميتوان اين امر را اثبات كرد، مانند: <وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ> (نور: 55). اين آيه نيز دلالت دارد كه زمين از آنِ خدا است و بندگان صالح او، آن را مالك خواهند شد. در اين آيه، ضمن تأكيد آشكار و روشن، وعده داده شده است كه مؤمنان و صاحبان اعمال شايسته، مالك امور و خليفه روى زمين ميشوند. لازمه حاكميت مؤمنان و صالحان، حاكميت دين اسلام است (همان، ج3، ص108-109). علاوه بر آيات، احاديث و رواياتي كه در منابع و مصادر معتبر شيعه و اهل سنت آمده و بهطور متواتر نقل شدهاند؛ دلالت روشني دارند بر اين كه دين اسلام عالمگير خواهد شد و در آن عصر، خانهاى نيست، مگر اين كه صبح و شام در آن صداى اذان و شهادت به توحيد و رسالت بلند ميشود. زماني كه انقلابها و فتنهها و فساد و هرج و مرج و جنگهاى خانمان برانداز، مردم را به ستوه آورده باشند؛ خداوند مصلح واقعى جهان، حضرت مهدى (عج) را برانگيزد تا عالم را از عدل و داد پر كند و با تشكيل حكومت واحد جهانى، شرق و غرب جهان را خدا بهدست آنحضرت بگشايد (همان، ص110). بنابراين، از منظر آيتالله صافي گلپايگاني در منابع و متون ديني، اعم از قرآن كريم و روايات وعده داده شده است كه دين اسلام در عصر ظهور، غلبه نهايي پيدا ميكند. اين وعده نيز از جمله دلايل نقلي بر آموزه مهدويت و ظهور است. نتيجهگيري آموزه «مهدويت» به عنوان موضوعي كه مورد شناخت قرار ميگيرد، از دو راه عقل و نقل قابل شناخت است. اين دو روش، علاوه بر آن كه اصل وجود آموزه مهدويت را اثبات ميكنند؛ ميتوانند به جنبه مطابقت آن با واقع و حكايتگري آن از واقع، تأكيد داشته باشند. از اينرو هم اثبات اصل وجود مهدويت و هم مطابقت آن با واقع همواره مورد توجه عالمان و فرهيختگان اسلامي، بهخصوص عالمان و انديشمندان شيعي بوده است. آيتالله صافي گلپايگاني از جمله چنين عالمان پرتلاشي بوده كه با نگارش كتابهاي متعدد در صدد تبيين ابعاد مختلف اعتقادي، سياسي و اجتماعي و فرهنگي آموزه مهدويت برآمده است و اين آموزه را با دو روش عقلي و نقلي اثبات كرده و به جنبه حكايتگري آن با واقع تأكيد داشته است. در حقيقت، عقل و نقل به عنوان منابع شناخت و معرفت، از مهمترين منابع شناخت مهدويت بهشمار ميروند. لذا در مقاله پيشرو، دو روش عقلي و نقلي در خصوص شناخت مهدويت در آثار مختلف اين عالم فرزانه مورد توجه قرار گرفته است. در اين پژوهش، در تبيين روش عقلي مهدويت، به ظرفيتهاي عقل براي اثبات مهدويت اشاره شده است كه عبارتند از: الف) ظهور منجي موعود و هدفمندي تاريخ؛ ب) محال بودن غلبه هميشگي يا اكثري ظلم و ستم در جهان؛ ج) محال بودن غلبه هميشگي يا اكثري شهوات بر عقل. در نهايت، در تبيين روش نقلي مهدويت، چند دليل نقلي عنوان شده استكه عبارتند از: الف) باور به مهدويت مصداقي از مصاديق ايمان به غيب؛ ب) باور به مهدويت مصداقي از مصاديق اخبار از آينده؛ ج) باور به مهدويت و اصلاح جهان؛ د) باور به مهدويت و غلبه و پيروزي دين حق. گفتني است كه در تبيين روش عقلي و نقلي شناخت آموزه مهدويت؛ تلاش گرديد به كلمات و سخنان آيتالله صافي گلپايگاني استشهاد و از آنها براي اثبات مطلب استفاده شود. منابع قرآن كريم. 1. ابن حنبل، احمدبن محمد(1416ق). مسند، بيروت، الرساله. 2. ابن منظور، محمد بن مكرم (1414ق). لسان العرب، بيروت، دار صادر. 3. الهي نژاد، حسين (1398). روششناسي مهدويت پژوهي، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي. 4. جوادي آملي، عبدالله (1378). تفسير موضوعي قرآن كريم، قم، اسراء. 5. حسينزاده، محمد (1390). نگاهي معرفتشناختي به وحي، الهام، تجربه ديني و عرفاني و فطرت، قم، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني. 6. ___________________(تابستان1386). «عقل از منظر معرفت شناسي»، مجله معرفت فلسفي، ش 16. 7. ساروخاني، باقر (1375). روشهاي تحقيق در علوم اجتماعي، تهران، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي. 8. صافيگلپايگاني، لطفالله (1386). الهيات در نهج البلاغه، قم، بوستان كتاب. 9. ____________________________ (1391). امامت و مهدويت، قم، دفتر نشر آثار حضرت آيت الله صافيگلپايگاني. 10. ___________________________ (1392). انتظار عامل مقاومت، قم، دفتر نشر آثار حضرت آيت الله صافيگلپايگاني. 11. __________________________ (1393الف). اصالت مهدويت، قم، دفتر نشر آثار حضرت آيت الله صافيگلپايگاني. 12. _________________________ (1393ب). پاسخ به ده پرسش پيرامون امامت، قم، دفتر نشرآثار حضرت آيت الله صافيگلپايگاني. 13. __________________________ (1393ج). پيامهاي مهدوي، قم، دفتر نشر آثار حضرت آيت الله صافيگلپايگاني. 14. _________________________ (1396). نويد امن و امان، قم، دفتر نشر آثار حضرت آيت الله صافيگلپايگاني. 15. صدر، محمد باقر (1417ق). بحث حول المهدي، محقق: عبدالجبار شراره، بيروت، مركز الغدير. 16. طباطبايي، محمد حسين (1378). شيعه در اسلام، قم، دفتر انتشارات اسلامي. 17. ________________________ (1374). تفسير الميزان، مترجم: سيدمحمدباقرموسوي همداني، قم، انتشارات جامعه مدرس حوزه علميه قم. 18. طريحي، فخرالدين محمد (1375). مجمع البحرين، تهران، مرتضوي. 19. غفاري، حسين و همكاران (پاييز و زمستان1389). «فطرت و نقش آن در معرفتشناسي»، مجله، آموزههاي فلسفه اسلامي، ش 9. 20. كشاورز شكري، عباس و همكاران (تابستان1391). «معرفت شناسي در تفكر علامه مطهري»، مجله ذهن، ش50. 21. كليني، محمدبن يعقوب (1407ق). الكافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه. 22. مصطفوي، حسن (1368). التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي. 23. مطهري، مرتضي (1388). مجموعه آثار، قم، انتشارات صدرا، جلد3. 24. ________________ (1389). مجموعه آثار، قم، انتشارات صدرا، جلد 24. 25. ________________ (1377). يادداشتها، قم، انتشارات صدرا. 26. ملكيراد، محمود (1397). كاركردهاي اجتماعي اعتقاد به مهدويت، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي. 27. موسوي اصفهاني، محمدتقي (1428ق). مكيال المكارم في فوائد الدعا للقائم، قم، مؤسسه الامام المهدي (عج). [1]. «قسر» در اصطلاح بهمعناى منع كردن و ممنوع كردن چيزي از اثر طبيعي خودش است؛ مثلا اثر طبيعي آتش سوزانندگي است؛ حال اگر چيزي جلو سوزانندگي آتش را بگيرد و نگذارد آن بسوزاند اين را قسر گويند و عقلا امري محال است (طباطبايي، 1374: ج1، ص313). [2] . در روايت از امام باقر (ع) آمده است: «وقتي قائم ما قيام كند خداوند دستش را بر سر بندگان ميگذارد و بهواسطه آن، عقول مردم جمع ميشود و به كمال ميرسد: «إِذَا قَامَ قَائِمُنَا، وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلى رُؤُوسِ الْعِبَادِ، فَجَمَع بِهَا عُقُولَهُمْ وَ كَمَلَتْ بِهِ أَحْلامُهُم» (كليني، 1407: ج1، ص25). ملا صالح مازندراني در شرح اين حديث ميگويد: «والمراد بكمال أحلامهم كمال عقل كلّ واحد واحد بحيث ينقاد له القوّة الشهويّة و الغضبيّة و يحصل فضيلة العدل في جوهر البدن، و الأمران يتحقّقان في عهد صاحبنا (ع)…» (ملاصالح مازندراني، 1382: ج1، ص 399). |
||
![]() |
||
پژوهشي در روش عقلي و نقلي مهدويت در انديشه آيتالله صافي گلپايگاني


More Stories
تحليل تطبيق پذيري «اَجَل مسمّا» با عصر ظهور در آيات قرآن كريم
ساختاريابي فرهنگ جامعه مهدوي (عج) با بررسي موردي ديدگاه ساختيابي گيدنز
تحليل راهبرد شناسانه از گفتمان نجات، با تاكيد بر انديشه آخرالزماني اديان ابراهيمي