سیستم شما به فلش پلیر احتیاج دارد

Get Adobe Flash player

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

پيش‌گويي زمان ظهور منجي در يهوديت و مسيحيت و آسیب هاي‌ آن
  صفحه اول -> ویژه نامه شعبانیه
چاپ صفحه
ارسال صفحه براى دوستان
پيش‌گويي زمان ظهور منجي در يهوديت و مسيحيت و آسیب هاي‌ آن
تعداد نمایش : 6155

بسم الله الرحمن الرحيم

پيش‌گويي زمان ظهور منجي در يهوديت و مسيحيت و آسیب هاي‌ آن

اكبر رجبي

مقدمه:

با نگرشی كوتاه به تاريخ زندگي بشر در‌مي‌يابيم كه اميد به آينده ای آرماني و بهبود وضع موجود، همواره در ميان پيروان اديان و آيين‌ها وجود داشته و بشر روزگار سختي و تاريكي را به اميد آينده‌ا‌ي روشن سپري كرده است.

اين اميد، برآمده از ايمان به تحقق وعده‌هاي انبيائي بوده است كه با علم الهي خود، حوادث آينده را بیان كرده‌اند و به ظهور منجي بشارت داده‌اند.

در اين ميان عده‌اي به دلایل مختلف منتظر ظهور منجي در زماني نزديك شدند. آن‌ها با تطبيق بیانات انبيا‌ء بر حوادث، به جستجوي منجي در زمان خود برآمدند. برخي خود را منجي يا چهره‌اي مرتبط با منجي معرفی كردند. البته بسياري از اين چهره‌ها قصد فريب مردم را نداشتند بلكه از سر زودباروي، درباره خود يا ديگري، به چنين باوري رسيده بودند؛ لذا چند صباحي بشر به ظهور منجي دلخوش شد اما هيچ‌گاه آن نجات همگاني تحقق نيافت و حكومت آرماني ايجاد نشد؛ اما بشر هيچ‌گاه نااميد نشده و همواره منتظر تحقق وعده قطعي الهي بوده است.

در اين نوشتار سعي شده  ضمن بيان پيش‌گوئي‌هاي زمان ظهور منجي در دو دين يهود و مسيحيت، آسیب هاي اين موضوع نيز بررسي شود.

پيش‌گويي زمان ظهور منجي در دين يهود

هنگامي كه ملل روزگار باستان، دوران طلايي تاريخ خود را  در گذشته‌هاي تاريك و بسيار دور قرار مي‌دادند، يهوديان آن را به آينده محول كرده‌اند.[1] به بيان ديگر اقوام گذشته در هنگام نااميدي و نارضايتي از وضع موجود، به دليل بي‌توجهي به آينده، به گذشته خويش مي‌باليدند و كمال شادكامي اجتماعي و ملي را در آن مي‌ديدند، اما يهوديان كاميابي و فضيلت را نه در دوران گذشته بلكه در آينده مي‌جويند.

اين عبارت كتاب مقدس هميشه ميان يهوديان رايج بوده: «اگر چه ابتدايت صغير بود، عاقبت تو بسيار رفيع مي‌گردد».[2]

يهوديان پس از نخستين ويراني شهر قدس، همواره در انتظار يك رهبر الهي فاتح بوده‌اند كه اقتدار و شكوه قوم خدا را به عصر درخشان داوود و سليمان برگرداند. شخصيت مورد انتظار (ماشيَح[3]Messiah) خوانده مي‌شد.[4]

هرچند در اسفار خمسه[5] عبارتي كه به آخر الزمان و زمان ظهور منجي اشاره داشته باشد، نمي‌يابيم، اما در دیگر كتاب های عهد عتيق پيشگويي‌هايي راجع به آخرالزماني و ظهور منجي بيان شده است.

نخستين نبي ای كه پيش گويي‌هاي خود را نوشت، عاموس بود. عاموس نبي از «روز خداوند» سخن مي‌‌گويد، روزي كه انتقام الهي بر بني اسرائيل نازل خواهد شد و آنان را به جرم گناهانشان كيفر خواهد داد: «واي بر شما كه مشتاق روز خداوند مي‌باشيد. روز خداوند براي شما چه خواهد بود؟ تاريكي و نه روشنايي».[6]

البته پيش گويي‌ عاموس با سخنان دلگرم كننده‌اي پايان مي‌يابد:

«در آن روز خيمه داوود را كه افتاده است،‌ بر پا خواهم نمود، شكاف‌هايش را مرمت خواهم كرد و خرابي‌هايش را بر پا نموده و آن را مثل ايام سلف بنا خواهم كرد... اسير قوم خود، اسرائيل را برخواهم گردانيد.»[7]

إشَعياي نبي مهم‌ترين مژده را درباره ظهور پادشاهي از نسل داوود مي‌دهد:

«نهالي از تنه يسّي ]پدر داوود[ بيرون آمده، شاخه‌اي از ريشه‌هايش خواهد شكفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... جهان را به عصاي دهان خويش زده، شريران را به نفخه لب‌هاي خود خواهد كشت... گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ‌ با بزغاله خواهد خوابيد، و گوساله و شير و پرواري با هم، و طفل كوچك آن‌ها را خواهد راند...»[8]

ارمياي نبي نيز از «روز خداوند» سخن مي‌‌گويد و ظهور پادشاهي از نسل داوود را نويد مي‌دهد «خداوند مي‌گويد: اينك ايامي مي‌آيد كه شاخه‌اي عادل براي داوود برپا مي‌كنم و پادشاهي سلطنت نموده، به فطانت رفتار خواهد كرد و انصاف و عدالت را در زمين مجرا خواهد داشت»[9]

اما در مورد اينكه ظهور منجي در چه زماني خواهد بود، به روشني بيان نشده است. آنچه كه ما درباره ظهور منجی در مجموعه كتب عهد عتيق ملاحظه مي‌كنيم، مربوط به نشانه‌هاي زمان ظهور است، كه برخي از اين نشانه ها با وضعيت قبل از ظهور و دوران درد و رنج مطابق است، و برخي ديگر مربوط به دوران طلايي پس از ظهور است و در هيچ‌كدام زمان خاصي براي ظهور مشخص نشده است.

در مورد زمان ظهور ماشيح محاسباتي توسط دانشمندان يهود در تلمود ذكر شده، اما در زمان‌هاي پيش‌گويي شده اين ظهور واقع نشده است.از طرفي تلاش براي محاسبه و يافتن تاريخ ظهور ماشيح به شدت از طرف اكثريت علماي يهود تقبيح شده؛ چرا كه عدم به حقيقت پيوستن آن موجب ياس و حرمان مردم مي‌شود. و طبق اين آيه از كتاب مقدس: «اگرچه تأخير نمايد برايش منتظر باش زيرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد بود»[10] زمان ظهور مشخص نيست.

در بعضي از بخش‌هاي تلمود نيز ذكر شده است كه زمان ظهور مشخص نيست و با توجه به نوع رفتار مردم قابل تغيير خواهد بود. مضمون اين بخش‌ها چنين است كه زمان‌هايي براي ظهور در نظر گرفته شده بود، كه سپري شد و ظهور وابسته به توبه و اعمال نيك مردم است.[11]

در دوره‌هاي مختلف در بين يهوديان كساني بودند كه با يقين تمام، وقوع اين تحول بزرگ را بسيار نزديك مي‌ديدند و با بي‌صبري حتي روز و ساعت آن را پيش‌بيني و تعيين مي‌كردند. ولي هنگامي كه پيش‌بيني‌ها يكي پس از ديگري  بي‌نتيجه‌ ماند و از شدت سختي‌ها و آزار و شكنجه‌ها چيزي كاسته نشد، ربّي‌ها و علماي يهود هرگونه پيش‌بيني در اين باب را مذموم و ناصواب دانسته و گفتند كه زمان بازگشت حكومت «داوودي» و زوال حكومت‌هاي ظلم و جور از اسرار الهي است و هيچ‌كس بر آن آگاهي ندارد.[12]

اينكه سنت رباني نهايتاً اصالت مكاشفات و پيش‌گويي‌ها را تكذيب كرد، حاكي از آن است كه به تدريج پس از تحقق نيافتن پيشگوئي‌هاي مكاشفات،‌ نوعي حس نااميدي در جامعه رواج يافت. از دست رفتن اميدهاي مكاشفه‌اي در داستاني مربوط به رويارويي ربي عقيوا[13] و ربي يوحانان بن تورتا[14] در زمان قيام بركوخبا[15] به خوبي مشهود است. هنگامي كه عقيوا، بركوخبا را پادشاه و مسيحا مي‌‌خواند،‌ يوحانان خطاب به عقيوا مي‌‌گويد: «عقيوا سبزه از ميان استخوان‌هايت خواهد روييد و او (مسيحا) نخواهد آمد».[16]

پيش‌گويي‌ زمان ظهور منجي در مسيحيت

دین مسيحيت بر اساس انديشه انتظار مسيحاي يهود پديد آمد و پس از رفتن حضرت عيسي مسيح علیه السلام مسيحيان پيوسته در سوز و گداز و شوق بازگشت دوباره‌ وي روزگار گذرانده‌اند.[17]

جامعه مسيحيت در آغاز باورداشت كه حضرت عيسي علیه السلام به زودي با شكوه تمام باز مي‌‌گردد و به اين دليل آن جامعه،‌ بي‌صبرانه منتظر بازگشت عیسی بود.

با آنكه اكثر مسيحيان با گذشت زمان دانستند كه بازگشت مسيح نزديك نيست، اقليتي از آنان بر اين عقيده باقي ماندند كه وي به زودي مي‌آيد. جمعي از مسيحيان به سبب علاقه شديد به بازگشت حضرت عيسي علیه السلام دچار توهمات شدند و تاريخ‌هايي را براي اين رويداد پيش‌گويي كردند اين پيش‌گويي‌ها مانند پيش‌گويي‌هاي مشابه آن در اديان ديگر،‌ غلط از آب درآمده در نتيجه رهبران ديني، مردم را از اين كار بر حذر داشتند.[18]

آنچه كه از اناجيل و ساير رساله‌هاي عهد جديد به دست مي‌آيد، اين است كه بازگشت مسيح ناگهاني بوده و زمان آن مشخص نيست؛ لذا پيوسته بايد منتظر و آماده بود.

در انجيل مَرقُس درباره زمان آمدن مسيح چنين مي‌خوانيم:

«ولي از آن روز و ساعت غير از پدر هيچ‌كس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. پس بر حذر و بيدار شده، دعا كنيد؛ زيرا نمي‌دانيد كه آن وقت كي مي‌شود... پس بيدار باشيد؛ زيرا نمي‌دانيدكه در چه وقت صاحب خانه مي‌آيد، در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح».[19]

لوقا نيز در انجيل خود زمان بازگشت مسيح را ناگهاني و غير معلوم مي‌داند و از منتظران مي‌خواهد كه آمادگي خود را حفظ كنند «پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتي كه گمان نمي‌بريد پسر انسان[20] مي‌آيد»[21]. در انجيل متي نيز شبيه همين تعبير كه در انجيل لوقا به كار رفته، ذكر شده است:

«... شما نيز حاضر باشيد، زيرا در ساعتي كه گمان نبريد، پسر انسان مي‌آيد».[22]

در اناجيل نشانه‌هايي براي زمان بازگشت مسيح ذكر شده كه مي‌توان آن‌ها را به دو دسته نشانه‌هاي قبل از ظهور و نشانه های روزگار طلايي پس از ظهور مسيح تقسيم كرد. پيش از رجعت مسيح وقايعي نظير جنگ، زلزله، قحطي و ... اتفاق مي‌افتد و با آمدن مسيح بشر به جامعه آرماني موعود خواهد رسيد. اما در هیچ جاي از اناجيل به زمان دقيق بازگشت مسيح اشاره نشده و آنچه كه در اناجيل مطرح است، پيش‌گويي‌هايي است كه وضعيت جهان را در قبل و بعد از ظهور بيان مي‌كند.

آسیب های تعيين زمان ظهور در يهودیت و مسيحيت

آسیب های زیادی در اثر تعيين زمان ظهور در يهودیت و مسيحيت، دامنگير پيروان اين دو دين شده است كه 3 آسیب عمده آن را به اختصار ذكر می كنیم:

1. بروز ياس و نااميدي

در طول تاریخ زمان‌هاي خاصي براي ظهور منجي اعلام شد، ولي در زمان مورد نظر منجي ظهور نكرد و به يكباره شور و اشتياقي كه براي آمدن منجي به وجود آمده بود فروكش مي‌كرد. مردمي كه به اميد ظهور منجي دست از زندگي شسته بودند و به گمان خود آماده ظهور مي‌شدند، ناگهان با رسيدن زمان موعود و نيامدن منجي، اميدشان به يأس تبديل شده و دچار سرخوردگي می شدند. در برخي موارد نیز اعتقادات خود را انكار مي‌كردند و وعده ظهور منجي را دروغ مي‌پنداشتند.

از اينرو كوشش براي محاسبه و يافتن تاريخ ظهور ماشيح از طرف اكثر دانشمندان يهود ]و مسيحيت[ به شدت تقبيح شده است. در تلمود آمده است: «لعنت بر كساني باد كه تاريخ پايان ذلت اسرائيل و ظهور ماشيح را محاسبه مي‌كنند. زيرا ايشان چنين استدلال مي‌نمايند كه اگر تاريخ پايان ذلت فرا رسيد و ماشيح نيامد، هرگز ديگر نخواهد آمد.[23]

2. ظهور منجيان دروغين

از روزگار باستان تا عصر حاضر، صدها تن برخاستند و نغمه مسيحايي ساز كرده، چند صباحي ساده دلان را مجذوب خود ساخته و بلاهاي جانكاهي بر بلاهاي آن قوم افزودند.[24]

پيش‌گويي‌ها، محاسبات و تخمين‌هاي مربوط به تاريخ ظهور مسيحا، زمينه‌اي بود كه برخي خود را مسيحا يا چهره‌اي مرتبط به مسيحا باور كنند يا به ديگران چنين القاء نمايند.[25]

مثلا چند قرن پس از ميلاد يك دلباخته پرشور به نام موسي در جزيره كرت خود را مسيحا خواند و به مردم وعده داد كه مي‌خواهم يك روز شما را از درياي مديترانه عبور دهم. مردم درباره رسالت او چنان يقين پيدا كردند كه همه اموال خود را به او تقديم كردند و به دنبال او راه افتادند وي بر صخره‌اي كه بر دريا مشرف بود ايستاد و به مريدان خود فرمان داد كه خويش را به دريا افكنند و مطمئن باشند كه دريا براي آنان شكافته خواهد شد. نتيجه اين امر را مي‌توان به راحتي دريافت: جمعي غرق شدند و شماري را دريانوردان نجات دادند.[26]

از جمله سرشناس‌ترين مدعيان مسيحايي مي‌توان به شِبتاي صِبي اشاره كرد. وي با بكارگیری اصطلاحات و قواعد قبالا ] عرفان يهودي[ توانست ادعاي خود را مطرح و پيرواني گرد خود جمع كند. هر چند شبتاي صبي توسط عمال سلطان عثماني دستگير و منكر ادعاي خود شد. او اسلام آورد و نام خود را به محمد افندي تغيير داد، اما پيروان وي دست بردار نبوده و راه او را ادامه دادند. چنین افرادی كه ادعای مسیحایی داشته اند، در تاریخ یهود و مسیحیت بسیار به چشم می خورند.

3. ايجاد فرقه‌ها و گروه‌هاي مختلف

در دوره‌هاي مختلف، مدعيان مسيحايي، فرقه‌هايي پديد آورده‌اند كه تا زمان ما نيز اين فرقه‌ها وجود دارند.

از جمله اين فرقه‌ها مي‌توان به فرقه «دونمه» اشاره كرد، كه پيروان شِبتاي صِبي بوده و به مسيحا بودن وي اعتقاد پيدا كردند.[27]

يكي ديگر از گروه‌هايي كه در پي تعيين زمان ظهور مسيح در دوره معاصر دچار انحراف شدند گروهي موسوم به داويديان[28] بودند. ديويد كوروش كه رهبري اين فرقه را به دست گرفته بود معتقد بود كه سال 1993، مقدمه بازگشت ثاني عيسي مسيح خواهد بود. او به مرور پيروان خود را از جامعه جدا ساخت و در يك مزرعه با سنگر بندي و تونل‌هاي مخفي جمع كرد. اين گروه به خاطر گردآوري سلاح و مهمات توسط اف.بي. آي مورد محاصره قرار گرفت و پس از 51 روز مقاومت در ظهر روز نوزدهم آوريل 1993 رهبر اين گروه دستور داد تا ساختمان خود كه اطرافش را به پارافین آغشته بودند، را به آتش بكشند و در نتيجه پناه‌گاه وي به وسيله آتش بلعيده شد. در اين ماجرا زنان و كودكان زيادي قرباني يك اعتقاد غلط شدند و به همراه منجي ديوانه‌شان از بين رفتند.[29]

فرقه‌هاي منتظر ظهور[30] زيادي در جامعه يهودي و مسيحي ايجاد شده و تا امروز باقي هستند كه مي‌توان به گروه‌هاي هزاره‌گراي انجمن شاهدان يهوه، مورمون ‌ها، پنجاهه‌گرايان و... اشاره كرد.

در دوران ما نيز جريان‌هاي افراطي و سكولار يهود با تمسك به وعده‌هاي عهد عتيق مكتب صهيونيسم را تأسيس كردند. آنها می گفتند ما براي قيام مسيحا پايگاهي در فلسطين ایجاد كرده و مقدمه بازگشت مسيح را فراهم مي‌كنيم. جنبش صهيونيسم از احساسات موعودگرايانه يهود و آموزه‌هاي مسيحايي تلمود و مانند آن بهره گرفت و به اين عنوان حضور خود در فلسطين اشغالي را توجيه كرد.

منابع:

1.كتاب مقدس، ترجمه قديم

2.گرينستون، جوليوس، انتظار مسيحا در آيين يهود، ترجمه حسين توفيقي، چاپ دوم: انتشارات دانشگاه اديان و مذاهب، 1378ش

3.كهن، آبرهام، گنجينه‌اي از تلمود

4.موحديان عطار و همكاران، علي، گونه‌شناسي انديشه منجي موعود در اديان، چاپ اول: انتشارات دانشگاه اديان و مذاهب، 1389ش

5.توفيقي، حسين، آشنايي با اديان بزرگ، چاپ سيزدهم، انتشارات سمت، 1389ش

6.اسكينر، استفن، پيش‌گويي‌هاي آخرزمان، ترجمه دكتر علي نظري نائيني، چاپ چهارم: تهران، انتشارات المحي، 1392ش

7.كلاپرمن، ژيلبرت، تاريخ قوم يهود، چاپ اول: تهران، 1354ش

8.عدلي، محمد رضا، فرجام شناسي مسيحي، چاپ اول: قم، نشر اديان، 1389ش



[1] . كهن، آبراهام، گنجينه‌اي از تلمود، ص351.

[2]. ايوب، 8: 7.

[3] . ماشيح یا مسيحا به معني مسح شده يا تدهين شده به روغن مقدس، لقب پادشاهان قديم بني اسرائيل.

[4]. توفيقي، حسين، آشنايي‌ با اديان بزرگ، ص132.

[5] . پنج كتاب اول عهد عتيق، شامل (سفر پيدايش، سفر خروج، سفر لاويان، سفر اعدادو سفر تثنيه، كه همان تورات حضرت موسی است).

[6]. عاموس، 5: 18.

[7]. عاموس، 9: 11.

[8] . اشعیاء، 11: 1 ـ‌6.

[9] . ارميا 23: 5.

[10] . حبقوق، 2:‌3.

[11]. كهن، آبراهام، گنجينه‌اي از تلمود.

[12]. عدلي، محمدرضا ، فرجام‌شناسي، ص98.

3.Rabbi Akiba

4.R. Yahanan b. Torta

[15] . Barkokhba: رهبر شورش یهودیان علیه دولت روم در قرن دوم میلادی

[16]. عدلي، محمدرضا، همان،ص69.

[17] . توفيقي، حسيني، آشنايي با اديان بزرگ، ص214.

[18] . همان، ص214 و 216.

[19] . انجيل مرقس، 13: 32 ـ 36.

[20] . «پسر انسان» تعبيري است كه براي مسيح به كار مي‌رود.

[21] . انجيل لوقا، 12: 40.

[22] . انجيل متي، 24: 44.

[23] . كهن، آبراهام، گنجينه‌اي از تلمود، ص356.

[24] . توفيقي، حسين، همان، ص134.

[25] . موحديان عطار، علي، گونه‌شناسي انديشه منجي موعود، ص201.

[26] . همان، ص135.

[27] . توفيقي، حسين، همان، ص130.

[28] . Davidian.

[29] . اسكينر، استفن، پيش‌گويي‌هاي آخرزمان، مترجم علي نظري، ص205 ـ 203.

[30] . Adventist.

 

بخش اداری
قسمت اداری
نام کاربري :
رمز عبور :
منشورات مهدویت