سیستم شما به فلش پلیر احتیاج دارد

Get Adobe Flash player

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

امامت و مهدویت در كلام امام سجاد (علیه السلام)
  صفحه اول -> ویژه نامه شعبانیه
چاپ صفحه
ارسال صفحه براى دوستان
امامت و مهدویت در كلام امام سجاد (علیه السلام)
تعداد نمایش : 5652

الحمد لله و صلی الله علی محمد و آله اجمعین 

امامت و مهدویت در كلام امام سجاد (علیه السلام) 

حجة الاسلام و المسلمین كلباسی

مركز تخصصی مهدویت

 

 

 

مقدمه: شیوه بنیادین امام سجاد علیه السلام در بیان معارف اسلام و مكتب اهل بیت علیه السلام

دعا یكی از اصلی برین آموزه‌های وحیانی است. در مكتب انبیا، دعا سرخط ارتباط زمین و آسمان است تا آنجا كه دعا مغز عبادت شمرده شده است:

§         «عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه و آله و سلم أَفْزِعُوا إِلَى اللَّهِ فِي حَوَائِجِكُمْ وَ أَلْجِئُوا إِلَيْهِ فِي مُلِمَّاتِكُمْ وَ تَضَرَّعُوا إِلَيْهِ وَ ادْعُوهُ فَإِنَّ الدُّعَاءَ مُخُّ الْعِبَادَةِ، در حوائجتان از خدا كمك بخواهيد، در شدايد و گرفتاريها به او پناه ببريد و به سوى او تضرع كنيد،او را بخوانيد و دعا كنيد، چون دعا مغز عبادت است.» (عدة الداعي و نجاح الساعي)

گواه قطع آفرین این مطلب، صدها آیه قرآن است این آیات گاه فرمان به دعا است:

·         «وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ ، پروردگار شما گفته است مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را اجابت كنم» (غافر: 60 )

 گاه علاوه بر فرمان به دعا،،شرایط آن را گوشزد می كند:

·         «ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدينَ، پروردگار خود را از روى تضرع و در پنهانى بخوانيد (و از تجاوز دست برداريد كه) او متجاوزان را دوست نمى‏دارد» (الأعراف: 55 )

·         «قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَ أَقيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ، بگو، پروردگارم بر عدل و داد امر فرموده است و روى خود را در هر مسجد (هنگام عبادت و نماز) بسوى او كنيد و او را بخوانيد و دين خود را براى خدا خالص و پاك نمائيد (و بدانيد) بدانسان كه در آغاز شما را آفريد (بار ديگر روز رستاخيز بهمان وضع) بر مى‏گرديد» (الأعراف: 29 )

·         «وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَريبٌ مِنَ الْمُحْسِنينَ، و در زمين (و در جامعه) از پس اصلاح آن، فساد ايجاد نكنيد و خدا را با بيم و اميد بخوانيد و بدانيد كه رحمت خدا بر بندگان نيكوكار، بسيار نزديك است» (الأعراف: 56 )

گاه محتوای دعا و خواسته‌ها را تعلیم می دهد:

·         «وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّياني‏ صَغيراً، و بگو، پروردگارا، در حق آنها رحمت و عنايت فرما چنان كه مرا از كودكى پرورش دادند.» (الإسراء: 24)

·         «وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْني‏ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْني‏ مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لي‏ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصيراً، و بگو، پروردگارا، مرا بجايگاه راستان (مدينه) داخل كن و از جايگاه راستان خارج ساز و از جانب خود بر من نيرويى ببخش كه مرا يارى كند.» (الإسراء: 80 )

·         «وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطينِ، و بگو: پروردگارا، از وسوسه‏هاى شيطانها به تو پناه مى‏برم» (المؤمنون: 97 )

·         «وَ قُلْ رَبِّ زِدْني‏ عِلْماً، و بگو: پروردگارا، بر دانشم بيفزاى» (طه: 114 )

·         «وَ قُلْ رَبِّ أَنْزِلْني‏ مُنْزَلاً مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلينَ، و بگو: پروردگارا، مرا در جايى پربركت فرود آور [كه‏] تو نيكترين مهمان‏نوازانی» (المؤمنون: 29 )

·         «وَ قُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمينَ، و بگو: پروردگارا، ببخشاى و رحمت كن [كه‏] تو بهترين بخشايندگانی»(المؤمنون: 118 )

گاه از دعاهای انبیا سخن می گوید:

·         «هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لي‏ مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَميعُ الدُّعاءِ، آنجا [بود كه‏] زكريا پروردگارش را خواند [و] گفت: پروردگارا، از جانب خود، فرزندى پاك و پسنديده به من عطا كن، كه تو شنونده دعايى» (آل‏عمران: 38 )

·         «قالَ رَبِّ اغْفِرْ لي‏ وَ لِأَخي‏ وَ أَدْخِلْنا في‏ رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمينَ،  [موسى‏] گفت: پروردگارا، من و برادرم را بيامرز و ما را در [پناه‏] رحمت خود درآور، و تو مهربانترين مهربانانى» (الأعراف: 151)

·         «وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْني‏ وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ، و [ياد كن‏] هنگامى را كه ابراهيم گفت: پروردگارا، اين شهر را ايمن گردان، و مرا و فرزندانم را از پرستيدن بتان دور دار» (إبراهيم/35)

·         «رَبِّ اجْعَلْني‏ مُقيمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ، پروردگارا، مرا برپادارنده نماز قرار ده، و از فرزندان من نيز. پروردگارا، و دعاى مرا بپذير» (إبراهيم:40)

گاه از استجابت دعاها سخن به میان آورده:

·         «وَ نُوحاً إِذْ نادى‏ مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظيمِ، و نوح را [ياد كن‏] آن گاه كه پيش از [ساير پيامبران‏] ندا كرد، پس ما او را اجابت كرديم، و وى را با خانواده‏اش از بلاى بزرگ رهانيديم.» (الأنبياء:76)

·         «فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِكْرى‏ لِلْعابِدينَ، پس [دعاى‏] او را اجابت نموديم و آسيب وارده بر او را برطرف كرديم، و كسان او و نظيرشان را همراه با آنان [مجدداً] به وى عطا كرديم [تا] رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت‏كنندگان [باشد].» (الأنبياء:84 )

·         «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ، پس [دعاى‏] او را برآورده كرديم و او را از اندوه رهانيديم، و مؤمنان را [نيز] چنين نجات مى‏دهيم»(الأنبياء: 88 )

·         «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى‏ وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعينَ، پس [دعاى‏] او را اجابت نموديم، و يحيى را بدو بخشيديم و همسرش را براى او شايسته [و آماده حمل‏] كرديم، زيرا آنان در كارهاى نيك شتاب مى‏نمودند و ما را از روى رغبت و بيم مى‏خواندند و در برابر ما فروتن بودند.» (الأنبياء: 90 )

وگاه نیز به سرنوشت كسانی كه خود را بی نیاز از دعای به درگاه خدا دانسته و در برابر او استكبار می ورزند،اشاره كرده:

·         «إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي‏ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ،  در حقيقت، كسانى كه از پرستش من كبر مى‏ورزند به زودى خوار در دوزخ درمى‏آيند.» (غافر/ 60)

این تنها گوشه‌ای از حجم  بزرگ آیات دعا در قرآن و اشاره‌ای كوتاه به برخی از سر فصل‌های آن بود تا جایگاه دعا در كتاب آسمانی هویدا باشد.

اگر امام سجاد علیه السلام عمده رسالت تبلیغی  خود را در قالب دعا به انجام می رساند،  طریقه‌ای است كه از متن قرآن برخواسته است، علاوه بر این كه شرایط ویژه زمان آن حضرت، زمینه توسعه این قالب را فراهم كرده است.

به نظر می رسد مهمترین راه باقی مانده در زمان امام سجاد علیه السلام برای ترویج معارف اسلام اصیل،ادبیات دعا و مناجات بوده است.

مصلحت یا حقیقت بودن دعا

شاید برخی گمان كنند توسعه ادبیات دعا در بیان امام سجاد علیه السلام پدیدهای مصلحت اندیشانه برای مقابله با شرایط زمان بوده است، گویا كه دعا فقط قالبی برای عرضه معارف بوده، نه این كه خود جایگاهی داشته باشد.

ولی این پنداری خام و فاقد اساس است چون دعا خود چنان دارای جایگاه مستحكمی در دین است كه نمی توان  كاركرد آن را به عنوان ابزار و وسیله  پذیرفت.

دعا،دعا است و چنان كه پیش از این گفته شد، دعا ریشه مستحكم و بنیادی در فرآن و معارف الهی داردو به همان صورت كه انبیای الهی خواسته‌ها ی دنیایی و آخرتی خود را به شكل دعا مطرح ساخته اند امام سجاد علیه السلام نیزهمین رویه را ادامه داده و با تكیه بر فرهنگ دعا و آثار گرانسنگ آن، رسالت تبلیغی و تربیتی خود را به انجام رسانده‌اند.

امامت و مهدویت در صحیفه سجادیه جامعه[1]

امامت در بیان  امام  سجاد علیه السلام

از جمله مواردی كه آن امام همام در ادعیه خود به آن پرداخته است موضوع امامت و پیشوایی جامعه و مسایل مختلف پیرامون آن است. در این نوشتار با استناد به دعاها و روایات رسیده از آن امام در باره این موضوع اساسی به بحث و بررسی می پردازیم.

جایگاه امام وامامت

امام سجاد علیه السلام  در بخشی از دعای عرفه چنین دعا می كند:

رَبِّ صَلِّ عَلَى أَطَايِبِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ اخْتَرْتَهُمْ لِأَمْرِكَ، وَ جَعَلْتَهُمْ خَزَنَةَ عِلْمِكَ، وَ حَفَظَةَ دِينِكَ، وَ خُلَفَاءَكَ فِي أَرْضِكَ، وَ حُجَجَكَ عَلَى عِبَادِكَ، وَ طَهَّرْتَهُمْ مِنَ الرِّجْسِ وَ الدَّنَسِ تَطْهِيراً بِإِرَادَتِكَ، وَ جَعَلْتَهُمُ الْوَسِيلَةَ إِلَيْكَ، وَ الْمَسْلَكَ إِلَى جَنَّتِكَ‏

پروردگارا  برپاكان اهل بیت پیامبر درود فرست همانانی كه برای امر خود برگزیدی و آنان را ذخیره گاه دانش خودت و حافظان دینت و جانشینانت در زمین قرار دادی و آنان را به اراده ات از پلیدیها پاكیزه كردی و انان را وسیله به سوی خود و مسیر به سوی بهشت قرار دادی. (الصحيفة السجادية  /دعای47 )

در این جملات امام سجاد علیه السلام جایگاه اهل بیت را این گونه ترسیم كرده است:

 

                                     1)     دارای طهارت و پاكی (طَهَّرْتَهُمْ مِنَ الرِّجْسِ وَ الدَّنَسِ تَطْهِيراً بِإِرَادَتِكَ )

انسان كامل كسی است كه در تمامی شئونات زندگی كامل باشد و از هر عیب و نقص و آلودگی ظاهری و باطنی پاك باشد. چنین شخصی الگوی انسان و كل بشریت بوده و تبعیت از او رشد و تعالی بشر را بدنبال دارد.

تضمین دهنده­ی طهارت و پاكی تنها خداوند است كه در آیه­ی تطهیر این تضمین را درحق اهل بیت استوار كرده است و از میان اهل بیت به فرموده­ی پیامبر نهمین فرزند از نسل امام حسین علیهم صلوات الله، رسالت تطهیر جهان از ظلم و جور را به عهده دارد.

 

                                     2)     برگزیده شدن  برای امر پروردگار (الَّذِينَ اخْتَرْتَهُمْ لِأَمْرِكَ)

تعیین و تشخیص امام معصوم به دست خداوند صورت می­گیرد و برای فرد یا گروهی بدون دخالت خدا امكان آن وجود ندارد چون تنها خداوند است كه به نهان خانه­ی قلب­ها آگاهی دارد. انسانی كه مورد انتخاب پروردگار واقع می­شود زمینه­ی این گزینش را در خود ایجاد نموده است و از این جهت است كه این برگزیده شدن بر مبنای حكمت و علم خداوند صورت گرفته است.

 

                                     3)     ذخیرگاه علم الهی (جَعَلْتَهُمْ خَزَنَةَ عِلْمِكَ)

علمی كه در اختیار اهل بیت قرار دارد از جنس دانش واطلاعات بشری نیست تا اكتسابی باشد بلكه علمی است كه از جانب خالق بشر بوده وتنها در اختیار برگزیدگان خداوند قرار می­گیرد و هر آنكس كه می­خواهد از این علم بهره ببرد باید به مخازن این علم در بین بشر یعنی اهل بیت مراجعه نماید.

                                     4)     حافظان دین خداوند (حَفَظَةَ دِينِكَ)

مقام محافظ دین بودن، عالی­ترین درجه­ی آن شأن اهل بیت است و هر كسی می­خواهد به مرتبه­ای از این مقام دسترسی پیدا كند باید در مسیر پیروی از اهل بیت حركت كند.

 

                                     5)     جانشینان خداوند بر روی زمین  (خُلَفَاءَكَ فِي أَرْضِكَ)

مقام خلیفة اللهی اهل بیت محصور به منطقه خاصی از زمین یا گروه خاصی از افراد كره زمین نیست بلكه سلطه­ی آنها بر كل زمین وبرای تمام عالمیان است.

                                     6)     حجت‌های الهی بر بندگان  (حُجَجَكَ عَلَى عِبَادِكَ)

با وجود اهل بیت، حجت بر تمامی بندگان تمام است و برای هیچ كس عذری در پیشگاه خداوند متعال پذیرفته نیست. در دل این معنای از حجت بودن اهل بیت، ضرورت وجود امام در هر زمانی و خالی نبودن زمین از حجت نهفته شده است.  

                                     7)     وسایل تقرب به خداوند   (جَعَلْتَهُمُ الْوَسِيلَةَ إِلَيْكَ)

امكان ندارد بدون وسیله و یا واسطه به خدا رسید وبه سوی او تقرب جست. اهل بیت به عنوان وسیله­های تقرب و حبل و ریسمانهای الهی هستند كه تمسك به آنها از ناحیه خداوند بر انسانها واجب شده است.

                                     8)     راه رسیدن به بهشت خداوند  (الْمَسْلَكَ إِلَى جَنَّتِكَ‏)

از بهشت تعبیر به رضوان الهی می­شود و یكی از معانی رضوان، رضایت الهی است بنابر این تنها راه بدست آوردن رضایت الهی و بهشتی شدن از طریق اهل بیت است كه این فراز از دعا به آن اشاره دارد.

هم چنین حضرت امام سجاد علیه السلام در جملاتی از زیارت امین الله كه از معتبرترین زیارات است ، امام را با این جملات مورد خطاب قرار می دهد: «السلام عليك يا امين الله في ارضه » (كامل الزيارات - جعفر بن محمد بن قولويه - ص 92)

امین به كسی می­گویند كه از امانتهایی كه پیش او به ودیعه گذاشته شده است، نگهداری نموده و سوء استفاده از آن امانات ننماید. اهل بیت در بهره برداری از تمامی شئون و جایگاهی كه خداوند برای آنها قرار داده است، كوچكترین كوتاهی ننموده و در پاسداشت این مقامات نهایت تلاش خود را مبذول داشته اند.   

ضرورت رسالت و هدایت در هر عصر

 فِي كُلِّ دَهْرٍ وَ زَمَانٍ أَرْسَلْتَ فِيهِ رَسُولًا وَ أَقَمْتَ لِأَهْلِهِ دَلِيلًا مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَى مُحَمَّدٍ- صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ- مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَى، وَ قَادَةِ أَهْلِ التُّقَى، در هر زمان رسولی را فرستادی و برای مردم  از زمان آدم تا محمد  صلی الله علیه و آله و سلم از پیشوایان هدایت و رهبران اهل تقوا فرستادی (الصحيفة السجادية/ دعای چهارم)

جمله "فِي كُلِّ دَهْرٍ وَ زَمَانٍ أَرْسَلْتَ فِيهِ"  بر این نكته دلالت دارد كه هیج زمانی از رسالت و هدایت الهی خالی نیست پس اگر رسول الهی حضور ندارد بایستی هادی از طرف او، این نقش و وظیفه را به انجام برساند.

هم چنین بر این مطلب دلالت دارد كه هیچ زمانی از وجود حجت و دلیل الهی خالی نیست. این قانونی كلی است و قوانین الهی ثابت هستند و معقول نیست كه این برنامه در بخش عمده تاریخ جاری شده باشد و در بخش پایانی این قانون ملغی و یا نادیده گرفته شده باشد.                                                                

"ومقرب إليك بنبيك صلى الله عليه وآله أحب خلقك إليك، وأكرمهم لديك، وأولاهم بك، وأطوعهم  لك، وأعظمهم منك منزلة، وعندك مكانا، وبعترته صلى الله عليهم الهداة المهديين، الذين افترضت طاعتهم، وأمرت بمودتهم، وجعلتهم ولاة الأمر بعد نبيك صلى الله عليه وآله."

ما به وسیله پیامبرت ص به تو تقرب می جوییم، كه محبوب ترین خلایق و گرامی ترین آن‌ها نزد تو و مطیع ترین در برابرت و بزرگ منزلت ترین آنان در پیشگاه تو است و و پس از آن حضرت  صلی الله علیه و آله و سلم هدایت گران هدایت شده كه طاعت آنان را واجب كردی و به مودت آنان فرمان دادی و آنان را متولیان امر بعد از پیامبر ص قرار دادی. (الصحيفة السجادية الجامعه (ابطحي) - ص 343 – 344)

در این دعا حضرت به چند نكته مهم اشاره فرموده اند:

 

                                     1)     حضور هدایت گنندگانی هدایت شده پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  (وبعترته صلى الله عليهم الهداة المهديين)

                                     2)     وجوب اطاعت از امامان پس از پیامبر (الذين افترضت طاعتهم)

                                     3)     لزوم مودت به امامان پس از پیامبر( وأمرت بمودتهم)

                                     4)     امامان متولی امر امامت و هدایت پس از پیامبر ص هستند (وجعلتهم ولاة الأمر بعد نبيك صلى الله عليه وآله)

      خاتمیت و نقش اهل بیت

 وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنَّ عَليْنَا بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ- صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِيَةِ وَ  الْقُرُونِ السَّالِفَةِ، بِقُدْرَتِهِ الَّتِي لَا تَعْجِزُ عَنْ شَيْ‏ءٍ وَ إِنْ عَظُمَ، وَ لَا يَفُوتُهَا شَيْ‏ءٌ وَ إِنْ لَطُفَ. فَخَتَمَ بِنَا عَلَى جَمِيعِ مَنْ ذَرَأَ، وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى مَنْ جَحَدَ، وَ كَثَّرَنَا بِمَنِّهِ عَلَى مَنْ قَلَّ.

سپاس خدایی را كه بر ما با بعثت پیامبرش منت نهاد... پس با ما هدایت را بر همه خلایق تمام كرد و مارا گواه بر منكران قرار داد. (صحیفه سجادیه/ دعای دوم)

درجمله "خَتَمَ بِنَا عَلَى جَمِيعِ مَنْ ذَرَأَ" ضمیر متكلم در بنا و جعلنا  گویای شأن و جایگاه اهل بیت علیه السلام در موضوع خاتمیت و نقش آنان در این مهم است. با حضور امامت پس از پیامبر در همه عصرها است كه  هدایت الهی امتداد یافته و خاتمیت توجیه مناسب خود را می یابد.

 جمله" شُهَدَاءَ عَلَى مَنْ جَحَدَ" نیز دلالتی همانند جمله قبل دارد. نتیجه این كه در هر زمان بایستی  جضور  امام ادامه یابد تا این مسوولیت‌ها عملی شده و هدایت الهی تمام گردد.

ضرورت حضور امام و حجت الهی در هر زمان

 كُلُّهُمْ صَائِرُونَ، إِلَى حُكْمِكَ، وَ أَمُورُهُمْ آئِلَةٌ إِلَى أَمْرِكَ، لَمْ يَهِنْ عَلَى طُولِ مُدَّتِهِمْ سُلْطَانُكَ، وَ لَمْ يَدْحَضْ لِتَرْكِ مُعَاجَلَتِهِمْ بُرْهَانُكَ.  حُجَّتُكَ قَائِمَةٌ لَا تُدْحَضُ، وَ سُلْطَانُكَ ثَابِتٌ لَا يَزُولُ،.... فَقَدْ ظَاهَرْتَ الْحُجَجَ،.... لَمْ تَكُنْ أَنَاتُكَ عَجْزاً، وَ لَا إِمْهَالُكَ وَهْناً، وَ لَا إِمْسَاكُكَ غَفْلَةً، وَ لَا انْتِظَارُكَ مُدَارَاةً، بَلْ لِتَكُونَ حُجَّتُكَ أَبْلَغَ، وَ كَرَمُكَ أَكْمَلَ، وَ إِحْسَانُكَ أَوْفَى، وَ نِعْمَتُكَ أَتَمَّ، كُلُّ ذَلِكَ كَانَ وَ لَمْ تَزَلْ، وَ هُوَ كَائِنٌ وَ لَا تَزَالُ.  حُجَّتُكَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ تُوصَفَ بِكُلِّهَا، وَ مَجْدُكَ أَرْفَعُ مِنْ أَنْ يُحَدَّ بِكُنْهِهِ، وَ نِعْمَتُكَ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُحْصَى بِأَسْرِهَا،  

حجت و دلیل تو برپا است كه باطل نمی شود و سلطنت تو پایدار است كه زایل نمی گردد.... همانا حجت‌های خود را ظاهر ساختی.... تأخیر تو از سر عجز نیست و مهلت دادن تو از سستی نیست و باز داشتن تو از سر غفلت نبوده و انتطار تو مدارا نیست بلكه بدان جهت است كه دلیل تو رساتر و كرم تو كاملتر و احسان و نعمت تو تمام‌تر باشد. همه این موارد جاری بوده و خواهد بود و هم اكنون هم حاكم است و كنار رفتنی نیست.  (الصحيفة السجادية /دعای 46 )

امام سجاد علیه السلام در این جملات از قانونی كلی و سنتی زوال ناپذیر در عرصه هدایت، سخن به میان آورده است و آن حضور پیوسته حجج الهی در بین مردم است. جمله "كُلُّ ذَلِكَ كَانَ وَ لَمْ تَزَلْ، وَ هُوَ كَائِنٌ وَ لَا تَزَالُ" بر این مطلب دلالتی واضح دارد.

تساوی حجت و امام حی

اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَيَّدْتَ دِينَكَ فِي كُلِّ أَوَانٍ بِإِمَامٍ أَقَمْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِكَ، وَ مَنَاراً فِي بِلَادِكَ بَعْدَ أَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِكَ،

بار خدايا، تو در هر زمان دين خويش به امامى استحكام بخشيده‏اى و او را بر پاى داشته‏اى تا پرچم راهنماى بندگانت شود و در سرزمین‌های تو چراغ فروزان هدايت گردد و رشته پيمان او را به رشته پيمان خود پيوسته‏اى.  (صحیفه سجادیه /دعای 47)

  جمله­ی "اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَيَّدْتَ دِينَكَ فِي كُلِّ أَوَانٍ بِإِمَامٍ أَقَمْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِكَ" به صراحت بر حضور امام  در هر زمان  دلالت دارد؛این امام همان حجت الهی است كه در كلمات دیگر امام مكرر ذكر گردیده است.

ابو خالد كابلی گوید: به امام سجاد علیه السلام عرض كردم: «ای آقای من، از امير المؤمنين علىّ عليه السّلام براى ما روايت شده است كه زمين‏ از حجّت خداى تعالى بر بندگانش خالى نمى‏ماند، حجّت و امام پس از شما كيست؟ فرمود: فرزندم محمّد و نام او در تورات باقر است و علم را موشكافانه مى‏شكافد.»[2] (كمال الدين وتمام النعمة - الشيخ الصدوق - ص 318 – 324)

در این روایت به صراحت حجت و امام در یك ردیف و مساوی با یكدیگر قلمداد شده‌اند.

پی آمد غیبت و عدم حضور امام

امام علیه السلام در دعایی كه در آن از كنار بودن آل محمد ص از امور دین و دنیای مردم به درگاه خداوند شكوه می كند آثار زیانبار این غیبت را تبیین می كنند.

اللهم وقد شملنا زيغ الفتن، واستولت علينا عشوة الحيرة، وقارعنا الذل والصغار  وحكم في عبادك غير المأمونين على دينك، فابتز أمور آل محمد من نقض حكمك، وسعى في تلف عبادك المؤمنين، فجعل فيئنا مغنما، وأمانتنا وعهدنا ميراثا، واشتريت الملاهي والمعازف والكبارات بسهم الأرملة واليتيم والمسكين، فرتع  في مالك من لا يرعى لك حرمة، وحكم في أبشار  المسلمين أهل الذمة..... اللهم وقد استحصد زرع الباطل، وبلغ نهيته واستحكم عموده، وخرف وليده، ووسق طريده،..... اللهم ولا تدع للجور دعامة إلا قصمتها ولا جنة إلا هتكتها، ولا كلمة مجتمعة إلا فرقتها، ولا قائمة إلا خفضتها،....

(الصحيفة السجادية الجامعه (ابطحي) - ص 139 – 140)

خدایا! زنگار فتنه ما را در بر گرفته، و تاریكی حیرت بر ما غلبه كرده، و ذلت و تحقیر مارا فرا گرفته و در بین بندگانت كسانی كه بر دین تو امین نیستند حكم می رانند، پس ناقضان حكم تو امور آل محمد ص را به زور كرفتند و برای نابودی بندگان شایسته ات تلاش كردند؛ و اموال ما را غنیمت به شمار آوردند و امانت و عهد ما را میراث خود قرار دادند و با سهم بیوه زنان و یتیمان و مساكین،ابزارهای لهو و لعب خریداری شد و كسانی كه حرمتی برای تو نگاه نمی دارند در اموال تو به چریدن مشغول شدند و اهل ذمه در باره مسلمانان به مسند قضاوت نشستند....

خدایا!همانا زراعت باطل به ثمر نشسته و به نهایت خود رسیده  و پایه‌های آن مستحكم شده و میوه خود را چیده و یاران خود را جمع كرده.....

خدایا! هیچ پایه‌ای از ظلم را  فرو مگذار مگر آن كه  آن را درهم شكنی  وهیچ سپری از آنان رها مساز جز آن كه آن را پاره سازی و هیچ كلمه جامعی برای آنان باقی نگذار، مگر آن كه آن را متفرق سازی و هیچ ایستاده‌ای جز آن كه آن را پایین آوری.....         

در این جملات امام سجاد علیه السلام  پی آمدهای كنار بودن امام  علیه السلام  و ظاهر نبودن او را، هم چنین آثار سازنده و حیات آفرین حضور او را چنین فهرست می كنند:

پی آمدهای عدم حضور امام:

 

                                     1)     گسترش فتنه ها (قد شملنا زيغ الفتن)

                                     2)     غلبه حیرت و سر درگمی؛ (واستولت علينا عشوة الحيرة، )

                                     3)     حاكمیت نااهلان بر شئون مردم؛ (وحكم في عبادك غير المأمونين على دينك، )

                                     4)     ذلت و تحقیر اهل حق؛   (وقارعنا الذل والصغار)

                                     5)     نابودی بندگان شایسته؛  (وسعى في تلف عبادك المؤمنين)

                                     6)     غصب اموال عمومی؛ ( فجعل فيئنا مغنما )

                                     7)     عیش و نوش و خوشگذرانی با اموال مردم؛ (وأمانتنا وعهدنا ميراثا، واشتريت الملاهي والمعازف والكبارات بسهم الأرملة واليتيم والمسكين)

                                     8)     تغییر ساختارهای الهی حاكمیت؛ (فابتز أمور آل محمد من نقض حكمك )

                                     9)     هتك حرمت‌های الهی؛  (فرتع  في مالك من لا يرعى لك حرمة)

                                  10)     باز كردن راه برای نفوذ بیكانگان و غیر مسلمانان؛ (وحكم في أبشار  المسلمين أهل الذمة)

امام علیه السلام در دعا و یا خطبه عید قربان و جمعه، آثار عدم حضور امام را در عرصه اجتماعی چنین توضیح می دهد:

.... حَتَّى عَادَ صِفْوَتُكَ وَ خُلَفَاؤُكَ مَغْلُوبِينَ مَقْهُورِينَ مُبْتَزِّينَ، يَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلًا، وَ كِتَابَكَ مَنْبُوذاً، وَ فَرَائِضَكَ مُحَرَّفَةً عَنْ جِهَاتِ أَشْرَاعِكَ، وَ سُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكَةً. (صحیفه سجادیه/ دعای 48)

.... پس برگزيدگان و خلفاى تو مغلوب و مقهور شدند و حقّشان از دستانشان خارج شد. اكنون مى‏نگرند كه احكامت دگرگون شده و كتابت به يك سو افتاده و فرايض تو نه به روش تو به جاى آورده مى‏شود و سنتهاى پيامبرت متروك مانده است.

این كلمات نورانی امام سجاد علیه السلام كه دعا و یا خطبه نماز عید ایراد شده است حاوی مطالب مهم و بنیادی در باره امامت است از جمله،برخی آثار غیبت امام را جنین بیان می دارد؛

 

1- دگرگونی احكام الهی؛ (َرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدَّلًا،)

 2- مهجور شدن كتاب الهی؛ (وَ كِتَابَكَ مَنْبُوذاً)

3- متروك ماندن سنتهاى پيامبر  صلی الله علیه و آله و سلم ؛ (وَ سُنَنَ نَبِيِّكَ مَتْرُوكَةً )

آثار حضور و حاكمیت امام معصوم

اللهم وأسفر لنا عن نهار الحق والعدل، وأرناه سرمدا، و أهطل علينا بركته، وأدله ممن ناواه وعاداه، وأوضح به في غسق الليل المظلم وبهيم الحيرة المدلهم. اللهم وأحي به الأرض الميتة، واجمع به الأهواء المتفرقة، وأقم به الحدود المعطلة، وأسرب به الأحكام المهملة. اللهم وأشبع به الخماص السغبة وارحم به الأبدان اللغبة.

خدایا! برای ما پرده از روز حق و عدل بردار و برای همیشه آن را برقرار ساز و بركتش را بر ما بریز و او را بر دشمنانش راهنمایی كن و به واسطه او در ظلمت شب‌های تاریك و حیرت‌های آن، راه را روشن ساز.

خدایا! به دست او زمین مرده را  زنده  و خواسته‌های متفرق را مجتمع  و حدود تعطیل شده را  برپا و احكام فراموش شده ات را جاری ساز و شكم‌های گرسنه را سیر گردان و بر بدن‌های خسته ترحم كن.  (الصحيفة السجادية الجامعه (ابطحي) – ص141)

 

 

1-حاكمیت حق و عدل ؛ (اللهم وأسفر لنا عن نهار الحق والعدل، وأرناه سرمدا)

2- گسترش بركت؛ (و أهطل علينا بركته،)  

3- برطرف شدن ظلمت‌ها و حیرت ها؛(وأوضح به في غسق الليل المظلم وبهيم الحيرة المدلهم)

4- احیا شدن زمین مرده؛ (اللهم وأحي به الأرض الميتة)

5- وحدت و یكپارچگی؛  (واجمع به الأهواء المتفرقة)

6- اجرای حدود الهی؛ (وأقم به الحدود المعطلة )

7- برقراری احكام فراموش شده؛ (وأسرب به الأحكام المهملة)

8- رفع فقر و بی نوایی؛ (اللهم وأشبع به الخماص السغبة)

9- یاری ستمدیدگان و درماندگان؛ ( وارحم به الأبدان اللغبة)

آنچه به آن پرداخته شد همه آن چه در بیان آن امام همام آمده نیست وتنها گوشه‌ای از آن است.

مسئولیت‌های امام

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ مَوَاضِعَ أُمَنَائِكَ فِي الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ الَّتِي اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزُّوهَا، وَ أَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذَلِكَ، لَا يُغَالَبُ أَمْرُكَ، وَ لَا يُجَاوَزُ الْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبِيرِكَ كَيْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ، وَ لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ غَيْرُ مُتَّهَمٍ عَلَى خَلْقِكَ وَ لَا لِإِرَادَتِكَ

  خدايا، اين جايگاه، جانشینان و برگزيدگان توست. و ‏جايگاه بلند امينان تو  كه آنان را بدان مخصوص گردانیدى كه ديگران آن را ربودند. و اين تقدير توست و فرمان تو مغلوب نمى‏شود و از تدبير محتومت، به هر گونه كه بخواهى و هر جا كه بخواهى، كس را ياراى گذر از آن نيست و تو به هر كارى كه كنى داناترى و در آفرينش و اراده خود متهم نيستى. (صحیفه سجادیه/ دعای  48)

جمله­ی "اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ" كه در ضمن سخن و دعای حضرت آمده است اشاره به موقعیت روز عید قربان و جمعه است كه ایراد خطبه و بیان مسائل اساسی و تعیین مسیر جامعه و ارشاد مردم از جمله مسوولیت‌های امام و خلیفه خداوند در زمین دانسته شده است.

مرحوم سید علی خان مدنی; در شرح این قسمت می نویسد:  

«المقام:.... والمراد به هنا قيل: مقام صلاة الجمعة أو العيد فيكون على معناه الأصلي من موضع القيام لا بمعنى المكان والمجلس وتكون الإشارة حسية، ويحتمل أن يكون المراد به مقام الإمامة والخلافة فيكون بمعنى المكان المعنوي والإشارة إليه لتنزيله منزلة المشاهد المحسوس بالحس البصري.  

مقام.... و گفته شده مراد از آن در این جا مقام نماز جمعه و عید است، بنا براین «مقام» به معنای اصلی آن یعنی موضع ایستادن و مجلس است و اشاره «هَذَا الْمَقَامَ» حسی است و محتمل است كه مراد مقام امامت و خلافت باشد بنابر این مقصود مقام معنوی است و اشاره به آن به جهت قرار دادن آن به منزله محسوس بصری است.» (رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين (ع)  ج 7 - شرح ص 189 – 190)

وقتی مقام نماز عید و جمعه از آن خلفای الهی است، آیا پذیرفتنی است كه صدها عید و جمعه بیاید و خداوند برای این سمت كسی را نداشته باشد؟

آری! ممكن است خلیفه الهی حضور داشته باشد ولی مقام او غصب شده باشد،چنانكه امام سجاد در ادامه دعا این مطلب را بیان فرموده اند:

«حَتَّى عَادَ صِفْوَتُكَ وَ خُلَفَاؤُكَ مَغْلُوبِينَ مَقْهُورِينَ مُبْتَزِّينَ، پس برگزيدگان و خلفاى تو مغلوب و مقهور شدند و حقّشان از دستانشان خارج شد.»

ولی این موضوع بسیار تفاوت دارد با این كه اساسا خلیفه‌ای موجود نباشد، چرا كه اقامه عید و جمعه یكی از وظایف امام است نه همه وظایف آنان؛

اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى أَوْلِيَائِهِمُ الْمُعْتَرِفِينَ بِمَقَامِهِمُ، الْمُتَّبِعِينَ مَنْهَجَهُمُ، الْمُقْتَفِينَ آثَارَهُمُ، الْمُسْتَمْسِكِينَ بِعُرْوَتِهِمُ، الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلَايَتِهِمُ، الْمُؤْتَمِّينَ بِإِمَامَتِهِمُ، الْمُسَلِّمِينَ لِأَمْرِهِمُ، الْمُجْتَهِدِينَ فِي طَاعَتِهِمُ، الْمُنْتَظِرِينَ أَيَّامَهُمُ، الْمَادِّينَ إِلَيْهِمْ أَعْيُنَهُمُ، الصَّلَوَاتِ الْمُبَارَكَاتِ الزَّاكِيَاتِ النَّامِيَاتِ الْغَادِيَاتِ الرَّائِحَاتِ.

وَ سَلِّمْ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِهِمْ، وَ اجْمَعْ عَلَى التَّقْوَى أَمْرَهُمْ، وَ أَصْلِحْ لَهُمْ شُئُونَهُمْ، وَ تُبْ عَلَيْهِمْ، إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ، وَ خَيْرُ الْغافِرِينَ، وَ اجْعَلْنَا مَعَهُمْ فِي دَارِ السَّلَامِ بِرَحْمَتِكَ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.  

بار خدايا، تحيت و درود بفرست دوستان ايشان را: آن اعتراف كنندگان به مقام و منزلت ايشان، آن پيروى كنندگان راه ايشان، آن پاى نهندگان به جاى پاى ايشان، آن چنگ زنندگان به رشته آيين ايشان، آن تمسك جويان به دوستى ايشان، آن پذيرندگان پيشوايى ايشان، آن‏ تسليم شوندگان به فرمان ايشان، آن كوشندگان در طاعت ايشان، آن منتظران دولت ايشان و آن چشم به راهان ظهور ايشان. تحيت و درودى مبارك پاكيزه، فزاينده، در هر بامداد و هر شبانگاه. (الصحيفة السجادية/ دعای چهل و هفتم‏/ فراز 64)

كلام امام سجاد علیه السلام در صحیفه، حاوی نكات مهم و فراوانی در باره امامت، وظایف مردم در برابر امام و مسوولیت‌های امام است كه به تفكیك در باره آنها سخن خواهیم گفت:

 مسئولیت‌ها و شئون امام:

اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَيَّدْتَ دِينَكَ فِي كُلِّ أَوَانٍ بِإِمَامٍ أَقَمْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِكَ، وَ مَنَاراً فِي بِلَادِكَ بَعْدَ أَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِكَ، وَ جَعَلْتَهُ الذَّرِيعَةَ إِلَى رِضْوَانِكَ، وَ افْتَرَضْتَ طَاعَتَهُ، وَ حَذَّرْتَ مَعْصِيَتَهُ، وَ أَمَرْتَ بِامْتِثَالِ أَوَامِرِهِ، وَ الِانْتِهَاءِ عِنْدَ نَهْيِهِ، وَ أَلَّا يَتَقَدَّمَهُ مُتَقَدِّمٌ، وَ لَا يَتَأَخَّرَ عَنْهُ مُتَأَخِّرٌ فَهُوَ عِصْمَةُ اللَّائِذِينَ، وَ كَهْفُ الْمُؤْمِنِينَ وَ عُرْوَةُ الْمُتَمَسِّكِينَ، وَ بَهَاءُ الْعَالَمِينَ.

بار خدايا، تو در هر زمان دين خويش به امامى استحكام بخشيده‏اى و او را بر پاى داشته‏اى تا پرچم راهنماى بندگانت شود و در سرزمین‌های تو چراغ فروزان هدايت گردد و رشته پيمان او را به رشته پيمان خود پيوسته‏اى و او را وسيله خشنودى خود ساخته‏اى و اطاعت او فريضه گردانيده‏اى و مردم را از سركشى در برابر او بر حذر داشته‏اى و فرمان داده‏اى كه به هر چه امر مى‏كند اطاعت كنند و از هر چه نهى مى‏كند باز ايستند و كس بر او پيشى نگيرد و كس از او واپس نماند و او نگهدار كسانى است كه‏ به او پناه مى‏برند و كهف امان مؤمنان است و حلقه اعتصام ايشان است و جلال و جلوه جهانيان است. (صحیفه سجادیه / دعای 47/ فراز60) 

1-  حضور امام در هر زمانی لازم و ضروری است. (اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَيَّدْتَ دِينَكَ فِي كُلِّ أَوَانٍ بِإِمَامٍ أَقَمْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِكَ )

2- این امام از جانب خداوند تعیین می شودِ (بإِمَامٍ أَقَمْتَهُ.)

3- تعیین و نصب آن امام برای تحكیم و تأیید دین خدا است (أَيَّدْتَ دِينَكَ)

4- او وسیله هدایت مردم در زمین است (مَنَاراً فِي بِلَادِكَ)

5-دارای پیوند با آسمان است( بَعْدَ أَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِك)

6-  وسیله و مسیر جلب رضایت الهی است (جَعَلْتَهُ الذَّرِيعَةَ إِلَى رِضْوَانِكَ)

7- او پناه پناه جویان و امان مومنان است (عِصْمَةُ اللَّائِذِينَ، وَ كَهْفُ الْمُؤْمِنِينَ)

 8- حسن و جمال جهانیان است (وَ بَهَاءُ الْعَالَمِينَ)

 وظایف ما در برابر امام  علیه السلام

 

                                        1.   خداوند اطاعت او را واجب كرده است (وَ افْتَرَضْتَ طَاعَتَهُ)

                                        2.   خداوند نافرمانی او را ممنوع كرده است (حَذَّرْتَ مَعْصِيَتَهُ)

                                        3.   باید همراه او حركت كرد و بر او سبقت نگرفت و عقب نیفتاد(أَلَّا يَتَقَدَّمَهُ مُتَقَدِّمٌ، وَ لَا يَتَأَخَّرَ عَنْهُ)

                                        4.   باید سپاس او را بجا آورد (وَ أَوْزِعْنَا مِثْلَهُ فِيهِ)

                                        5.   بایستی در جلب رضایت او تلاش كرد (وَ فِي رِضَاهُ سَاعِينَ)

دعا در حق امام زمان4

اللَّهُمَّ فَأَوْزِعْ لِوَلِيِّكَ شُكْرَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيْهِ، وَ أَوْزِعْنَا مِثْلَهُ فِيهِ، وَ آتِهِ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً، وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً، وَ أَعِنْهُ بِرُكْنِكَ الْأَعَزِّ، وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ، وَ قَوِّ عَضُدَهُ، وَ رَاعِهِ بِعَيْنِكَ، وَ احْمِهِ بِحِفْظِكَ وَ انْصُرْهُ بِمَلَائِكَتِكَ، وَ امْدُدْهُ بِجُنْدِكَ الْأَغْلَبِ.

بار خدايا، به ولىّ خود الهام نماى كه شكر نعمتى را كه به او ارزانى داشته‏اى به جاى آرد و ما را نيز الهام ده كه شكر نعمت هدايت او به جاى آريم و او را از جانب خود سلطه و توانايى ده و به آسانى راه پيروزى بر او بگشاى و به نيرومندترين اركان قدرت خود يارى‏اش فرماى و پشتش محكم و بازوانش توانا گردان و زير نظر مراقبت خويش قرار ده و در سايه حفظ خود حفظش نماى و به ملائكه خود يارى‏اش ده و به لشكر پيروزمند خود مددش رسان. (صحیفه سجادیه / دعای 47/ فراز 61)

وَ أَقِمْ بِهِ كِتَابَكَ وَ حُدُودَكَ وَ شَرَائِعَكَ وَ سُنَنَ رَسُولِكَ،- صَلَوَاتُكَ اللَّهُمَّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ-، وَ أَحْيِ بِهِ مَا أَمَاتَهُ الظَّالِمُونَ مِنْ مَعَالِمِ دِينِكَ، وَ اجْلُ بِهِ صَدَاءَ الْجَوْرِ عَنْ طَرِيقَتِكَ، وَ أَبِنْ بِهِ الضَّرَّاءَ مِنْ سَبِيلِكَ، وَ أَزِلْ بِهِ النَّاكِبِينَ عَنْ صِرَاطِكَ، وَ امْحَقْ بِهِ بُغَاةَ قَصْدِكَ عِوَجاً

 اى خداوند، كتاب خود، حدود و شرايع خود و سنتهاى پيامبر خود را- صلواتك اللهم عليه و آله- بدو بر پاى دار و هر چه را ظالمان از معالم دينت ميرانيده‏اند بدو زنده دار و بدو زنگ ستم ستمكاران از آيين خويش بزداى و بدو دشواريها از راه خود دور گردان و به نيروى او كسانى را كه از راه تو منحرف شده‏اند از ميان بردار و آن كسان را كه صراط مستقيم تو را راه كج جلوه مى‏دهند نابود نماى. (صحیفه سجادیه / دعای 47/ فراز 62)

وَ أَلِنْ جَانِبَهُ لِأَوْلِيَائِكَ، وَ ابْسُطْ يَدَهُ عَلَى أَعْدَائِكَ، وَ هَبْ لَنَا رَأْفَتَهُ، وَ رَحْمَتَهُ وَ تَعَطُّفَهُ وَ تَحَنُّنَهُ، وَ اجْعَلْنَا لَهُ سَامِعِينَ مُطِيعِينَ، وَ فِي رِضَاهُ سَاعِينَ، وَ إِلَى نُصْرَتِهِ وَ الْمُدَافَعَةِ عَنْهُ مُكْنِفِينَ، وَ إِلَيْكَ وَ إِلَى رَسُولِكَ- صَلَوَاتُكَ اللَّهُمَّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ- بِذَلِكَ مُتَقَرِّبِينَ.

اى خداوند، ولى و امام خود را براى دوستانت قلبى مهربان و نرم عطا كن و دست قدرت او بر دشمنانت گشوده گردان و رأفت و رحمت و عطوفت و محبتش را نصيب ما گردان و ما را از نيوشندگان و فرمانبرداران امر او قرار ده و چنان كن كه در راه رضاى او سعى كنيم و يارى‏اش نماييم و مدافع او در برابر دشمنش باشيم و اين سبب تقرب ما به تو و رسول تو- صلواتك عليه و آله- گردد. (صحیفه سجادیه / دعای 47/ فراز63)

 

                                      1.     خدایا او را سپاسگزارنعمتی كه به او عطا كردی قراربده (اللَّهُمَّ فَأَوْزِعْ لِوَلِيِّكَ شُكْرَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيْهِ)

                                      2.     او را از جانب خود تسلط و توانمندی بده (وَ آتِهِ مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً)

                                      3.     راه پيروزى را بر او به آسانی بر او بگشا(وَ افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيرا)

                                      4.     او را به نيرومندترين اركان قدرت خود يارى ده (وَ أَعِنْهُ بِرُكْنِكَ الْأَعَزّ)

                                      5.     پشتش محكم و بازوانش توانا گردان (وَ اشْدُدْ أَزْرَهُ، وَ قَوِّ عَضُدَهُ)

                                      6.     اورا تحت مراقبت خويش قرار ده (وَ رَاعِهِ بِعَيْنِكَ)

                                      7.     او را در سايه حفاظت خود حراست كن (وَ احْمِهِ بِحِفْظِكَ)

                                      8.     او را به ملائكه و لشكر پيروزمند خود مدد رسان (وَ انْصُرْهُ بِمَلَائِكَتِكَ، وَ امْدُدْهُ بِجُنْدِكَ الْأَغْلَبِ)

                                      9.     كتاب، حدود، شرايع  و سنتهاى پيامبر خود را بدو بر پا دار (وَ أَقِمْ بِهِ كِتَابَكَ وَ حُدُودَكَ وَ شَرَائِعَكَ وَ سُنَنَ رَسُولِكَ)

                                  10.     هر چه را ظالمان از معالم دينت ميرانيده‏اند بدو زنده دار، (وَ أَحْيِ بِهِ مَا أَمَاتَهُ الظَّالِمُونَ مِنْ مَعَالِمِ دِينِكَ)

                                  11.     به وسیله او زنگ ستم ستمكاران از آيين خويش بزداى (وَ اجْلُ بِهِ صَدَاءَ الْجَوْرِ عَنْ طَرِيقَتِكَ)

                                  12.     به وسیله او دشواريها را از راه خود دور گردان (وَ أَبِنْ بِهِ الضَّرَّاءَ مِنْ سَبِيلِكَ)

                                  13.     به نيروى او كسانى را كه از راه تو منحرف شده‏اند از ميان بردار و آن كسان را كه صراط مستقيم تو را راه كج جلوه مى‏دهند نابود نماى.،( وَ أَزِلْ بِهِ النَّاكِبِينَ عَنْ صِرَاطِكَ، وَ امْحَقْ بِهِ بُغَاةَ قَصْدِكَ عِوَجاً)

                                  14.     دست قدرت او بر دشمنانت گشوده گردان  يارى‏اش نماييم و مدافع او در برابر دشمنش باشيم و اين سبب تقرب ما به تو و رسول تو- صلواتك عليه و آله- گردد. (وَ إِلَيْكَ وَ إِلَى رَسُولِكَ- صَلَوَاتُكَ اللَّهُمَّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ- بِذَلِكَ مُتَقَرِّبِينَ)

 دعای امام سجاد علیه السلام برای شهادت در ركاب امام زمان 4

اللهم صل على محمد وآل محمد، وفَرِّج عن آل محمد، واجعلهم أئمة يهدون بالحق وبه يعدلون، وانصرهم وانتصر بهم، وأنجز لهم ما وعدتهم، وبلغني فتح آل محمد،...

واجعله اللهم الذي تنتصر به لدينك. اللهم املأ الأرض به عدلا وقسطا كما ملئت ظلما وجورا، وامنن به على فقراء المسلمين وأراملهم ومساكينهم، واجعلني من خيار مواليه وشيعته أشدهم له حبا، وأطوعهم له طوعا، وأنفذهم لأمره، وأسرعهم إلى مرضاته، وأقبلهم لقوله، وأقومهم بأمره، وارزقني الشهادة بين يديه حتى ألقاك وأنت عني راض

خدایا بر پیامبر و آلش درود فرست و در كار ایشان فرج و كشایش نما و ایشان را امامانی قرار ده كه بسوی حق هدایت می­كنند و با حق عدالت می­ورزند و آنان را یاری نموده و به سبب آنها قبول یاری كن و وعده­هایی كه به ایشان داده­ای را درحق ایشان اجرا نما و مرا به پیروزی آل محمد برسان ...

خدایا او را (حضرت مهدی4) از كسانی كه با آنها دینت را یاری می­كنی، قرار بده. خدایا زمین را با او از عدل و داد  پر كن همچنانچه از ظلم و جور پر شده است و با او بر فقراء و درماندگان  مسلمانان ونیازمندان آنان منت نه و مرا از برگزیدگان موالی و شیعیان حضرتش قرار بده كه نسبت به او محبت شدید دارند و در فرمانبرداری از او منقادترین هستند ودر اجرای امر او نافذترینند و كسانی كه در كسب رضایت حضرتش شتاب می­كنند و كلام حضرت برایشان مقبول­ترین است و به دستور حضرت پایدارترین هستند. خدایا شهادت روی دستانش را روزیم كن تا در حالی كه تو از من راضی شده­ای تو را ملاقات كنم.  (الصحيفة السجادية الجامعه (ابطحي) - الإمام زين العابدين (ع) - ص 347 – 348)

دعای امام سجاد علیه السلام برای درك و دیدن قائم آل محمد :

اللهم وال من والاهم، وعاد من عاداهم، وانصر من نصرهم، واخذل من خذلهم، والعن من ظلمهم، وعجل فرج آل محمد، وانصر شيعة آل محمد، وأهلك أعداء آل محمد، وارزقني رؤية قائم آل محمد، واجعلني من أتباعه، وأشياعه، والراضين بفعله، برحمتك يا أرحم الراحمين.

خدایا بر كسانی كه ولایت ایشان را پذیرفته است، اعمال ولایت كن و با كسانی كه با ایشان به دشمنی می­پردازد، دشمنی كن و یاری گر كسانی كه ایشان را یاری می­كنند بوده و با كسانی كه به ایشان بی­اعتنایی می­كنند، بی­اعتنا باش و لعنت و غضب­ات را بر كسانی كه به ایشان ظلم روا داشته­اند قرار بده و در فرج اهل بیت پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم شتاب كن و شیعیان آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم را یاری نموده و دشمنانشان را به هلاكت رسان و دیدار قائم آل محمد 4 را روزیم گردان و مرا از پیروان و شیعیان و از كسانی كه از كارهای حضرتش رضایت كامل دارند قرار بده. با رحمت خودت ای مهربانترین مهربانان.  الصحيفة السجادية الجامعه (ابطحي) - ص 401

ترسیم سیمای عصر ظهور

امام علیه السلام در بخشی از دعای خود به آثار ظهور امام عصر علیه السلام اشاره كرده و تحقق آن را از خداوند خواستار می شود:

 اللهم اشعب به صدعنا، وارتق به فتقنا، والمم به شعثنا وكثر به قلتنا، وأعزز به ذلتنا، واقض به عن مغرمنا، واجبر به فقرنا وسد به خلتنا، وأغن به عائلنا ويسر به عسرتنا وكف به وجوهنا، وأنجح به طلبتنا، واستجب به دعاءنا، وأعطنا به فوق رغبتنا واشف به صدورنا، واهدنا به لما اختلف فيه من الحق يا ربك إنك تهدي من تشاء إلى صراط مستقيم. اللهم أمت به الجور، وأظهر به العدل، وقو ناصره، واخذل خاذله ودمر من نصب له، وأهلك من غشه، واقتل به جبابرة الكفر، واقصم رؤوس الضلالة وسائر أهل البدع ومقوية الباطل، وذلل به الجبابرة، وأبر به الكافرين والمنافقين وجميع الملحدين في مشارق الأرض ومغاربها، برها وبحرها وسهلها وجبلها، لا تذر على الأرض منهم ديارا  ولا تبق لهم آثارا. اللهم أظهره، وافتح على يديه الخيرات، واجعل فرجنا معه وبه. (الصحيفة السجادية الجامعه (ابطحي) - الإمام زين العابدين (ع) - ص247)

دستاوردهای حكومت امام عصر 4

 

                                      1.     تبدیل تفرق‌ها و اختلافات به وحدت ؛ ( اللهم اشعب به صدعنا)

                                      2.     گشایش امور سخت و پیچیده ؛  (وارتق به فتقنا)

                                      3.     مجتمع شدن امور درهم ریخته و رفع پریشانی ؛ (والمم به شعثنا )

                                      4.     فزونی عده و عده و رفع كمی تعداد ؛( وكثر به قلتنا )

                                      5.     كسب عزت و رفع ذلت‌ها،  (وأعزز به ذلتنا )

                                      6.     ادا شدن بدهی‌ها، ( واقض به عن مغرمنا)

                                      7.     جبران شدن فقر و كاستی ها؛ ( واجبر به فقرنا وسد به خلتنا )

                                      8.     بی نیاز شدن نیازمندان؛  (وأغن به عائلنا)

                                      9.     آسان شدن سختی ها؛  (ويسر به عسرتنا)

                                  10.     حفظ آبرو و شخصیت افراد،  (وكف به وجوهنا)

                                  11.     انجام شدن خواسته‌ها و مطالبات؛   (وأنجح به طلبتنا)

                                  12.     مستجاب شدن دعاها،  (واستجب به دعاءنا)

                                  13.     بهره مندی از نعمت‌ها بیش از حد انتظار؛   (وأعطنا به فوق رغبتنا)

                                  14.     شفای دلها؛  (واشف به صدورنا)

                                  15.     راهیابی در اختلافات؛  (واهدنا به لما اختلف فيه من الحق)

                                  16.     ریشه كن شدن ظلم؛  (اللهم أمت به الجور )

                                  17.     حاكمیت و غلبه عدالت؛( وأظهر به العدل )

                                  18.     نیرومندی یاوران؛  (وقو ناصره)

                                  19.     خواری دشمنان؛( واخذل خاذله)

                                  20.     نابودی دشمنان و حیله گران؛ (ودمر من نصب له  وأهلك من غشه)

                                  21.     نابودی سران كفر و گمراهی و بدعت گذاران، (واقتل به جبابرة الكفر، واقصم رؤوس الضلالة وسائر أهل البدع ومقوية الباطل )

                                  22.     ذلت ستمكاران؛ (وذلل به الجبابرة )

                                  23.     گشوده شدن درهای خیر؛(وافتح على يديه الخيرات )

                                  24.     گشایش امور، (واجعل فرجنا معه وبه)

وظایف منتظران عصر غیبت

اللهم أعنا على سلوك المنهاج، منهاج الهدى، والمحجة العظمى، والطريقة الوسطى التي يرجع إليها العالي ويلحق بها التالي ووفقنا لمتابعته وأداء حقه، وامنن علينا بمتابعته في البأساء  والضراء واجعلنا من الطالبين رضاك بمناصحته، حتى تحشرنا يوم القيامة في أعوانه وأنصاره ومعونة سلطانه، واجعل ذلك لنا خالصا من كل شك وشبهة، ورياء وسمعة، لا يطلب به غيرك، ولا نريد به سواك، وتجلنا محله، وتجعلنا في الخير معه، واصرف عنا في أمره السآمة والكسل والفترة ولا تستبدل بنا غيرنا، فإن استبدالك بنا غيرنا عليك يسير وعلينا عسير، وقد علمنا بفضلك وإحسانك يا كريم، وصلى الله على سيدنا محمد النبي وآله وسلم  (الصحيفة السجادية الجامعه (ابطحي) - الإمام زين العابدين (ع) - ص247 –248)

 

1.      درخواست كمك از خدوند برای توفیق پیمودن راه روشن امام علیه السلام (اللهم أعنا على سلوك المنهاج، منهاج الهدى، والمحجة العظمى، والطريقة الوسطى التي يرجع إليها العالي ويلحق بها التالي)

2.      درخواست توفیق پیروی و ادای حق امام علیه السلام ( ووفقنا لمتابعته وأداء حقه)

3.      متابعت از امام در آسانی و سختی ( وامنن علينا بمتابعته في البأساء  والضراء)

4.      طلب رضایت الهی با خیر خواهی برای امام و راه او؛ (واجعلنا من الطالبين رضاك بمناصحته، حتى تحشرنا يوم القيامة في أعوانه وأنصاره ومعونة سلطانه)

5.      خلوص در طی مسیر (واجعل ذلك لنا خالصا من كل شك وشبهة، ورياء وسمعة، لا يطلب به غيرك، ولا نريد به سواك)

6.      درك جایگاه امام ع  (وتجلنا محله)

7.      همراهی با امام ؛ (وتجعلنا في الخير معه)

8.      پرهیز از ملالت،كسالت و سستی (واصرف عنا في أمره السآمة والكسل والفترة )

9.      نگرانی از خارج شدن از زمره منتظران (ولا تستبدل بنا غيرنا، فإن استبدالك بنا غيرنا عليك يسير وعلينا عسير)  

امامت ومهدویت در روایات صادره از امام سجاد علیه السلام

امامت در نسل امام حسین  ع

 فينا نزلت هذه الآية: " وأولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض في كتاب الله "  وفينا نزلت هذه الآية: " وجعلها كلمة باقية في عقبه " والإمامة في عقب الحسين بن علي بن أبي طالب عليهما السلام إلى يوم القيامة....

ثابت ثماليّ از امام سجّاد عليه السّلام روايت كند كه فرمود: اين آيه در باره ما نازل شده است: «وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ» و اين آيه نيز در باره ما نازل شده است: «وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ»و امامت تا روز قيامت در نسل حسين بن عليّ بن أبى طالب عليهم السّلام است                                               (كمال الدین صفحه 323 )

هم چنین امام علیه السلام در یكی از دعاهای خود می گوید:

... ذو اعتصام بأسمائك العظام، وموالاة أوليائك الكرام، أهل النقض والابرام  إمام منهم بعد إمام، مصابيح الظلام  وحجج الله على جميع الأنام

... دارای اعتصام به نامهای بزرگ تو و موالات اولیای كرام تو كه اهل نقض و ابرام هستند،  امامی بعد از امام دیگر،چراغهای تاریكی و حجت‌های الهی بر خلایق.

الصحيفة السجادية الجامعه (ابطحي) - ص 208 – 209

میراث امام علیه السلام از انبیا و شباهت ها

سعيد بن جبير گوید: از امام سجاد علیه السلام شنیدم می فرمود: «في القائم منا سنن من الأنبياء (سنة من أبينا آدم عليه السلام، و) سنة من نوح، وسنة من إبراهيم، وسنة من موسى، وسنة من عيسى، وسنة من أيوب، وسنة من محمد صلوات الله عليهم، فأما (من آدم و) نوح فطول العمر وأما من إبراهيم فخفاء الولادة واعتزال الناس، وأما من موسى، فالخوف والغيبة وأما من عيسى فاختلاف الناس فيه، وأما من أيوب فالفرج بعد البلوى، وأما من محمد صلى الله عليه وآله فالخروج بالسيف.» (كمال الدین، صفحه 322 )

 در قائم ما سنّتهايى از انبياء است: سنّتى از پدرمان آدم علیه السلام و سنّتى از نوح و سنّتى از ابراهيم و سنّتى از موسى و سنّتى از عيسى و سنّتى از ايّوب و سنّتى از محمّد صلوات اللَّه عليهم،

1 از آدم و نوح: طول عمر،

2 از ابراهيم: پنهانى ولادت و كناره‏گيرى از مردم،

3 از موسى: خوف و غيبت،

4 از عيسى: اختلاف مردم در باره او،

5  از ايّوب: فرج پس از گرفتارى،

6 و از محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم: خروج با شمشير است.

طول غیبت

هم چنین سعیدبن جبیر از آم حضرت نقل كرده است كه فرمود: القائم منا  تخفى ولادته على الناس حتى يقولوا: لم يولد بعد.... ؛ ولادت قائم ما بر مردم پنهان است تا به غايتى كه بگويند: هنوز متولد نشده است. (كمال الدین صفحه 323 )

 

فضیلت پایداری در عصر غیبت و انتظار فرج

قال أبو خالد: فقلت: يا ابن رسول الله ثم يكون ماذا، قال: ثم تمتد الغيبة بولي الله عز وجل الثاني عشر من أوصياء رسول الله صلى الله عليه وآله والأئمة بعده. يا أبا خالد إن أهل زمان غيبته القائلين بإمامته والمنتظرين لظهوره أفضل من أهل كل زمان، لان الله تبارك وتعالى أعطاهم من العقول والأفهام والمعرفة ما صارت به الغيبة عندهم بمنزلة المشاهدة، وجعلهم في ذلك الزمان بمنزلة المجاهدين بين يدي رسول الله صلى الله عليه وآله بالسيف، أولئك المخلصون حقا وشيعتنا صدقا، والدعاة إلى دين الله عز وجل سرا وجهرا. وقال علي بن الحسين عليهما السلام: انتظار الفرج من أعظم الفرج.

 وحدثنا بهذا الحديث علي بن أحمد بن موسى. ومحمد بن أحمد الشيباني  وعلي بن عبد الله الوراق، عن محمد بن أبي عبد الله الكوفي، عن سهل بن زياد الآدمي عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني رضي الله عنه، عن صفوان، عن إبراهيم أبي زياد عن أبي حمزة الثمالي، عن أبي خالد الكابلي، عن علي بن الحسين عليهما السلام.

فرمود: آنگاه غيبت ولىّ خدا طولانى خواهد شد او دوازدهمين از اوصياى رسول- خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و ائمّه پس از اوست. اى ابا خالد! مردم زمان غيبت آن امام كه معتقد به امامت و منتظر ظهور او هستند از مردم هر زمانى برترند، زيرا خداى تعالى عقل و فهم و معرفتى به آنها عطا فرموده است كه غيبت نزد آنان به منزله مشاهده است، و آنان را در آن زمان به مانند مجاهدين پيش روى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه با شمشير به جهاد برخاسته‏اند قرار داده است، آنان مخلصان حقيقى و شيعيان راستين ما و داعيان به دين خداى تعالى در نهان و آشكارند، و فرمود:

انتظار فرج خود بزرگترين فرج است

اين حديث را عليّ بن احمد بن موسى و محمّد بن احمد شيبانىّ و عليّ بن عبد اللَّه‏ ورّاق نيز با سند خود از امام سجّاد عليه السّلام براى ما روايت كرده‏اند.

عمرو بن ثابت گويد: امام زين العابدين عليه السّلام فرمود: من ثبت على موالاتنا في غيبة قائمنا أعطاه الله عز وجل أجر ألف شهيد من شهداء بدر واحد.

كسى كه در غيبت قائم ما بر موالات ما پايدار باشد، خداى تعالى اجر هزار شهيد از شهداى بدر و احد به وى عطا فرمايد. (كمال الدین/ ص)

همچنین سعیدبن جبیر از آم حضرت نقل كرده است كه فرمود: القائم منا  تخفى ولادته على الناس حتى يقولوا: لم يولد بعد، ليخرج حين يخرج وليس لأحد في عنقه بيعة ؛ ولادت قائم ما بر مردم پنهان است تا به غايتى كه بگويند: هنوز متولد نشده است، تا وقتى كه ظهور كند بيعت كسى بر گردنش نباشد. (كمال الدین صفحه 323)

فضیلت شیعیان آخرالزمان

عمرو بن ثابت گويد: امام زين العابدين عليه السّلام فرمود: من ثبت على موالاتنا في غيبة قائمنا أعطاه الله عز وجل أجر ألف شهيد من شهداء بدر واحد.

كسى كه در غيبت قائم ما بر موالات ما پايدار باشد، خداى تعالى اجر هزار شهيد از شهداى بدر و احد به وى عطا فرمايد.

پیشگویی طول غیبت و انكار تولد

: فينا نزلت هذه الآية: " وأولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض في كتاب الله " (2) وفينا نزلت هذه الآية: " وجعلها كلمة باقية في عقبه " (3) والإمامة في عقب الحسين بن علي بن أبي طالب عليهما السلام إلى يوم القيامة. وإن للقائم منا غيبتين إحداهما أطول من الأخرى، أما الأولى فستة أيام، أو ستة أشهر، أو ستة سنين (4). وأما الأخرى فيطول أمدها حتى يرجع عن هذا الامر أكثر من يقول به فلا يثبت عليه إلا من قوى يقينه وصحت معرفته ولم يجد في نفسه حرجا مما قضينا، وسلم لنا أهل البيت.

ثابت ثماليّ از امام سجّاد عليه السّلام روايت كند كه فرمود:.... و براى قائم ما دو غيبت است كه يكى از ديگرى طولانى‏تر است، امّا غيبت اوّل شش يوم يا شش ماه يا شش سال به طول مى‏انجامد و امّا غيبت ديگر طولانى مى‏شود تا به غايتى كه بيشتر معتقدين به آن امام از اين امر باز گردند و بر آن ثابت نمانند مگر كسى كه يقينش قوى و معرفتش درست باشد و در دلش حرجى از آنچه حكم مى‏كنيم نبوده و تسليم ما اهل بيت باشد.



[1] . منظور از "جامعه" دعاهای حضرت در صحیفه موجود شامل 54 دعا و نیز مناجات خمسة عشر و دیگر دعاهای امام سجاد  علیه السلام است كه برخی از علماء نظیر شیخ حر عاملی(ره) و صاحب "ریاض العلماء" و سید محسن امین(ره) كوشیده­اند از نسخه های غیر متداول صحیفه و دیگر كتب، دعاهایی را كه مفقود شده­اند، بیابند. مرحوم آیت الله سید محمد باقر موحد ابطحی(ره) مجموع آنها را در كتابی با نام "الصحیفة السجادیة الجامعه" گردآوری نموده است.

[2] . «يا سيدي روي لنا عن أمير المؤمنين (علي) عليه السلام أن الأرض لا تخلو من حجة لله عز وجل على عباده، فمن الحجة والامام بعدك ؟ قال: ابني محمد، واسمه في التوراة باقر، يبقر العلم بقرا»

 

بخش اداری
قسمت اداری
نام کاربري :
رمز عبور :
منشورات مهدویت