سیستم شما به فلش پلیر احتیاج دارد

Get Adobe Flash player

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

... مسیر عاشقی‌ام، صحن جمكرانی توست
  صفحه اول -> اخبار
چاپ صفحه
ارسال صفحه براى دوستان
... مسیر عاشقی‌ام، صحن جمكرانی توست
تعداد نمایش : 78

به گزارش روابط عمومی مركز تخصصی مهدویت، صالح صفاپور: رمضان المبارك سال 373 هجری قمری بود كه دستور تأسیس مسجد مقدس جمكران از سوی حضرت بقیت الله الاعظم (عج) صادر شد تا این مسجد به عنوان میعادگاه عاشقان حضرت موعود شناخته شود:

حصن حصین عارفان، مسجد جمكران بُوَد

عرش برین عاشقان، مسجد جمكران بود

بیت الولاى مؤمنین، دارالشفاى مسلمین

منزلگه مستضعفان، مسجد جمكران بود

روحانى و زیباستى، چون مسجد الاقصاستى

برتر ز فردوس جنان، مسجد جمكران بود

در سلك خدمت از فلك نازل شود خیل ملك

چون مهبط پیغمبران، مسجد جمكران بود

از حشمت و جاه و جلال، وز عصمت و فضل و كمال

مهد سلوك سالكان، مسجد جمكران بود

هر مُسلم و شاه و گدا، اینجا شود حاجت روا

كهف المراد شیعیان، مسجد جمكران بود

چون ساحتِ عرش برین، از شوكت و قدر مهین

در دیده دانشوران، مسجد جمكران بود

بر دردمند اینجا دواست؛ هر مضطرى حاجت رواست

كاشانه خلق جهان، مسجد جمكران بود

گر شاه شاهانى بیا؛ نادم ز عصیانى بیا

چون خانه صاحب زمان، مسجد جمكران بود

هر كس در این عصر و زمان، بگزیده بهر خود مكان

جاى عُشّاق بی نشان، مسجد جمكران بُوَد.

و اینجا، همان مهبط نورانی انبیاء و معبد معنوی اولیاست:

مهبط انبیا بُوَد؛ مسجد جمكران قم

معبد اولیا بود مسجد جمكران قم

بهر دواى دردها، خاصه گرفتن شفا

قبله گه دعا بُود؛ مسجد جمكران قم.

و از همان تاریخ بود كه بخشی از اشعار شاعران آئینی به این موضوع اختصاص پیدا كرد.

این روزها كه یك هزار و شصت و پنجمین سالروز تأسیس مسجد مقدس جمكران است، این اشعار می‌تواند نجوای عاشقان حضرت یار با آن بزرگوار باشد كه شعر حجت الاسلام و المسلمین جواد محدثی از آن جمله است:

عالَمی ز هجرانت عاشقانه می‌سوزد

شهر انتظار ما خانه خانه می‌سوزد

آتشی به پا گشته زین فراق طولانی

قلب لاله گون ما این میانه می‌سوزد.

و این هم دو بیت از شاعر آئینی، سید حبیب نظاری و نام بردن از جمكران:

دلم هر چند بی نام و نشان است

دچار گریه‌های بی امان است

دلم دلتنگ باران است امشب

سرش بر شانه‌های جمكران است.

بجز این دو شاعر اهل قم، سید محمدجواد شرافت، شاعر دیگر قمی هم برای آن حضرت و انتظار منتظران شعری تقدیم كرده است:

نَمی از چشمهای توست؛ چشمه، رود، دریا هم

كمی از ردّ پای توست؛ جنگل، كوه، صحرا هم

تو از تورات و انجیل و زبور، از نور لبریزی

تو قرآنی، زمین محو شُكوهت، آسمان‌ها هم

جهان نیلی ست طوفانی؛ جهان دلمرده ظلمانی

تویی تو نوح موسی هم، تویی تو خضر عیسی هم

نوایت نغمه‌ی داوود، حُسن ات سوره یوسف

مرا ذوق شنیدن می‌كشد شوق تماشا هم

تو آن ماهی كه در پای ات، تلاطم می‌كند دریا

من آن دریای سرگردان دور افتاده از ما هم

اسیر روی ماه تو هواخواه نگاه تو

نشسته بین راه تو نه تنها من كه دنیا هم

تمام روزها بی تو شده روز مبادا؛ نه

كه می‌گرید به حال و روز ما؛ روز مبادا هم

همه امروزها مثل غروب جمعه دلگیرند

كه بی تو تیره و تلخ است؛ چون دیروز، فردا هم

جهانی را كه پژواك صدایت را نمی‌خواهد

نمی‌خواهم، نمی‌خواهم، نمی‌خواهم، نمی‌خواهم.

و این هم شعری از شاعره اهل دیار حضرت كریمه اهل بیت (س)، طیبه تقی زاده:

یك شعله كافیست كه آتش كنی مرا

كبریت را بكش كه سیاوش كنی مرا

دیگر میان آتش دوزخ رها شدم

با رقص آن جهنمیان آشنا شدم

فرقی نمی‌كند كه كجا آتشم زنى

با رسم زشت موبده‌ها آتشم زنى

عمری كنار معبد بودای خسته‌ام

در انتظار مرد اهورا نشسته‌ام

هی شعر می‌سرایم و هی ناله می‌كشم

بر انزجار روح خودم هاله می‌كشم

دیگر بس است هر چه كه گندم فروختید

هر نان به نرخ شهوت مردم فروختید

بر شانه‌های سرد زمین لانه كرده‌اید

در تار عنكبوت زمین خانه كرده‌اید

با ادعای عشق چنان داد می‌زنید

اینگونه تیشه بر تن فرهاد می‌زنید

از هر طرف كه باد وزد؛ چرخ می‌خورید

آخر چه ناشیانه، چه بد چرخ می‌خورید

خود را به دستهای خودم دار می‌زنم

منصور چشمهای تو را جار می‌زنم

عمری كنار معبد بودای خسته‌ام

در انتظار مرد اهورا نشسته‌ام

دنیا اسیر بت شده، زنگ خطر كجاست؟

آه، ای خلیل گمشده من، تبر كجاست؟

از آتش گناه سیاوش عبور كن

ای شهر شك گرفته، از آتش عبور كن

ای دست‌ها برای دعا آسمان كجاست؟

ای شهر، راه گمشده جمكران كجاست؟

اكنون شعری از هاشم محمدی را به تماشا می‌نشینیم؛ شعری كه نگاهی هم به شب‌های چهارشنبه، به عنوان شب خاص هفته برای حضور در مسجد مقدس جمكران و دعا برای تعجیل ظهور حضرت مهدی موعود (عج) دارد:

غروب روز سه شنبه دلم هوایی توست

و عاجزانه نگاهش به میزبانی توست

غروب روز سه شنبه دوباره می‌خوانم

بیا كه لحظه امداد آسمانی توست

نظر به حال دلم كن كه سرد و خاموش است

همه امید من آقا به مهربانی توست

دوباره این دل شیدا مسافر راه است

مسیر عاشقی‌ام صحن جمكرانی توست

نگاه مرحمت تو مرا بزرگی داد

بیا كه شعر و غزل‌ها همه فدایی توست

بیا و روضه كرب و بلا بخوان امشب

بیا كه فاطمه مشتاق روضه خوانی توست.

و حُسن ختام این گفتار هم، شعر دیگری درباره مسجد حضرت یار است كه با امیدواری نزدیك بودن ظهور حضرتش به پایان می‌رسد و نویدبخش "أ لَیسَ الصُّبح بِقَریب" است:

در مسجد دوست، بوی جان پیچیده ست

انفاس خوشش به جمكران پیچیده ست

امروز درین محفل روحانى ما

عطر خوش صاحب الزمان پیچیده ست

ما حلقه اگر بر در مقصود زدیم

از بندگى حضرت معبود زدیم

این التفات ما به دوست، امروزى نیست

یك عمر دم از مهدى موعود زدیم

دیشب كه رقم ز امر ربّ می‌كردند

دلسوختگان تو را صدا می‌كردند

اى كاش كه كاتبان قسمت، امروز

دیدار تو را قسمت ما می‌كردند

من چشم به خورشید و به نورش دارم

در دل قَبَس از طور ظهورش دارم

صد بار اگر بمیرم و خاك شوم

باز آرزوى درك حضورش دارم

اى دلشده اى كه یار مهدى باشى

یك عمر در انتظار مهدى باشى

امروز درین جمع مشو غافل ازو

شاید كه تو در كنار مهدى باشى

هر چند ره طلب بسى باریك ست

و ایام فراقش چو شب تاریك ست

خوش باش كه از پرتو خورشید امید

پیداست ظهور حضرتش نزدیك ست.

 

بخش اداری
قسمت اداری
نام کاربري :
رمز عبور :
منشورات مهدویت