| تحليلي بر باورمندي ويژگيهاي امام مهدي (عج) و علائم حتميظهور مبتني بر ديدگاه شيخ عثمان بن فودي | ||
| محسن رحيمي جعفري – عبدالله بلو | ||
![]() |
||
| چكيده
شيخ عثمان بن فودي يكي از دانشمندان اهل سنت در نيجريه _در غرب آفريقا_ حدود دو قرن قبل حكومتي اسلاميتاسيس كرد كه او را تبديل بهشخصيتي جهاني كرد. از ويژگيهاي خاص اين شخصيت اعتقاد به اوصاف امام مهدي (عج) و مهمترين علائم ظهور نزد شيعه است. اين نوشته با روش كتابخانهاي و متكي بر دست نوشتههاي عثمان بن فودي و تحليل دادههاي بهدست آمده از منابع در دسترس است. مهمترين رسالت اين پژوهش بررسي اعتقادات مهدوي عثمان بن فودي در محورهاي حتميت ظهور، نسب حضرت، اختصاصات حضرت كه همتايي براي ايشان در عالم وجود ندارد و مهمترين علائم ظهور مثل سفياني، دجال، خسف بيدا و خورشيدگرفتگي كه همگي مبتني بر نوشتههاي وي است، ميباشد و پاسخ بهشبهات عدهاي كه اين اعتقادات مهدوي شيخ عثمان بن فودي را برنتافته و در مقام انكار برآمدند. واژگان كليدي: نشانههاي ظهور، نهضت شيخ زكزاكي، عثمان بن فودي، سفياني، دجال. مقدمه از مسائل مهم امروز مسلمانان وحدت كلمه بهعنوان علت اساسي قوت هر ملت است، يكي از مهمترين مؤلفههاي وحدت امت اسلامي اشتراك اعتقادي در بحث مهدويت است كه راه گشاي مبارزه و استكبار ستيزي مردم آن جوامع است. يكي از دانشمندان از اهل سنت در طول تاريخ غيبت كبري كه با برافراشتن پرچم عدالت و استكبارستيزي به اتحاد امت اسلام كمك كرده، شيخ عثمان بن فودي بوده كه بهعنوان يك عالم برجسته اهل سنت در غرب آفريقا حكومتي برپا كرده و در مدت رهبري خود بر مسلمانان آثار قابل توجهي بر جا گذاشته است. در اين نوشتار كليات آن را با تاكيد بر صفات و نشانهها و بركات ظهور مطرح خواهيم كرد. اهميت و ضروت اين نوشتار در معرفي و پرداختن به وقايع جهان اسلام با حضور عالمان ديني است كه پس از گذشت قرنها هنوز پايههاي حركتهاي بعدي امت اسلام است در حدود دويست و پنجاه سال قبل، عثمان بن فودي حكومتي مبتني بر فقه اهل سنت ايجاد ميكند پس از دو قرن شيخ زكزاكي با بهره گيري از همان حركت و انقلاب اسلامي ايران در همان منطقه نهضت شيعي برپا ميكند. سوال اصلي پژوهش، بررسي چگونگي اعتقاد مهدوي شيخ عثمان بن فودي بهعنوان برجستهترين عالم اهل سنت غرب آفريقا است و پاسخ بهاين سوال كه آيا واقعاً چنين اعتقادي دارد يا صرف نسبت دادن به وي است. در زمينه يا پيشينه موضوع، تنها يك مقاله بهعنوان «بررسي و تحليل ديدگاههاي مهدوي شيخ عثمان بن فودي» در مجله انتظار موعود شماره 79 وجود دارد كه فقط به بحث ولادت، نسب، عصمت و ضرورت وجود حضرت پرداخته شده است؛ ولي در اين مقاله، منظومه انديشه مهدوي عثمان بن فودي در بحث ويژگيهاي حضرت مهدي (عج) و علائم حتمي ظهور اشاره شده است. همچنين در مورد ديدگاههاي شيخ عثمان بن فودي، در مقدمه كتاب «من مؤلفات الشيخ عثمان بن فودي» (نجف علي ميرزائي، 1998: ص 43)؛ بحثي در زمينه ولادت امام زمان (عج) آنجام گرفته و همچنين نوشتهاي در شرح و نقد كتاب «الخبر الهادي شيخ عثمان بن فودي» وجود دارد كه در آن، به موضوع ولادت حضرت اشاره شده است (عبد الله بلو، 1391: ص53) كه هر دو، بحثي كوتاه و عمومياست؛ ولي آنچه مقاله پيشرو را متمايز ميكند، بحث از صفات و ويژگي هاي اختصاصي امام مهدي (عج) و نشانههاي ظهور در نوشتههاي شيخ عثمان بن فودي است.روش پژوهش: از آنجا كه در مورد با شخصيت و افكار شيخ عثمان بن فودي هيچ منبع قابل استفاده در دسترس وجود نداشته است و تمام منابع توسط نويسندگان بايد از خود كشور نيجريه تهيه ميشد؛ تمام مطالب مبتني بر همان منابع بهدست آمده محدود است و اين محدوديت باعث شد كه برخي از ويژگيهاي شخصيتي شيخ عثمان و تأثيرات اجتماعي حكومت او و محورهاي اصلي آن را نويسندگان نتوانند ارائه دهند. محور اول: معرفي شيخ عثمان الف) زيست نامه نام او عثمان پسر محمد(فودي)[1] پسر عثمان پسر صالح پسر هارون وجد دهمش بهنام موسي (جكل)، رهبر قبيله فلاتي بهنام (تورب)[2] بود كه از سرزمين (فوت طورو)[3] در نيمه قرن هشتم هجري بهسوي سر زمين هوسا در كشورهاي نيجر و نيجريه هجرت كردند (عبد الله بن فودي، بيتا: ايداع النسوخ، ص1_2). شيخ عثمان بن فودي درسال 1168 هجري در كشور نيجر و در شهر مرت[4] بهدنيا آمد (الوزيرجنيد، بيتا: ص16)؛ و در روستاي (طِگِل) دركشور نيجريه رشد و نمو كرد (غلادنثي، 1993: ص 51). ب) شخصيت علميعثمان بن فودي ابتدا معارف اسلامي را در خانه پدري فرا گرفت و توانست قرآن را در بيست سالگي حفظ كند (ابن فودي، 2013: ج1، مقدمه). در مرحله دوم، نزد بسياري از علماي برجسته تلمذ كرد و شاخههاي مختلف علوم و مباني آنها را از آنان آموخت. برخي از علوم ديني را از شيخ عبدالرحمن بن احمد فرا گرفت، و كتاب شعر عشرينيات[5] و مانند آن را از شيخ عثمان، معروف به «بندوالكبوي» آموخت. در مجلس هاشمالزنفري حاضر شد و تفسير قرآن را نزد وي تعليم يافت، و علم حديث را از دايياش محمد بن راجي، و المختصر را نزد عمويش، معروف به«بندور» كه عالميبا تقوي بود و در سلامت نفس و امر به معروف و نهي از منكر مشهور و الگويي شايسته براي شيخ عثمان بود فرا گرفت (وزير جنيد، بيتا: ص16). شيخ عثمان در سير مطالعات و تحصيل خود، به مرحله اجتهاد در مذهب مالكي رسيد (الإلوري، 1435ق/2014م)، شاگردان زيادي تربيت كرده كه در فنون علوم اسلامي متبحر شده و آثار زيادي بجا گذاشتند، مانند شيخ عبد الله بن فودي، 201 عنوان كتاب و جزوه دارد (احمدسعيد و عبد القيوم، 1996: ص404)؛ محمد بلو پسر شيخ عثمان، 159 عنوان كتاب و جزوه دارد (همان، ص409)؛ اسماء دختر شيخ 46 اثر دارد (همان، ص417) و شيخ عثمان بن فودي 152 اثر دارد (همان، 1996: ص 389). ج) مكتب فكري شيخ عثمان بن فودي شيخ عثمان بن فودي، مثل بيشتر مردم غرب آفريقا از حوزه اعتقادات اشعري مذهب است، و از حوزه مذاهب فقهي مالكي مذهب. وي در اين زمينه ميگويد: «يقول العبد الفقير المضطر إلى رحمة ربهعثمان بن محمد بن عثمان الفلاتي نسبا، المالكي مذهبا، الأشعري اعتقادا» (ابن فودي، 2013: ج2، ص133). شيخ عثمان بن فودي گرايش صوفيانه داشت و اهل طريقه قادريه بود (الإلوري، 2014: ص 140). از اينجا اعتقاد وي در مسائل مهدويت به اعتقاد اماميه نزديك شد؛ چون صوفيان به ولايت اهل بيتD و خلافت باطني حضرات معصوم اعتقاد دارند (الكونتي،2002: ص533 و شاهدي، 1397: ص270). د) ابعاد شخصيتي سياسي اجتماعي ابن فودي شيخ عثمان بن فودي، با شروع حركت انقلابي خود با امر به معروف و نهي از منكر و تدريس و تربيت، جمعيتي را به سمت خود جذب كرد. حاكمان آن ديار نسبت به وي و پيروانش دشمني ميورزيدند؛ ولي رفتار و منش شيخ نسبت به دشمني آنها زبان نصيحت و مصلحت طلبي بود؛ ولي با توجه بهگسترش نفوذ شيخ عثمان در بين مردم و افزايش پيروان شيخ، حكومت، شيخ و ياران او را تحت فشار قرار دادند (محمد بلو، بيتا: ص95) وقتي حاكمي بهنام «يُنف» تصميم گرفت شيخ را تبعيد كند، تمام پيروان وي همراهش هجرت كردند، اين حركت به جنگي ميان آنها منجر شد كه با پيروزي شيخ و يارانش خاتمه يافت، و اين حادثه فصل جديدي بود براي مناطق نيجريه و نيجر و كامرون(غربآفريقا)؛ چون ولايات يكي پس از ديگري ساقط شد، و نظام اسلامي بهرهبري شيخ عثمان بن فودي در سال 1218قمري/ 1804 ميلادي بر پا شد (غلادنثي، 1993: ص 53). شيخ عثمان بن فودي سيزده سال حكومت كرد و خلافت اسلامي ادامه داشت كه با حمله استعمار انگليسي به سوكوتو در سال 1317 هجري/ 1903ميلادي پايان يافت (وزير جنيد، بيتا: ص135). شخصيت سياسي_ اجتماعي عثمان بن فودي در نظر كشورهاي اسلامياهل سنت، آنچنان برجسته و براي چند صد ميليون، آنچنان تأثيرگذار بوده است كه بعد از دو قرن از درگذشت وي، در سال 1995 ميلادي توسط جامعة آفريقا[6] العالمية ومنظمة ايسيسكو[7]، بزرگداشت جهاني راجع بهشيخ عثمان بن فودي در خرطوم سودان برگزار و مقالات متعددي در ابعاد مختلف شخصيت او ارائه شد. مجموعه اين مقالات در سال 1996 ميلادي بهنام «بحوث الندوة العالمية» بهچاپ رسيد.[8] محور دوم: كليات و صفات حضرت مهدي (عج) حتميت ظهور شيخ عثمان بن فودي تلاش كرد مسائل مهدويت را برجسته كند و جامعه خود را بهفهم درست مهدويت نزديك كند، در زمينه حتميت ظهور ميگويد: «أن خروج المهدي أمر مقطوع به؛ لأن الأحاديث قد تواترت به؛ ظهور مهدي امري مسلم است؛ زيرا احاديث در اين زمينه متواتر است» ( ابن فودي، بيتا: ص1). در عبارت ديگري ميگويد: «والأحاديث عن النبي (ص) في التنصيص على خروج المهدي من عترته من ولد فاطمة ثابتة» (ابن فودي، بيتا: محمد طن اغي، ص36؛ الخبر، بيتا: ص 4 و تنبيه الأمة، بيتا: مرتضي، ص34و 36). شيخ عثمان ميگويد: برخي ظهور مهدي را امري مسلم گرفتهاند؛ ولي براين عقيدهاند كه ايشان در گذشته ظاهر شده است و ديگر مهدياي نداريم در آينده، و آن عمر بن عبد العزيز بود يا كسي ديگر (ابن فودي، بيتا: مرتضي، ص 33). وي در پاسخ اين افراد چنين گفته است: تحقيق ثابت كرده است كه حرف درست اين است كه ظهور متأخر است؛ يعني ظهور بعد از خروج دجال و نزول عيسي رخ خواهد داد (همان، ص 35). نسب حضرت مهدي نكته دوم: حضرت مهدي (عج) از ذريه پيامبر خدا است واز فرزندان فاطمهE چون شبهاتي در زمان او توسط برخي از احاديث ضعيف يا موضوع بوده است؛ مانند «المهدي من ولد العباس عمي» (الطبري، 1428: ص 206). شيخ عثمان بن فودي از تعليق الدار قطني بر اين حديث ياد كرده كه حديث غريبي است و به محمد بن الوليد مولي بني هاشم منحصر است و معتقد است به آنچه در احاديث منقول از پيامبر اكرم (ص)ملاحظه ميشود: «مهدي از فرزندان فاطمه، دخترش است». و شيخ ابن فودي به اين بسنده نكرده، بلكه به نسبشناسي حضرت مهدي پرداخته است و اين كه آن حضرت ميان فرزندان فاطمه از نسل كيست؟ با تأمل در گفتههاي ابن فودي مشخص ميشود كه او به اثبات اين كه امام مهدي (عج) از خاندان رسول خدا (ص) بوده، بسنده نكرده است. بلكه با بيانات مختلف، ولادت آن حضرت را اعلام كرده است از جمله: «من اولاد الإمام العسكري؛ از فرزندان امام عسكري است»، وعبارت «ووالده الحسن العسكري؛ پدر او حسن عسكري است». شيخ عثمان بن فودي در نوشتههاي خود ميگويد: «وي (امام مهدي) از عترت رسول خدا (ص)است. از فرزندان فاطمه است؛ جدش حسين بن علي بن أبي طالب است، وپدرش حسن عسكري است پسر علي نقي با حرف نون، پسر محمد تقي با حرف تا، پسر امام علي رضا، پسر امام موسي كاظم، پسر امام جعفر صادق، پسر امام محمد باقر، پسر امام زين العابدين علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب»(ابن فودي، بيتا: مرتضي، ص38، و شعراني، 1418: ص 562 و ابن عربي، 1418: ص ج6، ص51). رد مدعيان از جمله كلياتي كه شيخ عثمان بهآن پرداخته، مسئله ادعاي مهدويت است. اين نكته قبل از او بوده و در زمان او هم، كساني بودند كه ادعاي اين امر عظيم را ادعاكردند، وشيخ عثمان آنها را رد و استدلال شان را باطل و تأكيد كرد: «او(حضرت مهدي) نه ابن تومرت است و نه امثال او، از كساني كه ادعاي آن دارند تا زمان ما» (ابن فودي، بيتا: ص3؛ تنبيه الأمة، بيتا: نا مرتضي، ص 33 و تحذير الإخوان، 2013: ج2، ص255). صفات و ويژگي هاي حضرت مهدي (عج) بحث صفات حضرت مهدي (عج) از مباحث مهم مهدويت است؛ چون از اين طريق، مهدي موعود حقيقي از مدعيان دروغيان مشخص ميشود؛ لذا در آثار تمام جنبههاي صفات اصلي وجزئي اين حضرت توضيح داده شده، تا اينكه قضيه مهدويت در ابهام باقي نمانده باشد. شيخ عثمانبن فودي در تحقيقات مهدويت، بهويژگيها وصفات امام مهدي (عج) توجه داشت و اين صفات را معياري قرار داد كه بهوسيله آن حق از باطل تشخيص داده شود. وي ميگويد: «وللإمام المهدي أوصاف وأسرار لا يتصف بها غيرُه، وأين دوي الزنبور من نغمة الزبور؛ امام مهدي داراي خصوصيات واسراري است كه هيچ كس نميتواند آن را داشته باشد، وصداي زنبور كجا؟! آهنگ زبور كجاست؟!»( ابن فودي، 2013: ج2، ص 248). اين عبارت نشانگر نگرش بالاي شيخ عثمان بهمقام حضرت مهدي (عج)، دو واژه در اين جمله تأمل كنيم «اوصاف» و«اسرار» كه هر دو كسي غير از امام مهدي داراي اينها نيست، چه اوصافي و اسراري خواهند بود، و مسلّما اوصاف و اسرار ويژه است كه از صفات عموم مومنان بالاتر است. و نه تنها اوصاف، بلكه اسرار، كه اين واژه در ادبيات دو مدرسه -شيعه و سني- مورد استعمال شده، و خصوصا درباره حضرت مهدي (عج) و منظور از اين، مقام رفيع اولياي كامل و مقرب خداوند است. اين كلمه در ادعيه ماثور غالبا آمده است، مانند زيارت امام مهدي (عج) كه از سيد بن طاووس نقل شده است، «السلام علي الحق الجديد … والموتمن علي السر و الولي للامر» (قمي، 1378: ص875)؛ كه اين عبارت به مقامي از مقامات حضرت مهدي (عج) اشاره ميكند كه او امين سرِّ خداوند متعال است، وشيخ ابن عربي كه شيخ عثمان ابن فودي از او در مسائل مهدويت متأثر شده، مكرراً اين واژه را ياد كرده است، در صلوات فرستادن به پيامبر وائمه دوازده گانه و بهويژه حضرت مهدي (عج) ميگويد: «و على سرّ السرائر العلية» وهمچنين ميگويد: «المتحقق بالأسرار المرتضوية…والمربي بالأسرار الربوبية» ( مرعشي، 1409: ج33، ص154). اين دو اثر از اين دو عالم (شيخ ابن طاووس وشيخ ابن عربي) در باب دعا و زيارت بهامري اشاره ميكند وآن اين كه ما به ارتباط روحي با امام زمان نياز داريم و اين معنا در برخي از عبارات شيخ عثمان بن فودي يافت ميشود، همچون اين دعا: «اللهم قدّر لنا لقائه والإجتماع بهالإجتماع الحسّي الذي يحصل بالأبدان كما قدرت لنا الإجتماع بهالإجماع المعنوي الذي يحصل بسلاسل الإسناد بجاه جدّه عليه الصلاة والسلام الذي قال: «توسلوا بجاهي فإن جاهي عند الله عظيم» (ابن فودي، بيتا: ص19). صاحب شأن شيخ عثمان بن فودي، حضرت مهدي (عج) را بهعنوان صاحب الشأن معرفي ميكند و ميگويد: وسنورد إن شاء الله تعالى في هذا الكتاب أدلّة العلماء التي تقطع أعناق جميع المدّعين المهدوية قبل ظهور صاحب الشأن «ما انشاءالله در اين كتاب مدارك علمايي را ارائه خواهيم داد كه گلوي -صداي- همه مدعيان مهدويت بريده -قطع- ميشود قبل از ظهور صاحب الشأن»( ابن فودي،2013: ج2، ص251). اين خصوصيت حكايت از بزرگداشت حضرت مهدي (عج) دارد و منظور ايشان از اين عبارت آن است كه مسئله مهدويت ابهام ندارد، بلكه با شواهد قاطع آن روشن و واضح است كه همه مدعيان دروغين و تهمت زننده را از بين ميبرد. الغوث و صاحب الوقت: از جمله ابيات شيخ عثمان بهزبان محلي (فولفلده) كه منظومه اولياي كاملي است كه در زمان خود وجود داشتهاند، بيتي است كه در ذيل ميآيد: دِنف سليمان مُدُ وا أوتاد لَمِنُيَا دُلامُ دُو امداد شيخ در شرح اين عبارت توضيح داده است كه در ميان اين اولياي خدا، كسى است كه بهمقام «قطب الاقطاب» مىرسد كه «غوث» است و «صاحب الوقت» (سرور زمان) در هر زمان است تا روز قيامت هيچ زماني از وجود او خالي نيست (ابن مجيل، بيتا: ص 275). اين اوصاف تنها با امام مهدي (عج) منطبق است و او قطب الاقطاب است، و او صاحب الزمان است. يا عبارت شيخ ابن عربي «أب الوقت مولى الزمان» (مرعشى، 1409: ج33، ص 154)(پدر زمان و صاحب الزمان) و بهقول اماميه صاحب عصر است و زمان. بحث عصمت امام مهدي (عج)، خاتم الاولياي كامل، ضرورت وجود امام يا قطب الاقطاب، وآخرين خليفه الاهي، از ديدگاه شيخ عثمان گذشت در مقاله نگارندگان بهنام «بررسي وتحليل ديدگاههاي مهدوي شيخ عثمان بن فودي»(مجله انتظار موعود، شماره 79) بررسي شده است. المنتظر اين لقب امام مهدي (عج) يكي از خصوصيات مشهور بين مسلمانان است. زيرا دنيا منتظر اواست تا آنچه را كه فاسد شده است اصلاح كند و شيخ عثمان در آثار خود در جاهايي بهاين لقب اشاره ميكند و ميفرمايد: «قبل از ظهور حضرت مهدي (عج) بزرگترين خشكسالي اتفاق ميافتد. سپس علت ذكر او را به واژه «منتظر» بيان كرد و گفته است: «كثرة المدعين أهل الدعوى لذلك قبله كذبا؛ لأن الإمام المنتظر الذي هو الإمام المهدي الحقيقي» مدعيان دروغين در زمان قبل زياد هستند، و امام منتظر امام مهدي حقيقي خواهد بود(ابن فودي، بيتا: وصيه، ص 8). بهنظر ميرسد كه اين لقب براي امام مهدي (عج) در زمان شيخ عثمان بن فودي در ميان علما رواج داشته و بهكار ميرفته است؛ چنان كه استفاده از آن در آثار مهدوي فرزندان شيخ عثمان بن فودي، ديده ميشود. پسرش، شيخ محمد بلو، كتاب «القول المختصر في أمر إمام المهدي المنتظر» را نوشت (احمدسعيد و عبد القيوم، 1996: ص414). پسر ديگرش، شيخ احمد الرفاعي، نيز اثري نگاشت با عنوان: «علامات خروج المهدي» و توضيح داد نهضت ابن فودي بهنهضت امام منتظر متصل خواهد شد (أحمد الرفاعي، بيتا: ص 3). صاحب الغَيبة شيخ عثمان بن فودي در آثار خود آنچه را بهمسئله غيبت امام مهدي (عج) اشاره ميكند، ذكر كرده و اين گونه توضيح داده است: وقد ظهر في القرن الرابع اللاحق بالقرون الثلاثة الماضية… ثم حدثت وانتشرت اهواء سفكت دماء فاختفى، إلى أن يجيء الوقت الموعود؛او (حضرت مهدي) در قرن چهارمي ملحق بهسه قرن گذشته ظاهر شد… سپس هوي وهوس اتفاق افتاد وخون ريخته شد و غايب شد تا زمان موعود (ابن فودي، بيتا: ص8). قول او در اين زمينه كه «در قرن چهارم ظاهر شد»؛ حكايت از غيبت او قبل از آن قرن دارد كه با مكتب اهل بيت موافق است كه اولين غيبت او در قرن سوم هجري بوده و ظهور او در قرن چهارم بهمعناي پايان غيبت اوّل و گفته او: «سپس هوي وهوس اتفاق افتاده و خون ريخته شد وگسترش يافت؛ لذا غايب شد» اشاره است بهغيبت دوم كه تا زمان ظهور فرا رسد و زمين را از عدل و داد پركند؛ پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده باشد. محور سوم: نشانههاي ظهور يكي از بحثهاي مهم و اصلي در گذشته و حال بحث نشانههاي ظهور مهدي (عج) است، و يكي از اين نشانهها معجزهاند براي حضرت مهدي (عج)، و اخبار غيبي است، و تحقق آن، مويد آن حضرت به شمار ميرود كه او موعود الاهي ميباشد و دو مكتب شيعي و اهل تسنن، بيشتر اين نشانهها را در منابع خود آوردهاند، مانند خروج سفياني، وخسف بيداء(مكاني بين مكه ومدينه)، نابودي لشكر سفياني در بيداء، و خورشيد گرفتگي(كسوف الشمس) و ماه گرفتگي (خسوف القمر) در غير وقتشان. در منابع اهل تسنن روايات زيادي راجع به دجال بهعنوان يكي از نشانههاي ظهور ملاحظه ميشود، و در منابع شيعي كمتر و البته در منابع شيعي در مورد نداي آسماني، وكشته شدن نفس زكيه، روايات فراوان وجود دارد، و در منابع اهل تسنن درباره اين دو نشانه اخير روايات اندكي ملاحظه ميگردد. اين نشانههاي ظهور را ميتوان به دو قسمت دسته بندي كرد: 1. نشانههاي حتمي، كه سند قوي دارد از دو مكتب سني و شيعي؛ 2. نشانههاي غير حتمي اين اصطلاح حتمي و غيرحتمي از برخي روايات گرفته شده (الصدوق، 1359: ج2، ص650) و در يك جا اين واژه در قرآنكريم آمده است: )وإن منكم إلا واردها كان علي ربك حتما مقضيا( (مريم: 71). راغب اصفهاني ميگويد: «الحتم: القضاء المقدر» (راغب اصفهاني، 1412: ص 558) و فخر رازي اين كلمه را تفسير كرده به واجب مفروغ منه (فخر رازي، 1420: ج21، ص 558)؛ واجبي كه لابد منه است، و اين نشانهها تخلف ناپذيرند، بايد اتفاق بيفتند بر خلاف نشانههاي غير حتمي كه اين بايدها را ندارند. شيخ عثمان در آثار وي هر دو قسمت از نشانهها را آورده است، نشانههاي غير حتمي(ابن فودي، بيتا: ص1)؛ ولي او هم مانند مكتب شيعي تأكيد فراوان بر علامات حتميدارد، از آن جمله: خروج سفياني «خروج سفياني» يكي از نشانههاي حتمي در منابع دو گروه شيعه و سني آمده است. سفياني مردي از نسل ابي سفيان اموي است؛ در سوريه ظاهر ميشود، و خراب كاري ميكند، و بيگناهان از زنان و بچهها را ميكشد. وقتي خبر به او ميرسد كه حضرت مهدي (عج) ظهور كرده است، سفياني بهسوي مكه لشكركشي ميكند؛ اما خداوند لشكر او را در مكاني بهنام بيداء نابود ميكند (الهندي، 1409: ج14، ص272). در منابع شيعه شيخ طوسي روايتي آورده كه با سندي بهابي حمزه ثمالي ميرسد. وي ميگويد: «بهابي عبد اللهG گفتم: ابو جعفر ميفرمايد: «خروج سفياني از حتميات است…» ابو عبد الله فرمود: «اختلاف بين بني فلان از حتميات است…» (طوسي، بيتا: ص435). سفياني در عبارات شيخ ابن فودي شيخ عثمان بن فودي، خروج سفياني را از نشانههاي قوي دانسته، بلكه قضيه سفياني را معياري قرار داده است براي تشخيص مهدي موعود حقيقي از غير حقيقي. لذا هر كه ادعاي مهدويت كند يا براي او مهدويت ادعا شود و قضيه خروج سفياني در كار نباشد، ادعاي باطل است، و انحراف از مهدويت درست است. وي در شش مورد اين قضيه را ثابت كرده (ابن فودي، 2013: ج2، ص257 و258و259) و (همان، بيتا: محمد طن اغي، ص43 و45 و46). بر ايناساس، شيخ عثمان در اين نشانه وحتميبودن اين، با اماميه يك قول دارند. خسف بيداء بيشتر مؤلفان در مهدويت، نشانه خسف بيداء را جدا از نشانه خروج سفياني ياد ميكنند؛ ولي ارتباط دارند؛ چون لشكري كه در بيداء نابود ميشوند لشكر سفياني است، واين خسف بيداء از نشانههاي حتميدر منابع فريقين آمده است: مسلم در صحيح خود روايت كرده است كه دو نفر از ام مومنان، ام سلمه راجع به لشكري كه در زمين فرو ميروند، پرسيدند، او گفت: پيامبر (ص) فرمود: «شخصي بهخانه خدا پناه خواهد برد، لشكري بهسوي او فرستاده ميشود، وآن لشكر به بيداء كه رسيد، در آن سر زمين فرو خواهد رفت…» (مسلم، 1412: ج4، ص 2209) و از منابع شيعي شيخ نعماني روايت از امام صادقG آورده است: «از اموري كه بايد باشد قبل از ظهور، خروج سفياني و خسف بيداء است» (نعماني، 1397: ص 264). شيخ عثمان بن فودي نشانه خسف بيداء را در چند جا آورده است: «وأنه يخسف بجيشه (السفياني) الذي يرسل إلى المهدي (عج) بالبيداء بين مكة والمدينة فلا ينجو منهم إلا اثنان؛ ولشكري كه سفياني بهدنبال مهدي ميفرستد در بيداء به زمين فرو ميروند، وفقط دو نفر نجات مييابند» (ابن فودي، بيتا: محمد طن اغي، ص 43 و مختارات، 2013: ص 257). به عبارت ديگر: «والخسف بالجيش الذي يخرج لمحاربته؛ واز نشانههاي ظهور نابود كردن لشكري كه با قصد جنگ با حضرت مهدي (عج) خروج ميكند» (ابن فودي، بيتا: محمد طن اغي، ص46 و مختارات، 2013: ص 259). خورشيد گرفتگي و ماه گرفتگي از نشانههاي ظهور امام مهدي (عج) كه هر دو گروه در مورد آن بحث كردند، خورشيد گرفتگي در نيمه ماه و ماه گرفتگي در آخر ماه است. براي اينكه نشانه و نشانهاي از ظهور امام مهدي (عج) باشد و دو روايت از هر دو گروه ميآوريم: الدر قطنى در سنن خود، از محمد بن على چنين روايت كرده است: مهدى ما دو نشانه دارد كه از زمان آفرينش آسمانها و زمين رخ نداده است: ماه در روز خسوف مىشود. شب اول ماه مبارك رمضان و خورشيد در وسط آن گرفتار ميشود و از زماني كه خداوند آسمانها و زمين را آفريده است، چنين نشده است (الدار قطني، 1426: ص308). ب) از منابع اماميه: كليني از سهل بن زياد و او از احمد بن محمد بن ابي نصر و او از ثعلبهبن ميمون و او از بدر بن خليل ازدي چنين روايت كرده است: من نزد ابوجعفرG نشسته بودم؛ حضرت فرمود: «دو نشانه قبل از ظهور قائم (عج) از زمان هبوط حضرت آدم بر زمين رخ نداده است: خورشيد در نيمه ماه رمضان گرفته ميشود و ماه در پايان آن است». مردي گفت: اي فرزند رسول خدا! خورشيد در پايان ماه گرفت و ماه در نيمه است؟ ابوجعفرG گفت: «ميدانم چه ميگويي، اما اين دو نشانهاي است كه از زمان نزول آدمG رخ نداده است» ( الكليني، 1407: ج8، ص212). نظر شيخ ابن فودي راجع بهنشانه خورشيد و ماه گرفتگي حديث الدرقطني همان است كه شيخ عثمان بن فودي ذكر كرده است (ابن فودي، بيتا: ص40) و همين طور وقتي نشانههاي ظهور را ذكر ميكند، ماه گرفتگي را در ماه رمضان ذكر ميكند (ابن فودي، 2013: ج2، ص 258) و در جاي ديگر، وقتي فتنههايي قبل از ظهور را ذكر ميكند ميگويد: «خورشيد گرفتگي در نصف رمضان، و ماه گرفتگي در اولش»(همان، ص259). يعني اين علامت يكي از بارزترين نشانههاست؛ چرا كه خسوف و كسوف در زمان معين ماه مبارك رمضان است، و در نصف آن اتفاق ميافتد، و چون اين بر خلاف عادت است، معجزه امام زمان به شمار ميرود. ظهور دجال ظهور دجال يكي از نشانههاي ظهور حضرت مهدي (عج) بهشمار ميرود و بيشتر روايات مربوط بهآن، در منابع اهل سنت آمده است و اكثر آنها در بحث اشراط ساعت بدون ذكر مهدي صادر شده است و قاتل دجال را عيسي بن مريم دانستهاند؛ ولي در روايات اماميه حضرت مهدي (عج) قاتل دجال است، شيخ عثمان بن فودي در آثار خود در چند جا از دجال ياد كرده است كه به ذكر و بحث آن، ميپردازيم و اينك دو نمونه از احاديث صادره از شيعه و سني را ميآوريم: از منابع اهل سنت: احمد بن حنبل از جابر بن عبدالله انصاري حديثي با سند نقل كرده است: رسول خدا (ص) فرمود: «دجال ظهور ميكند… سپس عيسي بن مريم نازل ميشود در وقت سحر ندا ميدهد و ميگويد: اي مردم! چه چيزي شما را از بيرون رفتن نزد دروغگوي بدخواه باز ميدارد؟ ميگويند: اين مرد جن است؛ سپس عيسي بن مريم را ميبينند و نماز برپا ميشود. بهاو گفته ميشود: اي روح الله! پيش بيا! پس ميگويد: بگذار امامت پيش بيايد و تو را رهبري كند. وقتي نماز صبح را ميخواند، نزد او بيرون ميروند. فرمود: چون دروغگو را ببيند، مانند نمك در آب ميريزد پس بهسوي او ميرود و او را ميكشد تا آنجا كه درخت و سنگ صدا ميزد: اي روح خدا! اين يهودي است. پس كسي را كه از او پيروي ميكرد، رها نميكرد، مگر اينكه او را بكشد» ( ابن حنبل، بيتا: ج 23، ص 212، ح14954). از منابع اماميه: شيخ صدوق در كمال الدين به سند خود از نزال بن سبره چنين روايت كرده است: علي بن ابيطالبG به ما خطاب كرد و پس خدا را شكر كرد و او را حمد و براي محمد و آل او دعا كرد و گفت: اي مردم! قبل از اينكه مرا از دست بدهيد، از من بپرسيد. پس صعصعة بن صوحان برخاست و گفت: اي اميرالمؤمنين! دجال كي بيرون ميآيد؟ سپس اميرالمؤمنينG فرمود: خداوند متعال او را در شام ميكشد… به دست آن كه عيسي بن مريم پشت سر او نماز ميگزارد. نزال بن سبره پس از اتمام سخن گفت: بهصعصعة بن صوحان گفتم: اي صعصعه! منظور اميرالمؤمنينG از اين سخن چيست؟ صعصعه گفت: اي صبرا، كسي كه عيسي بن مريم پشت سر او نماز ميگزارد، دوازدهمين اهل بيت و نهمين فرزند حسين بن عليG است و او خورشيدي است كه از مغرب طلوع ميكند. در گوشه و حرم ظاهر ميشود و زمين را پاك ميكند و ترازوي عدل را ميگذارد تا بهكسي ظلم نكند ( الصدوق، 1359: ج2، ص525). همانطور كه در اين دو حديث از اماميه و اهل سنت ديديم دجال بر اساس اعتقاد به يك شخص، مصادف با ظهور امام مهدي (عج) و هبوط حضرت عيسي بن مريمG است. شايد به همين دليل برخي آن را نشانه ظهور ميدانند و بر اساس اكثر روايات اهل سنت پيامبر خدا عيسيG است كه دجال را ميكشد؛ همانطور كه در روايت احمد بن حنبل آمده است. و بر اساس روايات اماميه، مهدى (عج) قاتل دجال است و مىتوان آنها را جمع كرد: حتى اگر پيامبر خدا عيسى مبشر قتل دجال شده باشد، قتل را مىتوان به امام مهدى (عج) نسبت داد؛ چون او امام است، و پيامبر خدا عيسيG تابع اوست و اين روايت احمد بن حنبل صريحا به اين مطلب پرداخته است، و در دو صحيح (بخاري ومسلم) ثابت شده است. ديدگاه بن فودي راجع بهدجال: شيخ عثمان بن فودي در مورد دجال بسيار تحقيق كرده و عامترين نظر اوآن است كه دجال از نشانههاي قيامت است و در برخي از آنها از امام مهدي (عج) ياد شده است. وي بابى در ظهور دجّال نوشته كه باب پنجم است و عنوان آن اين است: «در ذكر آنچه در ظهور دجّال لعنت خدا بر او! وارد شد» و در آن پنج مطلب را مطرح كرده است: 1. توضيح علامت خروج او؛ 2. اظهار محل خروج وي؛ 3. توضيح ادله گوينده دجال ابن صياد، و ادله گويندگان چيز ديگر؛ 4. توضيح اينكه در تمام كشور بهجز مكه و مدينه سياحت ميكند؛ 5. توضيح آنچه او را از فتنهها نجات ميدهد. در مجموع از امام مهدي (عج) خبري نيست، مگر حديثي كه احمد در مورد نماز صبح به امامت امام مسلمين به آن اشاره كرد؛ چنانكه شيخ عثمان در مطلب چهارم بهآن اشاره كرده است ( ابن فودي، بيتا: مرتضي، ص50). شيخ عثمان يكي از ملاكهاي شناخت مهدي موعود را مصادف شدن ظهور او با ظهور دجال ميداند كه در پاسخ بهكساني كه ميگويند مهدي گذشته و زمان او تمام شده است؛ در مورد چهارم ميگويد: «علم به اينكه صواب اين است كه مهدي رضي الله عنه تا زمان ظهور دجال و نزول حضرت عيسيG تأخير ميكند» (ابن فودي، بيتا: ص2). محور چهارم: بركات ظهور همه دنيا منتظر منجي هستند كه جهان را از آلودگيهاي ظلم و ستم نجات دهد. اين عقيده مشترك بين همه انسانهاست، اين منجي در دين اسلام امام مهدي (عج) است. با ظهور و قيام او، آرزوي انبيا، ائمه و مصلحان مبني بر به ارث برده شدن زمين با شفاعت بندگان صالح الاهي برآورده ميشود. تا مردم بهعدالت بپردازند و تمام زمين از آن خداي پروردگار جهانيان و تحت كنترل توحيد است و كلام خدا برترين و كلمه كفر پستترين است. آنگاه كه حق آمد و باطل از بين رفت. همانا باطل نابود شد، و دين خدا بر همه اديان غالب است؛ هر چند كافران و مشركان از آن كراهت داشته باشند، و خداوند بر مستضعفان زمين منت ميگذارد و آنان را امامان و پيشوايان ميكند. چه نعمتي بالاتر از اين؟ اللّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ، وَالْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ، وَاكْحَلْ ناظِرِي بِنَظْرَةٍ مِنِّي إِلَيْهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ؛ اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ إِلَى سَبِيلِكَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ . آنچه شيخ عثمان از اين آثار و بركات ثبت كرده است، ذكر خواهيم كرد: پر كردن زمين از عدل و داد يكي از آشكارترين و مشهورترين كارهايي كه حضرت مهدي (عج) انجام ميدهد، اين است كه زمين را پس از پر شدن از ظلم و جور از عدل و داد پر ميكند. اين حديث قبلا ذكر شد و اين عدالت است كه همه پيامبران در پي استقرار پايههاي آن و اعمال آن بر روي زمين بودند و شرايط بهآنها كمك نكرد تا آرزوي خود يعني حاكميت تمام زمين را از آن خدا محقق كنند. و همه كوششهاي آنان مقدمه و ياري شد براي برپايي دولت آل محمد (ص) در آخرالزمان خداوند متعال ميفرمايد: )لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ( (سوره حديد: 26). مصداق اتم اجراي عدالت توسط مردم پس از ظهور امام زمان (عج) است. شيخ عثمان بن فودي در كتاب «تنبيه الامة» از الطياليسي چنين روايت كرده است: «…و امانت در زمين است تا شير با شتر، ببر با گاو، گرگ با گوسفندان و پسران با مارها بازي ميكنند تا بهيكديگر آسيبي نرسانند» (ابن فودي، بيتا: مرتضي، ص 55). آنچه را او با گنجاندن عدالت و نتايج آن بهوضوح بيان ميكند امنيت و صداقت بين خود انسانها و بين آنها و حيوانات، را شامل ميشود. بيترديد حيوانات، گوسفندان و شيرهايي كه در يك مكان چرا ميكنند، خوشحال خواهند شد در زماني زندگي ميكنند كه زمين پس از مرگش با ظلم و ستم، بهعدل خود زنده شده است. شيخ عثمان بن فودي در اين كار عظيميكه امام مهدي (عج) انجام خواهد داد، چنين توضيح ميدهد: واعلموا أنه لا بد من خروج المهدي (عج)، لكن لا يخرج حتى تملأ الأرض جورًا وظلمًا فيملأها قسطًا وعدلاً؛ و بدانيد كه مهدي (عج) بايد ظهور كند، ولي تا زماني كه زمين پر نشود با ظلم و ستم ظهور نميكند و آن را از عدل و داد پر ميكند (ابن فودي، بيتا: ص 7، وكتاب نصيحة أهل الزمان، بيتا: نا محمد طن اغي، ص 37). پس مسئله پر شدن زمين از عدل و داد به امامت امام مهدي (عج) است. شيخ عثمان معتقد است كه چنين كاري در نوع خود بي نظير است و ميفرمايد: «وأنه يملك الأرض شرقها وغربها ويملأها عدلا لم يسمع بمثله؛ و او مالك زمين از مشرق و مغرب است و آن را پر از عدل و داد ميكند كه مانند آن نشنيده است (نصيحة أهل الزمان، ص43). آري، پيامبران و صالحاني بودند كه عدالت را در برخي مناطق بر پا كردند؛ اما امام مهدي (عج) عدالت را در سراسر زمين برقرار ميكند و تا بهحال چنين چيزي محقق نشده است. فراواني نعمت در كلام بن فودي از آثار ظهور و بركات روز موعود، فراواني نعمت است. شيخ عثمان روايت طيالسي را ياد كرده است: «… ويفيض المال …؛ ثروت را پخش ميكند.» با اينكه اين حديث در نزول پيامبر خدا عيسي آمده است؛ ميتوان بهآن، استدلال كرد؛ چرا كه پيامبر عيسي تنها بهعنوان ياور امام مهدي (عج) نازل ميشود. در اين زمينه از هر دو گروه شيعه و سني احاديث فراواني وارد شده است؛ مانند اين حديث از اهل سنت: «امت من از نعمتي برخوردار خواهند شد كه هرگز بهآن نعمت نرسيدهاند و آسمان بر آنان باران فراوان ميفرستد و زمين هيچ يك از گياهان خود را بدون پرورش آن رها نميكند و مال در آن روز پايمال ميشود. مرد ميايستد و ميگويد: اي مهدي! بهمن بده؛ ميگويد: بگير (السلمي، 1416: ص 141). از اين گونه احاديث درمييابيم كه زمان ظهور، زمان بركت و فراواني نعمت است، بهگونهاي كه پيش از آن امت اين همه نعمت نديده، و علت كمبود نعمت، كفر و گناه است. در دعاي كميل ميخوانيم: «اللَّهُمْ أَغْفرْ لي الذُنوبَ التي تغَير النَّعْمِ»؛ و چون زمان ظهور، زمان ايمان است. نه آسمان از بارانش بخيل است و نه زمين از گياهانش؛ مال در دسترس است تا نيازمندان بي نياز شوند. در صحيح مسلم است كه امام مهدي (عج)، بيشمار مال بهمردم ميدهد و از جابر بن عبدالله انصاري به نقل از رسول خدا (ص) ميفرمايد: «درآخرالزمان خليفهاي ظهور ميكند و به او عطا ميشود. پول بهتعداد بيشماري» (النيشابوري، 1418: ج 4، ص 22_43). نجات از اختلاف از آثار و بركات ظهور امام مهدي (عج) آن است كه مردم را از فتنهها و اختلافات نجات ميدهد. بنابراين، با هم برادر ميشوند و آثار برادري بين آنها ظاهر ميشود؛ چنان كه در روايات دو گروه شيعه وسني آمده است: علي بن ابي طالبG ميفرمايد: گفتم: اي رسول خدا! آيا از ما _ آل محمد _ مهدي هست يا از ديگران؟ رسول خدا (ص) فرمود: نه، بلكه بهوسيله ما خداوند بر دين مهر ميزند؛ همان گونه كه خداوند بهوسيله ما آن را گشود و بهوسيله ما از فتنه نجات مييابند؛ همان گونه كه از شرك نجات يافتند و بهوسيله ما خداوند دلهايشان را پس از دشمني وسوسه برادرانه محشور ميكند؛ همچنان كه ما دلهايشان را پس از دشمني شرك محشور ميكنيم (الهيثمي، 1965: ج 7، ص 316 و المجلسي، 1403: ج51، ص 93). نيز پس از دشمني فتنه، با هم برادر شدند، چنان كه آنها پس از دشمني برادر شدند. شيخ عثمان بهاين بركاتي كه در ايام ظهور گسترش مييابد، از جمله رفع فتنهها پس از تشديد آن بر مسلمانان قبل از ظهور تصريح كرده و گفته است: «فراواني فتنهها، و نابود كردن سنتها، احياي بدعتها و ترك امر بهمعروف و نهي از منكر از مقدمات ظهور مهدي است» (ابن فودي، الخبر، بيتا: ص17). از جمله اين فتنههاي شديد بر مسلمانان از سوي كافران است، چنان كه شيخ ميگويد: «تا آنكه نزديك است مرگ را بهخاطر فتنه انتخاب كنند» (ابن فودي، المحذورات، بيتا: ص 8). سپس آسودگي با سرازير شدن آسايش بر مسلمانان حاصل ميشود و با ظهور خود نزاعها و فتنهها از جمله فتنه دجال با كشتن او پايان مييابد. «ويمح الله الكفر بأرضه؛ كفر را از روي زمين نابود ميكند» ( ابن فودي، 2013: ج2، ص 155). و سنتها را زنده ميكند و بدعتها را پايان ميدهد و امر به معروف و نهي از منكر را برقرار ميكند؛ چنانكه خداوند متعال فرموده: )الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ( (حج: 41). امام مهدي (عج) مصداق كامل اين آيه است. بدين ترتيب، شيخ عثمان در جاي ديگر توضيح داده است كه از آثار و بركات ظهور حضرت مهدي، از بين رفتن فرقهها و اختلافات و بازگشت به اسلام ناب محمدي است. آنچه گفته شد گوياي همگرايي ديدگاه شيخ عثمان و مكتب اماميه در آثار و بركات تجلي از قبيل پركردن زمين از عدل و داد، اقامه نماز، اداي زكات و امر به معروف و نهي از منكر است تا جايي كه بركات و نتايج اين تلاش همه انسانها حتي حيوانات را شامل ميشود و رزق و روزي و مال افزايش مييابد؛ بهطوري كه همه مردم ميتوانند آنها را مهار كنند. رفع فتنهها، از بين رفتن دشمنيها و كينهها و جايگزيني آنها با برادري و همكاري، عبادت كردن خداي يگانه حدود الاهي ثابت و اهداف انبيا و صالحان محقق ميگردد. نتيجهگيري در آثار شيخ عثمان بن فودي درباره اوصاف و ويژگيهاي حضرت مهدي (عج) ، نشانههاي ظهور و آثار ظهور حضرت، مطالبي دال بر اشتراك اعتقاد وي با شيعه وجود دارد. البته بهنظر ميرسد اين اعتقاد بر اساس رويكرد عرفاني وي بهضرورت وجود انسان كامل وخليفة الله است. نظر ايشان ظاهرا از منابع اهل سنت كه به تناوب اين مباحث را مطرح كردهاند؛ متأثر است. برخي بهشيخ عثمان اشكالاتي داشتند، دال بر برگشت وي از عقيده شيعي نسبت بهامام زمان؛ ولي مطالب فراوان و متعدد وي در آثار متعدد اين ديدگاه را مردود دانسته است. اين پاسخ در مورد شبهه اشتراك او در صفات حضرت مهدي (عج) و بطلان تعيين زمان ظهور نيز جاري است؛ چرا كه وقتي شيخ عثمان بهبطلان احتمالات توقيت ظهور رسيد، قاطعانه آن را باطل دانست. در مورد نشانههاي ظهور از قبيل سفياني و خسف بيدا و دجال و خورشيد گرفتگي هم مطالب شيخ عثمان فودي به شيعه شباهت بيشتري داشت. منابع: 1. ابن حنبل، أحمد بن محمد(بيتا). مسند أحمد، محقق: شعيب الأرنؤوط، لبنان، الناشر مؤسسه الرساله لبنان. 2. أحمد الرفاعي (بيتا). علامات خروج المهدي، نيجريه، مخطوطات موزه وزير جنيد صكتو. 3. ابن فودي، عثمان (بيتا). نصيحة أهل الزمان للشيخ عثمان بن فودي قائد النهضة الإسلامية الكبرى في القارة الإفريقية، نيجريه، طبع على نفقة الحاج محمد طن إغي ظامير يرو صكتو . 4. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (بيتا). الخبر الهادي إلى أمور الإمام االمهدي، نسخة المتحف التاريخي الوزير جنيد صكتو، قم، موجود در كتابخانه مركز تخصصي مهدويت قم. 5. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (بيتا). تنبيه الأمة على قرب هجوم أشراط الساعة، طبع على نفقة الحاج محمد مرتضى ابن معلم المصطفى قوفر مركي صكتو، قم، موجود در كتابخانه مركز تخصصي مهدويت قم. 6. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (2013م). مختارات من مؤلفات الشيخ عثمان بن فودي، محقق: مركز الدراسات الإسلامية جامعة عثمان ابن فودي، نيجريه، طبعة دار إقرأ للطباعة والنشر. 7. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (بيتا). وصية الشيخ عثمان ابن فودي، نيجريه، الناشر منجو مصطفى جوكولو ابن أمير غواند الحاج هارون الرشيد، مطبعة غسكيا كوفريشن ليميتد زاريا. 8. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (بيتا). المحذورات من علامات المهدي آخر الزمان، نسخة المتحف التاريخي الوزير جنيد صكتو، قم، موجود در كتابخانه مركز تخصصي مهدويت قم. 9. ابن عربي، محيي الدين (1418ق_1998م). الفتوحات المكية، محقق: دار إحياء التراث الإسلامي، بيروت، الناشر دار إحياء التراث العربي. 10. الإلوري، آدم (1435ق_2014م). الإسلام في نيجيريا والشيخ عثمان بن فودي الفولاني، مصر_لبنان، الناشرون دار الكتاب المصري. 11. بلو، عبدالله؛ يوسفيان، مهدي و رحيميجعفري، محسن(زمستان1401). بررسي و تحليل ديدگاههاي مهدوي شيخ عثمان بن فودي، مجله انتظار موعود، فصلنامه علمي – پژوهشي سال بيست و دوم 1401، شماره 79. 12. بلو، محمد بن عثمان بن فودي (بيتا). الإنفاق الميسور في تاريخ بلاد التكرور، نيجريه، طبع غلي نفقة الحاج محمد طن إغي ظامير يرو صكتو. 13. ثنب، ابن مجيل (بيتا). كنز الأولاد والذراري في تاريخ الأجداد والديار من قبائل الفلان، نيجريه، نسخة مكتبة الشيخ بشير براء صكتو. 14. الرازي، محمد بن عمر(1420ق). التفسير الكبير تحقيق مكتب تحقيق دار إحياء التراث العربي، الناشر دار إحياء تراث العربي. 15. الراغب، الإصفهاني، حسين بن محمد(1412ق). مفردات ألفاظ القرآن، الناشر دار الشامية، بيروت، الطبعة الأولى. 16. شاهدي، سيد محمد (1397). تصوف در غرب آفريقا وتأثير پذيري از مكتب اهل البيت، قم، ناشر ذوي القربي. 17. الشعراني، عبد الوهاب (1418ق_1997م). اليواقيت والجواهر فيى بيان عقائد الأكابر، بيروت لبنان، دار إحياء التراث العربي. 18. صدوق، محمد بن علي(1395ق). كمال الدين و تمام النعمة، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر مكان الطبع، تهران. 19. طبري، محب الدين (1428ق). ذخائر العقبي في مناقب ذوي القربي، قم، مؤسسه دار الكتب الاسلاميه. 20. عمر أحمد سعيد و عبدالقيوم عبدالحليم (1417ق_1996م).الشيخ عثمان بن فودي بحوث الندة العالمية التي عقدتها جامعة إفريقيا العالمية، خرطوم، إصدار جامعة إفريقيا العالمية ومنظمة الإيسيسكو. 21. غلادنثي، شيخو أحمد سعيد (1414ق_1993م). حركة اللغة العربية و آدابها في نيجيريا، نيجريه، بينا. 22. قمي، شيخ عباس (1378). مفاتيح الجنان، قم، انتشارات هلال. 23. المجلسي، محمد باقر(1403). بحار الأنوار، تحقيق: مجموعة من المحققين، بيروت، النشر دار إحياء التراث العربي . 24. الوزير، جنيد (بيتا). ضبط الملتقطات، نسخة المتحف التاريخي الوزير جنيد صكتو. 25. الهندي، علاء الدين بن حسام الدين(1989م). كنز العمال، بيجا، مؤسسة الرسالة. 26. الهيتمي، أحمد بن حجر(1965م). الصوائق المحرقة في الرد على أهل البدع والزدقة، مصر، للمحدث، مكتبة القاهرة. 27. نعمانى، محمد بن ابراهيم(1397ق). الغيبة للنعماني، محقق: غفارى،تهران، مكتبة الصدوق. 28. النيشابوري، محمد بن عبدالله(1418ق). المستدرك على الصحيحين ومعه تلخيص الذهبي، بيجا، دار المعرفة . [1] . بهمعناي فقيه. TOROƁƁE 2. 3. FUTA TORO 4. Meretta [5] . كتاب لغت و مدح پيامبر تاليف الفازازي. [6]. مجموعهاي شبيه «جامعة المصطفي العالميه» است كه زير نظر كشورهاي اسلامياداره ميشود و علاوه بر علوم اسلاميدر آن علم طب و علوم طبيعي تدريس ميشود (اتحاد جامعات العالم الإسلامي ( https://www.fumi_fuiw.org › member. [7]. سازمان جهاني اسلامي براي آموزش و پرورش، علوم و فرهنگ (آيسسكو)تحت حمايت سازمان همكاري اسلامي(OIC) فعاليت ميكند WWW.ISESCO.ORG. [8]. الشيخ عثمان بن فودى (دان فوديو): بحوث الندوة العالمية التى عقدتها الجامعة بالتعاون مع المنظمة احتفاء بذكراه : الخرطوم، ٢٦_٢٨ جمادى الآخرة ١٤١٦ ه/١٩_٢١ نومبر ١٩٩٥م. |
||
![]() |
||


