| بررسي نقادانه مواجهه امام مهدي (عج) با دشمنان، ناظر بر ديدگاه احمد الكاتب | ||||||||||||||||
| سيد مجتبي معنوي | ||||||||||||||||
![]() |
||||||||||||||||
| چكيده
رصد شبهات مهدويت به منظور شبههزدايي از اين مسئله، امري ضروري است. در دهههاي اخير تلاش رسانههاي معاند براي معرفي چهرهاي خشن از امام مهدي (عج) افزايش داشته است. مقاله حاضر به نقد شبهه كشتار افراطي از سوي امام مهدي پرداخته است. اين شبهه را احمد كاتب در برنامه «شاهكليد» مطرح كرده است. در ديدگاه افراطي او، امام مهدي كشتاري وسيع و هولناك به راه مياندازد و رفتارش به رفتار پيامبر شباهتي ندارد. هدف تحقيق، ارائه نگرشي نقادانه به شبهه مذكور و ارائه پاسخ تحليلي آن است. براي اجراي تحقيق، از روش كيفي تحليل مضمون در اسناد نيمه ساخت يافته (برنامه زنده در حال پخش) و آثار منتشر شده، استفاده شده است. تكنيك مقاله، تحليل روايات مربوط به برخورد قاطع امام مهدي، بر پايه منطق فهم احاديث مهدويت است. يافتههاي تحقيق گوياي آن است كه رويكرد كاتب به روايات كشتار وسيع افراطي، براي خدشهدار كردن چهره مهدويت است. دستهبندي روايات، خوانشي منطقي از سيره امام مهدي پيش روي ما مينهد و مجموع آنها به تقويت باور صحيح به مهدويت و پرهيز از نگرش افراطي به كشتار وسيع امام مهدي ناظر است. برخورد مقتدرانه آن حضرت با ظالمان معدود و آخرين مرحله اقدام و در واقع اين كار امام مهدي براي جامعه مصداق رحمت خداوند است. واژگان كليدي: سيره امام مهدي، كشتار وسيع، شبههزدايي، برخورد قاطع، احمد كاتب. مقدمه امروزه به دليل القاي شبهات در فضاي مجازي عليه مهدويت، سرايت شبهات در اين زمينه سريعتر شده است. اين اتفاق، شبههشناسي و شبههپژوهي را وارد عرصه جديدي كرده است. از اين اتفاق، ميتوان به عنوان اغواي مخاطب براي القاي شبهه ياد كرد و متعاقب آن، ستيز و انكار مهدويت را شاهد بود. اين جريان، در ستيز با واقعيت، عقل و منطق را از كار مياندازد و با اعتقادات قومي و ديني، به بدترين شكل مبارزه ميكند. اين حركت، براي ايجاد مغالطه و تغيير بنيادين در اعتقاد به مهدويت صورت گرفته است. در پي اين اتفاق، آمار شبهات مهدويت در آثار مختلف تحليلگران مهدويت كه از دايره تشيع بيرون هستند، افزايش داشته است. قفاري، خميس، كاتب و… به ويژه در فضاي مجازي به صورت هيجاني و افراطي به شبهات دامن زدهاند؛ علاوه بر اين كه عدم توانايي پاسخگويي شيعه به اين شبهات عنوان ميگردد. نفوذ افكار باطل در عرصه مهدويت، اعتقادات جواناني را كه احساسات آنها با حالتي هيجانزده، تحريك شده، تا حدودي خدشه دار كرده است. حضور فعال برخي افراد مانند احمد كاتب در برنامههاي مخرب شبكههاي معاند، از جمله شبكه وهابي «كلمه» روند افزايشي داشته است.[1] او با همكاري كارشناس مجري شبكه وهابي تلاش ميكند با تحليلهاي جاهلانه و ظالمانه عليه مهدويت، خوانشي خاص از اين آموزه براي مخاطب داشته باشد. تأكيد رسانههاي وهابي بر شخصيتسازي احمد كاتب و معرفي او به عنوان روشنگر و تجربهگري كه اعتقاد شيعي به مهدويت داشته و اين آموزه را با دل و جان لمس كرده است؛ به مخاطب القا ميكند كه بازگشت كاتب از اعتقادات شيعي و گرايش به وهابيت، نتيجه تحليل روايي و روشنفكري اوست. آنان با به كاربستن ترفند شيطاني نقد پاسخهاي كارشناسي ارائه شده به شبهات مهدويت را در رسانههاي خود ضعيف جلوه ميدهند. اين اقدام، شبههزدايي از ذهن مخاطب را سخت كرده است. با رصد شبهات و مطالعه ميداني در عرصه مهدويت، درمييابيم كه شبههگران به صورت پيچيدهاي به مخاطب القا ميكنند كه روايات مهدويت، گوياي مسائل متعارض است. از منظر آنان، امام مهدي همانند پيامبر و ائمه (ع) قبل از خود چهره رحماني در جامعه ندارد. رفتار او در مقايسه با رفتار پيامبر با مردم، تفاوت قابل توجهي دارد؛ به گونهاي كه انسان نميتواند آن حضرت را با اين رفتار از تبار پيامبر (ص) بداند! چرا كه بر خلاف پدرانش مهربان نيست و با خشونت رفتار ميكند تا آنجا كه براي سركوب مخالفان به كشتار وسيع دست ميزند و اهل مدارا هم نيست؛ در نتيجه پناه مردم به شمار نميآيد. كاتب در برنامه «شاهكليد» مدعي است: «امام مهدي از نظر شيعه قائم به حق است؛ اما با قتلهايي كه انجام ميدهد، بهتر است به او لقب قاتل بدهيم» (rasadtv.ir).[2] طراح شبهه به مخاطب چنين القا ميكند كه امام مهدي (عج) با يك جانبهگرايي و تعصبي كه به شيعيان دارد، با عامه و تودههاي مردم رفتاري دور از انتظار دارد و نه تنها رحمت به شمار نميآيد، بلكه براي آنان نقمت و عذاب است!. در اين ميان، مخاطب از بررسي و مرور پيشفرضها و تحليل شبهه و بازيابي حقيقت باز ميماند و در جنگي شناختي، شبهه را گزارهاي منطقي تلقي ميكند. با دقت در مشاهدات عيني و رصد شبهات مطرح از سوي كاتب، ميتوان دريافت او و همفكرانش در پي ارائه خوانشي خاص از مهدويت و برداشت نامعقولي از اين آموزه هستند. در حقيقت، اين اقدام، توجيهي براي كشتارهاي وسيع در تاريخ و خدشه دار كردن مهدويت است. او با تهييج مخاطب و برانگيختن حس تنفر از خشونت مخاطب در زمينه قهر و غضب امام مهدي تلاش ميكند، ترس و نفرت از امام مهدي (عج)، را در اذهان معتقدان ضعيف، به ويژه نسل جوان نهادينه كند. به همين لحاظ، اين پژوهش با نگرش نقادانه به ديدگاه افراطي كاتب درمورد كشتار وسيع از سوي امام مهدي (عج) ميپردازد. چگونگي نقد ديدگاه احمدكاتب در خصوص كشتار وسيع از سوي امام مهدي و راهكار زدودن اين شبهه سوال اصلي مقاله است. پيشينه پژوهش نگرش نقادانه به ادعاهاي كاتب، به موضوعاتي معطوف است كه او به آنها ميپردازد. پژوهش حاضر، ديدگاه كاتب را در ديدگاههاي شفاهي او با تمركز بر كشتار وسيع از سوي امام مهدي دنبال ميكند. با توجه به عدم انتشار ديدگاههاي اخير او، پيشينه مستقلي در اين زمينه يافت نشد.[3] با وجود اين، در ميان پژوهشهاي پيشين، استاد نجمالدين طبسي در «درنگي در روايات قتلهاي آغازين دولت مهدي (عج)»، به اجمال، روايات دال بر قهر و خشونت در سيره امام دوازدهم (ع) را مطرح كرده و نقل چنين رواياتي را غرضورزانه دانسته است (طبسي و واعظي، 1386: ص355-386). بيدگلي و ملاحسني نيز در مقاله «روايات خشونت مهدوي در بوته نقد» با رويكرد نقادانه، ارائه تصوير خشن از امام مهدي را از سوي افراد كذابي دانسته كه به دور از انصاف و عدالت، با رويكرد افراط و تفريط به ترسيم سيره امام مهدي پرداختهاند ( بيدگلي و ملاحسني، 1393: ص147-168). آيتي در پژوهشي تحت عنوان «دليل روشن»، به منظور پاسخ به شبهات قفاري به اين نكته اشاره كرده است كه سيره امام مهدي (عج) با كتاب و سنت هماهنگ است و پيشفرضها، اصول و اهدافي دارد كه قيام آن حضرت بر اساس آنها شكل ميگيرد و به موجب آن، ولايت و حكمراني ديني تجلي جهاني پيدا ميكند. جواد جعفري در پاسخ به شبهات كلامي كاتب، در پژوهشي به نام «حديث حضور» به اين نكته رسيده است كه احمد كاتب با جاهليت، به سخنگوي وهابيت تبديل شده است و آنچه را در زمينه مهدويت به او ديكته ميشود، بازگو ميكند. دستاورد پژوهشهاي انجام شده، ضعيف دانستن رواياتي است كه تصويري خشن از سيره امام مهدي ارائه ميكنند. كاتب با دست يازيدن به اين مسئله، روايتي جهتدار از سيره امام مهدي پيش گرفته و با اتكا بر اين نتيجه از آن به عنوان مؤلفه آسيب استفاده و مغالطهاي جديد مطرح كرده و مدعي شده است مهدويت با توجه به ديدگاه محققان شيعه، بر پايه روايات ضعيف شكل گرفته است. او با اين ادعا، اصل مهدويت را نشانه رفته و شيعه را به سست بودن بنيادهاي اين انديشه و مستندات آن متهم ميكند. او و همدستانش به منظور انكار مهدويت، وجود روايات مورد بحث در كتابهاي معتبر و منابع دست اول مهدويت را دستمايه ديگري براي القاي شبهه قرار دادهاند تا از اين طريق نيز، خشونت از سيره امام مهدي، تحليلي مستند، به شمار آيد. از جمله اين كتابها، غيبت نعماني، كمالالدين صدوق، غيبت شيخ طوسي و سيدمرتضي است كه در صورت تأييد محتواي آنها، خشونت در سيره امام مهدي را تأييد كرده و بر ادعاي شبههگران صحه گذاشتهاند و در صورت رد محتواي آنها، منابع دست اول و معتبر در عرصه مهدويت را با ترديد مواجه ميكند. به همين لحاظ، در پژوهش حاضر، با تمركز بر منطق فهم حديث و اهتمام به خانواده حديث، به تحليل ديدگاه كاتب و مستندات او در اين زمينه پرداخته ميشود. از اينرو براي شبههزدايي از ذهن مخاطب، لازم است ضمن تشكيل خانواده حديثي[4] و دستهبندي منظم روايات، تحليل دقيقتري از آنها صورت گيرد. تحليل روايات، گوياي آن است كه روايات مذكور به پيشفرض ذهني راويان و يا حس دروني آنها و همچنين به گزارههاي منطقي ناظرند و در صدد بيان كشتار وسيع از سوي امام مهدي نيستند؛ حتي رواياتي كه كاتب براي ارائه تصوير خشن از سيماي امام مهدي به آنها استناد ميكند، به واقعياتي ميپردازند كه اقتضاي برخورد مقتدارنه امام مهدي (عج) با دشمنان الاهي است و كاتب بدون در نظر گرفتن اين حقيقت، در استفاده از آنها گرفتار سوء برداشت شده است كه در ادامه پژوهش به آنها اشاره ميگردد. 1. روايات ناظر به تحليل پيش فرض ذهني راويان، از ظهور 1-1. راحت بودن قيام امام مهدي تأمل در روايات مهدويت نشان ميدهد، ائمه براي اصلاح پيشفرضهاي ذهني پيروان خام انديش و آرمانگرايي كه غير واقع بينانه به مقوله مهدويت ميپردازند، مهدويت را دنبال و به بازنمايي حقيقت و بيان واقعيت سيره امام مهدي (عج) اقدام ميكردند. در اين گونه روايات، مشاهده ميشود كه راوي تصورات ذهني خود و يا گروهي را در مورد امام مهدي مطرح ميكردند و امام با رويكرد تحليلي و رد ديدگاه آنان، به گوشهاي از واقعيت در مورد مهدويت ميپرداختند، كه به طور معمول، راوي انتظار شنيدن آن را نداشت. به عنوان نمونه، امام باقر (ع) با رد ديدگاه مرجئه، به بشير(يا بشر) بن ابي اراكه به وضعيت سخت قيام امام مهدي اشاره كرده است (نعماني، 1397: ص283). كاتب بدون توجه به نگرش تحليلي به اين گونه روايات، نتيجه گرفته است كه امام مهدي رفتاري دارد كه به خشونت و كشتار منجر ميشود (rasad.tv). او به پرسش راوي از ذهنيت مرجئه و پاسخ امام به او در زمينه وضعيت فكري و تصور اشتباه مرجئه از مهدويت توجهي ندارد. اين، در حالي است كه آنان با آرمان گرايي غير واقع بينانه براين باور بودند كه ظهور امام مهدي امري ساده است و ميپنداشتند امر ظهور و قيام امام مهدي بدون هرگونه تنش و چالش است و به همين دليل، امام دوازدهم به برخورد جدي و قاطع با مخالفان نياز ندارد. تحليل روايت نشان ميهد بشير (يا بشر)بن ابي اراكه نبال خدمت امام باقر (ع) رسيده و در مورد ذهنيت مرجئه به آن حضرت عرض كرده است كه مرجئه بر اين باورند هنگام ظهور امام مهدي (عج) كار به اندازهاي ساده و راحت است كه به اندازه حجامت هم خوني ريخته نميشود! امام باقر (ع) با رد اين ادعا به منظور اشاره به سختي و زحمت اين رويداد با كشيدن دست بر پيشاني، تأكيد كرده است كه عرق به همراه خون بسته پاك ميشود؛ يعني جنگ هم در كار است (نعماني، همان). وي به امام باقر (ع) گفته است كه مرجئه ميپندارند امام مهدي (عج) با عفو و بدون هيچ درگيري بر امور مسلط ميشود. امام باقر (ع) با رد اين ادعا به او فرمودند كه اگر اين چنين بود براي پيامبر ممكن ميشد؛ در حالي كه دندانهاي آن حضرت شكسته و پيشانيشان مجروح شد (همان، ص284). معمر بن خلاد نيز نقل كرده است: نزد امام هشتم (ع) آرزوي قيام امام مهدي (عج) شد كه آن حضرت به آنان يادآوري كردند: «امروز شما در آسودگي خاطر به سر ميبريد؛ اما هنگام قيام مهدي (عج) عرق خون بسته را پاك ميكنيد و روي مركب استراحت ميكنيد؛ چرا كه روش قائم ملايم و مشربش خوشايند نيست» (همان: ص288). در روايتي ديگر محمد بن مسلم نيز با رويكرد تحليلي به پيشفرضهاي ظهور امام مهدي محضر امام باقر (ع) رسيد تا در مورد قائم سؤال كند. آن حضرت پيش از آن كه او سؤالش را مطرح كند، به او فرمودند: «شباهت قائم به پيامبر، در خروج او با شمشير و كشتن دشمنان خدا و پيامبر و سركشان زورگو است.» تعبير حضرت چنين است: «وَ أَمَّا شَبَهُهُ مِنْ جَدِّهِ الْمُصْطَفَى (ص) فَخُرُوجُهُ بِالسَّيْفِ وَ قَتْلُهُ أَعْدَاءَ اللَّهِ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِهِ (ص) وَ الْجَبَّارِينَ وَ الطَّوَاغِيتَ وَ أَنَّهُ يُنْصَرُ بِالسَّيْفِ وَ الرُّعْب» (صدوق، 1395: ج1، ص327). اين روايت گوياي آن است امام مهدي (عج) در اوج مهرباني و شباهتش به پيامبر، مقتدارنه ظهور ميكند و تصور جامعه از شباهت امام مهدي به پيامبر، در رحمت و رأفت نسبت به مردم، به معناي عدم قاطعيت در مقابل دشمنان الاهي نيست. زراره نيز در اين زمينه از امام باقر روايتي نقل كرده است كه بر اساس آن، همانندي سيره امام مهدي با سيره پيامبر به صورت مطلق، بعيد دانسته شده و امام باقر (ع) تأكيد كردهاند كه رفتار آن حضرت با اقتدار همراه است؛ چرا كه شيوه آن حضرت مبتني است بر كشتار سركشان و ستمگران و توبه كسي را قبول نميكند (نعماني، 1397: ص231). دقت در روايات مذكور نشان ميدهد تصور مرجئه و تودههاي مردم از مهرباني امام مهدي و شباهت آن حضرت به پيامبر، اين بوده است كه در زمان ظهور به برخورد مقتدارانه و قاطع نيازي نيست و امور جامعه به راحتي در زمان ظهور تحقق ميپذيرد و تنشي از سوي دشمن وجود ندارد و يا امام مهدي براي خود دشمنتراشي نميكند تا به برخورد قاطع نياز باشد. به تعبير ديگر، اين گروه جامعه را با امام مهدي (عج) همگرا ميدانستند و واگرايي آن و پس زدن موعود در ذهن آنان نميگنجيد. به همين دليل، ائمه در صدد بيان حقيقت برآمده و با ارائه تصوير واقعي از مهدويت، اين حقيقت را آشكار كردند كه امام مهدي با چالشي روبه رو ميشود كه براي برطرف كردن آن به برخورد قاطع ناگزير است و آنان هر گونه شك به اين حقيقت را نشانه جهل افراد و بي خبري از واقعيت دانستند. شك و ترديد در اين واقعيت به اندازهاي است كه عدهاي امام مهدي (عج) را خارج از تبار پيامبر ميپندارند (طوسي، 1411: ص188). واقعيت آن است كه احمد الكاتب از تحليل اين واقعيت بازمانده و نتوانسته است در وراي روايات مذكور، پرسش رواي و پاسخ امام را در مورد ديدگاه مرجئه و امثال آنان تحليل كند. او فقط بر بازنمايي خشونت امام مهدي در اين روايات تأكيد كرده است، بيآن كه به حقيقت اصلي و رد ذهنيت مرجئه توجه كند. 1-2. رحمت بودن امام مهدي به منظور تبيين زواياي پنهان حقايق ظهور امام مهدي، پذيرش برخورد قاطع امام رحمت و مهرباني با منكران و تنبيه آنان، كمي سخت به نظر ميرسد. نكته قابل تأمل آن است كه كاتب، بدون در نظرگرفتن پيشفرضهاي ذهني روايان و توجه به ذهنيت آنان از ظهور، برخورد مقتدارانه امام مهدي را با سؤال مواجه دانسته و اصرار دارد كه مهرباني امام، مانع برخورد قاطع او است (rasad.tv). تحليل اين گونه روايات، نشان ميدهد بعضي از افراد جامعه پذيراي حكمراني امام مهدي نيستند و نه تنها از آن حضرت و شيوه حكومتش استقبال نميكنند، بلكه با انكار حقيقت و عناد و سرسختي در مقابل آن از خود مقاومت نشان ميدهند. در حقيقت آنان با اين رويكرد اجازه نميدهند جريان ظهور، مسير طبيعي خود را طي كند و در واقع، آنان ظرفيت بهرهمندي از عطوفت و رحمت امام مهرباني را ندارند و حريم آن حضرت را پاس نميدارند؛ به همين لحاظ، امام مهدي به مقابله با آنان و تنبيه ايشان ناگزير ميگردد. به منظور اشاره به اين مطلب، قابل ذكر است كه معاوية بن عمار از امام صادق (ع) نقل كرده است كه امام مهدي تنبيهكننده و انتقام گيرنده است. آن حضرت به او فرمودند: «هنگامي كه يكي از شما خواهان قائم است، بايد آروز كند تمناي او با عافيت همراه باشد؛ چرا كه خداوند پيامبر را به رحمت و مهرباني برانگيخت و قائم را عقوبت كننده[=انتقام گيرنده] ظاهر ميكند» (كليني، 1407: ج8، ص233). كاتب به اين نكته توجه ندارد كه تعبير «نقمت» در روايت شريف گوياي آن است كه امام مهدي، با انكار و پس زدن امامت و حاكميت امام از سوي بعض مردم مواجه ميشود كه نميتواند نسبت به آن بيتفاوت باشد. در حقيقت آن حضرت با مقاومت فعال و اقدام دفعي عدهاي روبه ور ميشود كه به برخورد مقتدرانه با اين جريان ناچار ميشود. مؤيد اين مطلب، كلام امام صادق (ع) است كه بر اساس آن، خداوند امام مهدي (عج) را به عنوان منتقم و غضب بر بندگان ظاهر ميكند؛ با اين كه خداوند از بندگانش انتقام نميگيرد، مگر بعد از آن كه مردم حجت الاهي را انكار كردند (مجلسي، 1403: ج57، ص213). اشاره به انكار حجت الاهي در اين حديث، بر اين نكته دلالت دارد كه بعضي از مردم، هنگام ظهور امام مهدي او را حجت نميدانند و حتي از اين رويكرد پا را فراتر ميگذارند و حاكميت آن حضرت را انكار ميكنند. 2. روايات ناظر به احساس دروني راويان كشتار وسيع بخشي از روايات مربوط به كشتار وسيع، شامل سؤالاتي است كه به فراخور اطلاعات راوي مطرح است و روايت در حقيقت، گوياي حس دروني سؤال كننده است و امام در پاسخ تلاش ميكند باورهاي افراطي به كشتار وسيع را از بين ببرد. به عنوان نمونه در سخن امام صادق (ع) آمده است: «امر ظهور محقق نميشود تا اين كه يك سوم مردم از بين بروند.» به آن حضرت گفته شد: در اين صورت چه كسي باقي ميماند؟! امام صادق (ع) در جواب فرمود: «آيا شما دوست نداريد يك سوم باقي مانده باشيد؟!» (صدوق، 1395: ج2، ص656). تعبير«فقيل له اذا ذهب ثلث الناس فما يبقي»، گوياي آن است كه راوي احساس خوشايندي از كشتار وسيع و توقع شنيدن اين سخن را از امام نداشته و با سؤالش در تلاش است تا ناسازگاري ذهنيت خويش را با دريافتش از روايات، برطرف كند و با شاخص قرار دادن سخن امام، باور خويش را اصلاح كند تا حس ناخوشايند راوي نسبت به حقيقت برطرف شود. احمد الكاتب در مواجهه با اين گونه روايات، بدون اين كه به حس دروني راوي درمورد واقعيت توجه كند و يا تلاش او را براي رسيدن به حقيقت بنگرد؛ به صورت افراطي بر اصل كشتار وسيع به دست امام مهدي در روايات متمركز ميشود (rasad.tv). او به تحليل اين واقعيت قادر نيست كه امام در صدد اصلاح ذهنيت راوي و تقويت باورهاي او درمورد مهدويت است كه مبادا با نگرش افراطي به كشتار، چهره مهدويت خدشه دار شود. كاتب به اين حقيقت نرسيده است كه امام در اشاره به سيره مقتدارانه امام مهدي در صدد بيان جزئيات و شرح ما وقع نيست بلكه در صدد برطرف كردن احساس ناخوشايند سائل نسبت به قتل و كشتار افراطي از ناحيه امام مهدي است. به همين دليل در مرحله اول، اصل اين واقعيت را رد نميكند و اين هوشياري و توجه را ايجاد ميكند كه عدهاي بر اثر مخالفت با امام مهدي و يا گرفتاري به فتنهها از بين ميروند؛ لكن شمار كثيري هم شاهد ظهور امام مهدي هستند. لذا امام در مرحله دوم، براي برطرف كردن نگراني سائل، اتفاقات ناخوشايند و خشونت امام مهدي را شامل حال پيروان آن حضرت نميداند (صدوق، 1395: ج2، ص656)؛ تا احساس دروني سائل نسبت به ظهور از حالتي منفي و همراه با نگراني، به حالت مثبت آسودگي خاطر تبديل شود. به اين لحاظ، امام صادق بر آمار فوتي و كشتههاي مورد اشاره راويان صحه نميگذارد و به آنها نميپردازد. علاوه بر اين، تعبير«أَ مَا تَرْضَوْنَ أَنْ تَكُونُوا الثُّلُثَ الْبَاقِيَ» (همان)؛ ميتواند با روايات باب تمحيص هماهنگ و به معناي رسيدن جامعه به پذيرش امامت امام مهدي و از بين رفتن موانع حكمراني امام باشد؛ چنان كه در روايات آمده است: حتي ياران خاص امام مهدي، پس از مشاهده عهدنامهاي كه آن حضرت به آنها نشان ميدهد، از اطراف حضرتش پراكنده ميشوند و پس از بررسي و كاوش بسيار، حقانيت امام مهدي بر آنان ثابت ميشود و نزد او باز ميگردند (همان، ص672). به اين لحاظ، روايت مذكور و امثال آن به كشتار وسيع از سوي امام مهدي ارتباطي ندارد؛ اما كاتب در مواجهه با روايات مذكور، آنها را به كشتار عامه ناظر دانسته و معتقد است روايات از ناحيه ائمه با يك جانبهگرايي به نفع شيعه صادر شدهاند. او به ذهنيت روايان و كنشگري آنان در جستوجوي حقيقت توجهي ندارد و تلاش ميكند ذهن آنان را عرصه جنگ با مهدويت قرار دهد. 3. روايات گزينشي ناظر به جنگ شناختي با مهدويت تحليل روايات مهدويت نشان ميدهد، كاتب و همفكرانش بخشي از روايات مرتبط با كشتار وسيع و برخورد قاطع امام مهدي را با رويكرد مبارزه با مهدويت گزينش كردهاند. انتساب اين روايات به ائمه بدون اشكال نيست و محتواي آنها با ساير روايات مهدوي سازگاري ندارد؛ به ويژه كه برخي از آنها از منابع چندان معتبري نيز نقل نشدهاند. در اين گونه روايات، تصويري هراسانگيز از ظهور ترسيم شده است تا ذهن مخاطب پذيراي مهدويت نباشد، لذا اين روايات گزارههايي را شامل هستند كه منطقي به نظر نميرسند و در بدو امر، شائبه جعل در آنها تقويت ميشود. شناسايي روايت جهتدار از مهدويت و خنثا كردن شبهه در اين گونه روايات، از اهميت بالايي برخوردار است. در حقيقت، اين اقدام به كشف واقعيت كمك ميكند. اين، در حالي است كه كاتب با مهارتي شيطنتآميز و با غرض ورزي افراط گونه به منظور خدشه دار كردن چهره مهدويت براي اثبات خشونت امام مهدي به رواياتي استناد ميكند كه بر فرض صحت، محملي براي پذيرش آنها وجود ندارد (rasad.tv). در ادامه پژوهش به آنها اشاره ميشود. 1-3. كشتار به اندازه جاري شدن خون تا ساق پا كاتب براي ارائه تصويري از كشتار افراطي و ترسيم سيمايي وحشتناك از امام مهدي، روايت عبدالله بن سنان از امام صادق را دستمايه خود قرار داده است. طبق اين روايت، قائم به اندازهاي قتل و كشتار به راه مياندازد كه تا ساق پا در خون فرو ميرود (عاملي، 1425: ج5، ص214). اين روايت از جنبه سند مرفوع و به لحاظ دلالت نيز ناقص است؛ زيرا «سوق» چه جمع «ساق» (ساق پا) باشد و يا بر محلي در كوفه اطلاق شود و يا به بازار منصرف باشد؛ تعبيري كنايي از جاري شدن و ريختن خونِ فراوان است؛ به گونهاي كه ساق پاي انسان هنگام عبور در آن فرو ميرود و به آن آغشته ميشود. براين اساس، استناد به روايت مذكور، به منظور ارائه تصويري ناخوشايند و وحشناك از ظهور امام مهدي، مورد توجه قرار گرفته و در حقيقت اين گونه تحليل از سيره امام مهدي حصرگرايي سيره آن حضرت در رفتار خشونت آميز است. 2-3. كشتار عرب كاتب در پي اثبات ادعاي خود با كلي نگري به روايات، به حديث رفيد از امام صادق استناد (rasad.tv) و نتيجه ميگيرد كه امام مهدي با عرب، طبق «جفر سرخ»، برخورد ميكند و امام صادق (ع) جفر سرخ را بر خلاف «جفر ابيض» دانسته و با اشاره به حلقش منظور از آن را ذبح معرفي كردهاند (صفار، 1404: ج1، ص154). براي محققان واضح است كه استناد منبع به مؤلف پذيرفته نشده است. علاوه براين، جستار در روايات معطوف به برخورد قاطع امام مهدي با عرب، نشان ميدهد مبارزه مقتدرانه و قاطع امام مهدي چنان كه امام باقر (ع) فرمودهاند با طغيانگران عرب است (نعماني، 1397: ص194). تعبير «وَيْلٌ لِطُغَاةِ الْعَرَبِ مِنْ شَرٍّ قَدِ اقْتَرَبَ» (همان)؛ گوياي آن است كه منطق عدالت مهدوي اقتضا ميكند، امام مهدي با طغيانگران سركش مقتدارنه برخورد كند (همان). در خانواده حديثي اين روايات، ابي حمزه ثمالي از امام باقر (ع) چنين نقل كرده است: «برخورد امام مهدي با عرب شديد است» (همان، ص235). تعبير «عَلَى الْعَرَبِ شَدِيدٌ لَيْسَ شَأْنُهُ إِلَّا الْقَتْلَ» به صورت كنايي بر گزاره منطقي پيروزي شكوهمندانه امام مهدي بر سركشان و طغيان گران دلالت دارد. تأمل در روايات با لحن مذكور، گوياي آن است كه امام مهدي با شمشير، سركشان را به ذلت ميكشد و آنان را مطيع امر خود ميكند. تعبير «سيف» كنايه از صلابت و شكوه و قدرت آن حضرت است كه به درگيري بين امام و سركشان خواري طغيانگران و پيروزي امام مهدي منجر ميشود.[5] همچنين تعبير « لَيْسَ شَأْنُهُ إِلَّا الْقَتْلَ»، به معناي آن است كه برخورد مقتدرانه امام مهدي با سركشان عرب، امكان هرگونه حركتي را از ايشان سلب ميكند (قرشي بنايي، 1412: ج5، ص231) و آنها را از تقابل با آن حضرت باز ميدارد. به اين لحاظ، روايات مذكور، در مقام بيان قيام مقتدرانه امام مهدي است؛ اما كاتب با تمركز بر اين گونه روايات، در صدد است درك مخاطب را از امام مهدي خدشهدار كند و تلقي قاتل از امام قائم (عج) را در ذهن او جاي دهد. بسي جاي تعجب است كه كاتب به هدايت عرب به دست امام مهدي (طبري، 1413: ص 469) و اتمام حجت بر آنان هيچ اشارهاي نميكند و بر ثابت كردن كشتار عرب به دست امام مهدي اصرار دارد. 3-3. كشتار مردم شهرهاي سيزدهگانه كاتب روايت دال بر كشتار مردم در سيزده منطقه را دستمايه ادعاي خود قرار داده است (rasad.tv). او به استناد اين روايت امام مهدي را به كشتار وسيع متهم ميكند. حديث مورد نظر او را يعقوب سراج از امام صادق (ع) نقل كرده است كه بر اساس آن، سيزده شهر و طايفه با امام مهدي به محاربه و جنگ ميپردازند و امام مهدي نيز با آنان جنگ ميكند. مهدي ستيزان از شهرهاي مكه، مدينه، شام، بصره، دستميسان، ضبه، غني، باهله، ازد و ري و نيز از بني اميه، كردها و عربها هستند (نعماني، 1397: ص299). جدا از اعتبار اين روايت، دقت در تعبير «يُحَارِبُ الْقَائِمُ أَهْلَهَا وَ يُحَارِبُونَهُ» در روايت مذكور، نشان ميدهد كه اهالي اين مناطق در مقابل امام مهدي ميايستند و آن حضرت به مواجهه با آنان ناگزير ميشود. در حقيقت، از روايت پيشگفته به صورت كلي استفاده ميشود كه ايشان پذيراي امام مهدي و حكمراني مهدوي نيستند و به همين لحاظ امام مهدي به مقابله با آنها ناچار ميشود. اين، در حالي است كه كاتب هيچ تصويري از مقابله و محاربه گروههاي مذكور با امام مهدي ارائه نميكند؛ اما با مهارت خاصي بر كشتار مردم آن مناطق انگشت ميگذارد تا تصويري خشن از مهدويت در ذهن مخاطب شكل دهد و به مقصودش در ستيز با مهدويت دست يابد. او به خوبي دريافته است كه برخورد مقتدرانه امام مهدي با گستره وسيعي از گروههاي مختلف، تصويري ناخوشايند از امام در ذهن مخاطب خلق ميكند و آن حضرت را تشنه خون مردم جلوه ميدهد؛ با اينكه ذرهاي صداقت كافي بود تا روايت مذكور را بر مقيدهاي متعددي حمل كند كه در آنها به رحمت و تعامل سازنده امام مهدي با مردم اشاره شده است. 4-3. كشتار روميان و جريان يافتن خون آنها در فرات كاتب مدعي شده است كه امام مهدي با كشتار روميان در فرات، رنگ آب آن را تغيير ميدهد (rasad.tv). او با اشاره به روايتي از امام علي (ع) نقل كرده است كه امام مهدي در مواجهه با روميان به اندازهاي از آنان ميكشد كه رنگ آب فرات به رنگ خون تغيير مييابد. در پي اين اتفاق، دروازه روم گشوده ميشود و پنجاه هزار رومي در اين شهر كشته خواهند شد (حائري، 1422: ج2، ص238). اعتبار اين روايت و منبع آن به دليل استناد كتاب به مؤلف و روايات غير مستند، به طور جد محل ترديد است. اين احتمال وجود دارد كه با توجه به گشودن دروازه روم ممكن است روميان در مقابل امام مهدي مقاومت كنند و از پذيرش حكمراني آن حضرت سر باز زنند؛ لكن چنان كه در برخي روايات آمده است، روميان حقايقي را مشاهده ميكنند كه براساس آن حقايق، به حقانيت امام مهدي پي ميبرند و دروازه روم را بر ايشان ميگشايند؛ هرچند با شناختي كه از كاتب به دست آمده است، جاي تعجب نيست كه او براي تخريب چهره مهدويت چنين روايتي را مطرح تا تصويري خشن از مهدويت و هراس از امام مهدي (عج) را در دل مسيحيان ايجاد كرده باشد. كاتب براي ايجاد انگيزش بيشتر جنگ شناختي با مهدويت، به نقشآفريني حضرت عيسي و جايگاه ويژه او هنگام ظهور اشارهاي نميكند و ترجيح ميدهد گرايش مسيحيان به امام مهدي را مطرح نكند تا تصوير ناخوشايندي كه مخاطب از حضرت مهدي در ذهن دارد، همچنان باقي بماند. بنابراين، استناد به چنين رواياتي براي ارائه سيره امام مهدي (عج)، جز ستيز با مهدويت و روايت خاص از اين مسئله توجيه ديگري ندارد و هدفي جز جنگ شناختي با مهدويت در وراي آنها تصور نميشود. 4. روايات ناظر به تحليل و استدلال بر برخورد مقتدارنه امام مهدي با مخالفان تحليل روايات معطوف به سيره امام مهدي و برخورد مقتدارانه آن حضرت با رد نگرش افراطي به كشتار وسيع؛ انتقام از ظالمان و مبارزه با دشمنان را تأييد ميكند. هرچند در بعضي از روايات به جزئيات و ارائه تصويرهايي خاص پرداخته شده است كه مخاطب انتظار رويارويي با آن را ندارد؛ واقعيت آن است كه اين اقدام بدون علت نيست. با وجود اين، جاي بسي تعجب است كه كاتب به دلايل منجر به برخورد مقتدارانه امام مهدي هيچ گونه توجهي ندارد و با غرض ورزي و بيانصافي بر خشن جلوه دادن سيره امام مهدي تلاش ميورزد. در ادامه تحقيق به رواياتي اشاره ميشود كه علل منجر به برخورد قاطع امام مهدي در آنها مطرح شده است؛ امّا كاتب بدون اشاره به دلايل برخورد امام مهدي با مخالفان، از آنها عبور كرده است. 1-4. هدر بودن خون مخالفان دولت امام مهدي كاتب در تلاش خود براي ارائه روايت خشن از قيام امام مهدي به استناد روايتي از امام صادق، خون مخالفان دولت امام مهدي را هدر دانسته و بدون هيچ دليلي مصداق مخالفان را به اهل سنت تطبيق داده است (rasad.tv). او ميگويد: امام صادق (ع) با بيان: «ما لمن خالفنا في دولتنا من نصيب»؛ از برخورد قاطع با مخالفان دولت امام مهدي پرده بر ميدارد (عاملي، 1425: ج5، ص212). استفاده از تعبير «قد احل لنا دمائهم» (همان)؛ به وضوح بر كشتار مخالفان دلالت دارد. در حقيقت، كاتب بدون توجه به تعليل «ما لمن خالفنا»، راه يك جانبه گرايي در پيش گرفته است. او نه تنها به كنشگري مخالفان دولت امام مهدي و فعاليت مخرب آنان توجهي نكرده است، بلكه رويگرداني مخالفان دولت امام مهدي در قبول حكمراني امام مهدي و رفتار خصمانه آنان در مقابل آن حضرت را نيز افشا نميكند. در حقيقت، دشمنان در مقابل دولت اسلام حقيقي پرچم كفر را برافراشته و موجبات اقدام عليه خويش را فراهم ميآورند. 2-4. كشتار فاجران قريش كاتب در تصويري كه از سيره امام مهدي ارائه ميكند، برخورد قاطع آن حضرت را با قريش بسيار خشن و تؤام با كشتار وسيع ميداند (rasad.tv). البته او در ارائه اين قسمت از ديدگاه خود تحليلي ارائه نميكند و به علت برخورد مقتدارانه امام مهدي با قريش نميپردازد. او از امام صادق (ع) روايتي آورده است، مبني بر اين كه امام مهدي (عج) كشتار را از قريش شروع ميكند. جالب توجه اين كه در همين روايت آمده است: «امام مهدي از قريش جز شمشير دريافت نميكند» (نعماني، 1397: ص233)؛ لكن كاتب بدون توجه به آغاز شورش قريش عليه امام مهدي و با بي توجهي به تقدم تعبير « فَلَا يَأْخُذُ مِنْهَا إِلَّا السَّيْفَ»؛ بر«وَ لَا يُعْطِيهَا إِلَّا السَّيْفَ» در روايت مذكور؛ فقط خشونت امام مهدي را مطرح كرده است و رفتار آن حضرت را عليه قريش غير منصفانه ميداند. كاتب مدعي است امام مهدي قريش را ميخواند و پس از بازخواست ايشان، سه هزار، هر بار، پانصد نفر از آنان را در شش مرحله گردن ميزند (rasad.tv). روايت مورد نظر او را عبدالله بن مغيره از امام صادق (ع) نقل كرده است (مفيد، 1413الف: ج2، ص383). كاتب اينجا نيز با ناديده گرفتن تعبير «أَقَامَ خَمْسَمِائَةٍ مِنْ قُرَيْشٍ»؛ توجه نميكند كه طبق اين روايت، امام مهدي از قريش مطالبهاي دارد كه آنها به خواسته حضرت گردن نمينهند و امام مهدي به رغم اقامه برهان بر ايشان، به دليل تمرد آنان به رويارويي با ايشان ناچار ميشود. حارث اعور همداني نيز با اشاره به خواري قريش در روايت امام علي (ع)، علت زبون شدن قريش و نوشاندن جام صبر (شرنگ)[6] به ايشان را فجور و رويگرداني قريش از امام مهدي دانسته است (نعماني، 1397: ص229). در حقيقت، اين اقدام، گوياي تقابل با حكمراني و برنتابيدن امامت امام مهدي است و گوياي عدم همگرايي اين جريان با ظهور است و به همين دليل، امام با ايشان مقابله ميكند (همان). قرار دادن ديدگاه كاتب در بوته نقد نشان ميدهد او به حمل روايات مطلق بر مقيد تمايلي ندارد و از تعليل مورد اشاره در روايات نيز بهرهاي نميبرد و با تمركز بر خشونت رفتاري امام مهدي در برابر قريش، تلاش ميكند امام مهدي را از تبار قريش بيرون ببرد تا اين طريق، امامت او و شباهتش را به پيامبر خدشهدار باشد؛ در حالي كه تحليل روايات گوياي آن است كه مجموعه منسجم در قبايل قريش با امام مهدي تعامل سازندهاي ندارند و بخش قابل توجهي از ايشان، بدون اهتمام به همتبار بودنشان با امام مهدي، از امامت حضرتش رويگردان و آغازگر شورش عليه آن حضرت ميشوند و مواضع خصمانه ايشان در مقابل امام مهدي، موجب ميشود مشمول برخورد مقتدارنه از سوي امام مهرباني قرار گيرند. درحقيقت، كاتب از تحليل اين حقيقت بازمانده است كه امام مهدي با توده مردم كاري ندارند و بناي ايشان بر كشتار بيگناهان نيست؛ لكن آن حضرت با دشمنان خدا و پيامبر به صورت مقتدارانه برخورد ميكنند. محمدبن مسلم در اين زمينه از امام باقر (ع) چنين نقل كرده است: «امام مهدي دشمنان الاهي را به قتل ميرساند» (صدوق، 1395: ج1، ص327). تعبير «فَخُرُوجُهُ بِالسَّيْفِ وَ قَتْلُهُ أَعْدَاءَ اللَّهِ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِهِ (ص) وَ الْجَبَّارِينَ وَ الطَّوَاغِيتَ»؛ بر اين نكته دلالت دارد كه آنچه در اين ميان موضوعيت دارد؛ از بين بردن دشمنان خدا و رسول و زورگوياني است كه بنا بر طغيان و سركشي گذاشتهاند. 3-4. مقابله با منافقان كاتب مدعي است تبلور خشم امام مهدي در مورد منافقان و اجراي حد بر آنان، اتفاقي است كه از ناحيه هيچ امام و پيامبري ملاحظه نميشود (rasad.tv). به همين لحاظ، نميتوان پذيرفت امام مهدي همانند پيامبر مهربان است و شبيه او رفتار ميكند. او مدعي است امام صادق (ع) «نفاق» را موجب خشم امام مهدي دانسته است. اين پديده تا آنجا امام مهدي را ميآزارد كه وقتي قيام ميكند، تقيه را كنار ميگذارد و بر اهل نفاق، حد الاهي را جاري ميكند (طوسي، 1407: ج6، ص172). تحليل روايت، دال بر اجراي حد نفاق به دست امام مهدي نشان ميدهد: مردم براي نصرت امام مهدي فراخوانده ميشوند؛ ولي آنها به بهانه تقيه از ياري كردن آن حضرت سرباز ميزنند و همين مسئله موجب آزرده شدن امام مهدي ميگردد و ايشان بر منافقان حد جاري ميكند. نكته حائز اهميت اين است كه برفرض طبق برداشت كاتب حد نفاق، قتل باشد، صرف نظر از ديدگاه جانبدارانه و افراطي او بايد گفت اجراي حد نفاق، عمومي نيست و لذا برخورد قاطع امام مهدي (عج)، با كساني است كه از ياري آن حضرت سرباز ميزنند و شامل حال همگان نيست تا كشتار وسيع را ثابت كند. 4-4. كشتار بتريه كاتب مدعي است امام مهدي با فقها و قاريان قرآن نيز برخوردي مقتدرانه دارد و آنها را مورد قهر و غضب قرار ميدهد (rasad.tv). البته او براي ارائه محملي براي اين سخن، مدعي است شيعه به برخورد امام مهدي با فقها و قاريان قرآن سني قائل است؛ اما شاهد معتبري براين ادعا ارائه نميكند. روايتي كه او به آن استناد ميكند، درمورد «بتريه»[7] است. آنان رويكرد نفاق پيش گرفته و خود را از امام مهدي بي نياز ميدانند و از او ميخواهند، برگردد. دقت در روايت نشان ميدهد آنچه امام مهدي را به استفاده از شمشير در مقابل بتريه ميكند؛ خروج آنان عليه امام مهدي است. تعبير گستاخانه «كُلُّهُمْ يَقُولُونَ: يَا ابْنَ فَاطِمَةَ، ارْجِعْ لَا حَاجَةَ لَنَا فِيكَ» (طبري، 1413: ص456)؛ گوياي آن است كه بتريه جايگاهي براي امام مهدي قائل نيستند و از ديدگاه آنان، امام كاركردي ندارد؛ به همين لحاظ، از منظر آنها وجود امام ضرورتي ندارد. ايجاد اين فكر در جامعه و جريان اين خطاي راهبردي از سوي آنان، برخورد امام مهدي با آنها و كشتار ايشان را موجب ميگردد. واقعيت آن است كه دقيقاً معلوم نيست امروزه فرقه «بتريه» بر كدام گروه منحرف در عرصه مهدويت قابل اطلاق است؛ اثبات حيات آنان نيز كار آساني نيست. عجيبتر آن است كه معلوم نيست كاتب با چه انگيزهاي مدعي است امام مهدي با فقها و قاريان قرآن قاطعانه برخورد ميكند. اگر منظور او مبارزه امام مهدي با افرادي است كه قرآن را عليه امام مهدي تأويل ميبرند؛ به جا بود به اين مطلب اشارهاي داشته باشد؛ اما او بدون اشاره به اين حقيقت و بدون توجه به تقابل اين دسته از فقها با امام مهدي (عج)، فقط به ارائه تصوير عملكرد امام مهدي، به استناد كشتار بتريه بسنده ميكند و بر رويكرد افراطي به كشتار وسيع از سوي امام مهدي اصرار ميورزد تا از اين طريق، چهره امام مهدي را خدشه دار كند. 5-4. كشتار مخالفان با قيام امام مهدي كاتب مدعي است امام مهدي، مخالفانش را بر نميتابد و با آنان قاطعانه برخورد ميكند (rasad.tv). او در اين زمينه به روايتي از امام صادق (ع) اشاره ميكند: هنگامي كه قائم به دروازه كوفه ميرسد، به مكاني اشاره ميكند تا آن را حفر كنند؛ از آنجا دوازده هراز اسلحه[=شمشير، رزه و سپر] بيرون آورده ميشود و بر تن ميكنند. سپس به ايشان گفته ميشود، هر آن كه پوششي همانند شما ندارد، او را بكشيد (مفيد، 1413ب: ص334). تحليل روايت مذكور نشان ميدهد، موضوع آن، به مدافعان و رزمندگان در ركاب امام مهدي مربوط است و آنان عازم پيكار با مخالفان هستند. در اين ميان، گروهي هستند كه با ياران حضرت همراهي نميكنند تعبير «ثُمَّ يَقُولُ مَنْ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ مِثْلُ مَا عَلَيْكُمْ فَاقْتُلُوهُ» (همان)؛ در حديث مذكور، نشان ميدهد آنان نه با حكومت امام همراه ميشوند و نه با دشمنان مقابله ميكنند. در حقيقت، اين اقدام، همراهي با دشمنان امام مهدي و مخالفت عملي با آن حضرت است و لذا آن حضرت به كشتن آنها دستور ميدهد. گذشته از اين، روايت پيشگفته نسبت به روايات دال بر برخورد قاطع امام مهدي با مخالفان بسيار كلي است و به مراحل برخورد امام مهدي با آنها اشارهاي ندارد و از اين لحاظ نميتوان به آن استناد كرد. در حقيقت، كاتب بدون در نظرگرفتن روايات دال بر هدايت و اتمام حجت امام با مخالفان، در مورد سيره امام مهدي قضاوت ميكند. واقعيت آن است كه او با ناديده گرفتن خانواده حديثي روايات، از فهم حقيقت در مورد سيره امام مهدي باز مانده است و نگرشي افراطي به كشتار وسيع از سوي امام مهدي دارد. او توقع دارد امام مهدي جامعه را فداي افرادي كند كه استحقاق حاكميت مهدوي را ندارند؛ در حالي كه در سيره انبيا و اوليا مصلحت جامعه بر مصلحت فرد ترجيح دارد. نتيجهگيري نگرش نقادانه به ديدگاه كاتب درمورد كشتار وسيع از سوي امام مهدي نشان ميدهد كه آن حضرت هنگام قيام با هيچ گروهي ابتدا برخورد قهر آميز ندارند و به هيچ وجه آغازگر كشتار نيستند. در معدود مواردي كه كشتار روي ميدهد، اين مهديستيزان هستند كه به مبارزه با امام مهدي برميخيزند و به دليل اين كه مانع رسيدن خير و سعادت به جامعه ميشوند، مشمول برخورد مقتدرانه امام مهدي ميگردند. اين، در حالي است كه كاتب در پي اثبات ادعاي خود با رويكرد افراطي به رواياتي استناد ميكند كه بتواند بر پايه آنها روايت خاص و مورد نظر خود را از مهدويت ارائه كند. گذشته از اين، او به خانواده حديث در روايات مورد بحث هيچ گونه توجهي ندارد. كاتب به آنچه روايات در صدد بيان آن هستند، توجه نميكند و به علل برخورد قاطع امام مهدي با ظالمان نيز عنايتي ندارد. او فقط در پي خدشه دار كردن چهره امام مهدي و حقيقت قيام او با ارائه تصويري خشن از سيره امام مهدي است؛ در حالي كه روايات مورد استناد وي با توجه به منطق فهم حديث، به حقايقي ميپردازند كه پس از تحليل آنها روشن ميشود. امام مهدي براي مردم موجب رحمت هستند و با آنان با مهرباني برخورد ميكنند و سيره آن حضرت با سيره پيامبر و ائمه پيش از او تفاوتي ندارد. برخورد مقتدرانه ايشان نيز افراد معدودي را شامل ميشود كه از راه حق كناره گرفته و حكومت آن حضرت را تاب نميآورند و در مقابلش قرار ميگيرند. منابع قرآن كريم 1. ابن بابويه، محمد بن على (1414ق). الاعتقادات في دين الاماميه، قم، المؤتمر العالمي شيخ مفيد. 2. ــــــــــــــــــــــــ (1395). كمال الدين و تمام النعمه، تهران، نشر الاسلاميه. 3. ابن عباد، صاحب (1414ق). المحيط في اللغه، بيروت، نشر عالم الكتاب. 4. آيتي، نصرت الله (1393). دليل روشن، قم، آينده روشن. 5. جعفري، جواد (1394). حديث حضور، قم، آينده روشن. 6. دياري بيدگلي، محمد تقي و ملاحسني، داود (بهار1393). «روايات «خشونت مهدوي» در بوته نقد»، فصلنامه پژوهشهاي مهدوي، ش8. 7. راغب، حسين (1412ق). مفردات، بيروت، دارالقلم. 8. صفار، محمدبن حسن (1404ق). بصائرالدرجات، قم، نشر مرعشي نجفي. 9. طبسي نجمالدين و واعظي، حسن (بهار و تابستان 1384). «كاوشي در خبر سعد بن عبداللّه (اشعري) قمي (2)»، فصلنامه انتظار موعود، ش11و12. 10. طوسي، محمد بن حسن (1411ق). الغيبه، قم، دارالمعارف. 11. قرشي بنايي، علياكبر (1412ق). قاموس قرآن، دارالكتب الاسلاميه، تهران. 12. قفاري، ناصر (بيتا). اصول مذهب الشيعه الاماميه الاثني عشريه، عرض و نقد، بي جا، دارالرضا. 13. كاتب، احمد (1428ق). امام مهدي حقيقه تاريخيه ام فرضيه فلسفيه، بيروت، دارالعربيه للعلوم. 14. كليني، محمد بن يعقوب (1407ق). الكافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه. 15. مجلسي، محمد باقر (1403ق). بحارالانوار، بيروت، دار احياء التراث العربي. 16. مفيد، محمدبن محمد (1413الف-ق). الفصول المختاره، قم، كنگره شيخ مفيد. 17. ________________ (1413ق(ب). الاختصاص، قم، كنگره شيخ مفيد. 18. نعماني، محمد بن ابراهيم (1397ق). الغيبه، تهران، نشر صدوق. 19. شبهات اعتقادي، مهدويت، شاه كليد، احمد كاتب، روشنگر و كارشناس rasad.tv [1] . كاتب در برنامه شاه كليد، به عنوان كارشناس مسئله مهدويت ايفاي نقش ميكند. [2]. اين شبهه قبلاً توسط ناصر القفاري در كتاب اصول مذهب شيعه مطرح شده و كاتب با تأكيد بر آن با جسارت بيشتر و بدون هرگونه ملاحظه علمي و اخلاق حرفهاي به آن پرداخته است (ر.ك: اصول مذهب شيعه، ص1064). [3] . ديدگاههاي شفاهي كاتب از سايت (rasadtv.ir) وابسته به نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها دريافت شده است. به اين لحاظ، مستندات مربوط به ديدگاه او از مشاهده فيلمهاي در حال پخش او از شبكههاي معاند ارائه شده كه تا زمان تدوين اين مقاله مكتوب نشده است و لذا مقاله حاضر در ارائه مستندات شبهه، به آدرس دهي به سايت مذكور (rasadtv.ir) ناگزير است. [4] . منظور از «خانواده حديثي» مجموع رواياتي هستند كه در آنها به سيره مقتدارانه امام مهدي پرداخته شده است. در اين رويكرد، علاوه بر نوع برخورد، دليل برخورد، غريب الحديث و تاريخگذاري حديث، در موضوع مورد نظر، مورد توجه قرار ميگيرد. اين موارد به ما كمك ميكند تا منشأ روايتهاي خاص از مهدويت را شناسايي كنيم. با اتكا بر اين گونه تحليل حديث، متوجه ميشويم شبهه كشتار وسيع در گذشته مطرح نبوده است. اين، بدان معناست كه خوانش كاتب از سيره امام با رويكرد ارائه سيره خشن و خدشه دار كردن مهدويت صورت گرفته است. از آنجا كه روايات با رويكرد خانواده حديثي تبويب نشدهاند، دسته بندي روايات به تناسب محتواي آنها و ارتباط آنها با موضوع صورت ميگيرد. [5] . براساس كتابهاي لغت، «سيف» به حريفي كه كه در ميدان مبارزه قامت بلندتري دارد و ميدان مبارزه را دست دارد و در واقع به معناي پيروز ميدان اطلاق ميشود (ابن عباد، 1414: ج8، ص 394). [6] . اين تعبير كنايه از عذاب دردناك است. [7] . «بتريه» در پي تفكرسليمان جرير و يا كثير النوا منكر ولايت امير المؤمنين علي (ع) هستند و به امامت او و ساير ائمه قائل نيستند (شهرستاني، ملل و نحل، 1361: ج۱، ص۱۶۱). |
||||||||||||||||
|
||||||||||||||||
بررسي نقادانه مواجهه امام مهدي (عج) با دشمنان، ناظر بر ديدگاه احمد الكاتب

More Stories
تحليل تطبيق پذيري «اَجَل مسمّا» با عصر ظهور در آيات قرآن كريم
ساختاريابي فرهنگ جامعه مهدوي (عج) با بررسي موردي ديدگاه ساختيابي گيدنز
تحليل راهبرد شناسانه از گفتمان نجات، با تاكيد بر انديشه آخرالزماني اديان ابراهيمي